کد خبر : 7573
تاریخ انتشار : ۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 669 بازدید

اشتیاقی که پشت کلاس “پنجم” ماند/ “میم” مثل مدرسه، مثل محرومیت

به گزارش میرملاس نیوز به نقل از مهر: روایت دانش آموزان روستای سرخه مهر روایت اشتیاقی است که پشت کلاس پنجم ماند تا این بار هم دو واژه “محرومیت” و “مدرسه” یک جا جمع نشده و قصه تلخ وداع با درس خواندن در حصار محرومیت تکرار شود. برای رسیدن به روستای سرخه مهر باید از کنار […]

به گزارش میرملاس نیوز به نقل از مهر: روایت دانش آموزان روستای سرخه مهر روایت اشتیاقی است که پشت کلاس پنجم ماند تا این بار هم دو واژه “محرومیت” و “مدرسه” یک جا جمع نشده و قصه تلخ وداع با درس خواندن در حصار محرومیت تکرار شود.

برای رسیدن به روستای سرخه مهر باید از کنار دهانه تنگه رویایی “شیرز” گذشت و ۳۵کیلومتر باقی مانده را بر پیچ پیچ جاده ای شنی و ویران عبور کرد. جاده ای که ماشین های سواری به زحمت می توانند از آن عبور کنند.

اینجا روستای سرخه مهر، در ۷۵ کیلومتری کوهدشت در پستوی فراموشی بی عبوری واقع شده است. با مردمی صمیمی و بسیار تنگدست و خانه هایی با بافت بسیار قدیمی و ساخته شده از چینه و خشت!

سقف بیشتر خانه ها بر اثر بارسنگین فرسودگی لم داده و گویی منتظر تکان زلزله کوچکی هستند تا مقابل آن زانو بزنند و ساکنان خود را زیر خروارها گل و سنگ دفن کنند.

 

 

 

خواندن مطلبی در یکی از وبلاگها بهانه ای شد تا گام به جاده ای بگذاریم که مقصد آن “سرخه مهر” بود با همه “مهر” و “صورت های با سیلی سرخ نگه داشته اش”؛ جایی که از امکانات رفاهی و زیرساختهای مورد نیاز خبری نیست که نیست!

به ورودی روستا می رسیم و با گشتی در روستا همه متوجه می شوند که اینجا غریبه هستیم و پی کاری آمده ایم.

تعدادی از دانش آموزان، کنار دیوار دبستان روستا جمع شده اند، به حرف می گیرمشان. مریم دانش آموز پایه پنجم ابتدایی است که با ذوق زدگی از درس خواندنش می گوید و با چهره آفتاب سوخته ای که کمی خجالت و شرم جذابیت بیشتری به آن بخشیده ادامه می دهد: معدلم همیشه بیست می شود و دوست دارم در آینده پزشک شوم! غافل از اینکه اینجا پزشک شدن آرزویی است که پشت دیوارهای بلند روستا حسرت را هجی می کند.

 

 

علی دانش آموز پایه سوم ابتدایی است و آرزوهایش مثل همه پسربچه های هم سن و سالش در آسمان و عالم خلبانی می چرخد، روی بال هواپیمایی که در اوج آسمان، روستایش را نقطه می بیند و برای بچه ها دست تکان می دهد.

شهاب کودک سه سال و شش ماهه ای است که همراه پدرش به دیدن ما آمده است. با صدای معصوم کودکانه اش و با توصیه پدر “دعای فرج” را برایمان می خواند تا خودی نشان داده باشد، پدر کمی قربان صدقه پسرکوچکش می رود و می گوید: شهاب را هر روز به مسجد روستا می برم تا اذان بگوید…

گفتگو با بچه های صمیمی روستا تمام می شود و ما هم به هر کدام یک بیسکویت تعارف می کنیم و آنها در حالی که سر شرمشان را پایین می اندازند دستشان را به طرف بیسکویت دراز می کنند و به سرعت می دوند و دور می شوند.

 

 

اینجا پنجم ابتدایی آخر راه درس خواندن است و خبری از آرزوهای رنگ باخته کودکانی که دکتر و مهندس شدن را خواب می بینند نیست! اینجا آرزوهای کوچک بچه های روستایی چه آرام می میرند تا روایت تلخ روستایی با بچه های کلاس پنجمی رقم بخورد.

مهدی جوان چوپانیست که با صورت آفتاب سوخته اش به سمت ما می آید، انگار که فردای کودکانی که لحظاتی پیش در کنارمان بودند را در نگاهش می خوانیم خودش شروع به حرف زدن می کند، انگار می خواهد از فاجعه ای که در روستا هر روز تکرار می شود جلوگیری کند.

مهدی می گوید که تا پنجم ابتدایی درس خوانده و با وجود اینکه دانش آموز زرنگی بوده است اما چون مدرسه راهنمایی نداشته اند ناگزیر به ترک تحصیل شده است.

 

 

آرام سرش را پایین می اندازد و آرامتر می گوید که راهمان تا شهر خیلی طولانی است و آنجا هم فامیل نزدیکی نداشتیم تا در خانه شان درس بخوانم و درس خواندنم همان در عدد پنجم ماند و توقفش حال و روز امروز مرا فریاد می زند.

مهدی آه می کشد و سنگ غضبی به سمت کوه رها می کند و با چشم هایی گرفته، گوسفندان را هی می کند و می رود. چشممان به رفتن مهدی می ماند و قلممان روی کلمات آخر حرفهایش و بغضی که شاید نبارید ولی همانجا در گلو ماند تا یک وقتی جلوی روی ما باران نشود.

مردم روستای سرخه مهر با ۵۰ خانوار و ۵۵ دانش آموز مقطع ابتدایی، چشم امید به آستین همت مسئولان دوخته اند تا با ساختن مدرسه راهنمایی و دبیرستان چراغ امید به تحصیل را در روستای تاریک آنها روشن کنند.

این روستا نه تنها از مشکل نبود فضای تحصیلی، بلکه از کمبود آب آشامیدنی و نبود خانه بهداشت نیز در رنج است. زنان و دختران روستا باید چند کیلومتر پای پیاده راه بروند تا آب را با مشک و دیگ های سنگین به خانه بیاورند.

 

 

 

چند سال پیش از چشمه ای دور برایشان لوله کشی کرده اند اما طولی نکشیده که دست خشکسالی دهان چشمه را بسته و دیگر آبی از روده باریک لوله ها عبور نکرده است.

با مسئول امور عشایری کوهدشت تماس می گیریم. شیخ مرادی با اشاره به مشکل خشکسالیهای چند سال اخیر در شهرستان کوهدشت، می گوید که رفع مشکل کمبود آب روستای سرخه مهر جزء پروژه های سال ۹۱ قرار گرفته و امسال از محل چشمه ” آوه زا ” که در چهار کیلومتری روستا قراردارد کار آب رسانی با لوله به داخل روستا انجام خواهد گرفت.

و اما مشکلات این بخش محروم کوهدشت تنها به روستای سرخه مهر محدود نمی شود. اینجا گویا محرومیت مسری است و روستاها را یکی یکی درگیر کرده و با خود می برد.

پنج روستای باغ بالایی، گِرده مهر، مِدووی چنار، نیله و چم آسیون نیز در اطراف سرخه مهر وجود دارند که آنها نیز از نظر مشکل مدرسه و کمبود آب آشامیدنی وضع بهتری از روستای سرخه مهر ندارند.

اینجا امیدها انگار سالهاست رنگ باخته و گویا همتی نیست که برای رفع مشکل اهالی این روستاها به ویژه دانش آموزان تلاشی به پا کند و چاره ای بیافریند.

 

 

گام هایمان برای رفتن از روستا سنگینی می کند، اینجا چیزی میخ کوبمان کرده، چیزی شبیه دردی عمیق که از نگاه کودکان روستایی در عمق جانمان راه یافته است، چیزی شبیه لبخند دخترک روستایی که بیش از نشاط به ما غم می بخشد و نمی توانیم این لبخند را با نگاه غمگینمان پاسخ دهیم، به ناچار می خندیم و دستمان را تکان می دهیم که آری برخواهیم گشت و این بار با خود همت خواهیم آورد.

به بچه های روستایی قول می دهم مصاحبه شان را برایشان بیاورم تا ببینند که صدایشان تا کجا رسیده است، من قول می دهم و نمی دانم این صدا تا کجا خواهد رسید و برای هنگام برگشتن دوباره به روستا چه خواهم داشت جز برگه های مصاحبه و حس همدردی که نمی دانم کدام درد را چاره ساز است.

اینجا همه نشاط درس خواندن روی عدد پنج سکوت کرده است، انگار منتظر است تا همتی چاره ساز شود تا غوغا کند و در صدای دخترکان و پسرکان روستایی متجلی شود، کسی این تابلوی توقف را از روی عدد پنج بردارد، کسی این راه را باز کند، کسی دوباره نشاط را به چشمان بچه های روستا بازگرداند.

 

تهیه گزارش و عکس از : حشمت اله آزادبخت  

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مهدی دوست محمدی / سرویس حقوقی و اجتماعی در گفته :

حشمت عزیز قلمت را قداستی است که وصف آن بر زبان الکنم دشوار است.( روایتگر رنج ) صفتی است تو را بایسته و شایسته.حرفها با تو دارم غم نان اگرکه بگذارد…

با سلام و خسته نباشید اقا حشمت دمت گرم خدایی گل نوشتی اینجا لرستان اینجا کوهدشت محروم محروم اما کو گوش شنوا کو مسولی که قبول کند این همه محرومیت را متاسفانه بجای رسیدگی به این مسایل در فکر پست و مقامند

میثم در گفته :

گزارش تاثیرگذاری بود …
تشکر

یک شهروند در گفته :

انشاءالله که مسولین پشت میز نشین روزی به مدد ماشینهای شاسی بلند کولر دار آنچنانی،سری به این چنین جاها بزنند ودست همت از آستین بر آرند،تادر کارنامه مدیریت خودبذر امیدی برای آینده کودکان این دیار بکارند.درود بر آزادبخت که با کمترین امکانات بار سفر بر دیار محرومیتها می بندد وسوغاتی این چنین برسفره مسولیت ،مسولین شهرمان هدیه می دهدتا تذکری داده باشد مسولیتهای زود گذر را که تکلیفی سنگین هستند برگرده مدیران .

شیرین کیخسروی در گفته :

دختران دشت!دختران انتظار!دختران امید تنگ در دشت بی کران وآرزوهای بی کران در خلق های تنگ! دختران خیال آلاچیق نو در آلاچیق هایی که صد سال! یال بلند اسب را آشفته کرد خواهد…

مصطفي در گفته :

نمی دانم دیگه برای کی اشک بریزم.نمی دانم چه کسانی مقصر ند

شیرین کیخسروی در گفته :

سپاس از جناب اقای ازادبخت به خاطر به تصویر کشیدن دردهای مردم این دیار و قلم شیوای ایشان که به گونه ای می نویسند که که خواننده خود را را در ان فضا و مکان حس میکند.

آزادبخت در گفته :

واقعا شرم باد بر مسولین شهرمان

حشمت آزادبخت در گفته :

دوستان عزیز بنده قصد دارم کتابچه ای شامل مطالب متنوع در حد بچه های ابتدایی برای بچه های سرخه مهر(سوره مهر) تهیه کنم وپنجاه جلد از کپی آن را به همراه هدایایی به آن روستا ببرم وبین بچه هایش توزیع کنم.هرکس تمایل دارد می تواند از طریق هدیه ی مطلبی یا شعری کودکانه یا عکسی یا…یا کمک مالی برای تهیه وتنظیم کتابچه وهدایا دراین امر به من کمک کند.وهرکس تمایل دارد اعلام کند تا پس از تدوین کتابچه برای رفتن به روستای سرخه مهر همراهمان باشد…
تلفن تماس ۰۹۱۸۷۴۰۲۸۳۱

ناشناس در گفته :

سلام لطفا یک شماره حساب بگزارید ممنونم.

حشمت اله آزادبخت در گفته :

۶۱۰۴۳۳۷۰۴۲۷۴۲۱۹۵ بانک ملت به نام حشمت اله آزادبخت.البته این شماره ی کارت بنده ست دوستانی که مایل به همکاری در این کار فرهنگی هستند حتما اول با شماره ای که گذاشته ام تماس بگیرند.سپاس!

پارميدا در گفته :

باسلام وخسته نباشی خدمت آقای آزادبخت (مدیرسایت ) وهمکاران ایشان
واقعا انتشاراینگونه تصاویرنشان ازعمق محرومیت وفاجعهای عظیم دارد که دربی تدبیری محض مسئولان بوجود آمده خواهشمنداست این تصاویررابرای مسئولین بالاتر(نماینده -استاندار -وزرا -ریس جمهور ) ارسال نمایید

داریوش جعفری در گفته :

برادر ارجمند جناب آقای حشمت اله آزادبخت ماهنامه‌ی پیشوک هم با افتخار و در حد بضاعت با شما اعلام همکاری می‌نماید. به امید روزی که شاهد پرورش تمامی استعدادهای کودکان و نوجوانان کشورمان باشیم. حتی در دورافتاده‌ترین جاها!

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سلام استاد جعفری عزیز از انسان دوستی ودغدغه ی فرهنگی شما وهمکارانتان مطلعم.انشاالله با پنجاه جلد پیشوک عضو کاروان اعزامی ما باشید.
سپاس!

حشمت اله آزادبخت در گفته :

دوستان عزیزی لطف کرده ومبالغی را به حساب واریز نموده اند.از دوستان عزیزی که از طریق پرداخت وجه همکاری می کنند درخواست می شود قبل از اقدام ،با شماره همراه بنده تماس بگیرند یا نام وشغل خود را پیامک بزنند. سپاس!

ناشناس در گفته :

سلام خسته نباشید گمان نمیکنم ضرورت داشته باشد تماس بگیریم چون همه به شما اعتماد دارند و ضمنا مبلغ در حدی نیست که آدم رویش بشود مورد های دیگر هم هست .

علي نجات جمالي در گفته :

با سلام وخسته نباشید خدمت آقای آزادبخت که به فکر روستاهای محروم افتاده ایدتشکر وقدردانی ازمدیران محترم پایگاه تحلیلی خبری میرملاس که هر چند گاهی تلنگری به مسئولان شهرستان وارد می کنند گرچه چاره ساز نیست به استحضار می رساند در۶/۲/۱۳۸۸مشکلات روستای سرخه مهر به فرمانداری کوهدشت ارجاع گردید .آقای ابراهیمی فرماندار محترم کوهدشت در آن زمان بخشداری مرکزی آقای میرزایی را مسئول پیگیری مشکلات روستای سرخه مهر نمودند روز یکشنبه ۲۰/۲/۱۳۸۸آقای میرزایی به همراه مدیران مسکن ،مخابرات ،امورعشایر به منطقه تشریف بردند گرچه پاره ای از مشکلات حل گردید ولی باعرض تاسف به علت نداشتن ثبات مدیریت درشهرستان بعد از عوض شدن بخشدار مرکزی مشکلات روستای سرخه مهر نیز به فراموشی سپرده شد گزارش بخشدار مرکزی به شماره ۹۵۸مورخه ۲۲/۲/۸۸که شامل ۶بند بود به فرمانداری ارسال گردید ولی فرمانداری هیچ گونه اقدامی برای محرومیت زدایی از روستا سرخه مهر انجام نداد امیدواریم بادیدن گزارش میر ملاس فرمانداری کوهدشت فکری به حال مردمان این روستا بکنند

ناشناس در گفته :

جناب جمالی ارجمند همین که مدیران تشریف برده اندکافیه.دستشون دردنکنه انشاالله.مدیران مامتاسفانه اهل نشریه خوانی وروزنامه خوانی هم نیستند.درمیان این همه کامنت آیانظر مدیری دیده میشه؟ایت تاسف باره…

سیدمجتبا حسینی در گفته :

جناب آزادبخت عزیز شما باعث غرور و آبروی شهر محروم و بی یار و یاور ِ کوهدشت هستی.
درود بر وجدان بیدارت که راه رو به همه نشون دادی… « باید مردم به داد هم برسن… شاید مسئولین به رگ غیرتشان بر بخورد… »
من کنار شما و نیت پاکتان هستم.

داریوش جعفری در گفته :

مجددا سلام
برادر آزادبخت خبر فوق به قدری نافظ، مهم و در عین حال غم انگیز است که بهترین گزارش سال ایران شناخته شده. نمی دانم تبریک بگویم یا تسلیت به هر حال به عنوان یک کوهدشتی به دقت نظر، جدیت، تلاش و صداقت میرملاس نیوز افتخار می‌کنم و من هم به نوبه خود از وجدان‌های بیدار در همراهی با خیرین دعوت به عمل می‌آورم.
سربلند باشید

حشمت اله آزادبخت در گفته :

بادرود به لطف همه ی دوستان عزیز.مجتبی جان سپاس…
استاد داریوش جعفری عزیز م صدات می شناسم…

پارسا در گفته :

سلام حشمت جان افسوس که دولتمردان تو رانمی بینند.ازقلم وگستاخی تومیترسن.درجواب میگویند کله ات بوی قورمه سبزی میده…

شاطهماس در گفته :

آقای آزادبخت خدا قوت
مانند روایت فتح است

عمو حشمت سلام برای راه اندازی مدرسه راهنمایی باید کمتر از شصت دانش آموز نباشد شرمنده ی مرامتیم درضمن آموزشگاه امید برای اینگونه دانش آموزان دایر گردیده راهنمایشان باش قربانت

حشمت اله آزادبخت در گفته :

عموفردین عزیز ممنون از اومدنت.
سرخه مهر پنج روستاداره که همه هم نزدیک همند.فقط سرخه مهر مرکزی پنجاه دانش اموز داره که اگر مدرسه ی راهنمایی داشته باشند پنج روستا رو می تونه تحت پوشش قرار بده درضمن اونا اگه پول داشتند به امید برن که میومدن کوهدشت درس می خوندن.

زهرا در گفته :

سلام وخسته نباشیدبه شمابلندهمت!موضوع پایان نامه من طراحی مدرسه شبانه روزی برای کودکان مناطق محروم روستایی هست تاشایدقدم کوچکی در این راه بردارم.لطفااگرمطلب عکس یا فیلمی در این باره دارید که بتواندبه روند بهتر طراحی من کمک کند یا سرعت ببخشدبرایم ارسال کنید.منتظرکمکتان هستم.باسپاس

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :