کد خبر : 74564
تاریخ انتشار : ۱۱ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 928 بازدید

بررسی موسیقی بیرونی شعر پایداری سپیده‌کاشانی

  علی اصغر سلطانپور / میرملاس :    چکیده از جمله جلوه های مختلف موسیقی شعر می توان به موسیقی بیرونی (وزن عروضی) آن اشاره کرد که بخشی از زیبایی شعر است. از دیرباز موسیقی شعر تأثیر فراوانی در رساندن هرچه بهتر مفهوم مورد نظر شاعر و برانگیختن عواطف و احساساتش داشته است. سپیده کاشانی […]

عکس سلطانپور

 

علی اصغر سلطانپور / میرملاس : 

 

چکیده

از جمله جلوه های مختلف موسیقی شعر می توان به موسیقی بیرونی (وزن عروضی) آن اشاره کرد که بخشی از زیبایی شعر است. از دیرباز موسیقی شعر تأثیر فراوانی در رساندن هرچه بهتر مفهوم مورد نظر شاعر و برانگیختن عواطف و احساساتش داشته است. سپیده کاشانی ازجمله شاعران معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس است،که برای القا و تفهیم هر چه بهتر افکار و اندیشه های انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر توجه داشته است. بررسی موسیقی بیرونی اشعار سپیده کاشانی، علاوه بر معرفی و شناخت ادب انقلاب و دفاع مقدّس، یکی از شاخصه¬های سبکی این شاعر انقلاب را جلوه گر می سازد. اوزان و بحور عروضی مجموعه آثار سپیده کاشانی نشان می دهد که از انواع وزن ها با مضمون جویباری، آرام، خیزابی و تند استفاده نموده که شعر او را آهنگین و تأثیرگذار کرده است؛ بطوری که او برای سرودن مرثیه از وزن تند استفاده نموده است نه وزن شاد و ضربی. او پیوندی را که میان موسیقی بیرونی با موضوع و مضمون شعر وجود دارد، حفظ کرده است.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل موسیقی بیرونی یا وزن و بحور عروضی شعر پایداری سپیده کاشانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این شاعر در حوزه‌ی موسیقی بیرونی (وزن عروضی) از اوزان پر کاربرد بحور رمل، رجز، هزج‌، مضارع، مجتث، سریع، خفیف و … بهره برده‌ است.

کلید واژگان: اوزان عروضی، بحر، موسیقی شعر، شعر معاصر، سپیده کاشانی

مقدمه:
«موسیقی» از برجسته ترین عناصر شعری است تا جایی که می توان گفت در نگاه اوّل آنچه به یک شعر، هویّت می بخشد، موسیقی است. موسیقی به معنای وسیع کلمه، علم تناسب ها و سازگاری هاست. توجّه به موسیقی در شعر و اهمیت آن تا جایی است که منتقدان بر این باورند که بحور عروضی یادگار الحان معروفی از روزگاری است که شعر و موسیقی با یکدیگر پیوند داشته اند (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۳: ۴۶). مشخصّ ترین جنبه ی موسیقی شعر، عروض و یا همان موسیقی بیرونی آن است. موسیقی بیرونی، نخستین پل ارتباط برقرار کردن با دنیای شاعر است. به محض گوش سپردن و یا خواندن شعر آن گاه که تحت تأثیر تناسب و تکرار هجاهای کوتاه و بلند قرار می گیریم، متأثر از این نظم و توالی هجاها احساس خاصی به ما دست می دهد این همان نخستین ضربه ای است که شاعر بر روح خواننده اش وارد ساخته او را به دنیای درون شعر خود فرا می خواند (اتحادی، ۱۳۹۰: ۱۱۳).
منظور از موسیقی بیرونی شعر، موسیقی حاصل از هرگونه نظمی در یک واحد کامل (شعر) است و به طور خاص جانب عروضی وزن شعر را موسیقی بیرونی می گویند؛ یعنی نظم خاصّی که در یک مجموعه آوایی به لحاظ کوتاه و بلندی مصوّت ها و یا ترکیب صامت ها و مصوّت ها وجود دارد (فیاض¬منش، ۱۳۸۴: ۱۶۷).
شاعر با توجه به موضوع، درونمایه و مضمون شعر، موسیقی کلام خود را انتخاب می کند تا با آهنگ خاص و ویژه آن بتواند به بهترین وجهی مقصود و مراد ذهنی خود را به خواننده القا کند. انتخاب وزن متناسب با محتوا، وسیله ای برای قدرت بخشیدن به منظور شاعر است (همان، ۱۷۵).
«از مهمترین عناصر روساختی شعر، موسیقی و آهنگ کلام است و اساسی ترین عنصری که ژرف ساخت شعر را می سازد، همانا محتوا و درونمایه اثر است. پس تناسب و هماهنگی این دو رکن در شعر اساسی ترین و ضروری ترین عامل در تاثیر، لذت بخشی و خلق زیبایی است (فضیلت و نوروزی، ۱۳۸۹: ۲۷۸).
شاعران معاصر در هماهنگی بین موسیقی و محتوا و انتقال مفاهیم از راه وزن و موسیقی نهایت دقت را داشته اند. به قول نیما یوشیج «وزن باید پوششی مناسب برای مفهومات و احساسات باشد» (همان، ۲۸۰).
شعر دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، از دوره های پر افتخار شعر فارسی به شمار می رود. مقاومت و پایداری مردم انقلابی ایران و ایثارگری های رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مضمون شعر شاعران متعهد قرار گرفته است به گونه ای که می¬توان بهترین و ناب ترین اشعار حماسی را در میان سروده های این دوره جستجو نمود.
سپیده کاشانی از شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، او به همراه دیگر شاعران به ندای حق طلبانه ی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) پاسخ مثبت داد و با سلاح قلم و اندیشه به جنگ با دشمنان پرداخت (مبارک و سلطانپور، ۱۳۹۲: ۲۷).
اوزان و بحور عروضی مجموعه آثار سپیده کاشانی نشان می دهد که از انواع وزن ها با مضمون جویباری، آرام، خیزابی و تند استفاده کرده که شعر او را آهنگین و تأثیرگذار کرده است. درواقع شعر سپیده پرتوی از درونیات و روحیات اوست چراکه تفکر او، برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی حاکم بر زمانه اش است.
این تحقیق در پی آن است به این سؤالات پاسخ دهد:
۱- چرا سپیده کاشانی به عنوان شاعر ادب مقاومت، موسیقی بیرونی (وزن) را برای شعر خود برگزیده است؟
فرضیه تحقیق: مفروض است که کاشانی برای بیان افکار و اندیشه های انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر توجه داشته است؛ چراکه انتخاب وزن برانگیخته از روحیات خاص او است و اندیشه ی او برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره و عصر خویش است.
۲- آیا سپیده کاشانی در نوآوری های بحور عروضی و پرداختن به آهنگ مرتبط با معانی اشعار اهتمام داشته است؟
ضرورت و اهمیت تحقیق:
توجه به اوزان مناسب و تصاویر هنری و شاعرانه بخش بسیار مهمی از هنر شعری شاعران را تشکیل می دهد و در کنار قوه تخیل و ساخت ترکیبات و به کارگیری واژگان برای انتقال معنی و پیام، زبان شعر را می¬سازد. لذا با توجه به اهمّیت و جایگاه شعر معاصر با موضوع ادبیات پایداری، اوزان عروضی و آفرینش مضامین، پرداختن به چنین موضوعاتی به عنوان مقاله ادبی ضروری و با اهمیت می نماید.
پیشینه¬ی تحقیق:
تاکنون پژوهشها و مباحث ارزنده¬ای در مورد شعر و زندگی سپیده کاشانی نوشته شده است از جمله موارد زیر:
مقاله ی چاپ شده در همایش ادبیات تطبیقی، دانشگاه رازی تحت عنوان (جلوه های مقاومت در اشعار سپیده کاشانی و فدوی طوقان) اثر یحیی معروف و مریم مطهری؛ و مقاله ی چاپ شده در نشریه ادبیات پارسی معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تحت عنوان (بررسی سنجشی مضامین سیاسی اشعار سپیده کاشانی و نازک الملائکه) اثر معصومه نعمتی قزوینی و طاهره ایشانی. و پایان نامه-ای با عنوان «بررسی محتوا، موسیقی و صور خیال در شعر سپیده کاشانی» توسط نگارنده این مقاله (علی اصغر سلطانپور) با راهنمایی دکتر وحید مبارک انجام شده است.
اما زمینه ی تازگی پژوهش در مقاله ی حاضر، بررسی موسیقی بیرونی شعر پایداری سپیده کاشانی می¬باشد که در مقالات پیشین به آن اشاره ای نشده است.
موسیقی بیرونی:
۱-۱- وزن
وزن نوعی از تناسب است. تناسب کیفیتی است، حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزای متعدد (خانلری، ۱۳۶۱: ۲۴).
وزن، جزء مهمّی از ذات شعر است که شاعر آن را با رعایت توازن و تناسب بین اجزای سازنده ی شعر، ایجاد می کند. وزن شعر باعث می¬شود ذهن آسان تر روابط بین مجموعه ی کلمات و معنی کلام را دریابد و همچنین موجب التذاذ نفس می شود زیرا هر نوع تناسب و قرینه ای میان اجزاء پراکنده، وحدتی پدید می آورد که ادراک مجموع اجزاء را سریع تر و آسان تر می کند و همین نکته خود سبب احساس آسایش و لذت می گردد (گنجعلی و همکاران، ۱۳۹۳: ۷۸).
تقی وحیدیان کامیار با تأکید بر هماهنگی موضوع و وزن، اوزان و مفاهیم شعر فارسی را به چند گروه تقسیم می کند:
۱٫ اوزان نرم و سنگین که در معانیی مانند مرثیه، هجران، درد، حسرت و گله به کار رفته است: «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (فع لن).- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (فع لن).- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن.»
۲٫ اوزان ضربی و تند که معانی شورانگیز و پرجذبه و حال را القا می کند: «-فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن.- مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن».
۳٫ وزن حماسی: «فعولن فعولن فعولن فعل» (وحیدیان کامیار، ۱۳۷۴: ۷۲).
شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر، اوزان زبان فارسی را به جویباری، شفاف و کدر دسته بندی کرده است. او در این باره می-گوید: «۱- اوزان جویباری: از ترکیب نظام ایقاعی خاصی حاصل می شود که با همه ی زلالی و زیبایی، شوق به تکرار در ساختمان آنها احساس نمی شود و ساختار عروضی افاعیل نیز در آنها به گونه ای است که رکن های عروضی در آن عیناً تکرار نمی شود مانند وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات. ۲- اوزان شفّاف و اوزان کدر: بعضی وزن ها را چندین بار باید مورد دقت قرار دهیم تا تناسب نظام ایقاعی آنها بر ما روشن شود من این گونه اوزان را شفاف می خوانم. در عوض وزنهایی را که به دشواری بتوان نظام ایقاعی آنها را دریافت اوزان کَدِر می¬خوانیم» (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۰: ۳۹۷-۳۹۶).
اوزان غزلیات، مثنوی ها، قصاید و قطعات سپیده کاشانی:
۱- بحر رمل:
در علم عروض بحری است که «اجزاء آن از تکرار فاعلاتن است» (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۱).
۱-۱- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف): این وزن دارای آهنگی ملایم و ریتمی آرام بخش می باشد و با مضامینی بلند، سنگین و موقر مناسبت دارد. این بحر دارای چهارده زحاف است که از این میان، زحاف «کفّ، خبن، شکل، قصر، حذف» بیشترین استعمال را دارند (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی روشنگر، ۱۳۹۰: ۷۱). این وزن یکی از پرکاربردترین اوزان شعری کاشانی است. در شعر زیر شاعر یأس و ناامیدی خود را با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» که وزنی سنگین است بیان کرده است: «عندلیب عشق از ویرانه¬ی سنگر گذشت / بال بر هم زد ز شوق ازسنگر آخر گذشت» (کاشانی، ۱۳۸۹: ۴۰)
۱-۲- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعِلُن (رمل مثمن مخبون محذوف): که جزء اوزان سنگین و جویباری است و چهارمین وزن پرکاربرد در میان اوزان زبان فارسی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۲). «صبح دیدار تو زد شعله و افروخت مرا /شب هجران تو در آتش غم سوخت مرا» (کاشانی، ۱۳۸۹: ۲۴)
۱-۳- فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (بحر رمل مثمن مشکول): وزنی دوری و شاد و خیزابی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی روشنگر، ۱۳۹۰: ۷۲).
«به تو باد تهنیت، ای گل سرخ پرپر من / که طلوع فجر سر زد از کران خاور من» (همان: ۱۰۰)
۱-۴- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مسدس مخذوف): وزنی است نرم و جویباری که شاعر برای بیان مضامینی چون یأس و ناامیدی از آن سود برده است.
«وا مصیبت، وا مصیبت، وای ما / اله می¬ریزد کنون از نای ما» (کاشانی، ۱۳۸۹: ۱۲۷)
۱-۵- فاعلاتن فاعلاتن فاع (بحر رمل مسدس مجحوف مسبَغ):
«خاست از جا، رهبری محبوب / روح ما، آن خوب¬تر از خوب» (همان: ۱۴۶)
۱-۶- فاعلاتن فعلاتن فعلن (بحر رمل مسدّس مخبون اصلم):
«چارده قرن، بسی گل واشد / از یکی روح خدا پیدا شد» (همان: ۱۵۴)
۱-۷- فاعلاتن مفعولن فع لن (بحر رمل مسدس مخبون):
«در شبی دلگیر و وهم انگیز / سینه ها از درد و غم، لبریز» (همان: ۱۷۷)
۱-۸- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مسدس محذوف):
«وه، چه غمگین رفت سالی بی امام! / باز ماندیم و راهی نا تمام» (همان: ۱۸۹)
۱-۹- فاعلاتن مفاعیل فع لن (بحر رمل مکفوف مخبون محذوف):
«ای بسیجی بسیجی بسیجی! / دختر خاک و مهر خلیجی» (سپیده،۱۳۸۹: ۲۲۸)
۱-۱۰- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعِلُن (بحر رمل مثمن مخبون محذوف):
«فروردین آمده امروز، به رخسارِ دگر / گل فروشان بخروشند، به بازار دگر» (همان:۲۵۵)
۲- بحر مجتث:
بحری است که دارای اوزان بسیار دلنشین و مطبوع می¬باشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۶).
۲-۱- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر مجتث مثمن مخبون محذوف): پرکاربردترین وزن، در میان اوزان شعر فارسی و
وزنی نرم و سنگین و جویباری است (همان).
«دلا، بگو ز چه امشب بهانه می¬گیری / چرا به قلّه ی غم آشیانه می¬گیری» (همان:۱۲۰)
۲-۲- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن محذوف): از اوزان جویباری است.
«رُخت بر پرده ی اشکم، دوباره می¬شکند / چنان حباب که از یک اشاره می¬شکند» (کاشانی،۶۰:۱۳۸۹)
به جستجوی چه اند دو دیده ی تر من» (همان: ۱۰۲)۲-۳- مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن (بحر مُجتثّ مثمن سالم):
«بر خیز بر خیز و بنگر در باغ گل ها غریب اند /بر گونه شان شبنم اشک، در سوگ تو، بی شکیب اند» (همان: ۵۶)
۲-۴- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (بحر مجتث مثمن مخبون): واژه¬هایی که هجاهای کوتاه آنها، بیشتر است حالت سنگین تری دارند. این از اوزان ملایم و جویباری است.
«به روی خیمه ی شب، چون گل مهتاب می روید / به دامانم گل حسرت ز موج آب می روید» (همان: ۶۷)
۲-۵- مفاعلن فعلات فاعلات فاع (بحر مجتث مثمن مقصور مسلوخ):
«چگونه وصف کنم گلوی پاره ی تو؟ / چگونه دیده ی من کند نظاره تو» (همان:۱۱۰)
۲-۶- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات (بحر مجتث مثمن مخبون مقصور):
«شکوفه¬های شبق را چه کس به موی تو بسته؟ / کدام دست به روی تو، جام ماه شکسته؟» (همان: ۱۱۲)
۲-۷- مفاعلن فعلاتن فع / مفاعلن فعلاتن فع (بحر مجتث مسدس اصلم): وزن دوری است که به جای دوپایه از سه پایه استفاده کرده است.
«نهالِ عشق گل آذین بود، اگر ز عدل ثمر می داشت /جهان ز عدل پر آوا بود، اگر حقوق بشر می داشت» (همان:۱۵۰)
۲-۸- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر مجتث مثمن مخبون محذوف مقصور):
«قسم به فجر، قسم بر طلوع صبح ظفر / عزم دلیران، به راهبان سحر» (کاشانی،۱۳۸۹ :۲۶۳)
۳- بحر مضارع:
مضارعت در لغت به معنی مشابهت است و از بحور مختلف الارکان می باشد (تجلیل، ۱۳۷۸: ۳۰).
۳-۱- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف): که وزنی نرم و سنگین و جویباری است. کاشانی با استفاده از این وزن، فضایی غم¬انگیز را ایجاد نموده است:
فانوس مه شکسته بر امواج آب هاست / از برکه های واهمه، جاری حباب هاست (کاشانی، ۱۳۸۹: ۳۳)
۳-۲- مفعول فاعلاتن مستفعلن فعولن (بحر مضارع اخرب) که به صورت مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن هم تقطیع می شود.
«ای رهگذر پرسی از حال ما که چون / از پایداری ما خصم دغل، زبون است (همان: ۲۹)
۳-۳- مستفعلن مفاعیل مستفعلن فعل (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«در ما خزان دمیده و شوق بهار نیست / بر بوته ی کویر مگر نیش خار نیست» (همان: ۳۶)
۳-۴- مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل(بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«عشق خدا به جاذبه ای پاک می رسد این سینه ریز نور ز افلاک می رسد» (همان: ۵۴)
۳-۵- مستفعلن مفاعیلُ مستفعلن فعلَ (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«دیرست، که عشق تو از سر به در کنیم / در انتظار سبز تو جان را سپر کنیم» (همان :۹۱)
۴- بحر رجز:
«این بحر را از آن جهت رجز گویند که رجز در لغت، اضطراب و سرعت و عرب بیشتر اشعاری که در معرکه و جنگ ها و در مفاخرات از مردانگی خود و قوم خود می خوانند، در این بحر است و در چنین اوقات آواز مضطرب و حرکات تسریع می باشد، پس از این جهت این بحر را رجز نام کردند» (فشارکی، ۱۳۷۲: ۴۲).
سپیده در مجموعه اشعار خویش بیش از ۱۸بار از بحر رجز و زحافات مربوط به آن استفاده کرده است؛ زیرا این بحر با اشعار حماسی او نیز هماهنگ است از این بحر برای تهییج و ترغیب رزمندگان علیه دشمن بعثی، در دوران دفاع مقدس بهره گرفته است.
۴-۱- مفاعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (بحر رجز مثمن مخبون مطوی): وزنی است خیزابی و تند که محتوایی حماسی و انقلابی دارد:
«برادر مبارزم، زمزمه کن بهار را بچین ز شاخه یقین، میوه ی انتظار را» (همان: ۲۱)
۴-۲- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (بحر رجز مثمن سالم) یکی از اوزان نرم و با وقار است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۸). شاعر این وزن را بجا و مناسب برای بیان غم و اندوه خود به کار برده است:
«سالی گذشت و کاروان منزل به منزل می¬رود / با کاروان لاله¬ها، صد کاروان دل می رود» (همان: ۶۲)
۴-۳- مستفعلن مفاعلین مستفعلن فعل (بحر رجز مثمن):
«امروز کن شکوفه ی مهرت نثار من / فردا شوم غبار و نیاید به کار من» (همان:۹۶)
۴-۴- مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن (بحر رجز مسدس مرفل):
«تا سرزمین کربلا راهی نمانده است / در سینه ی دشمن به جز آهی نمانده است» (سپیده،۱۳۸۹: ۱۴۹)
۴-۵- مستفعلن مستفعلن فع لن (بحر رجز مسدس احذّ):
«زندانی زندان غم بر خیز / ای مانده در بند ستم بر خیز» (سپیده،۱۳۸۹ :۱۷۴)
۵- بحر هزج:
در فن عروض بحری است که از تکرار مفاعیلن حاصل می شود و «اکثر آوازها و سرودهای خوش اعراب در این بحر است» (فشارکی، ۱۳۷۲: ۳۵).
۵-۱- مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین (بحر هزج مثمن سالم): بحری است نرم و سنگین که جزء اوزان دلنشین و شیرین و متناسب با مضامین آرام¬بخش می باشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۴). سپیده کاشانی تعدادی از غزلهایش را به این وزن سروده است. وزنی است خیزابی و تند (اوزانی که شوق تکرار در آن به طور خاصی احساس می شود) که غالباً پویا و پر جنبش است. این وزن با محتوای ادب پایداری که باید شورانگیز باشد، هماهنگ و متناسب است.
«زمان بسته است بر بال صبا، افسانه¬ی مارا / که افشان بال، گل باران کند دامان خضرا را»(همان: ۱۹)
این وزن که محتوایی حماسی و انقلابی دارد. در شعری دیگر، سپیده وزنی متناسب با درونمایه را به کار می گیرد که با آهنگ نوحه خوانی تناسبی بجا و شایسته دارد:
محرّم آمد از سفر، طلوع سرخ آن نگر / شد از شکوفه های خون، درخت عشق پر ثمر (همان: ۶۹)
۵-۲- مفاعیلن مفاعیلن فعولن (بحر هزج مسدس محذوف): که وزنی جویباری، دلنشین و آرام است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۴).
«چو سایه سار ظهر تابستان / چتری است بر رفتار ما قرآن» (همان: ۱۹۳)
۵-۳- مفعول مفاعلن فعولن (بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف): که وزنی شاد و خیزابی است (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۷۵). شاعر مضامینی چون عشق را در این وزن به کار برده است از جمله:
«ای نور یقین، سلام بر تو / ای محور دین سلام بر تو» (همان: ۱۹۶)
۶- بحرخفیف:
۶-۱- فاعلاتن مفاعلن فَعِلُن (بحر خفیف مسدس محذوف مخبون): وزنی خیزابی است.
«اشکم آن گونه شد ز سر که مپرس / هست این غم، غمی دگر که مپرس» (همان: ۷۴)
۷- بحر سریع:
۷-۱- مفتعلن مفتعلن فاعلن (بحر سریع مطوی مکشوف): وزنی تند و خیزابی است.

«سینه پر از عطر دعا کرده ام / سیل زهر دیده رها کرده ام»(همان: ۷۹)
۸- بحر متقارب:
۸-۱- فعولن فعولن فعولن فعولن (بحر متقارب مثمّن سالم): وزنی مناسب مضامین حماسی، رزمی و مفاخره می¬باشد (جدیدالاسلامی قلعه نو و صفائی کشتگر، ۱۳۹۰: ۸۱).
«دمی جستجو کن، که در دفتر من / بیابی مرا ای گل خاطر من» (سپیده،۱۳۸۹: ۹۸)
شاعر در این اشعار، برای بیان حماسه و رزم افتخارآفرین رزمندگان دفاع مقدس، این وزن را به کار برده است.
۹-فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحر خفیف مخبون محذوف):
«بر تو ای خاک سرخ آبادان / بر تو ای سرزمین جاویدان» (همان: ۲۰۱)
۱۰- بحر مقتضب:
این بحر را می توان جزء بحور کم کاربرد در دیوان سپیده دانست. این وزن در دسته وزن های خیزابی قرار دارد.
۱۰-۱- فاعلات مفاعلن فاعلات مفعولن (بحر مقتضب مثمن مطوّی):
«جاودان بتاب ای فجر! وه چه عالم آرایی باز تاب دیروزی، جلوه ای ز فردایی» (همان: ۱۱۶)
– اوزان دوری
در اوزان دوری سخن از نیم مصراع است و اوزان دوری معمولاً دو پایه هستند ولی با این حال اوزان دوری بلند نیز سروده شده است. «اوزان دوری معمولاً در اشعاری که دو پایه هستند ظاهر می شود. راه تشخیص وزن دوری این است که اگر شاعر در وسط مصراع، صامت اضافه آورده باشد، بتوانیم آن را حذف کنیم و وزن صحیح باشد و اگر نیاورده باشد، بتوانیم یک یا دو صامت به وسط شعر بیفزاییم و در وزن خللی ایجاد نشود» (فضیلت، ۱۳۸۷: ۱۰۹).
وزن: مستفعلن مفاعلن فع لن / مستفعلن مفاعلن فع لن: بحر رجز مخبون احذ، وزن دوری است که به جای دو پایه از سه پایه استفاده کرده است، بعضی از شاعران به طور محدود از این اوزان بلند استفاده کرده اند.

«ای نام تو طلیعه ی آغاز! وی یاد تو نهایت پرواز / افتاده ام ز پای، تو بنواز!سرگشته ام به خویش بخوان باز»(همان: ۲۶۷)

۱- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن محذوف):
«همای عشق ز افلاک بی کرانه هنوز / گشوده بال به سودای آشیانه هنوز» (همان: ۲۶۹)
۲- مفاعلن فع لن مفاعلن فع لن (بحر هزج مقبوض محذوف):
«به باغ زد آذر، خزان غارتگر / هزار دامن گل، به شاخه شد پَرپَر» (همان: ۲۵۳)
۳- مفاعیلن مفاعلین فعولن (بحر هزج مسدّس محذوف):
«شهیدان خدایی رهبر آمد / طیب لاله¬های پر پر آمد» (همان: ۲۹۷)
۴- مستفعلن مفاعلن فع لن / مستفعلن مفاعلن فع لن (بحر رجز مخبون احذ): وزن دوری است که به جای دو پایه از سه پایه استفاده کرده است، بعضی از شاعران به طور محدود از این اوزان بلند استفاده کرده اند.
«ای نام تو طلیعه ی آغاز! وی یاد تو نهایت / فتاده ام ز پای، تو بنواز!سرگشته ام به خویش بخوان باز» (همان: ۲۶)
۵- مستفعلن فاعلاتُ فَع لُن (بحر منسرح مسدس مطوّی احذّ):
«اینان ز کاروان کسایند / ای نسل شوم، قوم بد اختر» (همان: ۲۹۱)
– وزن رباعی¬ ها
وزن اصلی رباعی «مفعول مفاعیلُ مفاعیُل فعل» است و معروف¬ترین وزن، نزد عامه مردم برای رباعی «لا حول و لا قوّه اِلاّ باللّه» بر وزن «مفعول مفاعیل مفاعیلن فاع است. باید دانست که این یکی از اوزان رباعی است نه وزن اصلی آن» (تجلیل،۱۷:۱۳۷۸).
۱- مفعول مفاعیلُ مفاعیلن فع (هزج مثمن اخرب مکفوف ابتر):
«ای شمع شبستان وَلا، یا زینب! / ای اختر صحرای بلا، یا زینب
دریاب که از کف نرود دامن صبر / سوگند به خون شهدا، یا زینب» (سپیده،۱۳۸۹ :۳۰۶)
۲- مفعول مفاعلن مفاعیلُ فعول (بحر هزج مثمن اخرب مقبوض مکفوف اهتم):
«ای بر شده بر سریر افلاک زخاک / جای تو نبود روی این تیره مغاک
بهر تو سزد که قدسیان افشانن / گل های ستاره بر حریر افلاک» (همان: ۳۱۳)
۳- مفعول مفاعلن مفاعیلن فاع (بحر هزج مثمن اَخرب مقبوض ازل):
«هنگام سحر سروش غیبم در خوا / در داد ندا: نگر در آیینه ی آب
دیدم متجلی ست در او موج به موج / گلباران شد ز اشک من، دامن خواب» (همان:۳۱۴)
۴- مفعول مفاعلن مفاعیلن فع (هزج مثمن اخرب مقبوض ابتر):
«رزمنده ی ما به نور ایمان می رفت / می رفت و به دست، هدیه¬ی جان می¬رفت(همان: ۳۱۱)
۵- فاعلاتن فاعلاتن فَعِلُن (بحررمل مثمن مخبون محذوف):
«زندگی تیره شبی بود که در خواب گذشت مرغ شب بود که بر دامن مهتاب گذشت
قایقی بود که توفان زده بر آبی گذشت اشک بر دامنم از دیده ی بی تاب گذشت» (همان:۳۰۶)
– وزن عروضی دوبیتی¬های سپیده کاشانی
«ترانه یا دو بیتی اشعاری هستند، دارای چهار مصراع که در ولایات ایران با لهجه های مختلف محلی رایجند. وزن ترانه یا دو بیتی «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» است» (تجلیل،۱۸:۱۳۷۸).
از آنجایی که وزن دوبیتی (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) است، از آوردن شواهد شعری با اوزان تکراری خودداری شد.
– اوزان عروضی چهارپاره¬های سپیده کاشانی
«چهارپاره ها، اشعاری هستند که هر بند آن از چهار مصراع تشکیل می شود، امّا از نظر ارائه مفهوم بند¬ها، یک مضمون واحد را ارایه می کنند» (مکارمی نیا، ۱۱۷:۱۳۸۳).
۱- بحر مضارع:
۱-۱- مفعول فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلات (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور):
«اینک نشسته بین من وتو به خیرگی / راه دراز فاصله، سنگین و بردبار
جای تو را به هستی من سبز می کنند / آن کوچه، آن درخت، آن جوی بی قرار»(همان: ۳۲۳)
۱-۲- مفعول فاعلاتن مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«بدرود ای پرنده ی مهتاب کوچه¬ها / بدرود ای شکوه شب انتظار من
بدرود کوچه های قسم، قهر،آشتی / بدرود ای عزیز فراموشکار من»(سپیده،۱۳۸۹: ۳۲۳)
شاعر برای بیان غم و اندوه خود این وزن را بکار برده است.
۱-۳- مفعول فاعلات مفاعیلُ فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«ای دوست، آن فروغ و صفای گذشته¬ها / در چشم های مست تو خاموش گشته است
بیگانه شد نگاه تو، ای آشنا مگر از خاطرات گذشته فراموش گشته است؟!» (کاشانی،۱۳۸۹: ۳۳۰)
۱-۴- مفعول فاعلات مفاعیلن (بحر مضارع مسدس اخرب مکفوف):
«موسی صفت، بهار گل افشانم / افکند دست عشق تورا در نیل
تا خود دلیل شب زدگان گردی / ای برتر از ستایش و از تجلیل» (همان: ۳۴۲)«
۱-۵- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف):
«یاد آن یاد بهار دور که شب ها غبار ماه / بود از فراز تیرگی آوار کوچه ها
یاد آن شبان خوب که طرح من و تو / مهتاب می کشید به دیوار کوچه ها» (همان:۳۴۷)
۲- بحر رجز:
۲-۱- مستفعلن مستفعلن فع لن (بحر رجز مسدس احذّ):
«سعدی، بیفشان گل، بیفشان گل / گلها ز بستان و گلستانت(همان: ۳۲۴)
بار دگر با نغمه¬ی توحید / شوری فکن در بزم یارانت» (همان:۳۲۴)
۲-۲- مستفعلن مفاعلن فاعلن (بحر رجز مسدس مخبون مرفوع):
«بس روزها گذشت و به یاد تو / خواندم دعای موکب باران را
«امّا نیامدی تو و چشم من / آرد به یاد، ابر بهاران را» (همان:۳۵۰)
۳- بحر خفیف:
۳-۱- فاعلاتن مفاعلن فعَلن (بحرخفیف مسدس مخبون مقصور):
«جان شیرین ما وداع،وداع! / یار دیرین ما وداع وداع!
در فراقت گسست سلسله¬ها / مهر زرّین ما، وداع، وداع!» (همان:۳۳۲)
۳-۲- فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحرخفیف مسدس مقطوع):
«کودکم! شعر لای لاییها / گریه از صبح آشناییها
رمز معراج سرخ لاله¬وشان / راز پرواز ماسواییها» (همان:۳۳۲)
۳-۳- فاعلاتن مفاعلن فع لن (بحر خفیف مسدس مخبون اصلم):
«لحظه¬ها، لحظه¬ها چه سنگین اند / روزها، روزها،چه غمگین اند!
ماه خاموش، اختران مبهوت / ز آنچه بر خاک تیره می بینند»(سپیده، ۱۳۸۹: ۳۳۲)
فاعلاتن مفاعلن فعلن (بحرخفیف مسدس مخبون محذوف): وزنی خیزابی است.
«لحظه¬ها شعله زار فاجعه بود / پر می¬افشاند گل به دامن باد
دشت ها بستر شقایق¬ها روزها، برگ برگ دفتر باد» (سپیده،۱۳۸۹ :۳۳۴ )
۴- بحر منسرح:
۴-۱- مستفعلن مفعول مفاعیلن (بحر منسرح مسدس مرفوع):
«از تار و پود جسم پر از دردم / گویی صدای پای تو بر می خاست
از بیت بیت سرخ غزلهایم عطر دل آشنای تو بر می خاست» (همان:۳۴۱)
۴-۲- مستفعلن مفاعلن فاعلن (بحر منسرح مخبون مرفوع):
«پیری، خبر ز طالع سعد ما / می داد در قبیله بیداری
یونس به کام ماهی و، ساحل بود / چشم انتظار مر غ گرفتاری»(همان: ۳۴۲)
۵- بحر رمل:
۵-۱- فاعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مسدس مخبون اصلم):

مگر از تربت او سر زده ای که فرو بسته لبی، غمگینی؟» (همان:۳۴۵)
۵-۲- فاعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مسدس اصلم):
«ای گل سرخ، چه عطرآگینی / آشنا چون سخن پروینی
مگر از تربت او سر زده¬ای/ که فرو بسته لبی، غمگینی؟» (همان:۳۴۵)
۶- بحر مجتث:
۶-۱- مفتعلن فاعلات مفتعلن فاع (بحر مجتث مثمن مجحوف یا مطموس):
«دیر زمانی ست روی ماسه ی ساحل / طرح قدم های مهربان کسی نیست
در پس دیوار کلبه های شکسته / سایه درد آشنای هم نفسی نیست» (همان:۳۵۲)
۶-۲- مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (بحر مجتث مثمن مجحوف):
«پنجره بگشا که جای پای زمان را / بر رخ درماندگان راه ببینی
پنجره بگشا که برگ های خزان را / از بدن شاخه های سبز بچینی» (همان: ۳۵۲)
– اوزان عروضی نو نیمایی سپیده کاشانی
وزن شعر نو از آنجا که ابداعی معاصران است، معمولاً در قالب بحور عروضی کلاسیک و کهن چندان یافت نمی شوند. وزن شعر نو: «وزن شعر نیمایی وزن عروضی است. چنان که می دانید در اشعار نیمایی مصراع ها کوتاه و بلند هستند و لا جرم غالباً تعداد هجاها یا ارکان یک مصراع با مصراع بعد مساوی نیست» (شمیسا،۶۶:۱۳۸۷).
۱- مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (بحر مجتث مثمن مخبون):
«من از شکاف زمان / ز فصل های عقیم / ز امتداد شبان بلند بی انجام / ز خاطرات کسل در دفتر یاد / ز آفتاب زباد / زدانه دانه ی گل های باغ / پرسیدم» (کاشانی، ۱۳۸۹: ۳۶۳)
سپیده با کاربرد این وزن، یأس و اندوه خود را بیان کرده است.
۲- فاعلاتن فعلاتن فاع (بحر رمل مسدس مخبون مجحوف):
«آه! / من نیمه تمامم بی تو/ بی تو ای دور از من! / ای در من! / تا میان من و تو فاصله ها برخیزند/ به سر انگشتانم، شمع دعا می سوزد» (همان: ۳۹۷).
۳- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع (بحر رمل مثمن مجحوف):
«یک شب مهتابی روشن / سایه ی دست تو را دیدم / که می لغزید» (همان: ۳۶۶)
۴- فاعلاتن فاعلاتن فع (بحر رمل مسدس مطموس):
«آه… ای جنگل! / ما برودت را پذیرفتیم» (همان: ۴۶۷)
۵- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (بحر رمل مثمن مخبون اصلم):
«نام شب را چه کسی گفت به تو؟/ که تو این سان در شب /گذری بس بی پایان داری» (همان: ۳۷۶)
۶- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (بحر مضارع مثمن مکفوف محذوف):
«دیشب که در خیال تو چون ماهیان سرخ / هر پولک تنم / در آرزوی لحظه¬ی دیدار می¬گداخت /خواب صدف شکفت زباران چشم من» (همان: ۳۷۸)
۷- مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعولن (بحر رجز مثمن مخبون مخلّع):
«پروانه های شب / در زیر داربست بلند / ستاره¬ها / حرفی است بر کتیبه ی این قصر کاغذین» (همان: ۳۶۰)
۸- مستفعلن مفاعلن مستفعلن مفاعلن (بحر رجز مثمن مخبون):
«می دانم ای دریغ / این انتظار تلخ به پایان نمی رسد!/ وین درد سینه سوز، به درمان نمی رسد!» (همان: ۴۱۰).
۹- مستفعلن مستفعلن فعولن فعولن (بحر رجز مثمن مخلوع):
«خرّمشهر! رازیست در سکوت تو پنهان / رازی مهیب» (همان: ۴۴۸)
۱۰- مسفعلن مفاعلن فع لن (بحر رجز مخبون اصلم):
«هر شامگاه، غرق در ظلمت! / آن گه که مر غ شب / سر می دهد، غمگین نوای جاودان خویش» (همان: ۴۵۴)
۱۱- مستفعلن مفاعیلُ مفاعلن (بحر منسرح مسدس مخبون):
«گفتند: از پله های نور می آید / با پشته های هیزم» (سپیده،۱۳۸۹: ۴۱۸)
– اوزان سروده¬های سپیده کاشانی
۱- مستفعلن مفاعلن فَعَلن (بحر رجز مسدس مخبون):
«ای زن، حجاب تو سلاح توست! / را ه سعادت و فلاح توست» (همان: ۴۸۲)
۲- مفاعلن مفاعلن مفاعلن (بحر رجز مسدس مخبون):
«قسم به نون و حرمت ِ قلم، بخوان / خوان به نام آن کریم مهربان» (همان: ۴۹۰)
۳- مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن (بحر رجز مسدس مرفل):
«بر خیز با یاد خدا، ای مرد دهقان! / / بر مزرعه پاشیده زر، خورشید تابان» (همان:۴۹۶)
۴- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (بحر رمل مثمن سالم):
«شب شکست و بهمن آمد، رستخیز اختران شد / در بهار ماه بهمن، پر شکوفه ارغوان شد» (همان: ۴۸۴)
۵- فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (بحر رمل مثمن محذوف):
«هان، شهیدان ره عشق، کجایید؟! کجا؟ / گل خورشید شکفته ست، نیایید چرا؟» (همان: ۴۸۸)

نتیجه گیری:
از جمله جلوه های مختلف موسیقی شعر می توان به موسیقی بیرونی (وزن عروضی) آن اشاره کرد. شعر دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، از دوره¬های پر افتخار شعر فارسی به شمار می رود. در این راستا سپیده کاشانی ازجمله شاعران ادبیات پایداری معاصر ایران و شاعری خوش قریحه و نیکوپرداز است که به سبک کلاسیک و نو هر دو شعر می سروده؛ او برای تفهیم هر چه بهتر اندیشه های انقلابی و اسلامی خود به انواع موسیقی شعر ازجمله موسیقی بیرونی توجه داشته است؛ به گونه ای که می توان بهترین و ناب ترین اشعار حماسی را در میان سروده های این دوره جستجو نمود.
در حوزه ی موسیقی بیرونی، اوزان شعری او با توجه به مضمون اشعارش متنوع است. او از انواع وزن ها؛ با مضمون جویباری و آرام، خیزابی، تند و شور انگیز مانند بحر رمل، رجز، هزج‌، مضارع، خفیف، سریع، مجتث، متقارب، مقتضب و منسرح استفاده کرده، که بحر رمل در شعر او پرکاربردترین بحر می باشد و بعد از آن به ترتیب دو بحر مجتث و مضارع که جزء وزن های جویباری است که این امر خود نشانگر علاقه و توجه ویژه ی شاعر به اوزان جویباری است و نیز بیانگر این مطلب است که شاعر در آرامشی باطنی به سرایش پرداخته است. از طرفی دیگر اوزان دوری نیز در اشعار سپیده حضری پر رنگ دارد.
شعر سپیده پرتوی از درونیات و روحیات اوست چراکه تفکر او، برداشتی از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره و عصر آنان است. در این زمینه او پیوندی میان موسیقی بیرونی با موضوع و مضمون شعرش را حفظ نموده است بطوری که او برای سرودن مرثیه از وزن تند استفاده نموده است نه وزن شاد و ضربی.

منابع و مآخذ:
۱-اتحادی، حسین، (۱۳۹۰)، «بررسی مقایسه¬ای موسیقی بیرونی و کناری غزل های انوری و خاقانی»، فصلنامه تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، شماره ۳۲٫
۲-اصلانی، محمد رضا، (۱۳۹۰)، «لاله کویر – زندگی نامه داستانی سپیده کاشانی»، تهران، انتشارات سوره مهر.
۳- تجلیل، جلیل، (۱۳۷۸)، «عروض و قافیه»، تهران، ناشر سپهر کهن.
۴-جدیدالاسلامی قلعه نو، حبیب، نسرین صفائی کشتگر، (۱۳۹۰)، «موسیقی بیرونی دیوان بیدل دهلوی»، فصلنامه¬ی مطالعات شبه قاره، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال سوم، شماره¬ی ششم.
۵-خانلری، پرویز، (۱۳۶۱)، «وزن شعر فارسی»، تهران، توس، چاپ چهارم.
۶- رازی، شمس الدین محمدبن قیس، (۱۳۷۳)، «المعجم فی معایرالاشعارالعجم»، به کوشش: (سیروس شمیسا)، تهران، انتشارات فردوس.
۷-شفیعی کدکنی، محمدرضا، (۱۳۷۰)، «موسیقی شعر»، تهران، انتشارات آگاه.
۸-شمیسا، سیروس، (۱۳۷۸)، «آشنایی با عروض و قافیه»، تهران، چاپخانه رامین.
۹-فشارکی، محمد، (۱۳۷۲)، «رساله عروض سیفی و قافیه جامی»، تهران، مؤسسه¬ی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
۱۰-فضیلت، محمود، (۱۳۸۷)، «آهنگ شعر فارسی»، کرمانشاه، نشر ذرّه.
۱۱-فضیلت، محمود، یعقوب نوروزی، (۱۳۸۹)، «تاملی در تناسب موسیقی و مضمون در شعر معاصر»، ادب فارسی، دوره¬ی جدید۱، شماره¬ی ۵-۳، ص۲۹۴-۲۷۷٫
۱۲-فیاض¬منش، پرند، (۱۳۸۴)، «نگاهی دیگر به موسیقی شعر و پیوند آن با موضوع، تخیل و احساسات شاعرانه»، دو فصلنامه پژوهش زبان و ادبیات فارسی، دوره جدید، شماره چهارم، صص ۱۸۶-۱۶۳٫
۱۳- گنجعلی و همکاران، (۱۳۹۳)، «بررسی تطبیقی موسیقی شعر معروف الرصافی و فرخی یزدی»،
۱۴-مبارک، وحید، علی اصغر سلطانپور، (۱۳۹۲)، «بررسی محتوا، موسیقی و صورخیال در شعرسپیده کاشانی»، پایان نامه، دانشگاه رازی کرمانشاه.
۱۵-ماهیار، عباس، ( ۱۳۷۸)، «عروض و قافیه فارسی شیوه ای نو برای آموزش عروض وقافیه»، تهران، انتشارات نشر قطره.
۱۶-وحیدیان کامیار، تقی، (۱۳۷۰)، «بررسی منشأ وزن شعر فارسی»، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم.

 

*علی اصغر سلطانپور /  کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی-آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

پرویزنورمحمدی در گفته :

بسیار آموزنده بود استادارجمند جناب سلطانپوردوست داشتنی.

سلطانپور در گفته :

سپاس آقای نورمحمدی عزیز،کاشکی همه مثل جناب عالی به جای آن همه توجه به کسانی که این روزها در سایت های مختلف، سیاست می بافند، نیم نگاهی هم به آن همه رمز و رازی های زبانی که با آن سخن می گوییم بیندازند.موفق باشید

حمیدرضا در گفته :

عالی بود آقای سلطانپور

بیژن گراوند در گفته :

جناب استاد سلطانپور سلام
استفاده کردم
متشکرم

سلطانپور در گفته :

من هم از توجه شما ادب دوست عزیز سپاسگزارم.

حشمت اله نجفی (سوری) در گفته :

باسلام عالی بود

با تشکر ازاستاد گرامی و ارزوی موفقیت برای شما

عرشیا کوشکی در گفته :

اینجا کلاس تدریس آموزش زبان و ادبیات فارسی نیست و یا یک مجله تخصصی برای چاپ یک کار پژوهشی نیست.

اینجا یک سایت خبری است و مخاطبان آن عام هستند نه دانشجویان ادبیات فارسی.

موفق باشید

سلطانپور در گفته :

با سپاس از آقای عرشا کوشکی که حد اقل این مقاله را باز کردند. این مقاله قبلاً در یک همایش ملی پذیرفته شده،به چاپ رسیده است. این فرموده شما:«مخاطبان آن عام هستند» را درست نمی‌دانم،زیرا در بین بسیاری از مخاطبان این سایت ها، افرادی هستند که با اسرار زبان فارسی آشنایی کامل دارند. به هر حال این نوشته ها نیز مخاطبان خاص خودشان را دارند. با سپاس

بیژن گراوند در گفته :

آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید

زاهد کاظمی در گفته :

عالی بود

آزادبخت در گفته :

امیدوارم همه ی خوانندگان عزیز ، کسانی را که در جهت معرفی زبان فارسی تلاش می کنند،مورد تشویق و حمایت لفظی قرار دهند و زحمات آنان را ارج نهند. با تشکر

عرفان قبادی در گفته :

بسیار عالی بود استاد. خسته نباشید

غلامرضا سوری در گفته :

استاد ارجمند ، جناب آقای سلطانپور
بسیار بسیار عالی و آموزنده بود .
سپاس گزاریم.

سلطانپور در گفته :

ممنون از لطفتان

فاطمه در گفته :

واقعا عالی بود. خیلی استفاده کردم.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :