کد خبر : 72911
تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 575 بازدید

از ماست که برماست

  علی محمد امرایی / میرملاس :  با این شرایطی که در شهر!! ما حاکم است بعید میدانم که پیشرفت و ترقی به این زودیها خود را بر ما عرضه کند زیرا همچنان طا یفه گری و تعصبات کور قومی را بر نظم و انضباط شهری ترجیح داده وعزممان را برای پیشرفت بکار نمی گیریم. […]

 

علی محمد امرایی / میرملاس : 

با این شرایطی که در شهر!! ما حاکم است بعید میدانم که پیشرفت و ترقی به این زودیها خود را بر ما عرضه کند زیرا همچنان طا یفه گری و تعصبات کور قومی را بر نظم و انضباط شهری ترجیح داده وعزممان را برای پیشرفت بکار نمی گیریم. شهر نشینی ریشه در تمدن و مدنیت دارد با این اوضاع اسفباری که بر جامعۀ در هم گسیختۀ دیارمان حکمفرماست نشان از آن است که از مدنیت خبری نیست و قطعا تا رفتارمان را قاعده مند نکنیم وضع همین خواهد بود که هست و تغییرات مکرر مدیریتی در سطوح مختلف از جمله شهرداری که نقش موثر تری در تنظیم ساختار شهری دارد نیز تاثیر چندانی در روند موجود نخواهد داشت این همه بی نظمی و ولنگاری که در جامعۀ وجود دارد همه اش محصول عملکردِ وجود مبارکِ خودمان است و گر نه این بی نظمی ها را که از خارج وارد نمی کنیم تابحال مسئولینِ زیادی آمده و رفته اند اما آش همان آش است کاسه همان کاسه!! بهترین شهردار دنیا را هم که مستقر کنند بعید میدانم تحول چشم گیری در این دیار صورت پذیرد و لذا این ماییم که باید تغییر کنیم و این ماییم که باید تعصبات بی معنی وکورکورانۀ طایفه ای را کنار گذاشته و آداب اجتماعی را سرلوحۀ کار قرار داده و آنرا برای دستیابی به پیشرفت بکار ببندیم.یکی از اشتباهات استراتژیک در دولت اصلاحات اجرای بدون پیش زمینه قانونِ شوراها در سراسر کشور بود که متاسفانه در خیلی از جاها از جمله شهرِ!! ما آثار مخرب و زیان باری ببار آورد ، ای کاش این قانون برای بستر سازی و آمادگی ذهنیِ مردمِ مناطقِ کوچک ، درکلان شهرها به صورت آزمایشی اجرا و سپس به مرور در مراکز استانها و بعد از مدتی در شهرها و بخشها عملیاتی می گردید تا همۀ مناطق از جمله شهرهای کوچک از منافع آن بهره مند می شدند . در واقع ابزارهای مردم سالارانه که تا حدودی دست همگان را برای تعیین سرنوشت خود بازگذاشته اند می بایست لوازم پیشرفت و توسعه را برای ما فراهم کنند ولی از آنجایی که از همان اول بستر برای ایفای نقش اجتماعی افراد فراهم نبوده و خیلی از افراد از لحاظ رفتاری اهلیت و آمادگیِ دریافت این نقش ارزشمند را نداشته اند ، لذا به همین خاطر تعصبات برعقلانیت و آگاهی غلبه و وضع موجود را برای ما به ارمغان آورده است حقیقتا رفتار موجود غیر قابل دفاع و به شدت بدور از مدنیت و پیشرفت است و به همین دلیل است که بجای پیشرفت دچار پس رفت شده و روز به روز توسعه از ما گریزان تر میشود .آیا تا به حال هیچ از خود پرسیده ایم که :
چرا برای سرمایه گذاری کسی عزم سفر به این دیار نفرین شده را نمی کند ؟؟؟ چرا ثروتمندان و سرمایه داران بومی نیز میلی به سرمایه گذاری در این منطقه از خود نشان نداده و همچنان از شهر خود دوری می گزینند؟؟؟چرا متخصصان و پزشکانِ حاذق حاضر به خدمت در این دیار سوخته نیستند؟ چرا همه از نام دیار ما گریزانند ؟؟؟چون چوب وچماق وتفنگ وتعصبات کور طایفه ای و بی نظمی هنجار شکن چهرۀ این منطقه را زشت وخشن.جلوه داده است !!! وتعدادی از خود راضی بدون در نظر گرفتن منافع عمومی به خود اجازه می دهند برای ارضای امیالِ خشونت طلبانه خود دست به رفتارهای غیر انسانی زده و وضعِ موجود را برای خدمت و سرمایه گذاری مخدوش جلوه دهند . در قبل از انقلاب به نقل از کسانی که خود شاهد بر ماجرا بوده اند در یکی از روستاهای حومه با استفاده از سلاحِ گرم یک قلاده سگ توسط فردی ناشناس کشته می شود که توسط مسئولین ذی ربط موضوع را به مراجع بالا گزارش و با توجه به حساسیت موضوع ( استفاده از سلاح گرم) بلا فاصله چند اکیب ویژه برای رسیدگی ، خود را به محل رسانده وبا قاطعیت تمام تا تعیین تکلیف و شناسایی و صدور حکم مجازاتِ شخصِ متخلف ، در محل حضور داشته و از هر گونه مماشاتی خود داری میکنند…درست است که مسئولین ذی ربط حساسیتهای لازم را در پیگیری و مجازات اینگونه افراد خاطی بعضاً از خود نشان می دهند. اما آیا هیچ گونه مسئولیتی متوجه خود ما نیست ؟؟ خیلی از رفتارهایی که از بعضیها سر میزند در هیچ صفحه ای از تاریخ جاهلیت دیده نمی شود!! به رگبار بستنِ منازلِ مردم به قصد انتقام در کجای جاهلیت وجود داشته است ؟؟؟آیا اینگونه میخواهیم اظهار وجود کرده و خود و طایفه خود را به دیگران اثبات کنیم ؟؟ فرض را براین بگذاریم که در این خراب شده هیچ مسئولی اعم از قضایی و انتظامی و امنیتی وجود ندارد آیا خودِ ما رسالتی در زندگیِ اجتماعی خود نداریم؟؟چرا با وجود این همه پتانسیل، خود شرائطی به وجود نمی آوریم که آداب و ضوابط اجتماعی مان قاعده مند شود وچرا فضای مناسب و راه گشایی ترسیم نمی کنیم که که براساس آن مناصب ریز تا درشت به کسانی واگذار شود که حد اقل آشنایی با ضوابط اجتماعی و مدنیت داشته باشند؟ چرا ابزارهای فرهنگی را برای اثبات وجود خود به کار نمی گیریم ؟؟ شاید دلیل خیلی از عقب افتادگی ها این است که کمیت را برکیفیت کار ترجیح داده و آموزه های اجتماعی شدن را در دستور کار قرار نمی دهیم .در خیلی از جاها عبور از چراغ قرمز حتی برای یکبار مانع از انتصاب فردِ متخلف در تصدی مدیریتی میشود و یا انداختنِ آب دهان در معابر عمومی ، آن شخص را در آن جامعه انگشت نشان کرده و همگان با چشم حقارت به او می نگرند ….چرا ؟ چون در این جوامع همگان بر مدار و معیار یک نقشۀ راهِ اجتماعی حرکت می کنند و هر کس خلاف این قاعدۀ کلی عمل کندجامعه را برعلیه خود می شوراند لذا باید بپذیریم که خودمان بدست خودمان جادۀ پیشرفت را نا هموار کرده و راهِ آبادانی و پیشرفت را بر روی خود بسته ایم . درست است که عرصۀ فرهنگ اقتضاعات و تواناییهای خاص خودش را می طلبد و طبیعیست که ورود به این عرصه کاری بس سنگین و طاقت فرساست وشاید از هرکس هم برنمی آید که به این عرصه ورود کند ، اما باید بدانیم که اگر می خواهیم شاهد پیشرفت وتوسعه در این مِلک سوخته باشیم چاره ای نداریم که نظم وانضباط را خمیر مایۀ کار قرار داده و به فرهنگ بعنوان اولویتی دست اولی نگریسته و قبل از ورود به هر عرصه ، اول به آموختنِ آداب آن پرداخته وسپس آنرا در زندگی بکار ببندیم نه اینکه اول ابزار را بکار بگیریم و بعد نحوه استفاده از آنرا نیاموخته لوس کنیم متاسفانه شرایط بگونه ای رقم زده شده است که خیلیها برای عرض اندام و خود نمایی بجای اینکه معرفت وفضل و ادبشان را به جامعه عرضه کنند،گاهی زشت ترین حرکات غیر قابل دفاع را برای اثبات وجود خود و طایفۀ خود بکار می گیرندکه باکمال تاسف بارها مشاهده شده است افراد تحصیل کرده و دارای نام ونشانِ اداری و آموزشی در این رفتارهای نامساعد نقش مخربی داشته و دارند و فضای جامعه نیز بگونه ای است که هیچگونه محدودیت و محرومیتی برای اینگونه افراد قائل نمی شود.( معمولا در جوامع پیش رفته اینگونه افراد بر عکس روال جاری در جامعۀ ما، از مدیریتهای اداری و اجتماعی محروم میشوند) اگرشرایط فرهنگی طوری رقم زده شودکه افرادِ جامعه معیار و اولویت اول را برای زندگی ، شخصیت و مدنیت بدانند و مطمئن باشند که رفتار اجتماعی آنها در موقعیتهای آینده آنها موثر واقع می شود دیگر شرارت و قلدری و طایفه گری محلی از اِعراب نداشته و همگان تلاش خواهیم کرد در این مسیر گام نهاده وبرای کسبِ این امتیازِ ممتاز(مدنیت)، خود و رفتار خود را با قواعد پذیرفته شده اجتماعی منطبق کنیم که قطعا نتیجۀ حاصل از آن ، جامعه ای عاری از زشتی و خشونت و بی نظمی خواهد بود در غیر این صورت باید همچنان شاهد از دست رفتن فرصتها و ضایع شدنِ امکانات و منابعی باشیم که می شود آنها را در جهت توسعه بکار گیری کرد.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :