کد خبر : 75928
تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 808 بازدید

خاطره ای زیبا از شب نشینی و شوخی های رزمندگان در جبهه ب روایت جانباز دکتر مراد سوری

 امام خمینی (ره) : شهادت در راه اسلام برای همه ما افتخار است.     شهیدان والامقام ” حجت اله سرتیپ نیا، نورمراد مقدسی و اسدمراد بالنگ ”     زمستان سال ۱۳۶۴ در منطقه دربندی خان عراق بودیم . در یکی از شب ها در خدمت سرداران شهید اسدمراد بالنگ و حجت اله سرتیپ […]

 امام خمینی (ره) : شهادت در راه اسلام برای همه ما افتخار است.

 

 Untitled

شهیدان والامقام ” حجت اله سرتیپ نیا، نورمراد مقدسی و اسدمراد بالنگ ”

 

 

زمستان سال ۱۳۶۴ در منطقه دربندی خان عراق بودیم . در یکی از شب ها در خدمت سرداران شهید اسدمراد بالنگ و حجت اله سرتیپ نیا و نورمراد مقدسی و جمعی دیگر از دوستان بودیم.
شهید مقدسی تازه نامزدی کرده بودند و شهید اسدمراد بالنگ گفتند : یک فال چهل سرو برای شهید مقدسی بگیریم ک ببینم ازدواج خوبی کردند یا نه؟
تسبیح در دست من بود ک این بیت اومد ؛ ” بِری تیله دِت . . . توشی بَستی وِرِه شامَمِه ”
و بچه ها برای شهید مقدسی صلوات فرستادند.
در آن جمع فردی بود ک اسمش خاطرم نیست، او هم گفت ک منم نامزدی کرده ام لطفا برای منم فال چل سُروو بگیرید.
شهید بالنگ به من اشاره کرد و گفت : موقعی ک به چهلمین بیت رسیدی به من اشاره کن. و من سر چهلمین بیت ب شهید اسدمراد اشاره کردم و شهید عزیز این بیت را خواند : ” دیزه پوزیکه إ گونای خَری دس و پا قوین یتیم شاد کری ”
بچه ها حسابی خندیدند.
باز یکی دیگر در آن جمع گفت : من موقعی ک آمدم پدرم مریض بود ، لطفا فالی بگیرید ک ببینم حال پدرم چگونه است ؟
باز همان بازی را در آوردیم و شهید بالنگ بیت چهلم گفت : ” خداته بی دی شوالی جِل کُت بنیشینه هور مال هر وَ خِته خِت ”
آن بسیجی گفت :واااای حال پدرم بَده
در آخر بهشون گفتیم ک فال ها را شمردیم و اَلَکی بود، ناراحت نشوید و حسابی خندیدیم .

 یاد باد آن روزگاران یاد باد 

 

 میرملاس نیوز : از رزمندگان، جانبازان ، دوستان و خانواده شهدا خواهشمندیم چنانچه هرگونه عکس، خاطره و مطلبی از شهدای کوهدشت دارند در اختیارمون بگذارند. با تششکر

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

بازوند در گفته :

سلام بردکترسوری عزیزمردمومن خدایی بنده آقای دکترسوری روازنزدیک میشناسم

ع.ق در گفته :

خاطره ی قشنگی بود تشکر

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

سلام بر شهیدان
یادشان گرامی

داریوش گراوند در گفته :

سلام ،رزمنده دوران طلایی جناب دکترسوری بزرگوارمطالب ونوشته شمارو خوندم واقعا به حال وهوای اون دوران رفتم ،ای دریغا

سلام . خدا قوت عزیزان جان برکف . آفرین برشما بخاطر این که یاد شهدا رافراموش نمی کنید .با تشکر

وبلاگ گردان محبین در گفته :

یاد باد آن روزگاران یاد باد

علی دوست رضایی فرد در گفته :

سلام و درود خدا بر شهدای گلگون کفن وبرشما که یادآور خاطرات قهرمانان ایران اسلامی هستید.

بهروز احمدی کوشکی ازخرم آباد در گفته :

با سلام خدمت برادر عزیز ودوست صمیمی ام جناب آقای دکتر مراد سوری از ارسال ودرج خاطره جنابعالی تشکر می کنم صمیمانه برایتان آرزوی سلامتی وموفقیت می کنم یاد آن ایام بخیر هرچه دارم از آن روزها درلب سد دربندی خان درسال ۶۴ است وخدارحمت کندسردار شهیدبالنگ رابنده در خدمت دوست وبرادر رزمنده ام دکتر یاری هم بودم خاوند از شفاعت آن مردان بی ادعا دعای خیر دوستان رزمنده محروممان نکند واما یک خاطره از برگداشت اولین مفقود الاثر شهرستان کوهدشتہ(شهید فتح الله احمدی کوشکی) که درعملیات رمضان در سال ۶۱ به شهادت رسیدند وهچنین برگداشت ۶۵ شهید والامقام بخش طرهان که دراردیبهشت امسال باهمت جمعی از خانواده شهداء سپاه کوهدشت وطرهان وآموزش وپرورش طرهان تربیت بدنی شهرستان کوهدشت وبا سخنرانی امام جمعه محترم فرماندار محترم ریاست محترم ستان ودادستان محترم شهرستان کوهدشت ومعاون محترم اجتماعی استان برگزار شد در وسط مراسم متوجه شدم که دکتر مراد سوری هم درروی یکی از بنر ها به اشتباه جزء شهداء زده شده است که فهمیدم عکس ایشان هم در فلش بنده بوده ولی بطور اتفاقی چاپ شده است وجزءبنده کسی هم متوجه نشدبهر حال برای دوست رزمنده مان جناب دکتر سوری سلامتی وتوفیقات روز افزون را آرزو دارم ولی باید مواظب خودشان باشند شاید نشانه ای باشد اگر می ترسی دکتر جان تا حذفش کنم…

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :