کد خبر : 73404
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 944 بازدید

شهید حمید ابراهیمی به روایت یکی از دوستان

شهید حمید ابراهیمی/ میرملاس نیوز:   سلام بر کوهدشت وشهیدانش ورزمندگان پرافتخارش:نوشته ی یکی از دوستان شهید حمید ابراهیمی طبق روال همیشه هرچند وقت یکبار بیاد شهدای کوهدشت ویاران شهیدمان سری به میر ملاس زدم و در بین فهرست شهداء عملیات مرصاد ،عکس برادر خوبم شهید حمید ابراهیمی را دیدم و بسیاری از خاطرات دوران […]

12

شهید حمید ابراهیمی/ میرملاس نیوز:

 
سلام بر کوهدشت وشهیدانش ورزمندگان پرافتخارش:نوشته ی یکی از دوستان شهید حمید ابراهیمی

طبق روال همیشه هرچند وقت یکبار بیاد شهدای کوهدشت ویاران شهیدمان سری به میر ملاس زدم و در بین فهرست شهداء عملیات مرصاد ،عکس برادر خوبم شهید حمید ابراهیمی را دیدم و بسیاری از خاطرات دوران مقاومت برایم تداعی گردید. این عکس را در روستای آلواتان سردشت اگر اشتباه نکنم گرفت. خشابهای چهل تیری وکلاش مخصوص که حمید علاقه زیادی به آن داشت واین یادگاری را از بوکان با خودش آورده بود این روش تسلیح وتجیزات روشی بود که رزمندگان شجاع بوکانی اعم از کرد وبرادران اعزامی باب کرده بودند و نشان از پیشتازی این نیروها در همه صحنه های نبرد بود بعدها به دیگر شهرها سرایت کرد این روش یکی از نشانه های اوج آمادگی وصلابت رزمندگان آنزمان بود.این تجهیزات یادآور رزمندگان دلیری چون شهید علی در یانورد و شهید علی شوانه وشهید یوسف زاده و میتوان گفت مبدع آن رزمنده غریب کردستان برادرمان مرحوم قربانعلی رنجبران بود که متاسفانه در اردیبهشت سال ۸۹ در زادگاهش (قائمشهر) براثر ایست قلبی با غم زمانه وداع کرد وبه ابدیت پیوست. روحش شاد.

شهید حمید روحیه عجیب داشت خصایص برجسته ایشان تقوا وعملش بود بسیار دلیر وشجاع بود برای رفتن خیلی بیقرار بود جانمازی همیشه در جیب کوچک بغل شلوارش داشت همیشه آماده راز ونیاز بود این جوان رعنا از ورزیدگی خاصی برخوردار بود یادم میاید که از آموزش واحد بسیج بوکان با ایشان آشنا شدم زمانی که میدیدم جوانی خوش سیما وسلحشور در بسیاری از عملیاتها بصورتی افتخاری وبا خواهش وتمنا شرکت میکند روزی به شهید دریانورد گفتم : علی این جوان را زیر نظر داری ؟ گفت اتفاقا مدتیه که روی اون دقت کرده ام وفکرکنم از ایشان یک کادر خوب درست میشود . باهم هم فکر بودیم چون حمید یکی از کسانی بود که در بسیاری از عملیاتهای ویژه که عموما غروبها حرکت میکردیم میدیدیم که از همه زودتر اسلحه حمایل بسته وآماده حرکت میباشد. چندین عملیات موفق انجام دادیم که حمید نقش خوبی داشت ولذا خیلی زود از آموزش بسیج به صف فرماندهی پیوست و روحیاتش به فرماندهان بالا دستی روحیه حرکات بزرگتری میداد. وقتی به اتفاق تیمی رفتیم سردشت جزء اولین کسانی بود که بما پیوست و مدتی در واحد عملیات فعالیت نمود و در این مدت کم توانستیم ریز بینیهای عملیاتهای نا منظمی که در بوکان تجربه کرده بودیم درسردشت پیاده نماییم . جوانان سلحشور با لباسهای کردی که تشخیص قومیت آنها دشوار بود، جلوه های بیادماندمی روزهای سخت پایداری در مناطق کردستان بود.

حمید خیلی زود به فرماندهی پاسگاه میرآباد سردشت که استعداد گردان بعلاوه را داشت،منصوب گردید و بتنهایی از پس همه منطقه استحفاظی خودش برمیآمد عملیات شجاعانه ای در ارتفاعات پانه سر انجام داد که در نوع خودش جسورانه بود هرچند چند نفر از پیشمرگان غیر بومی درکنارش شهید شدند ولی تدبیر عملیاتی او بی نظیر بود. چند روز بعد به اتفاق تعدادی دیگر از نیروهایش بر روی مین کارگذاشته شده در منطقه آلواتان رفت که چند نفر شهید شدند ولی خودش مجروح سطحی شدند. ولی هرگز از روحیات جنگاوری اوکاسته نشده بود . تهور و شجاعت او سبب گردید که در تمامی عملیاتهای آفندی در کنارمان باشد . روزی گله کردند وفرمودند من از اینکه من در شرایط غیر آماده هدف گلوله قرار بگیرم ناراحتم دوست دارم در صفوف نیروهای آفند قرار بگیرم وبهمین خاطر به عملیاتبرگشت وتا سردشت بودیم در تمامی عملیاتها نقش فرماندهی میدان عملیات را برعهده داشت وهمواره یکی از ستونهای اصلی فرماندهی عملیاتها بود.
بنا به صلاحدید به مهاباد منتقل شدیم ودر اینجا حمید رسما جانشین واحد عملیات معرفی گردید و در کنا دوست عزیزمان مرحوم مسلم شاهرخی(چند سال پیش براثر سانحه رانندگی درگذشت) بیشتر عملیاتها را راهبری میکردند بسیار پرتوان بودند وهرکدام دارای خصوصیاتی بودن که همدیگر را میپوشاندند . هردو همسن وسال بودند وخیلی زود با هم کنار میامدند .چون هردو از بوکان رده های فرماندهی را طی کرده بودند و خصوصیات وروش جنگیدن نامنظم را با سبک خاصی انجام میدادند. در این زمینه بوکان دارای سبک خاصی از جنگیدن بود که درسهای زیادی به دشمنان دادند. درکنارشهید دریانورد ومرحوم رنجبران بارها شده بود که مصداق کم من فئه قلیله… درسهای زیادی به گروههای مدعی جنگهای چریکی داده بودند. این سبگ جمگ ومبارزه تاهم اکنون هم درکردستان رواج دارد . تا جایی که پس از شهادت شهید دریانورد، طرحی بنام “شهید دریانورد” درمناطق کردستان نهادینه وتعریف شده بود که این طرح مرهون جانیازیهای بزرگانی چون شهید حمید و مرحوم مسلم و رنجبران وبسیاری از رزمندگان گمنام کردستانی بود.
مطلب طولانی نشود// حمید پس از مدتی هوای جنوب وجنگ درکنار رزمندگان لرستانی در جنوب نمود و خیلی اصرار کردم که نرود ولی روزی خیلی اصرار کرد و یادم میاید چون هم سردشت را داشتیم وهم مهاباد را ، قصد رفتن به سردشت را داشتم وحمید خداحافظی کرد با او وداع معنی داری کردم گریه هایم را پنهان کردم وخیلی خودم را نگه داشتم که پیشش گریه نکنم . او رفت و من هم به اتفاق نفری که قرار بود جانشین حمید بشود بطرف سردشت حرکت کردیم . بیاد دارم تا سردشت گریه کردم از فراق حمید. کسی که همراهم بود علاقمند مسئولیت بود، از بی تابیهای من به تنگ آمده بود ولی چیزی نمیگفت و تنها کلمه ای گفت که ایم برادر اینقدرمهم بود که اینقد ناراحتی؟ کسی دیگه نمیتواند جای اون را بگیرد؟ به او با کلمه ای معنی دار گفتم هیچکس جای حمید را نمیگیرد. اور رفت در حالی که در حال زنده بودن فاتحه ای هم برایش خاندم. خاطرات آنروز را بصورت مکتوب در سردشت نوشتم که خیلی زود به واقعیت پیوست.

چند وقت بعد عملیات ماووت شروع شد وحمید اینبار هم در منطقه بود ولی نه در قالب نیروهای کردستانی بلکه نیروی لشکر ۵۷ مسئولیت فتح ارتفاع اصلی گمو را داشت که بدلایلی که فعلا گفتنی نیست متاسفانه ارتفاع که تا چند روز پیش خالی بود این دفعه در شبی بارانی حمید ونیروهایش زمینگیر شدند و تا آخر جنگ ارتش عراق این ارتفاع استراتژی را تخلیه نکرد. زمستان سال ۶۶ چندین بار حمید را در این محور ملاقات کردم وهر بار اورا رشیدتر وجسورتر میدیدم . عملیات مرصاد که شروع شد ماموریت لشگر قهرمان ۵۷ نیز در آن تعریف شده بود . از نحوه شهادتش روایاتی شنیده ام ولی میدانم که حمید کسی نبود که بسادگی تسلیم شود و جسارت وشجاعتش مثال زدنی بود.
وقتی که برادر خوبم صفر امرایی خبر شهادت حمید را بهم داد خیلی ناراحت نشدم چون با شناختی که از ایشان داشتم میدانستم که ” کوزه در راه آب خواهد شکست” واین حمید دراین راه فدا خواهد شد وبه آرزویش خواهد رسید. یادش گرامی ونامش پر آوازه و یارانش سرفراز باشند.

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

سلام و درود بر آن شهید دوست داشتنی
تمامی کسانی که ولو اندک با شهید حمید مصاحبت داشته اند تصدیق می کنند که او :
شیرمردی بود شجاع و نترس
دلاوری بود جسور و از خود گذشته
فرماندهی بود مدیر و با درایت و دوراندیش
رفیقی بود صمیمی و خوش مشرب و شوخ طبع
سربازی بود با اخلاص و با ایمان مستحکم و اراده قوی
و خلاصه تمام خوبی ها در او جمع بود .
راستی برای ادامه راهش چه کرده ایم ؟

شهروند در گفته :

درود به روح شهدای دلیر کوهدشت. خصوصا شهید حمید رضا ابراهیمی.او به جمع دوستان رشیدش علیرضا ازادبخت. مروت طرهانی. حمید سوری. پیوست.

رضا شفیعی در گفته :

درو د وسلام خدا بر تمامی شهدا ی کوهدشت با لاخص شهید حمیدرضا ابراهیمی.

عارف عبدولی در گفته :

امشبی را با شهیدان سر کنم
تا که رمز عشق را باور کنم
امشبی همرنگ آنها می شوم
باز هم دلتنگ آنها می شوم
بی شهیدان که مرا سودا نبود
ناله ها و اشک و واویلا نبود
این دل من تا که مجنون می شود
بر سر قبر شهید… خون می شود
عشق یعنی عاشقی تا پای جان
عشق یعنی سبزه در اوج خزان
عشق یعنی سربند یا حسین
عشق یعنی شادی پیر خمین
عشق یعنی بارقه وقت دعا
آن همه رزمنده ی بی ادعا
عشق یعنی جنگ در پای ولا
یا که تکرار…….. قیام کربلا
ای شهیدان هیچ کس را هوش نیست
ورنه با این درد تو… خاموش نیست
خوش شهیدانی که حق را دیده اند
از گلستان شهد شیرین… چیده اند
بی سر و دستند چون آلاله ها
سرخ می رقصند میان ژاله ها
خوش که بی باده و می گشتند مست
مست مولایند ………از روز الست
وا……. چه قولها به شهیدان داده ام
وان طرف دستی به شیطان داده ام
چه سحرها…. من که توبه کرده ام
چون که بگذشت توبه را بشکسته ام
به روزی مادری…… با چشم گریان
همی می گشت در بین شهیدان
شهیدان را به چشم عشق می دید
ز گلزار ولا گلدسته می چید
بگفتا مادری…… با داغ بر جان
که فرزندش بسیجی بود و خندان
قدم در کوچه باغ عشق می زد
دلش را نیز داغ عشق می زد
جان من این عشق را فریاد کن
بار دیگر…. از خمینی یاد کن
باز گو ناگفته ها از عشق و خون
عشق بازی خارج از مرز جنون
کاش می شد که تو را درکت کنیم
در مسیر عشق تو حرکت کنیم
اما باید بگذریم… از این خیال
درک تو کاریست دشوار ومحال
هر زمانی برشهید مومن شدی
از عذاب قهر حق ایمن شدی
چون که برداشت پسر عکس پدر
آن پدر بودش……… مفقود الاثر
در کنارش درس بابا آب بود
لیک بابا همچنان در قاب بود
گرچه که چند استخوانی و پلاک
یا اگرچه باشی یک مشت خاک
ای برادر به وطن برگشته ای
موجب تسکین مادر گشته ای
عاشقید و عاشقی یادم دهید
جان عالم به فدایت ای شهید

مهدی در گفته :

باسلام به روح پر فتوح تمام شهدا ازصدراسلام تاکنون وامام راحل وفرزندان عزیزش
هرچند من درزمان جنگ کوچک بودم ولی ازرشادت های تمام شهداخیلی شنیده ام
ولی ازبرادرشهید سردار حمید ابراهیمی خیلی شنیده ام ولی افسوس که این عزیزان رو زیارت نکرد ه ایم انشالله که مامردم ایران عزیز درروز قیامت شرمنده شهدانباشیم
جادارد همین جا یادی بکنیم شهیدغلام عباس ضرونی وچراغعلی عزیزی وسردارعلیمردان آزادبخت ومروت طرهانی و جهان شاه آزادبخت وسرداربزرگ محمدآزادبخت
نثار روح شهدا صلوات

بهمن آ در گفته :

درود خدا بر سرداران، شهدای شیرمرد کوهدشتی بخصوص شهید ابراهیمی
هر بار خاطرات دوستان وهمرزمان شهدارا میخوانم حس عجیبی به من دست میده! ای کاش میتونستم در کنار این عزیزان ودر جبهه بودم وحسرت میخورم که چرا چند سال بزرگتر نبودم. نسبت به هیچ چیز اینقدر حسادت نداشته ام کاش در جبهه بودم ودر خدمت این شهیدان بودم

احمدی در گفته :

یاد وخاطره شهدای قهرمان شهرمان به نیکی باد.مردان بی ادعا که فقط با داشتن ۲۳ سال سن فرمانده محور عملیاتی بودن شهید حمیدرضا ابراهیمی در زمان شهادت تنها ۲۳ سال سن داشتند فرمانده محور عملیاتی سردشت مهاباد بود. همچون شهر علی مردان ازادبخت ومروت طرهانی . حمید سوری.مرتضی حسن پور.محمد ازادبخت.به روح با افتخارشان صلوات.

داریوش گراوند در گفته :

سلام وعرض ادب دارم بخدمت استادگرامی محبوب دلهای بسیجیان جبهه غرب کشورسردارعزیزحاج هادی یکن آبادی ان شاالله زنده وپایدارباشید

فرودگراوند در گفته :

باسلام به رو پر فتوح شهدای دفاع مقدس سردار ابراهیمی
وسلام به دلیرمرد شجاع روز های جنگ و نامی کردستان سردار داریوش گراوند

رزمنده 61 در گفته :

سلام به روح شهید ابراهیمی . چرا امروز سالگرد شهدا ئ عاشورای دو منطقه چنگوله می باشد ولی هیچ خبری درسایت ثبت نشده . جواب

نعمتپور شهاب در گفته :

خداوند روح تمام شهدا رو با اقا امام حسین محشور

خانواده شهید در گفته :

سلام . گزینه ی از وصیت نامه پاسدار شهید علی جعفر اسدی فرد .( شهید عزادار نمی خواهد بلکه رهرو می خواهد برای من گریه نکنید اگر خواسید گریه کنید برای امام حسین ع گریه کنید دربین گریه برایم دعاکنید به امید پیروزی حق برباطل ).تاریخ شهادت ۲۴/۰۵/۶۴عملیات عاشورای دو منطقه چنگوله به امید ذکر خاطرات از زبان همرزمان شهید

امرایی در گفته :

سلام و دورود خدا بر مردان بی مدعا که وجود مبارکشان را برای آرامش ما و حفظ میهن عزیزمان فدا کردن

محمد معصومی راد در گفته :

درود وسلام خالق بی همتا برشهیدان والامقام شهرستان کوهدشت وسلام برفرمانده رشید سپاه اسلام شهیدابراهیمی وسلام برشهیدان بخش کوهنانی شهید صید موسی معصومی و شهیدحشمت الله رضایی امین وشهیدکریم رستمی

سلام بر شهداء والا مقام کوهدشت

نویسنده مطلب را میشناسم از یادگاران قدیم کردستان است که ماندگار وپابرجاست
اگر اجازه میداشتم ازش راجع به ایشان مینوشتم ایشان خودش یک شهید زنده وبرادر شهید ویاران شهید میباشد.
از حمید ابراهیمی حرفهای زیادی دارد که اگر بگوید خودش یک گنجینه خاطرات است
درود بر این آشنای همیشگی

جوادرحیمی در گفته :

سلام ودرود خدا برروح پاک شهدای افتخارافرین عملیات مرصاد
بویژه سرداز رشیدسپاه اسلام شهیدابراهیمی که درنبرد با پلیدترین
دشمنان این ملت مظلومانه به شهادت رسیدند روحشان شاد و یادشان
گرامی باد

مصيب شريفي از رومشكان در گفته :

چه راز عجیبی است قصه ی فکه و کمیل و بازی دراز !

چه راز عجیبی است قصه ی مجنونان طریق الی الله !

و آن روزها ، خاکی بودند و بی ریا …….مصفا بودند و آسمانی …..

و باشما هستم ای شهدا ، ای کمیلیان از میان ما رفته ! آیا میشود برای ما هم دعایی بنمایید و ای شهید! …ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این تکرار و همهمه بیرون کش !

یاد می کنیم از همه شهدای گردان همیشه جاوید محبین و شهید حمیدرضاابراهیمی ، و صلوات میفرستیم بر شهید بی مزار سرزمین رومشگان ، شهیدی که نشانی از مزار ندارد وبرای همیشه گمنام است ، شهید عبدشاه شاکرمی ………….التماس دعا و یازهرا (س )

منوچهر. در گفته :

یاد وخاطره این سردار بزرگ را گرامی میداریم اما خداوند را شاکریم که این سردار برادر شجاع وبزگواری چون سیروس ابراهیمی دارند .

مصطفی آزادبخت ملایر در گفته :

باسلام رزم شهید حمیدوشجاعتش قابل وصف نیست بقول زنده یاد دکترحشمت محمدی درنبرد باخصم کاسه سررابه خدامیسپرددندانها راروی هم می فشردوازرویاروی بادنیای ازخصم خسته نمی شد بالاخره مزد جهاددرراه خداراگرفت وبه دست شقی ترین اشقیا منافقین به شهادت رسیدیادش گرامی وراهش پررهرو باد بااحترام مصطفی آزادبخت

وبلاگ گردان محبین در گفته :

سلام بر دلاور مرد کردستان که ضد انقلاب بارها و بارها برای شهادتش برنامه ریزی کرد .
اما …
اما عروج او می بایست با نبرد تن به تن با منافقین کثیف رقم می خورد .
در عملیات پیروزمندانه مرصاد به ملکوت اعلی پیوست .
روحش شاد .

رضارنجبران در گفته :

سلام ممنون که ازپدرمن هم یادکردید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :