کد خبر : 7182
تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۴:۴۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 715 بازدید

يك فصل خاطره (بخش پایانی)

گردآورنده : مرتضا خدايگان

هدیه ای نوستالوژیک

برای بچه های دهه‌‌ی پنجاه و شصت و خاطره بازها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مریم در گفته :

واقعاکارتون قوق العادست..یادم میادهمیشه سواراین چرخ وفلکامیشدم وازترس گریه میکردم که بیاریدم پایین..هههههههههههههه عجب یادش بخیر…

[پاسخ]

ایوار در گفته :

خیلی خوب بود به بچگیام رفتم….

[پاسخ]

مهدی ویسی در گفته :

یاد اون پاک کن و مداد تراش بخیر

[پاسخ]

دنیای خوبی با اینا داشتیم حیف …………………………………………..

[پاسخ]

قباد امرایی در گفته :

باسلام وتشکر
به نظر من اگه تصویر یه مرغ که در حال پرواز از سفره ایرانیان است هم میزاشتی خیلی خوب میشد

[پاسخ]

ع-خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۲ مرداد , ۱۳۹۱ ۲۱:۳۴:

تصویرمرغ ومطلبی درباره آن به صورت طنز وبه روال انشا ی ابتدایی دراین سایت برگرفته از وبلاگ سیمای کوهدشت درج شده بد نیست بخوانید.

[پاسخ]

نوشین در گفته :

یاد باد آن روزگاران یاد باد
رفتن به او روزا واقعا احتیاج به معجزه داشت و بس!!!! این تصاویر برای من معجزه بود… یاد چرخ و فلک خیلی خیلی زیاد به خیر
ممنون از تلاشتون……..

[پاسخ]

هنجس در گفته :

آقای خدایگان این چرخ و فلک و محیط پیرامونش مطمئنی مربوط به دوران دهه ی شصت یا پنجاهست ،حالا خود چرخ و فلک شاید مدلش مال دهه ی شصت باشه ،ولی اون اتومبیل ها احتمالا مدل 1389 و 1390 باشند

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۲ مرداد , ۱۳۹۱ ۱۲:۴۷:

با سلام به هنجس عزیز…
حدس می زنم حق با شما باشه. ریزبینانه به تصویر نگاه کردید. البته اینجا بحث اون نوستالوژی هست که خود چرخ فلک ایجاد می کنه… وای نظر شما هم کاملن درست به نظر می رسه… تندرست باشید

[پاسخ]

حشمت اله آزادبخت در گفته :

خیلی خوب بود مرتضا جان ولی می تونستی باحوصله ی عمیق تری کارکنی.زنده باشی.

[پاسخ]

صادق یاری پور پاسخ در تاريخ شنبه ۷ مرداد , ۱۳۹۱ ۰۹:۱۱:

جناب آقای آزادبخت بزرگوار میشه یه کم بیشتر توضیح بدی منظورت چیه؟

[پاسخ]

حشمت اله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۸ مرداد , ۱۳۹۱ ۱۵:۰۳:

دا لال مزونی دت لال چه موشی…سلام یاری پور عزیز مرتضا خودش زبان منو می دونه..زنده باشی.

[پاسخ]

صادق یاری پور پاسخ در تاريخ دوشنبه ۹ مرداد , ۱۳۹۱ ۱۴:۵۳:

سلام آقای آزادبخت.خیلی دوست داشتم نظر شما که از نگاه هنری و کسی که اهل قلم و نویسندگی است را جویا بشم و با نظریات دیگر دوستان و خودم مطابقت بدم.فقط میخواستم یه آنالیز کلی در مورد خاطرات گذشته از دوستان و شما داشته باشم.ببخشید

[پاسخ]

حشمت آزادبخت پاسخ در تاريخ دوشنبه ۹ مرداد , ۱۳۹۱ ۲۲:۴۴:

سلام جناب ياري پور عزيز.منظور بنده اين بود كه اين كار بااين تركيب وچينش بسيار كم تر وپايين تر از هوش و مهارت مرتضاست.مرتضارا با كارهاي متفاوت مي شناسم.انتظار داشتم كمي ولوم حوصله اش را بيشتر بجرخاند….

[پاسخ]

صادق یاری پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۰ مرداد , ۱۳۹۱ ۰۸:۵۴:

بسیار متشکر و ممنون از آقای آزادبخت و تمام دوستان زحمت کش در سایت میرملاس نیوز دات کام.

[پاسخ]

دلبسته به سکه های قلک بودیم
دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگتر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم
آقا مرتضا من بردی به دوران کودکی…..یادش بخیر …:)

[پاسخ]

سیاوش امرایی در گفته :

این ازادبخت هم مثل اقای فراست که گیر الکی می ده باتشکر از کار های زیبای مرتضی جان

[پاسخ]

فرخ شاهي.ز در گفته :

جواني كجايي كه يادت بخير……چه برسه كودكي/خسته نباشيد

[پاسخ]

دستتون درد نکنه
اما
سری اول جالبتر بودند.

[پاسخ]

محمدباقر میرزایی قرلیوند در گفته :

برادر مرتضا….
اینهمه جزییات رو یادته..!!
ما رو چی؟؟!!..

[پاسخ]

صادق یاری پور در گفته :

آقای خدایگان خیلی خوب بود.یاد گذشته بخیر

[پاسخ]

فرخنده در گفته :

وای خیلی عالی بود. هم شاد شدم و هم ناراحت از گذشت سریع زمان. مرسی

[پاسخ]

یاد اون 5تومنی بخیر
بودجه هر روز دبستانم بود کلی حال میکردم

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :