کد خبر : 74578
تاریخ انتشار : ۱۱ شهریور ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,011 بازدید

جنگل سوخته ی ارزش ها !

    بهمن هوشیاری / میرملاس :  درختان بلوط زاگرس نشین در آتش هوای گرم و سردی بی مسولیتی انسانهای سایه نشین ، سوخت. درختانی که در روزگاران ، در صحنه ی نمایش اقتدار کوهستان نقش همیشه سبز را اجرا میکردند و این بار در بازی آتش ، سوخته شدن را به نمایش گذاشتند.گرچه اشک […]

 20150902_213809-1024x768

 

بهمن هوشیاری / میرملاس : 

درختان بلوط زاگرس نشین در آتش هوای گرم و سردی بی مسولیتی انسانهای سایه نشین ، سوخت. درختانی که در روزگاران ، در صحنه ی نمایش اقتدار کوهستان نقش همیشه سبز را اجرا میکردند و این بار در بازی آتش ، سوخته شدن را به نمایش گذاشتند.گرچه اشک همه را درآوردند و داغ در دل انسان های دلسوز طبیعت نهادند ، اما ماییم و خدا و چشم انتظار باران رحمتش و رویش دوباره ی درختان و گیاهان . اما آنچه بر مردم دلسوخته سخت تر می آید ، سوختن ارزش های انسانی است که مدتهاست دچار حریق بی توجهی ها و کم لطفی ها قرار گرفته است و پیدا و پنهان هر از چند گاهی اثر نا خوشایند خود را نمایان می کند. آتشی که شعله هایش دل انسانها را داغ و فضای شهر را با دودش تیر و تار کرده است و پیامدهای دلخراش و ناگواری را برای مردم و جامعه به ارمغان می آورد. از آن جمله “کشتن” و مشتقات آن.
خودکشی به خود سوزی های بی شمار مبدل گشت و بعد از طی مراحل تکمیلی به دیگر کشی و غریبه کشی رسید و حال درخت “کشتن” به ثمر نشسته است و به خانواده کشی رسیده است. در افسانه ی رستم و سهراب ، رستم و سهراب نشناخته به جنگ هم میروند و پدر ندانسته ، پسر را در میدان نبرد از پای در می آورد. در شهر و دیار ما ، پدرو فرزند دانسته و شناخته شده همدیگر را به بدترین وجه به قتل می رسانند.
آیا درست است اینکه به دنبال عوامل اینگونه حوادث بگردیم؟ و عاملین دخیل در بروز این اتفاقات را شناسایی کنیم؟ چه کسانی باید بیشتر احساس مسولیت کنند؟ پدر و مادر هایی که به دور از آموزش های لازم فرهنگی هستند؟ فرهنگیانی که بیشتر متوجه گذران زندگی مادی خویش اند؟ آنهایی که گرفتار موج زد و بندهای باند بازی شده اند؟ آنهایی که سوار بر موج ، چند صباحی دلخوش پست و مقام هستند؟ آنهایی که نگران سست شدن پایه های مقام و منصب جدیدشان هستند؟ مسولیتی که بیشتر از در فکر تهیه آمار و ارقام کاری و ارائه آن به بالا دست ها هستند؟ اولیایی که دوش به دوش فرزندان پای درس و کلاس ماهواره نشسته اند و از آموزه های خانمان برانداز آن بهره می برند؟ متولیان امری که بیشتر در فکر به در کردن رقیب انتخاباتی از میدان سیاست هستند؟ صاحب منصبان و کرسی نشینان بنرهای این شهر بنرستان که تخت هر عنوانی یک راه ، دوراه ، سه راه و چهار راه های سطح شهر را مزین کرده اند؟
آیا ما به جایی رسیده ایم که دیگر نیازی به رعایت حلال و حرام نداریم؟ آیا جاری نشدن آموزه های دینی در رودخانه ی خشک زندگی امروزی در بروز اینگونه حوادث بی تاثیر است؟ آیا حضور اشخاص متدین و صاحبدل در مجالس و محافل شخصی و عمومی ما کم رنگ نیست ؟ آیا نه این است که آمران به معروف و ناهیان از منکر بیشتر از دیگران باید از تقید و آگاهی برخوردار باشند؟
آیا شام دهی و شام خوری  سیاسی و بر سر هر سفره ای نشستن و قول گرفتن و قول دادن ها بر سر این گونه سفره ها گره ای از مشکلات فرهنگی و معنوی و یا مادی جامعه ی ما باز میکنید؟ و آیا …
بیایید با هم ، در هر جای این شهر که مشغول زندگی هستیم ، شمعی از دین و خرد روشن کنیم و از گذر ظلمانی بی ارزشی ها عبور کنیم و به صبح پاکی و سلامت برسیم و سازنده ی جامعه ای پاک باشیم برای فرزندانمان.

 * بهمن هوشیاری / مدرس دانشگاه

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

حمیدرضا سوری در گفته :

درود و صد درود بر استاد عزیز و مهربانم
با وجود شناخت از شما و شاگردی چند ساله شما باید بگم که مصرع مصرع وجود بهمن هوشیاری انسانیت است و شناخت ،امید است و آرمان ، ایمان است و دیانت…این رو بدون اغراق میگم استاد هوشیاری از بهتربن استادان بنده بودن و برای من باعث افتخار زیادیه که شاگرد ایشون بودم
هشیار بود هر که ز هشیاران است/هشیاری ما نیک ترین مردان است
آرزوی زندگی شاد و خوبی رو برای استاد عزیزم دارم

سلام استاد،خسته نباشین.واقعا دلمون تنگ شده برای نشستن سر کلاس درستون.
امیدوارم هرجا هستید سالم و تندرست باشین و زیر سایه خداوند منان و بزرگ.

سلام استاد گرامی
به راستی که ارزش ها به فراموشی سپرده شده اند.
عالی بود

سبزمراد در گفته :

درود بر استاد فرهیخته و ارزشمند جناب دکتر هوشیاری عزیز

سلطانپور در گفته :

درود بر دکتر هوشیاری ، عالی بود. موفق باشید

سلام براستادعزیزبااینکه مطلب خیلی کوتاه است اما به اندازه ی ژرفای اقیانوس عمیق وپرمعنااست امیدوارم این پیام هشداری باشدبرای مسوولین وانسانهای سایه نشین.

پ ضرونی در گفته :

تراوش شیرین قلم شما سخن تلخ دل ماست

امیر سخاوت در گفته :

فوق العاده بود استاد هوشیاری عزیز، ما به دلسوزی شما ایمان داریم دکتر.

دکتر عالی بود…

بشنوید ای دوستان این داستان
خود حقیقت نقد حال ماست آن

داستان زندگیِ مردمانی که با دستان خویش درِ رحمتِ خدا را به روی خود بسته ایم

محمد قنبری در گفته :

با سلام و تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای “بهمن هوشیاری ”
۳سپتامبر – قزاقستان

گرگها آشنا وماانسانهاغریب /باکه بایدگفت این حال عجیب

جانا سخن از حرف دل ما میگویی
افسوس کو گوش شنوا
خداقوت دکتر جان دست مریزاد

س.م. والی پور در گفته :

ضمن عرض سلام وادب واحترام خدمت دوست وهمسنگر دوران طلایی ، یادگار ماندگار شهدا ، رزمنده شجاع ، جناب آقای دکتر بهمن هوشیاری
دکتر هوشیاری یکی از نادرترین افرادیست که در بین دوستان شهره ی خاصی دارد .رفتار ، کردار ، گفتار و منش دکتر هوشیاری ویژه ست . حتی کسانی که به هرنحو ،باایشان کمترین برخورد را داشته اند شیفته ی اخلاق واعمال نیکش شده اند.
دکتر جان مطلب بسیار عالی وپرمحتوایی نوشته اید .اما درد ما ودرد مردم ما ریشه ی فرهنگی دارد وبایستی در تمام زمینه ها فرهنگ سازی کرد. به امید روزی که مردم باشعور وفهیم شهرمان قدر داشته های خدادادی را بیشتر بدانند.

محمد جمالي فرد در گفته :

ممنون و متشکرم از برادر هوشیاری که با قلم گویا و رسای خود به بیان شمه ای از مشکلات و دردهای پیدا و پنهان این شهر سوخته پرداخته اند

علی قبادی کرج در گفته :

سلام
جناب دکتر
نسخه حضرتعالی برای دردهای کوهدشت دیارعزیزم مرهم است امادریغ ودردکه سهراب مرد…….؟؟؟وهزاران دریغ ودردکه سهراب های دیگردرصف مرگ …………

امیر پیری در گفته :

سلام بر استاد ارزشمند ،چه عجب قلم را به زحمت انداخته ای ،الهی صدهزار بار شکر ،نمیدانم چند هکتار دیگر باید بسوزد وچند انسان دیگر خاکستر نشین شود تا قدم را به زحمت اندازی بزرگ استادم ،خداکند که دیر نباشد آنروز .

هادی قبادی در گفته :

سلام بر دوست قدیمی و صمیمی
عزیز جان بیشتر بنویس و بیشتر بگو
تا شاید وجدان خفته ای بیدار گردد !!! شاید !!!

نعمت اله نجفی در گفته :

درود بر استاد فرهیخته شهرمان دکتر هوشیاری که به درستی بخشی از مشکلات شهستان را با قلم زیبای خود بیان نموده اند

محمدامین در گفته :

با سلام خدمت دایی عزیزم مثل همیشه عالی بود

محمد احمدی در گفته :

با سلام و عرض ادب خدمت جناب اقای هوشیاری، استاد ارزشمند و فرهیخته،طبق معمول از بیانات حضرتعالی استفاده کردیم، ممنون و سپاسگزارم

عارف قبادی در گفته :

بسیار عالی بود استاد ارجمند جناب اقای هوشیاری

ع امرایی در گفته :

چنگی به دل نمی زند حال و هوای روزگار!!!

عارف مظفری در گفته :

سلام و درود فراوان به استادعزیزم ،عالی بود دکتردست مریزاد

سرزمینم سرزمینم کت کت انوه نشینم

چی کویابا چی کویابا زخمی اما سروه بالا

چی دنا افتوبئیر بئر کو وه یارو

چی گهر بسپار وه خاطر شر بارو

چی گری طاقت بیار برف نسارو

چی کوئر بو وه پناه بچه میارو

چی بلی با چی بلی با کت کت انوه نشینم

چمته ره ون ده شوگار تشه تژ گاه حونه یا ژار

سا خسه شکتی گایار ترم ره یا دیر بیمار

یار دیر سفره حالی ساله نه وار

لیزه گرم مله زخمی ده زمسو

رمرمه رامشگرونه سینه بلگئو پنجه بارو

داره صد جابرسم هم میکه وانو

باده دئورو می زنش وه برزی ئآسو

خرموه خرم موه یه روزگاری

دل ایلام شاد موه وانو بهاری

کوئه الون آو میکه برفیا نساری

کل شادی میزنن ده بختیاری

سید سعید قاسمی در گفته :

درود بر دوست خوبم بهمن عزیز

محمود مهکی۰ قم در گفته :

سنت الهی این گونه است که هر که از یاد خدا اعراض کند زندگی او تلخ وناگواز خواهد بود و بنده حقیر به همشهریانم عرض می کنم دوری از یاد خدا در شهرما قابل دیدن است پس از سنت دیگر پروردگار که راه نجات است پیروی کنید وآن مهاجرت است که خداوند می فرماید زمین من وسیع است هرکه در راه خدا مهاجرت کند گوشه ی دنج زیاد است(مراغما کثیرا)

مسعود یاراحمدی در گفته :

سلام و درود خدمت استاد ادب و اخلاق. واقعا مطلب زیبایی نوشتید امیدواریم که ادامه داشته باشه.

جلیل رضاییان در گفته :

عالی بود. کاش ادامه داشته باشد نوشتن مطالب گهربارتان. ما خیلییییییییی دوست داریم دکتر جان

ویردار در گفته :

هر دو استاد ، تو سایت های خبری پدیدار شدن یکی از ترکیه و یکی از کوهدشت هر دو اهل قلم … بسیار عالی استاد هوشیاری

بسیارعالی بوداستادعزیز امیدواریم هم مردم وهم میئولین به خودشان بیاینز

شاگردی از تبار نسل قلم در گفته :

دست ،های پینه دارم همچو دستان بلوط
رازهای خفته دارد حرف چشمان بلوط
ریشه ی عشقم فرو بر سینه ی سخت (گرین)
هیبتی از صخره دارد مزه ی نان بلوط
ریشه در سنگم ولی راضی تر از هر باغ گل
تا خدا پرواز دارد دست ایمان بلوط
گرندارد سرخی سیب و لبی چون دختران
تاج شاهی دارد اما میوه ی خان بلوط
خم نگردد شاخه ی عهدم زهر بادی که بید،
لرز، دارد چونکه بیند عهد وپیمان بلوط
هرکه خواهد مرهمی بر ازدحام دردها
شاد بگریزد میان جمع مستان بلوط
سنگ باران می شوددست درختان حسود
دامنش خالی زسنگ وکینه مهمان بلوط.

تقدیم به استاد مهربانم بهمن هوشیاری
و رفیقم احمد هوشیاری

خلبل در گفته :

سلام

الناس علی دین ملوکهم

داریوش گراوند در گفته :

سلام ،بهمن جان واقعا عالی بود منتظرمطالب بعدی شمایم زنده وپایدارباشید

نوید صفایی در گفته :

عالی بود استاد.واقعا داشتن استادی مثل شما برای من باعث افتخار بود…
بچز درس مدرسه درس زندگی روهم آموختیم

کورش محمدی - اصفهان در گفته :

از دوست و برادر ارجمندم جناب دکتر هوشیاری بخاطر تحریر این این رنجنامه کوتاه ولی تاثیرگذار سپاسگزارم.
باشد که تاثیر نفس این کلام و رد قلم استاد بهمن در شریان سیاست زده ی مدعیان نجات کوهدشت جان بگیرد تا شاید بجای گدایی رای بر مزار رفتگان کوهدشت نگاهی صادقانه به تاراج انسانهای زنده این دیار کنند….

امرایی در گفته :

الهی بمیرم و نبینم که حقارتم را با نصب بنری مضحک و بی ارزش بر سر بازار جار بزنند

سلام و درود برشما استاد عزیز، باعث افتخارمه که روزی سر کلاس شما نشستم. امیدوارم موفق باشید.

امیر حمزه عزیزی از الشتر (ساکن تهران) در گفته :

بهمن جان سلام و عرض ادب ،اگر ما را بیاد بیاوری

سوری خرم آباد در گفته :

سلام بر برادر ارجمند و عزیز هوشیاری که آسیب های اجتماعی شهر و دیارمان را خیلی زیبا بیان نمودند.

حسین مرادی در گفته :

استاد ارجمند بازهم کلامی شیوا و البته تأثیرگذار بر دل های آزرده ما نوشتید، خواندیم و حظ کردیم (هرچند قلبمان به درد هم آمد!)
چشم امید ما به قلم شماست و البته دعا بر تأثیرگذاری آن بر روی هر آنکه لازم است.
خداوند به شما و همه کسانی دغدغه های اجتماعی و فرهنگی این دیار را دارند سلامتی عنایت فرماید بلکه با کلام و نوشتار و راهکارهای امثال شما گره از کار مردمان این دیار باز گردد.

پی نوشت: من از دیار غربت برای مسئولین محترم شهرم مینویسم که من و بسیاری از دوستانم (که میتوان به راحتی گفت اکثریت غالب افرادی که در گروه سنی خودم می شناختم) به دلیل فضای نامناسب کسب وکار و اشتغال و البته مشکلات عدیده فرهنگی و اجتماعی قصد بر بستن بار سفر کرده و هرکدام در شهر و دیاری مشغول به روزمرگی هستیم.
هرکدام از مشکلاتی که بر سر راه ماست و رنجی بر ما وارد می گردد قطعاً گناهش بر ذمه آن مسئولی که می توانست کاری و حرکتی برای آن شهر انجام دهد که ما را از مهاجرت به دیار غربت منع کند، و نکرد می باشد!
تذکر: هرکسی باید با توجه به مسئولیت خود پاسخگو باشد و امیدوارم همه ما از بابت این مسائل، (اخص حق الناس) وجدانی راحت و پرونده ای پاک نزد حضرت حق داشته باشیم.

موسی علیزاده در گفته :

با سلام خدمت استاد ارجمند جناب دکتر هوشیاری استاد من هر وقت شمارو میبنم خنده بر لبانم نقش میبنده اما این مطلب اشک تو چشام جمع
کرد باشد این مطلب تلنگری بر مسؤلین شهرمان

یوسف درگاهیان در گفته :

و حال درخت کشتن به ثمر رسیده است…
و حال آدمها با دل های سنگیشان همه را،چه انسان و چه غیر انسان را درو میکنند.

کونانى در گفته :

با سلام و درود بر استاد هوشىارى.ما در چند سال اخىر فقط مسولان را مقصر مى دانىم.به نقش هاى خودمان در احداث اىن پرىشان شهر هم گوشه چشمى داشته باشىم.

یزدان صفری در گفته :

احسنت جناب هوشیاری بسیار زیبا بود

حشمت محمدی در گفته :

با سلام خدمت استاد ارجمندم جناب آقای دکتر هوشیاری عزیز

مطلبی که فرمودید قصه امروز و دیروز نیست بلکه قصه و رمان نوشته شده سالیان دراز و گذشته این شهر نگون بخت است که بر پیکر و روح و روان این شهر و مردمانش دمیده است ولی افسوس که در این شهر ارواح نه گوشی هست برای شنیدن و نه چشمی است برای دیدن انگار تمام شهر به زیر برف رفته و کسی هیچ واقعیتی را نمیپذیرد جز اینکه امروز را به هوای فردا صبح کنیم باشد که حرفهایتان مرحمی باشد بر دل زخم خوردگان این دیار موفق و پیروز باشید

واقعیتها را گفتی استاد استفاده کردیم

باسلام امیدوارکه تلنگری باشدبرمسئولان بی مسئول

بادوردبرفرهیختگان بامسئول،واقعاتاکی بایداین دیارچوب ندانم کاری گذشتگان رابخوریم.

سهیل رضایی در گفته :

درود بر دکترعزیز ای کاش کوهدشت چهارتا دلواپس واقعی مثل شما داشت

حشمت اله نجفی (سوری) در گفته :

عالی بود استاد.استفاده نمودیم

دکتر دیناری همدان در گفته :

سلام و درود بر دکتر هوشیاری عزیز
مطلب اگر چه خیلی کوتاه است ولی بسیار آموزنده بود…… دست مریزاد.
این فاجعه فقط مختص شهر ما نیست و کم و بیش در همه جا دیده میشود.
جمله ای مشهور از مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی را شاید همه شنیده اند آنجا که میگوید من ممالک زیادی را سفر کرده ام در ممالک اسلامی مسلمان زیاد دیده ام ولی مسلمانی ندیدم ولی در ممالک غربی مسلمان ندیدم ولی مسلمانی زیاد دیدم
جالب اینجاست که جمله زمانی گفته شده که ارزشهای اسلامی پر رنگ تر از الان بوده است نمیدانم اگر سید الان وجود داشت چه تحلیلی ارائه میکرد ؟
البته به نظر من این متن کوتاه و زیبای جناب آقای دکتر هوشیاری دو دسته مخاطب دارد یه دسته افراد عادی جامعه اند ولی دسته دوم که متاسفانه تاثیر گذار تر هستند کسانی هستند که به خاطر منافع مادی و دنیوی سرعت حرکت جامعه به آن سمت را بیشتر میکنند
اگر چه متاسفانه بذر ناامیدی در جامعه ما پاشیده شده است ولی با وجود نسل جوان و تحصیل کرده که سرمایه اصلی هر جامعه است میتوان از این گذر گاه سخت عبور کرد اگر ……..

فرهاد و شیر ..... در گفته :

با تشکر از شما مهربان دکتر روزگار همان روزگار قدیم است اما ما وجدانمان را سر کشیدم

محمدرضا گراوندپور در گفته :

سلام گرم بر استاد عزیز خودم
معملم عزیز بیشتر بنویسید تا ما هم بیشتر بخوانیم. از شما بزرگوار اهل قلم انتظار بیشتر نوشتن است. روی مپوشید که مانند شما ظریف قلمان کم اند.
پیروز باشید

علی میناپور در گفته :

عرض سلام و خداقوت به استاد شیرین سخن جناب دکتر هوشیاری بزرگ منش و دغدغه مند و عرض ادب به تمامی دوستداران طبیعت خدادادی. سرافراز بمانید استاد گرانقدر

ایمان غلامی نژاد در گفته :

با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر جناب آقای دکتر هوشیاری

این شعر بسیار زیبا از سروده های کاکایی

کفاف کی دهد این باده ها به مستی ما

من بلوطم!
همسفره ی شبانان بی معجزه، پیامبران بی امت، آغوش پنهان پوش کودکانم در سالهای بی باران در روزهای بمباران….
نگران شناسنامه ام نیستم ریشه های پنهان در خاک نخواهند سوخت …
اما
این آبها برای فرو نشاندن آتش درونم کافی نیست
هزار ها سال در پیراهنم پنهان کرده بودم آتشی که اکنون به مردمکهای تو رسیده… نمی توانستم تن گر گرفته ی دخترکانم را ببینم وخاموش باشم
من بلوطم!بلوط خاموش

حیف است بلوطی که گرفتار بروید
در حاشیه ی آهن و دیوار بروید
حیف است بلوطی که جنون را نشناسد
در خاک زند پنجه و خون را نشناسد
حیف است بلوطی که گریزد رمه از او
او از همه دلتنگ نشیند همه از او
حیف است بلوطی که بسوزد بر و بارش
خاکستر خورشید شود سنگ مزارش

شیرمحمدی دانشگاه ازاد در گفته :

سلام بر استاد مهربانی ها دکتر هوشیاری.دکتر جان ارادت ویژه ۲۰۱۶ داریم خدمتت.خیلی استفاده کردیم از قلم زیبا و نافذتان..

یونس قبادی در گفته :

عرض سلام و احترام خدمت همسنگر سالهای دفاع مقدس . دلاوری که به شخصه رشادتهایش را از نزدیک دیده ام . نوشته ات دز دل همه زاگرس نشینان است به شما که دارای قلمی شیوا و ذهنی متفکر هستید دست مریزاد عرض میکنم . خدا قوت دلاور .

یونس قبادی در گفته :

نوشته ات درد دل همه زاگرس نشینان است

علی آزادبخت در گفته :

سخن دیگر نگفتی , ای سخن پرداز خاموشم
فراموشت نمی کردم , چرا کردی فراموشم ؟

ز سردی های خاک تیره , آغوشت چه می جویند ؟
چه بد دیدی , چه بد دیدی ز گرمی های آغوشم ؟

نه چشم بسته بگشایی , نه راه رفته باز آیی
به مرگت بار تنهایی چه سنگین است بر دوشم

به جز در دیده ام , کی می پسندیدی سیاهی را ؟
نمی بینی مگر اکنون که سر تا پا سیه پوشم ؟

تو آگه کردی از لفظم , تو ساغر دادی از شعرم
به دلخواه تو می گویم, به فرمان تو می نوشم

نه با هوشم , نه بیهوشم , نه گریانم , نه خاموشم
همین دانم که می سوزم , همین دانم که می جوشم

پریشانم , پریشانم , چه می گویم ؟ نمیدانم
ز سودای تو حیرانم , چرا کردی فراموشم ؟
تقدیم به استاد از طرف سیمین بهبهانی

سلطان علی قادری در گفته :

با تشکر از برادر شریف و هوشیاری که همواره دیدن سیما و شنیدن صدا و خواندن حرفهایش برای این قلیل، غنیمتی کثیر است. اوضاع تا بوده چنین بوده اما تا باد چنین نبادا ! قتل هابیلها به دست قابیلها، بستن هوش ها به دست وحوش ها و … ما خود چنین خواستیم و اینچنین شد! حال که را سرزنش کنیم؟ خدا در قرآن مبارکش فرمود با تغییر روحیات مردم سرنوشتشان از ناحیه خدا تغییر می یابد. مفهوم آیه قرآن را اینچنین درک کنیم :« ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» « اگر ما خودمان را تغییر دهیم خدا سرنوشت ما را با توجه به شأنمان تغییر خواهد داد». باغبان هستی همواره گیاه هرز را قطع می کند. این سنت الهی است. « ان الله یقطع دابر الکافرین» اما خدا هر روز در کاری است، چون ما هر روز در یک شأن خاص به سر می بریم . گاهی آنقدر ما و شما ایشان و اوشان این دست و آن دست می کنیم و نسبت به یکدیگر بی تفاوت می شویم که گیاه هرز ،حلقوم گلها را گره می زند و نفس ها را به شماره می اندازد و در نهایت قتل، خودکشی، دیگر کشی و خانواده کشی را رقم می خورد! این معادله چند مجهولی زمانی حل می شود که هر عدد وزن خویش را بیابد و به تمامی در عرصه بگذارد و کم فروشی نکند. « ولا تبخسوا الناس اشیائکم». افسوس که کار ما از این گذشته که همدیگر را بستاییم وگر نه بابت هر جمله، همیانی زر ، ثمن بخسی است که حقیر از پرداخت آن هم عاجزم. باید سوهان روحیات دنیایی شویم که حب او رأس همه خطاهای علمی و عملی است. آتش آن ظهری که خیمه ها و دامنها را آتش زد خاموش شد اما آتشی که دلها و جگرها را می سوزاند و حرارتش ابدی دارد، خاموش شدنی نیست. تمام حرف من جمله پایانی جنابعالی بود که شبیه عبارت کنفسیوس است که گفت: «به جای لعنت بر تاریکی شمعی روش کنیم». حفظ ارزش ها امروز از نگه داشتن پاره های آتش بر روی دست دشوارتر است. چاغ شدن تن یا اعتلای روح، پرداختن به قالب یا درک محتوا، توجه به مفاهیم یا تغییر مصادایق، برای امروز مان کار کنیم یا برای آینده پژوهش کنیم، خواب باشیم یا بیدار، با معاویه باشیم یا با علی، سیرباشیم یا سیر کنیم، اهل اندیشه باشیم یا تخیل، صبور باشیم و پرتلاش یا عجول و حراف، مردم سالارباشیم یا مردم سوار، خدمت کنیم یا خیانت، معلمین مهارت تست زدن بیاموزند یا خوب زیستن ، غرق در شبکه های ماهواره شویم یا دیدارهای دوستانه را رونق دهیم، آه بکشیم یا آروغ بزنیم ، بسوزیم یا بسوزانیم، انتخاب با ماست!

'گراوند در گفته :

با سلام
استاد گرامی تشکر از متن زیبا یتان

رحیم جعفری در گفته :

بهمن جان سلام حظ کردم و احساس غرور و افتخار برای دوستی اینچنین با صفا و فاضل و دردمند. بژی

بیژن طرهانی در گفته :

سلام حاج بهمن چقدر دلم برات تنگ شده عزیز ،مثل همیشه خوب و پاک درست،

حسین طهماسبی در گفته :

استاد عزیزم . به راستی یکی از جنبه های رشد هر انسانی مدیون اساتید مهربان و باسواد هستند . وشما استاد عزیز بهترین معلم اخلاقید درود بر معلمان . معلمانی که با اخلاق نیک همیشه در دل شاگردان بوده و خواهند بود. و شما نمونه ای از این معلمانی .

دانشجو در گفته :

سلام استاد بازهم عالی مثل همیشه

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :