کد خبر : 72186
تاریخ انتشار : ۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 878 بازدید

در سوگ «رحم‌ خدا نوری‌ شاد»

  استاد ایرج رحمانپور / میرملاس :  با دریغ و درد با تأسف و حسرت و به نوای چمریانه از دیار فراموش شده ام، از سرزمین به فراموشی سپرده‌ام، با دست بی رحم مرگ درشت جواهر نایاب دیگری از هنر ایران در خاک شد. رحم خدا نوری شاد استاد بزرگ سرنا نواز دیار فراموش شده رفت. […]

iraj -rahmanpoor

 

استاد ایرج رحمانپور / میرملاس : 

با دریغ و درد با تأسف و حسرت و به نوای چمریانه از دیار فراموش شده ام، از سرزمین به فراموشی سپرده‌ام، با دست بی رحم مرگ درشت جواهر نایاب دیگری از هنر ایران در خاک شد. رحم خدا نوری شاد استاد بزرگ سرنا نواز دیار فراموش شده رفت.

همه از ایران می‌گویند، از باستان، از گذشته ای سرشارِ نیکی و داد و دِهش و خنی‌ای انسان ساز، اما هرگز نمی‌خواهند بدانند آیا از آنچه که در موردش داد سخن می‌دهند، در جایی نشانی یافت می‌شود؟

وقتی به توسط روشنفکری بیمار و سیاست باز یک سرزمین هر آنچه از گذشته‌اش… با چنگ و دندان و از خودگذشتگی مردمانی وطن پرست باقیمانده با عنوان‌های جعل شده‌ای مثل عشایر، ایلات، قبیله، به کناری گذاشته می‌شود و با بی توجهی به ویترینی از هویت خودی که در جای جایِ این سرزمین به جا مانده، همه آرزوهایشان را در سبد آنچه از بیرون آمده می‌گذارند باید همین بشود که شده است.

به راحتی ایران شهری، گذشته و تمدن را در بوق و کرنا می‌کنند، گیل گمش را شعر و کتاب و نمایش می‌کنند، بی آنکه سعی کنند مردمانی که این رویاها را پرداخته‌اند و بر مفرق جاودانه کرده‌اند بشناسند.

 

139405011613187325741213-370x259

 

برای اطلاع عزیزان روشنفکر عرض می‌کنم «رحم خدا نوری شاد» ورجاوندِ قرناقرنِ نواهایِ این سرزمین از باربد تا شجریان بود، دریغ و هزار دریغ که در نهایت تنهایی، گمنامی، تنگ دستی و فراموشی از طرف جامعه‌ی روشنفکری می‌آیند، می‌بالند، به سلسله جبالی صعب العبور از نوا و نغمه تبدیل می‌شوند و می‌روند.

آنوقت روشنفکر سیاست دوستِ در عین حال قربانی سیاستِ این سرزمین از سر شیفتگی و دلدادگی دست چندم‌ترین نوازنده بالابان آنسوی مرزی را روی سر می‌گذارد حلواحلوایش می‌کند از ذوق در پوست نمی‌گنجد که به‌زودی سی دی دونوازیش با نوازنده ای از «خارج» به بازار می‌آید و دارد می‌ترکد که به‌زودی چند فریم از فیلم او و فلان و بهمان از «خارج» از «شبکه های خارجی»! پخش خواهد شد.

در حالیکه نوری شادها هستند که نمی‌گذارند دفتر موسیقی این سرزمین به صفحه آخر برسد و این الماس‌های درخشانند که باید بزرگ داشته شوند و نوازندگان «مِدیا دوست» این سرزمین با افتخار کنارشان بنشینند.

از شمال تا جنوب سرزمین لر، از ممسنی تا خلیج فارس، از نهاوند تا مرز عراق بزرگانی هستند که چون بلوط‌های روییده بر افق‌های بادگیرِ سرزمینشان بیرق همیشه در احتزاز نوا و نغمه این سرزمینند.

بگذار هنرمند رادیو فردایی این دیار چشمش دودوبزند به دست جایزه بده‌ی آنسوی مرزی.

این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم استاد به همه هنرمندان دلباخته و وطن پرست خصوصاً استاد علی اکبر شکارچی که همواره این عزیزان را بزرگ می‌داشت و به عزیز هنرمند احسان عبدی پور که نگذاشت سرنانوازی زاگرسی به صفحه آخر برسد تسلیت میگویم.

 

 

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

علي در گفته :

روحش شاد هنرش زنده پوینده باد.
دورود بر استاد بزرگ موسیقی ایلام باستان ایرج رحمانپور افتخار سرزمین لرستان و ایران ..

محمود مهکی در گفته :

خداوند روح اورا شاد و قلب شاگردان وخانواده اش را تسکین دهد ،چشمانت را اشکی نبینیم هنرمند بزرگ شهر ودیارم رحمان پور عزیز

كوشكي در گفته :

خدایش بیامرزد.

نعمت آزادی فر در گفته :

شک ندارم تا رحمانپورها هستند ،هیچگاه چرخ پویایی هنر این دیار از حرکت باز نمی ایستد…. درود بر استاد رحمانپور دوست داشتنی….
سجاد جان همچنین از شما بابت درج این خبر و این پیام پر مفهوم بینهایت ممنونم.
.
در آخر من هم ضایعه درگذشت استاد نوری شاد رو به خانوادهء آن مرحوم و تمامی اهالی هنر دوست این دیار تسلیت میگم… خدایش بیامرزذ.

خدا یا اگر نبودند آسمان چاک های طنازی و دلنوازی اگر نبودند گوش زاگرس نوازی و عشق بازی هنرمندان این دیار لر کی میتوانست هویت بخشی به استقامت و شجاعت و دلدادگی قوم لر را به ایران شهری معرفی کند و قرنها سینه های چاک شده هنرمندان این دیار را ستبر کند آنچنانکه رحمانپور را که زاییده این زاگرس پیر همیشه زنده را به قلبهای پاک قوم لر پیوند بزند

طرهان در گفته :

روحش شاد و یادش گرامی .

سپاس فراوان از استاد گرامی ایرج رحمان پور ؛

درود بر عاشقان دیار کهن و حافظان فرهنگ و هنر این مرز و بوم , بله هویت من , فرهنگ من و هنر من با وجود غیرت مردمانش هرگز خاموش نخواهد شد , استوار باشید .

ورجاوندِ قرناقرنِ نواهایِ این سرزمین از باربد تا شجریان بو د
پاینده باشی عالی بود

گراوند در گفته :

روحش قرین رحمت ایزدی باد. .
هنرمندان سرزمین پاک لرستان : چون رود روان ساری جاری هستید…از یک نژاد پاک کهن یادگاری هستید.

کونانى در گفته :

با سلام خدمت استاد رحمان پور که شاىد جز معدود هنرمندان لرستانى باشد که خود را وقف ارتقاى فرهنگ لرستان نموده اند. روحش شاد و امىد که فرزندان اىن خاک بر خلاف رسم مرسوم و عرف جامعه لرستان ىادش را گرامى بدارند.واقعا اگر همىن موسىقى و مراسم سور و سوگ مردمان زاگرس نبود بکلى ما مردمان لرستان بىش از اىن دچار بى هوىتى فرهنگى شده بودىم.

هوشنگ آزادبخت در گفته :

جاناغم دل گفته ای.استادا!چگونه بخوانمت تاکنجی ازجمال نازنینت برصحیفه ی تاریخ پرملال کهن سرزمینم نقش بندد.تمام داروندارم راگرهم به یاری جویم تاب چنین عرض اندامی برایم بس سنگین است.پربی راه نمی گویم آنگاه که نوای جگرسوزاسطوره ایت شرربرخرمن رنج مان می زند بایدبرتوافتخاربورزیم.آنگاه که بزم ورزم،سور وسوگ مان باصدای سحرانگیزت می آرایدبایدتمام قددربرابرت سرتعظیم فرودآوریم.استادابرماببخشاییداگرگاه گداری اندک ناسپاسانی عهدشکن ،نادانی شان گرمی گیردوروح لطیف ودلارام تورابا تازیانه های بخل وبغض ونخوت می آلایند.بی تردیدلحظات پرطپش زندگی مان سرانجام بانوای روح نوازت به رامش وآرامش می گرایدوروزگارکرخت مان رنگ شادابی وسرپنجگی می گیرد.چه بگویم استاد! که هزاران رازنهفته ونگفته درسینه ی سوزناک داریدومجال ها ببایدتادگرباره بربسترزندگی این مردمان سربازکنند.استادا بخوان که حریرآوازت به سان بارانی ست که ناخن برپیکرتشنه ی دشت می کشد.مانا باشی واستوارآنچنان که گرمی صدایت سالهای سال گرمابخش زمهریر محفل ها یمان باشد.بدرودوهزران درود.

سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس " در گفته :

دست مریزاد جناب هوشنگ آزادبخت

هوشنگ آزادبخت در گفته :

جناب همتی عزیز!سپاس.

کریمی در گفته :

ا هاواره هه/ارا دلتنگی کل پیر شکت ار کلما هر رارا بژن/خمینه دلم هر رارا بژن. روحش شاد و یادش گرامی باد زنده یاد نوری شاد/مانا باشی و ماندگار استاد عزیز حنجره زخمی زاگرس که با نوای روحبخش زخم های کهنه ما را همواره التیام می بخشی.

فاطمه همتی در گفته :

روحش شاد و یادش گرامی

پیشمرگه رحمانپور در گفته :

به خداوندی خداوند سوگند! به هر آنچه ارزش سوگند دارد قسم! به حرف حرف اشعار و نغمه های اهورایی رحمانپور این مرد اسطوره ئی قسم! مولکول های این جسم ناچیزم با نواهایی آسمانی رحمانپور که هزاران چون من فدای یک دهن آوازش باد! زنده می شوند.خدایا بلند دارنده فرهنگ این سرزمین را عمر جاودانی ببخش! تونه می نویسم…استاد استاد بی مهری هایمان را ببخش و بخوان. برایمان بخوان که خیلی غریبیم برایمان بخوان که دردمندیم. برایمان بخوان تا بتوانیم زندگی کنیم. روزی شخصی از من پرسید دوست داشتی چه زمانی و در چه عصری متولد میشدی! گفتم من اگر با استاد رحمانپور هم عصر نبودم عمر خود را تباه شده می دیدم. هرچند نه تو را دیده ام و نه می شناسیم. اما من تو را از خودم بیشتر می شناسم. اگر همگان با خود منولوگ دارند در ایام بی کسیشان. من با تو دیالوگ داشته ام در همه عمر. پس بخوان!پراکنده گوییم از سر هیجان گفتگو با استاد است به دل نگیرید!

سکینه آدینه وند در گفته :

یادش گرامی باد

پرويز گراوند در گفته :

ایرج عزیز، استاد رحمانپور گرامی!
ای که کم کم داری به شعر و ترانه تبدیل می شوی
و با مشت دشت های تشنه را سیراب می کنی و…!

قطعاً تعبیرتان از واژه ی «روشنفکر» در اینجا از سرِ درد است. اگر شما به روشنفکران بتازید، حتماً میدانیم منظورتان «روشنکفر نما ها» است که شما خود مصداق بارزِ روشنفکری (به همان معنای واقعی و اصیل) هستید. اما در زمانه ای که «سنگ سرشتان» در پی تحقیر و تخریب واژه ی «روشنفکر» و روشنفکری هستند، شاید اگر کمی مصداقی تر درد را فریاد می کردید، روشن تر و درمانگرتر بود.
شاید کسانی که چندان با مفهوم روشنفکری آشنا نیستند، نه تعبیر شما را از روشنفکر در این مقال، بلکه اصل روشنفکری را مقصر قلمداد کنند.
با آرزوی توفیق و ارادت

مرادی در گفته :

سلام استادایرج رحمانپور گرامی
من برادر زاده استادنوری شادهستم ازطرف خودم وخانواده داغدارعموی عزیزم ازشمانهایت تشکروقدردانی را دارم.

انار سياو در گفته :

سلام براستاد رحمانپورعزیز!
درودبرروح استادنوری شاد!
وه چپه نه رگس جارو بکم جات
تا که ننیشی گرد ار پنجه پات

مجیدهوشیاری در گفته :

باسلام براستادایرج،ودوربرهنرمندان ارامگرفته درسینه خاک،امیدوارم شماودیگرهنرمندان این دیارهنرخیز که تداعی بخش هنرزاگرس زمین باشید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :