کد خبر : 71978
تاریخ انتشار : ۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 404 بازدید

خود را کباب نکنید!

    امیرمنصوری / میرملاس :   گفتی به عهد من نکند کس ستم به کس پس این ستم زعشوه خوبان به ما چراستگفتی تباهکاری از حد فزون شده است گفتی گذشته همه پر لکه و سیاست نانی بود به قیمت جانی در این دیار آبش ربوده دست ز صحرای کربلاستهشیار باش ز آنکه اگر […]

amir

 

 

امیرمنصوری / میرملاس :

 

گفتی به عهد من نکند کس ستم به کس پس این ستم زعشوه خوبان به ما چراست
گفتی تباهکاری از حد فزون شده است گفتی گذشته همه پر لکه و سیاست
نانی بود به قیمت جانی در این دیار آبش ربوده دست ز صحرای کربلاست
هشیار باش ز آنکه اگر غفلتی رود بعد از تو بر تو نیز همین بحث و ماجراست
(دکتر شمس الملوک مصاحب).

 

شاه سلیمان صفوی (صفی میرزای دوم) به هنگام مرگ گفته بود که اگر میخواهید ایران ترقی کند، مرتضی میرزا (یکی از هفت پسر شاه سلیمان) را به پادشاهی برگزینید و اگر میخواهید آسوده خاطر باشید، حسین میرزا را بر تخت سلطنت نشانید. بزرگان مملکت که اکثرن مردمانی تن پرور بودند، حسین میرزا را به سلطنت برداشتند و او را (شاه سلطان حسین) لقب دادند. و ایشان نیز با توجه به کفایت خود، آنچه را که لازم بود برای آینده ایران انجام دادند…!!!
چند وقتی است که فعالیتهای منتخبان انتخاباتی مجلس شورای اسلامی، یکسری سروصدا را در کشور به راه انداخته است، که گاهی مورد تعجب و گاهی نگرانی و تفسیرهای گوناگون محافل اجتمایی و سیاسی و مطبوعاتی کشور قرار می گیرد. همه از هم می پرسند مگر این منتخبان انتخاباتی که از سوی دستگاههای اجرایی کشور و پشتیبانی ملت، خودی نشان میدهند و بارها آمده اند و رفته اند، چه جایگاهی دارند؟ از این گذشته، این اعضای محترم که میخواهند هر چند وقت یک بار در یک مجمع دور هم بنشینند و اوضاع ساختاری، اجتمایی – سیاسی ایرانشهر را بررسی کنند و سر و سامان بخشند؛ آیا چه خصوصیاتی باید داشته باشند؟ و چه هدیه ای را برای ملتشان به ارمغانی آورده اند؟ آیا در برابر قادر متعال و وجدان خویش میتوانند احساس مسئولیت نمایند و بفهمند که چه وظیفه ای بر عهده دارند؟ آیا همت دارند که روزی در برابر ملت به نیکی بایستند؟ آیا از جمله افرادی بوده اند که بدون توقع، خیرشان به دیگری رسیده باشد؟ آیا مقام و تربیت شان با نیرو و همت شان همسانی دارد؟ ووو … خیلی اما و پرسش های دیگر که، چطور بشود!؟
هر ایرانی روشنبین و وطن خواهی آرزو میکند که در مملکتش مانند همیشه اصول همکاری و هم فکری جای تک روی را بگیرد. به راستی شاید در این بین، وطن پرستانی باشند که موجب جمع شدن ملت دور هم گردند و در برابر فکر مخالف ملت، مقاومت داشته باشند، که در واقع این خواست قلبی مردم و دلیل رشد میتواند باشد. یکی از اقدامات مهمی که اخیرن در کشور ما مبنای برنامه های عمرانی و آبادانی قرار گرفته است، در راستای سیاستهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی رقم خورده است. از این رهگذر، منتخبان وظیفه دارند که برای رسیدگی و پیگیری مسایل و مشکلات مردم، در کنار نهادهای مختلف دولتی، کمیته ی تخصصی طرح و بررسی تشکیل دهند و در صورت لزوم امکانات جذب اعضای تحصیل کرده و کاردان را برای حل مسائل همسان فراهم سازند. و این چنین است که فعالیتهای انتخاباتی در سراسر کشور و از جمله استان لرستان ما، به صورت هدفمند پیگیری میشود… برخی آمدند و گروهی خواهند رفت، عده ای ناراضی هستند و گروهی متعجب اند… کسانی فکر میکنند که اگر این برود و آن بیاید؛ جایگاهی خواهند داشت و فتح الفتوح خواهند کرد و تمام مشکلات و معضلات بر طرف خواهد شد، هزینه های زندگی تنزل خواهد کرد و بخصوص آندسته معترض که حقوق بگیر هستند خواب میبینند که اگر دیگری بیاید حقوقها را چند برابر و راحتی و آسایش بیشتری برای آنان فراهم خواهد ساخت… البته تعداد اینها زیاد نیست ولی تردیدی نیست که در شایعه سازی و شایعه پراکنی و یا باصطلاح کوبیدن تشکیلات موجود فروگذاری نمیکنند… خوب آخرش چه خواهد شد؟
چه اعتمادی میشود به افرادی داشت که هر چند – با کمال شرمندگی در برابر حق ملت – دوباره عرض اندام میکنند و دلخوش کرده که در پشت میز خدمت می نشینند و مقداری کاغذ امضاء میکنند. واقعن این چنین کسانی که بد بوده اند و خواهانند که بدتر کنند، احساس شرم در برابر این ملت نجیبی که به آنان اعتماد داشته اند، را ندارند؟
شوربختانه در این کهن دیار، خیلیها هستند، اگر به آنان پیشنهاد شود در صورتی که پایه ا ید و تمایل دارید؛ بیایید بر کرسی رهبری کشور و یا اورند اجرایی کشور بنشینید و فرمان اداره مملکت را در دست بگیرید… فی البداهه و بلافاصله با کله تا آنجا سراسیمه می شتابند!!! و هیچ وقت توانایی اندیشیدن به این را ندارند که آیا خواهند توانست در این راه گامی بردارند یا نه؟ و با این وجود هیچگاه پشیمان هم نیستند، اما غافل از اینکه گفته اند:
جانا ترا بدین حسن و این جمال / نه وقت حج رسیده و نه روزه در خورست
(عبیدالله زاکانی قزوینی).
آخر کسی نیست به این گروه روشن بین، که هیچکدامشان زبان هم را نمی فهمند و یک نفرشان از مرام و مسلک ایرانشهر خبری ندارد، بفهماند؛ بگذارید که ملت نفس بکشد… و بیهوده وقت خود را به این امید تلف نکنید که باز چند وقت یک بار دور هم جمع شوید و از این امامزاده معجزه ببینید. کدام کار فکری مفید را تا به حال انجام داده اید؟ جز اینکه هر چند وقت یک دفعه به همراه بیانات بطلان بداندیشان و در حالی که کوچه پس کوچه های شهر را متراژ کرده، کسب فیض میکردید. گمان میکنید که مردم نمیدانند…؟ بس است، از سر راه ملت کنار بروید.
هر که آمد در لرستان، بار خود پیچید و رفت / بر لرستانی ساده، زیر لب خندید و رفت
(اسدالله امیرپور غضنفری).
خیلیها هستند که می آیند و میروند و به ما کاری ندارند (= بودن و نبودنشان سود و زیانی ندارد) به عبارتی دیگر، در واقع پدر ملت را در آورده اند. خیلی ها هستند و خواهند بود که فراموش نمیشوند؛ خدماتی که میبایستی انجام دهند به بهترین وجهی انجام دادند و بهترین عامل مؤثری بودند که احساسات برانگیخته شدهی ملت ایران را با قیافه ی حق بجانب و بیانات ملایم تسکین دادند.
ایدون باد، ایدون تر باد.

کتابنامه؛
پناهی، سمنانی
۱۳۶۸ نادرشاه بازتاب حماسه و فاجعه ملی، انتشارات کتاب نمونه، تهران.
دیوان اشعار دکتر شمس الملوک مصاحب.
دیوان اشعار عبیداله زاکانی قزوینی.
اشعار و دستونشته های اسدالله خان غضنفری امرایی امیرپور.

*امیرمنصوری ،پژوهشگر وباستان شناس

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مهدی منصوری در گفته :

باسلام.ممنونیم پسرعموی عزیزم ازمطالب خوبتون امیدوارم مردم شهرستان وبخش های تابعه به این نوشته توجه داشته باشند.باتشکر

تورا من چشم در راهم

محمود مهکی در گفته :

هردم از این باغ بری می رسد/تازه تر از تازه تری می رسد

محسن عبدی(کورونی) در گفته :

درود بر استاد سخن برادر منصوری

مجتبی عبدالهی فرد در گفته :

درود بر استاد منصوری عزیز به خاطر نگاشتن اینگونه مقاله ی مفید و پر محتوای

ابراهیمی در گفته :

بسیار زیبا و پر محتوا

میثم فیضی در گفته :

قابل تامل و درود بود جناب منصوری
احسنت بزرگمرد.

اولای در گفته :

درود بر عماد مغنیه و پیروان راهش…

آدینه وند در گفته :

هر چند مطلب با قلمی تند و رو به جانب سراشیبی نوشته شده است. و ممکن است خاطر برخی ها را آزرده نماید. اما در واقعیت آن نمیتوان کتمان کرد.
درود بر صبر و شکیبایتان مهندس

ناشناس در گفته :

باسلام.آقای منصوری خواهشمندم که مسائل مشکلات کوهنانی رو برا مطلب بعدی آماده کنید ودرسایت های شهرستان بذارید شایدبه گوش استاندارومسولین استان برسد

تبعیدی در گفته :

باسلام و عرض ادب خدمت دوستان دنبال کننده فضای بیکران

ای کاش از خود شروع کنیم !
ای کاش درضمینه تخصص خود و در زمینه ای که پژوهش داریم صحبت نماییم تا دیگر اینقدر انتقاد بی پایه نباشد در این ۰۰۰۰۰
نانوا هم جوش شیرین میزند

طرهانی در گفته :

تفسیرتان از روی سلیقه است و با مستندات تطابق ندارد لطفا تاریخ را عوض نکنید افراطی بودن هم حدودی دارد مدرک شما باستان شناسی است یا تاریخ و جامعه شناسی یا ورزش و فلسفه
تناقص در گفتارتان بیداد میکند

آزادبخت در گفته :

باید برای بعضی از جوانان که ادعای روشنفکری دارند تاسف خورد اقای منصوری این تناقضات از کجا نشات گرفته

ناشناس در گفته :

با سلام و عرض ادب
شما فکر میکنید که همیشه باید از ادبیات عربی و روایی مطلب استفاده کرد
تا با ذوق بعضی ها خوش بنشیند. اما دوست من هر قلمی یک نوشتار و.
هر زبانی یک بیان و هر انسانی یک شخصیت خاص دارد. بیان مشکلات
با هر زبانب می تاند باشد.
شما خود را خسته نکنید و پوچگرا نباشید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :