کد خبر : 74177
تاریخ انتشار : ۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 611 بازدید

آیا توسعۀ کشاورزی کمکی به اشتغال ما کرده است ؟

  دکتر محمدمراد شیخی / میرملاس :  ضمن تشکر از همه عزیزانی که در مطالب قبلی به یادداشت های بنده توجه نمودند و با اظهار نظر دلسوزانه خود باعث دلگرمی بنده در ارائه یادداشت های بعدی شدند، صحبت غیر علمی بعضی ار مسولین کشوری و منطقه ای مبنی بر توسعه لرستان در بخش کشاورزی مرا […]

attach20130930848897767906

 

دکتر محمدمراد شیخی / میرملاس : 

ضمن تشکر از همه عزیزانی که در مطالب قبلی به یادداشت های بنده توجه نمودند و با اظهار نظر دلسوزانه خود باعث دلگرمی بنده در ارائه یادداشت های بعدی شدند، صحبت غیر علمی بعضی ار مسولین کشوری و منطقه ای مبنی بر توسعه لرستان در بخش کشاورزی مرا بر آن داشت که مطالبی را به عرض برسانم. نگاهی گذرا به سهم اعتبارات عمرانی مناطق مختلف کشور از بودجه نشان می دهد که چگونه محرومیت می تواند به بازتولیدِ محرومیت کمک کند. عکسِ این مسئله هم صادق است و استان ها و مناطق توسعه یافته و برخوردار به واسطۀ برخورداری از امکانات و فرصت های بیشتر، هر سال نسبت به سال قبل سهم بیشتری از اعتبارات را هم مطالبه کرده و آن را صرف عمران و آبادانی بیشتر مناطق خود می کنند. به عبارت دیگر اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد مناطق برخوردار و توسعه یافته روز به روز آبادتر و مناطق محروم نیز روز به روز محروم تر می شوند. تجربۀ دو دهۀ اخیر گواه آن است که در حالی که مناطق توسعه یافته و برخوردارِ کشور کماکان بر روی ریل توسعه و آبادانی در حرکت بوده اند و امروزه شاخص های اقتصادی و رفاهی این مناطق به شکل مضاعف همدیگر را تقویت می کنند، در مناطق محروم هم روز به روز بر ابعاد نگران کنندۀ محرومیت افزوده شده و اندک فرصت های موجود هم به خاطر فقدان آگاهی برخی از مدیران و مسئولان بنگاههای کار آفرین و اشتغال زا از امور برنامه و بوجه و مراحل جذب اعتباراتِ عمرانی به راحتی از دست می روند.
فقدان برنامه و استراتژی روشن و قابل دفاع در امر توسعه یکی از مهم ترین دلایل عقب ماندگی و محرومیتِ مناطقی چون منطقۀ ماست. وقتی که برنامه و راهکار و استراتژی روشنی پیش پای مسئولان محلی نباشد، بخش کلانی از ظرفیت ها و توانِ مسئولینِ محلی و نمایندگان محترم مردم در مجلس هم صرف ِ مشاجرات و دعواهای جناحی و جبرانِ کم و کاست های ناشی از آن می شود. البته نمی توان تلاش های این عزیزان و بسیاری از مدیران فعال و دلسوز منطقه و استان را نیز نادیده گرفت. بخصوص می توان از تلاش شبانه روزی استاندار محترم و برخی از معاونت های استانداری و تعدادی از ادارات کل و سازمان ها یاد کرد. اما متأسفانه فقدان تعریف مشخص و هدفمندی برای توسعۀ استان و شهرستان هایی چون شهر ما باعث گردیده است که بسیاری از فرصت های توسعه یا نادیده گرفته شوند و یا به علت سیاست گذاری غلط نه تنها مشکلی از مشکلات منطقه را حل نکنندۀ، بلکه بر ابعاد محرومیت منطقه بیفزایند. بسیاری از فعالیت های جاری ادارات و سازمان های ما به معنای واقعی کلمه بر اساس برنامه و استراتژی بلند مدت تنظیم نشده اند. بلکه در یک سیکل معمول هر ساله اعتباراتی اندک بصرف امور و فعالیت های روزمره می شود. اگر توسعۀ یک منطقه دارای نقشه و راهنمای عمل بوده و بر اساس استراتژی هدفمند طراحی شده باشد ، باید آثار چنین برنامه هایی را به شکل آشکار در منطقه رؤیت کرد
فقدان برنامه و استراتژیِ روشن درادارات و سازمانهای دولتی نه تنها باعث هرز رفتن و فرسایش توان کارشناسی این سازمان ها در امور معمول اداری و کارهای روزمره می شود، بلکه هزینۀ بالاسری طرح های عمرانی و اشتغالزا را بالا برده و باعث می گردد که مثلاً پروژۀ کلانی که در یک استان برخورداربه سهولت قابل انجام است، همان پروژه در مناطق محروم به دشواری قابل انجام باشد. و بدیهی است وقتی این هزینۀ بالاسری بر پروژه های عمرانی ما تحمیل شود، دولت در بحث مزیتِ نسبی، اولویت را به مناطقی می دهد که این پروژه ها را با اعتبار کمتر اجراء می کنند.وقتی که استراتژی روشن و راهگشایی در دسترس نباشد، تمام فرصت ها و اعتبارات صرف امور پیش پا افتاده شده و بی هدف می شود ومنابع و نیروی انسانی ما به مرور هرز رفته و از عملیاتی کردن پروژه های کلان ناتوان خواهد ماند.
اما تمامِ مشکلِ مناطق محرومی چون منطقۀ ما صرفاً ناشی از فقدان استراتژیِ توسعه نیست. گاه استراتژی هم وجود دارد ولی این استراتژِی ریشه در نیازهای واقعی و فرصت ها و چالش های منطقه ندارد. اگر استراتژی توسعه هدفمند و کارآمد باشد، آثار آن به شکل متوازن در هر بخشی دیده می شود. زیرا توسعۀ هر بخشی به توسعۀ بخش های دیگر کمک می کند. اما اگر استراتژی توسعه هدفمند و مبتنی بر نیازهای واقعی منطقه نباشد، چه بسا توسعۀ یک بخش به تضعیفِ بخش دیگر کمک کند و این روندی است که آثار آن را می توان در منطقۀ ما به خوبی مشاهده کرد. توسعۀ بی هدف اشتغال ایجاد نمی کند و اگر هم ایجاد کند مقطعی و موقت و اندک است.
با این مقدمات اگر نگاهی گذرا بر روند توسعۀ اقتصادی و اجتماعی شهر کوهدشت بیفکنیم ، خواهیم دید که در ۲۰ سال اخیر در منطقۀ ما سرنوشتِ دو بخش صنعت و خدمات فدای توسعۀ کشاورزی بدون برنامه شده است. بطوریکه همین توسعۀ کشاورزی به علت مولد نبودن و عدم اشتغالزایی ِ پایدار جز رشدِ سطحی آثارمثبتی برای شهروندان و حتی روستائیان ما به دنبال نداشته است. کشاورزی ما از نظر مکانیزاسیون رشد کرده است ، اما همین رشد باعث تشدیدِ بیکاری جوانان روستایی شده است. سیستم های آبیاری ما رشد کرده است، اما این رشد به قیمت نابودی محیط زیست تمام شده است. ما در زمینۀ افزایش تولید کشاورزی رشد داشته ایم اما این رشد هیچ کمکی به افزایش ثروت و رفاه کشاورزان ما نکرده است. به راستی چرا چنین است ؟ آیا غیر از این است که تمام سرمایه و نیروی ما در بخش کشاورزی در این ۲۰ سال هرز رفته است و این توسعه نه تنها هیچ کمکی به توسعۀ صنعت و خدمات نکرده بلکه حتی نتوانسته است به شکل منطقی به توسعۀ عمرانی روستاها، بهبود دامپروری و توسعۀ صنایع غذایی و فرآوری محصولات کشاورزی هم کمک کند؟
واقعیت این است که بخش زیادی از دلایل بیکاری جوانان در منطقۀ ما ناشی از همین بی برنامگی ها و سیاست گذاری های غلط بوده است که باعث گردیده منابع ِ اعتباری و بودجه حداقلی به بخش هایی تزریق شود که هیچ کمکی به توسعۀ اقتصادی و اجتماعی این منطقۀ محروم نکرده اند. مسئولان گذشتۀ ما به جای توسعۀ هدفمند و متوازن ، تمام فرصت های توسعه را در پیِ امور روزمره سوزانده اند. امروزه بیکاری نه تنها یک مشکل و مانع بزرگ بر سر راه توسعه اقتصادی، اجتماعی این منطقه است ، بلکه می توان ادعا کرد که اگر چاره ای برای آن اندیشیده نشود، به شکل مضاعف سیکل بزرگی از بحران های دیگر را به دنبال خواهد داشت. بیکاری وقتی که تا مرز خطرناک بحران پیش برود، زنجیره ای از مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، روانی و حتی جمعیتی را به دنبال دارد که نگارنده خواهد کوشید در یادداشت دیگری به شکل مستقل به آن بپردازد.واقعیت این است که عامل اصلیِ شیوع بیکاری در منطقۀ ما گرایش دولت و مسئولان محلی به توسعۀ کشاورزی بدون توجه به توسعه صنایع مرتبط با آن در دهه های ۷۰ و ۸۰ بوده است. متأسفانه در توسعۀ کشاورزی تمرکز دولت های ۲۰ سال گذشته صرفاً بر روی توسعۀ زراعت و تا حدودی باغبانی و بخصوص طرح های پوشش انهار و توسعه و تجهیز چاههای عمیق به سیستم های آبیاری تحت فشار بوده و این توسعۀ کمی ( که به جای توسعه باید آن را رشد نامید ) حتی قادر به رفع مشکل بیکاری در میان خانوارهای ذینفع هم نبوده است. از آن جا که بدون شناخت ماهیت ، دلایل و چند و چون این گرایش به توسعۀ کشاورزی نمی توان در خصوص چشم انداز آتی اشتغال در منطقه هم تصویر روشنی ارائه نمود، ناچاریم کمی به عقب برگردیم .
مردم ما به یاد دارند که چگونه در اواسط دهۀ هفتاد کوهدشت انبار غلۀ کشور و قطب کشاورزی استان نامیده می شد. حضور رئیس جمهور وقت ( آقای هاشمی رفنسنجانی ) در میان کشاورزان کوهدشتی ( در منطقۀ باغزال ) اوج این توجه و تمرکز بر روی توسعۀ کشاورزی بود. در آن هنگام هنوز سطح بیکاری به این ارقام نگران کنندۀ بالای ۴۰ درصدی نرسیده بود و رئیس جمهور و مقامات استانی همراه او نیز برای توسعۀ کشاورزی،بدون توجه به طرح های اشتغالزا بر روی توسعۀ منابع آب تأکید نمودند و حجم بالایی از اعتبارات عمرانی منطقه ( که قاعدتاً بایستی سود آن به عموم شهروندان می رسید ) بدون برنامه علمی دقیق صرف توسعۀ سیستم های آبیاری تحت فشار، دو برابر شدن چاههای عمیق، افزایش عمق چاههای آب، احداث بندهای انحرافی و … شد. این سیاست گذاری و استراتژی ناقص باعث شد که عملاً در ۲۰ سال گذشته تمام اعتبارات عمرانی حداقلی این منطقه صرف توسعه و تجهیز چاههای عمیق شده و نه تنها خیری از این اعتبارات به عمومِ شهروندان نرسید ، بلکه بزرگترین نتیجه ای که از این توجه ویژه عاید مردم و حتی کشاورزان کوهدشت شد، کاهش منابع آب زیر زمینی و کمک به بحران های زیست محیطی شد. به عبارت روشن تر رئیس جمهور و مقامات استان اجازه دادند حجم بالایی از اعتباراتِ عمرانی صرفِ پروژه هایی شود که امروزه حتی خودِ کشاورزان ذینفع هم از اجرای آن ها پشیمان شده اند. کشاورزی که در دهۀ هفتاد مثلاً از ۵۰ لیتر در ثانیه آب برخوردار بود ، امروزه حتی برای تأمین ۱۵ لیتر بر ثانیه هم با مشکلات عدیده روبروست. آیا این عملکرد نتیجه ای جز نابودی ِ ثروت های عمومی، کمک به بحران های زیست محیطی ، کاهش سطح زیر کشت ِ آبی و کاهش عملکرد و راندمان تولید حتی در بخش کشاورزی داشته است ؟
به عبارتی این تجربۀ بیست ساله نشان داد که اعتبارات عمرانی نه فقط مشکلی را از اشتغال این منطقه حل نکرد ، بلکه این اشتباه تاریخی باعث شد که برخی از فرصت های شغلی هم از دست بروند و محیط زیست این منطقه هم وارد وضعیتِ بحرانی شود. با این مقدمات بایستی روشن شده باشد که ادامۀ سیاست توسعۀ کشاورزی به شکل جاری یک سیاست شکست خورده است. لذا حتی اگر مسئولان هنوز هم بر توسعۀ این بخش تأکید دارند، لااقل باید بر روی بخش صنعتی کشاورزی ( سد سازی، احداث صنایع غذایی و بسته بندی و کارخانجات فراوری محصولات کشاورزی ) تمرکز کنند. زیرا چنین طرح هایی هم به سودآوری بیشتر بخش کشاورزی و هم به ایجاد اشتغال در پروژه های واسط کشاورزی و صنعت کمک می کنند.
امروزه حتی مردم عادی هم برای قضاوت در خصوص بهره مندی یا محرومت هر منطقه ای می توانند با نگاهی گذرا به سطح خیابان ها، روان بودن یا ناکارآمدی خدمات شهری، سطح رفاه اجتماعی و بهداشت مردم و بخصوص وجود یا فقدان ِطرح های بزرگ اشتغالزا و جمعیت بیکاران و بی سوادان و … حقایق را به عینه مشاهده کنند. بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان معتقدند که آثار روانی ِ محرومیت و پدیده هایی چون بیکاری حتی از خودِ محرومیت و بیکاری تهدید کننده تر هستند. زیرا فقدان پروژه های بزرگ تولیدی و بیکاری مفرط آثار یأس و دلمردگی را مثل خاک ِ گور بر مناطق محروم پاشیده و کمترین امیدی برای ساکنان باقی نمی گذارند. همه ی ما در این واقعیت و تجربۀ دردناک و آزاردهنده شریک هستیم که با نگاهی به سطح خیابان ها و نمای عمومی شهر و روستاهایمان این حسِ آزار دهندۀ نومیدی را می بینیم. اما این قضاوت هر چند ملموس و مبتنی بر واقعیت ممکن است از نظر کارشناسی مسولین قضاوتی دقیق نباشد، زیرا امروزه برای سنجش و ارزیابی عملکرد. مسئولان و سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی هر منطقه ای شاخص های مختلفی را ارائه می دهند که با بررسی این شاخص ها می توان مستند تر در خصوص نقاط ضعف و قوت و چالش ها و فرصت ها سخن گفت.
نگارنده در سلسله ای از یادداشت ها با استناد به همین شاخص ها و تغییراتِ بودجه نشان خواهم داد که مسئولان ما در کجا خوب عمل کرده اند و در کجا به خاطر بی عملی و برخوردار نبودن از قدرت چانه زنی و بخصوص عدم درکِ روشنی از مراحل تصویب پروژه های بزرگ اشتغالزا فرصت های توسعۀ منطقه ای را از دست داده اند. تا آن زمان می توان به عنوان نتیجه گیری از این بحث از مسئولان استان تقاضا نمود که ضمن مشاوره با کارشناسان خبره ، پروژه های پیشنهادی خود را تا فبل از ارسال لایحۀ بودجه بر روی طرح های بزرگ اشتغالزا متمرکز کنند.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

حسن سوری در گفته :

آقای شیخی از زحمات شبانه روزی استاندار و سازمان های مرتبط در اول مقاله تشکر کرده است.آیا اگر این یادداشت بعد از استاندار فعلی نوشته می شد باز از ایشان تشکر می کرد یا زمان مدیریت ایشان هم به آن بیست سال نا موفق اضافه می شد؟بعد مگر استاندار و سازمان های مربوطه حالا به راهبردی تازه رسیده اند یا روشی متفاوت از پیشینیان در پیش گرفته اند؟شجاعت لازمه نقد علمی است.

رضا مهری در گفته :

با سلام به محضر آقای دکتر شیخی و تشکر از ایشان بخاطر مقالات علمی ومفیدشان.
جناب آقای دکتر عزیز شما درخصوص موارد مهم کوهدشت مقالات علمی و مفیدی مرقوم می فرمایید.درشهر ما شب پره ادعای مهتاب بودن را دارد. دل اکثر ساکنین کوهدشت به درد آمده ،دردهایی که اغلب درمان ندارند وتا آخر عمر همراه انسان به خاک می روند.خیلی ببخشید کمی شفاف وگستاخانه عرض میکنم دراین شهر و دیار سکوت،بی تفاوتی،بی مسولیتی،بیسوادی،ترس،توقع بیجا و شخصی داشتن و خیلی خصلتهای دگر در فکر ودل اکثر افراد این شهر حاکم است.اینجا کسی از حق و حقوق شهروندی خویش نه اطلاع دارد و نه حداقل تلاشی برای دانستن آن انجام می دهد. اینجا درشهر کوهدشت ازنظر فرهنگ واقتصاد وامید ونشاط ازقافله خیلی عقب هستیم.اینجا نخبگانش یا بی تفا وتند یا از این دیار هجرت میکنند و خرده پاهای سیاسی دراین دیار یکه تازی میکنندوافرادی برای این شهر دوندگی میکنند که نه سواد خوبی دارند و نه توان خوبی. دکتر عزیز افراد مختلفی تا کنون با شعارهای خوش خط و خال وعوامفریب آمدند و رفتند وهرکدام سنگی از بنای کج و بی پایه این شهر را بر جای گذاشتند.
دیار ما پر است از ارثیه های شوم و مخرب . مواظب باش این مردمان چینی فکر و دلشان خیلی نازک است وزود ترک بر می دارد.
در آخربنده مثل یکی از دانشجویانت همیشه از مقالات علمیتان لذت میبرم.امید است ادامه دار باشند چون درخیلی از محافل نقل میشوند.به امید روزی که لرستان وکوهدشت هم به حق خود برسند چون بهترین انسانها را در این استان و شهر دیدم.فقیر هستیم اما حقیر نیستیم.

حمیدآزادبخت در گفته :

طرح واکسن امیرکبیر
………………………………………………………………………………………………………………………………
حکایت مدیریتی

……………………………………………………………………………………………………………………………….

در سال ۱۲۶۴ قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند.. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، .

پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.
پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت:
حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد.
در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت:
خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.
………………………………………………………………………………………………………………………………
شرح حکایت:
جناب دکتر سلام
خدمت آنجناب عرض کنم:
اعتقاد این حقیر بر این است شهرستان کوهدشت ،پتانسیل های متنوعی از قبیل طبیعت بکر،نیروی انسانی فراوان،مدیران کارآمد،ثروت های فراوان معدنی،قیر،نفت ،زمین های حاصلخیزاز نوع کلاس A که به اظهار کارشناسان مریوطه،لنگه انرا در چرنوزیوم روسیه که زمین های حاصلخیز دنیا را داراست مطابقت میکند وجود دارد و هنوز هم میتوان با مدیریت و برنامه ریزی درست به سمت جلو حرکت کرد.
حالا با این اوصاف چرا از این منابع خدادادی درست استفاده نکردیم ،مشکل کار کجاست،چه کسی مقصر است و چه کسی باید پاسخ دهد (متولیان ،مردم)را باید آسیب شناسی کرد.
ایا متولیان هر حوزه وظایف خود در برهه های زمان ، به نحو احسنت برای مردم فرهنگ سازی و نهادینه کرده و معایب و مزایای هر کاری را در افراط و تفریط گوشزد کرده اند.
در زمانی که این شهرستان میتوانست با مدیریت (سیستمی) و صحیح علمی در جهت شکوفایی و استفاده از منابع ملی گامی مثبت و
تاثیرگذار بر دارد،وکلای مردم نتوانستندنقش خود را به نحو احسنت ایفا کنند.
در آنزمان نتوانستیم از اعتبارات ملی که مشا, و ضوابط خاصی را هم دارا نبود در جهت ایجاد طرح های عمرانی استفاده بهینه داشته باشیم.پس باید گفت در اینخصوص فرصت سوزی را مهارت عالی داریم.
…………………………………………………………………………………………………………………………………..
-حالا بعد از سالها،وقتی از خواب بیدار شدیم که (اصل ۴۴ قانون اساسی )که خصوصی سازی را داد میزندبر سر سفره های این مردم محروم یافتیم و باید حسرت زمانهای از دست رفته را بخوریم و جز افسردگی چیزی عایدمان نمیشود.
-حالا از خواب بیدار شده ایم و اقدام به ایجاد سد گاوشمار میکنیم که اولا خشک سالی را در سر سفره هامون می بینیم و نیزاستان های دیگر از ما قدر تر و با نفوذ ترند و نمیتوانیم از آنها عبور کنیم.
-حالا از خواب بیدار شده ایم که وضعیت منطقه ای و عوامل تحریم با طناب دست و پایمان را بسته و توان حرکت نداریم.
-حالا از خواب بیدار شده ایم که استانهای برخوردار به بهانه های مختلف مایل به سرمایه گذاری در این ملک گران نمیشوند.
-حالا از خواب بیدار شده ایم که سرمایه ها را تلف و بلحاظ عقب ماندگی ،تنها راه را در فرار از زادگاه خود میدانیم.
-حالا از خواب بیدار شده ایم که یکصد هزار نفر (نفوس)جمعیت شهرمان است که ارث پدری میخواهند و ماچیزی بر اندوخته هایمان اضافه نکردیم یا به نوعی ارزش افزوده ای برای سرمایه نداشته ایم.
-حالا از خواب بیدار شده ایم که حتی آب شرب را برای خوردن مردم نداریم

……………………………………………………………………………………………………………………………….
-حالا با توجه به حکایت مدیریتی بالا،چه کسی مقصر و بنظر شما ما کجا قرار گرفته ایم…
………………………………………………………………………………………………………………………………
حمیدآزادبخت

یزدانی در گفته :

با تشکر از دکتر شیخی نخبه هم استانی انتظار میرود جهت ابنکه مطالب جنالعالی توسط باردید کنندگان مطالعه شود ضمن کوتاهی مطالب داراب نتبجه گیری و راهکار هایی ارائه شود گرچه بیشترین توجه ای که فرمودید بحث مدیریت کارمد بود و فقدان ان در استان آینده را دچار بحران می کند
حقیقتاً ما مدیران کارامد گوشه نشین داریم
مثلاً در بخش کشاورزی مگر مدیرکل جهاد استان کوهدشتی نیست حالا اگر کاری برای کوهدشت کرد

مراد ویسی در گفته :

از اقای دکتر شیخی بخاطر ارائه نظرات و دغدغه ایشان نسبت به رقع بیکاری در شهرستان کوهدشت که دارای جمعیت بالای تحصیلکرده و نیروی انسانی جوان و جویای کار است تشکر می کنیم .واقعا زمان آن فرارسیده است که مسئولین بخصوص استاندار پرتلاش و سختکوش استان جناب آقای مهندس بازوندبه فکرچاره برای توسعه اقتصادی در این شهرستان باشند.

جعفری از کوهدشت در گفته :

باسلام
جناب دکتر شیخی ! ارائه نظرات کارشناسی ، مفید و سازنده حضرتعالی بسیار جالب است امید است با ادامه این روند بتوانید مسئولین استانی و کشوری را در توسعه استان و شهرستان یاری نمایید…………………………………………………………………

گراوند ج در گفته :

سلام دکتر! خدا یار و نگهدارت… نوشته هات بسیار خوبند …آرزوی موفقیت شما را دارم…

گراوند در گفته :

دکتر سلام
بنده به عنوان یک شهروند مقالات حضرتعالی را می خوانم امید است این روند را ادامه بدید زیرا انعکاس مسائل و مشکلات نوعی نقد و گوشزد به مسئولین می باشد و مردم بیشتر در جریان عملکرد غیر کارشناسی مسئولین قرار می گیرند……..

محمدی در گفته :

درود خالصانه من بر دکتر و نخبه گمنام کوهدشتی

منفرد در گفته :

سلام خدمت استاد عزیز و دلسوز دیارمان،
جناب آقای دکتر، فرمایشات حضرتعالی بسیار بجا، متین و منطقیست، اما برای این بیانات و راهکارهای علمی شما باید مسئولین توانمند و دلسوزی باشند که پیگیر عملی کردن این راهکارها باشند ولی حیف که یا دلسوز نیستند و یا توانمند و برنده نیستند!!!!!

محمدزاده در گفته :

سلام جناب دکتر شیخی خدا قوت انشاله هر جا که هستی موق باشی همیشه در پیام نور ذکر خیرت هست

روح اله در گفته :

چشم

فرزاد.ظهرابی راد (مشتاق) در گفته :

سلام
ضمن تقدیر از ارائه مقاله علمی وتوجه خاص به نقاط ضعف وکمبود ها درکوهدشت در باب موانع توسعه یافتگی کوهدشت توسط جنابعالی
شکی نیست علاوه بر وجو د عومل ومنابع طبیعی برای توسعه یافتگی شهر که شهر ما به خوبی دار می باشد عوامل دیگری
نیز دخالت دارد که در این جا به آنها توجه نشده ویا مورد بی مهری قرار گرفته اند .
ا- مدیریت پایدار ، علمی ، وتخصصی که متاسفانه با توجه به رقابتهای غیر سالم سیاسی در شهرما چنین مدیریتی از اول انقلاب نبوده ونیست ( هرچندطبق نوشته های روی بنرها، تمام انتخاب ها بجا وشایسه می باشد.)
۲- روابط انسانی واجتماعی نقش بسزایی در پیشرفت هر منطقه دارد ، در شهر ما روابط بر اساس اقمه در دهن واندکی در جیب می باشد
و اکثریت اندک منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیع می دهیم
۳ – وجود نخبگان واندیشمندان یک شهر وهم اندیشی آنان یکی دیگر از عوام پیشرفت میباشد که متاسفانه نخبگان واندیشمندان شهر
ما به هزران دلیل از شهر خود رانده ویا مهاجرت نموداند. که جا دارد کسانی مانند جنابعالی ودیگران بدور از اهداف سیاسی کمیته از فرهیختگان وصاحبننظران وافراد متخصص تشکیل داده وجلساتی را جهت هم اندیشی و ارائه راهکارها هراز چن گاه برگزار نماییم .
( بجز نخبگان شورای شهر و ملازمان نمایندگان و….)
۴- وجود نماینده ومسئولین قوی ودلسوز نه کسی که بجای ادامه کارها به نتیجه رسیده قبلی بخاطر عدم محبوبیت نماینده ویا مسئول
قبلی آنها را مسکوت گذاشته ویا با اجرایی آنها مخالفت کند.
خلاصه : باید یکی شویم برای هم نه همه یکی شوند برای من

دانشجویان دانشگاه آزاد کوهدشت در گفته :

باسلام خدمت استاد عزیز جناب دکتر شیخی
دکتر جان از مطالب آموزنده و مفید شما بسیار متشکر در صورت امکان جلسه ای با دانشجویان داشته باشید.

بهرام حسن پور در گفته :

جناب آقای دکتر شیخی دست مریزاد از مقاله ی زیبا ، علمی و موشکافانه ی حضرت عالی بهره بردیم . امیدوارم مسو لین مربوطه دغدغه ی شما را درک و برای رفع مشکلات عدیده ی شهرستان از نظرات کارشناسانه ی جنابعالی استفاده نمایند.

دکتر شیخی سلام مقاله حضرت عالی از نظر علمی و غیر دل و دل زجر گشیده مردم کوهدشت است اما متسفانه مسئولین به دقدقه مردم گوش نمی دهند که از امسال حضرت عالی استفاده کنند نمونه اش همین انتخابات فعلی که همه ی مسئولین مشغول کرده است انشالله فرجی شود که یک نفر به داد مردم این دیار برسد

بسیار عالی بود

با سلام
با تشکر از وجه علمی مطلب اما لطفا راهکار اجرایی و واقعی منطبق با شرایط فعلی و قابل پیگیری را نیز در مطالب بعدی بیان بفرمایید که پس از آن توسط مردم قابلیت آزمودن در عمل و مطالبه را داشته باشد.

رضا مهری در گفته :

با سلام
مهندسان و کارشناسان محترم جهاد کشاورزی خسته نباشید؟!انگار نه انگار مطلب آقای دکتر شیخی در خصوص سازمان شما و کار و تخصص شماست!!! نظری ،حرفی؟ راهکاری،چیزی بگویید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :