کد خبر : 7609
تاریخ انتشار : ۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 412 بازدید

حقوق بشر،عليه بشريت

  محمدجعفرايراني  /  میرملاس نیوز :  استادحقوق دانشگاههاي تهران  و صاحب تئوري تئولند    مرگ و نيستي و سلب حيات افراد سختترين وشديدترين تصميم متخذه بشري در طول دوران بوده و هست امنيت ، آزادي ، حقوق بشر ، حق حيات ، حق انتخاب محل سکونت،حق داشتن رژيم سياسي ، حق داشتن نام و نام خانوادگي […]

 

محمدجعفرايراني  /  میرملاس نیوز :

 استادحقوق دانشگاههاي تهران  و صاحب تئوري تئولند  

 مرگ و نيستي و سلب حيات افراد سختترين وشديدترين تصميم متخذه بشري در طول دوران بوده و هست امنيت ، آزادي ، حقوق بشر ، حق حيات ، حق انتخاب محل سکونت،حق داشتن رژيم سياسي ، حق داشتن نام و نام خانوادگي ، حق تابعيت ، حق آمد و شد به کشور …. از مهمترين حقوق معنوي و اساسي ابناء بشراست که غير ملموس و البته بسيار تعيين کننده و سرنوشت سازند و شايد مرز جداسازي آنها از حقوق فيزيولوژ يکي انسان همين عنصر تعيين کنندگي و تعالي ساز آن باشد .

سيرتحول و تطور حقوق اساسي و ضروري بشر تا به امروز چنان موردتدقيق و مداقه است که شايد بتوان بر اساس زبان اسناد ومنشورهاي بين المللي،قرن جديد را عصر “حقوق بشر” ناميد.قرني که در آن حقوق تمامي بشر و جانداران و حتي جمادات وعناصر معنوي و مالکيت هاي فکري و معنوي ( WIPO ) نيز محترم دانسته شده است .اعلاميه جهاني حقوق بشر يکي از مهمترين اين اسناد مي باشد که در آن به حقوق برابر و سلب ناپذير تمامي اعضاي خانواده ي بشري برابري، آزادي ، عدالت و صلح در جهان اشاره شده است .

در مواد اوليه اين اعلاميه جهاني اساسي ترين نيازهاي بشرامروز را بدون در نظر گرفتن نژاد ، رنگ ، جنسيت ، زبان ، مذهب ، عقايد سياسي ، محل تولد ، خاستگاه اجتماعي وملي ، دارايي و…. سزاوار اسيتفاء تمامي حقوق و آزاديهاي مصرح در آن اعلاميه مي داند .

مادتين 5 و 6 اين سند رسمي بين المللي مي افزايد:هيچ کس نمي بايست مورد شکنجه يا بيرحمي و آزار يا تحت مجازات غير انساني ويا رفتاري قرار گيرد که منجر به تنزل مقام انساني وي گردد و هر انساني سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان يک شخص به رسميت شناخته شود .

بسياري از حقوقدانان معتقدند که داشتن ضمانت اجرايي مستتر در نصوص قانون و يا الزام آور بودن مصوبات ملي وبين المللي از سوي نهادهاي اجتماعي و مبادي قدرت مي تواند اصول ارزشمند تدوين شده را اجرايي وخوشايند نمايد .

در صورتيکه امروزه در عرصه هاي ملي قانون شکنيهاو قانون گريزيها ي مستبدانه چنان عرصه را بر مردم تنگ مي نمايد که با جوششها ونهضتهاي کنترل ناپذير مردم مواجه مي گردد و آنگاه است که انقلاب و دگرگوني سياسي رخ داده و نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان .

و در فضاي بين المللي نيز موجب بي توجهي وکم اقبالي نهادهاي قانونگذاري ودستگاههاي مجري آن مي شود آنگاه که فجايع و جنايات ضد بشري از قبيل کشتار صبراوشتيلا، زندان گوانتانامو ،گروههاي تروريستي و سازمان يافته و مافياي جهاني ، بوسني وهرزگوين ، مصر و يونان و …. و امروزه نسل کشي بي رحمانه و خلاف منشورهاي جهاني و انساني و اخلاقي مسلمانان توسط تندروهاي افراطي بودايي در ميانمار ، آنهم بدليل داشتن عقيده،مرام وايدئولوژي شخصي غير از آنچه ديگران خواهان آن هستند .

جهان امروز که خود را صرفا ً در مفاد پروتکلها و بيانه هاي مکتوب ، محصور نموده است و وظيفه مي داند که براي حيوانات براساس “بيانيه جهاني حقوق جانوران”حقوق مساوي براي زندگي کردن در نظر بگيرد و در مادتين 2 و 3 آن مي افزايد:

به حق زندگي تمامي جانوران بايد احترام گذاشته شود و جانوران نبايد در معرض بر حوزه هاي بد و اعمال بيرحمانه قرار گيرند و با جسم يک جانور بايد با شايستگي برخورد شود … اين درحالي است که امروز در مقابل فجايع انساني و کشتار بيش از 51000 نفر انسان و آوره شدن قريب به1000000 نفر ديگر،اين معتقدين ظاهري حقوق انسانهاکمترين تعب و تمرکي را از خود نشان نمي دهند . آيا داشتن اعتقاد ، نظر ، راي و انديشه اي که مخل حيات سياسي ، مدني اجتماعي و اقتصادي ديگران نمي باشد محکوم به چنين سرنوشتي بايد باشد؟

صاحب اين قلم همواره حقوق بين الملل و آراء بين المللي را بدليل بي توجهي به خواست جوامع بشري و ملل موجود و عدم اجرايي و ضمانت آور بودن آن مورد نقد و چالش قرار داده و متاسفانه همواره شاهد از غيب مي رسد.امروزه عصر حقوق بشر را بايد “حقوق بشر عليه بشريت “ناميد و تاثير گذاران و نخگبان جهاني را بدين واداشت که درحقيقت اين شعر سعدی  که برساختمان سازمان ملل نقش بسته است راپذيرا بوده ودرعمل اعمال نماييم.

بني آدم اعضاي يک پیکرند           که در آفرينش ز يک گوهرند

چه عضوي بدر آورد روزگار              دگر عضوها را نماند قرار

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

میرملاس خوان در گفته :

سلام وسپاس ازانتشارمطالب زیباواستفاده ازصاحبنظرانی همچون استادایرانی

علي/خدايگان در گفته :

بشر” در فرهنگ امروز غرب يعني كسي كه اعتقاد و تفكر و نگرش سياسي اش همسو با حاكميت وديد
گاه غربي ها باشد و ديگراني كه مستقل از آنان باشند اصولا بشر به حساب نمي آيند تا حق وحقوقي داشته باشند.

اسماعیلی در گفته :

با تشکر از تمام صاحبنظزان لرستانی، نظرات شما را به جان خریداریم.

سلام
همیشه ازمطالب تحلیلی دکترایرانی دررسانه های مردمی من جمله میرملاس استفاده وبهره مندمی شویم

کردعلیوند در گفته :

باسلام
مطلب زیبائی بودهرچندکه اخبارضدونقیضی ازمیانمارشنیده می شودولی مهم این است که بیعدالتی صورت گرفته است واین مطلب خوب پردازش شده است

ناشناس در گفته :

محتوای نوشته شده ربطی به عنوان نداشت. از کسی که اسم استاد دانشگاههای تهران را یدک میکشد و مدعی است تئوری تولید میکند، این نوشتار ضعیف که یک پاراگراف است بعید بود. نه برادر من! حقوق بشر علیه بشر نیست. این که جامعه جهانی به پایمال شدنِ حقوق بشر بی تفاوت است مشکل از بشر است نه حقوق بشر! چرا خلط مبحث؟ صرفِ پیدا کردن یک تیتر خوب دلیل نمیشود هرچه را خواستیم بر آن سوار کنیم. نوشته شما فاقد استدلال حقوقی بود. شما حقوق خوانده اید. اگر میخواهید مقاله اینچنینی بنویسید باید وقت گذاشت و زحمت کشید وگرنه با این شیوه، همان اعتبار مدرک هم خدشه دار میشود. صرفا قصدم نقد سازنده است نه مخالفت با شما. موفق و موید باشید.

ناسناس ديگر در گفته :

آقا يا خانم ناشناس اگر قصد نقد وبررسي داريد نه تخطئه وتخريب لطف فرماييد به صورت شناس وبا اسم ورسم مطلب بنويسيد نه اينكه در تاريكي بايستيد و طرف را به رگبار ببنديد. اما من فكر ميكنم شما از اينكه در اين( يك پاراگراف! كه فاقد استدلال حقوقي بود!) اروپاييان به سوء استفاده از حقوق بشر متهم ميشوند عصباني شده ايد.به نظر شما كشته شدن حدود 60000 نفر مسلمان در ميانمار كفايت نمي كند كه سردمداران حقوق بشر حداقل براي حفظ ظاهر هم شده يك بيانيه خالي بدهند؟ به نظر شما اگر 5 نفر يهودي
در ميانمار يا هر نقطه ديگري از جهان كشته شوند بازهم مدعيان حقوق بشر بي تفاوت هستند؟

توضيح :من هم ناشناس نوشتم تا بداني خواندن مطلب يك ناشناس چه لطفي دارد.

عرض سلام و ادب : ناشناس در جمله اول كاملا حق دارد و بيراهه نرفته اعلاميه حقوق بشرعليه بشر نبوده شايد عنوان مطلب زيباي آقاي ايراني طوري بيان ميشد كه ذهن خواننده اعلاميه حقوق بشر را زير سوال نمي برد و در ذهن مخاطب ناقضان اعلاميه را تداعي ميكرد .

محمدهداوند در گفته :

سلام
تعجب ازدوست ناشناس که یدون آوردن کمترین نقدمحتوائی وماهیتی که احتمالابدلیل عدم تخصص ایشان به حوزه حقوق و…بوده است ودقیقابرعکس گفته هابیش صرفادرصددردنگارنده است نه نگارش آن ازقبیل کسی که استاددانشگاه…مدعی تئوری تئولند…نوشتارضعیف یک پاراگرافی…فاقداستدلال حقوقی…اعتبارمدرک خدشه دارمی شود و…دریک پارگراف کامنت خود کاملا نشان دهنده ردنگارنده است نه نگارش!!!واین خودآفت اندیشه وبازدارنده فرهنگ صحیح نقدوالگوئی برای هنجارشکنی اخلاقی وانسانی می تواندباشد.ولی درهرصورت ازسسایت وزین میرملاس تشکرمی شودکه صداهای متعدد راجهت تحکیم پایه های آزادی بیان منتشروبازپخش میکندولی دوستان عزیزنگاه نکنیدچه کسی می گویدببینیدچه می گوید والسلام نقطه تمام

شهرونددورازشهر در گفته :

سلام برشهروندان جامعه من جهان سومی های عزیز.تصادفی اینجااومدم ولی ازسایتتان خصوصاکشمکشهای آشنا واندجهان سومی خوشمان آمد.پس دعامی کنم که خوشتان باشد

يزدان در گفته :

با سلام و سپلس، برادر ارجمند جناب آقاي ايراني از ارائه مطلبتون جهت بالا بردن افكار و اطلاعات عمومي بسيار خرسنديم اما دوستانه ميگم بياييد افكار خود را صرف اموري نماييد كه بتواند گره از مشكل حقوقي كشورمان بگشايد بياييد با هم خوانندگان را ترغيب كنيم كه حقوق هم را در داخل ضايع نكنيم حريم ها را بشناسيم به حقوق هم احترام بگذاريم هر شهر اين استان و هر استان اين كشور يك ميانمار است حق كشي هاي شخصي اختلاس دروغ و دزدي اينها بشر را به نابودي مي كشد اينها عليه بشريت به پا خواسته اند به قول رهبر معظم انقلاب ارواحنا فدا مديريت شاه سلطان حسيني نابود كننده حقوق بشر است

شهرونددورازشهر در گفته :

دوستان وجناب یزدان سلام
مگرمی توان ازضعفهای استان نوشت وماند؟مگرحین وبعدازبیان آزادمی مانی؟مگرباتهمتهاوتوهین هاومحدودیتهای رامی توان تحمل کرد؟چگونه می گوییدازاستان بنویسیم؟استانی که اجازه کمترین نقدمنصفانه رابدلسوزان خودنمیدهد؟یاشمالرستانی نیستیدیااین تقاضاهایتان برای لرستان نیست وامیدوارم روزی برسدکه درکمترینحاشیه سازیهاوبدورازرعب ووحشت نخبگان استانی مامانندشماودکترایرانی و…بتوانندبگویندوبنویسندآنچه راکه میدانندوتجربه کرده اند.
بامیدآنروز

کامبیز غضنفری در گفته :

من هم با نظر خانم یا آقای ناشناس موافقم و حقوق بشر با عملکرد بشر و یا حاکمان امروزی ممالک متفاوت است.آنچه واضح و مبرهن است اعلامیه ی حقوق بشر بسیار مترقی است و مبتی بر اصول انسانی. . . و این برخوردهای دوگانه و چندگانه ی حکام و حتی بعضی از نظریه پردازان است که باعث می شود روز بروز دامنه ی این اتفاقات دردآور گسترده تر شود.نگاه دوگانه ی ما و غرب به سرکوب و کشتارها در فلسطین و چچن و سوریه و بحرین است که این چنین مستبدان را در کشتار مخالفان دریده تر می کند نه اعلامیه حقوق بشر…. مباحثی که در اعلامیه حقوق بشر آمده مباحثی انتزاعی هستند و بدون ضمانت اجرایی… و این تنها شما نیستین که به این امر واقفید و بقول خودتون نظریه پردازی می کنید هر انسانی با کمترین درنگ پی به نبود ضمانت اجرایی قوانین بین المللی حقوق بشر می برد.
در ضمن به دوستانی که فقط حرف می زنند بگم که الآن در میانمار افراد و نهادهای مردمی بشردوستانه ای که بیشترین فعالیت را دارند بیشترشون از همین بلاد کفر(غرب) هستند و جان خود را برای دفاع از همین شعرهایی که ما می دیم به خطر انداختن.

حسین گراوند در گفته :

دوست عزیزغضنفری
سعی کنیم دامنه تحمل وبرخوردبانوشته جات ونظرات دیگران رادرخودبالاببریم تادیگران هم باهمین ابزاربامارفتارکنند.
ثانیا:اینکه درمطالب بزرگان ودیگران اگرنوشته ایی بود مفهومش آن نیست که شایددیگران نمی دانند ویاکشف جدیدی احیاناصورت گرفته است بلکه برخی اوقات می تواندمعنی یادآوری ویاتاکیدداشته باشد.
ثالثا:منشور وقوانین جهانی رازیبادانسته ایدوایرادرامجریان جهانی یاحکام دانسته ایداتفاقا درمطلب مذکورهم براین مطلب اصرار داردکه اجرای والزام آورنمی باشدولی باادبیاتی خاص ونسبتا فنی وحقوقی.
رابعا:دراین نوشتاربحثی درموردکمکهای بشردوستانه ویابهتربگوییم منحرف کننده افکارجهانی توسط سایرکشورهاوبقول شمابلادکفربه میان نیآمده است بعیدمی دانم کمک کردن به هم نوع رااین نوشتارزیرسوال برده باشد.
خامسا:درتوضیحات شماکه ملقمه ایی ازتوجیه وفرافکنی بسیط است خواننده متوجه نمی شودچگونه اندیشمندان ونظریه پردازان درکنارحکام ظلم وجورموجبات اتفاقات دردآوروکشتارشده اند؟مگرمتفکر ونظریه پردازبه معنی اخص کلمه قاتل وجانی ونسل کش می شود؟
سادسا:تجربه همین تحلیل نشان میدهدحوصله شمابرای خواندن وتوان من برای پاسخگوئی کم است پس باقی بقایتان باد

ميانماري در گفته :

آفرين بر حسين گراوند.

یک همشهری در گفته :

جناب گراوند مثل اینکه بد جوری به شخص آقای غضنفری حساسیت دارید چون به قصد تخریب ایشان آنچنان بی دقت کامنت می گذارید که بیشتر خود را زیر سئوال میبرید . درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد_ نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد ——-موئید باشید

همشهري عزيز پارسي را پاس بدار

کامبیز غضنفری در گفته :

آقای گراوند عزیز توصیه ی دوستانه ی بنده این است که با احترام و تعامل با هم صحبت کنیم زیرا که تقابلی و چکشی برخورد کردن هیچ وقت گره گشا نبوده است. یک یه یک پاسخ نوشته تان را می دهم تا بیش از پیش به کم حوصله گی بنده پی ببرید!!!
اول اینکه:من نمی دانم شما از کجای این تحلیل دریافتید که حوصله ی من کم هست و حتی اگر این چنین باشد شمایی که اهل گفتمانید و تعامل نباید با رویکرد تقابلی با افراد بقول شما کم حوصله ای چون من بحث کنید.
دوم اینکه: ایشان نقدی بر نبود ضمانت اجرا آوردند برای یادآوری نبوده بلکه لحن کلامش این است که اینچنین کشفی از سوی ایشان بوده است در حالیکه این یک امر بدیهی ست.
سوم اینکه:در این مطلب یکبار دیگر بدون تعصب نظری اجمالی بیندازید تا ببینید ایشان بدنبال تخطئه ی خود منشور هست… البته خود عنوان نوشته گویای همه چیز هست.
چهارم اینکه:چرا شما فکر می کنید کمک نهادهای مردم نهادی که اعضایش جان خود را به خطر می اندازند منحرف کننده ی افکار جهانی ست؟!!بعد خطاب بنده در این زمینه نگارنده ی محترم متن نبود بلکه اشاره کردم به همه ی دوستانی که در زیر نوشته نظر دادند.
پنجم اینکه: لطفاً کمی احترام… بنده نگفتم همه ی نظریه پردازان،عرض کردم بعضی ها که فکر نکنم شما مخالف این باشید که نظریه پردازانی هستند که برای حکام خود و اعمالشان همیشه دنبال بستر سازی هستند. بله من هم موافقم متفکر متعهد نه تنها قاتل و جانی نیست بلکه علیه افراد جانی و قاتل است.
ششم اینکه با تجربه ی یک متن کوتاه قضاوت می کنید و حکم صادر می کنید. . .در منطق به این استدلال شما استقراء ناقص می گویند و آنرا رد می کنند. . .
بهرحال امیدوارم با شناخت بیشتری که در آینده حاصل شود سوء تفاهمات برطرف شود و بدانید که بنده دغدغه ای جز آبادانی شهر و دیار و برقراری صلح و آشتی در تمام دنیا ندارم. شاد باشید و سلامت.

ناشناس در گفته :

آقای حسین گراوند، فکر میکنم شما داخل سایت می گردید تا نوشته یا کامنتی از آقای غضنفری پیدا کنید و با یک جواب حالگیر حالش را بگیرید. ایشان فقط گفته که: با این موضوع موافقه که حقوق بشر علیه بشر نیست و بی توجهی به آن یا سوء استفاده از آن، نشانه دروغین بودنِ آن نیست. اگر کسی طلای تقلبی بفروشد یا ارزش طلا را نداند، از ارزش طلا نخواهد کاست منظورم حقوق بشر است. هنگامی که زلزله رودبار و منجیل به وقوع پیوست و در آن روزهایی که پزشکان ایران مشغول پول در آوردن بودند، سه پزشک فرانسوی که عضو گروه پزشکان بدون مرز بودند به خاطر رانش زمین در رودبار، زیر هزاران تن خاک مدفون شدند. چون راهِ دسترسی به روستاییانی که زیر آوار مانده بودند و نیاز به پزشک داشتند در معرض حرکت زمین بود و برای رفتن به آنجا نیاز به هلکوپتر بود اما یکی از نمایندگان وقت استانهای شمالی هلکوپتر را برای رفت آمد خودش بین شهرها قرق کرده بود و گروه پزشکی مذکور علیرغم خطرناک بودنِ حرکت از راه زمین، از راه زمین حرکت کردند. آقای حسین گراوند! مقاله مورد بحث یک مقاله با کارکرد سیاسی است اما در قالب حقوقی نوشته شده، شما چرا میخواهید حقوق بشر دروغین بدانید.بابا جون کر گراوند! کر گراوند باید در اندیشه نیز کر گراوند باشد.

گراوند در گفته :

سلام متاسفانه درتائیدکامنتها باسلیقه برخوردمی کنیدواین جای تاسف دارد

ناهيد خسروي در گفته :

درود بر همگي
آقاي گرواند عزيز روي صحبتم با شماست، هر خواننده اي با توجه مختصر ي به كامنت هاي شما متوجه خواهد شد كه حساسيت زيادي به نظرات و نوشته هاي آقاي غضنفري داريد حتي در رابطه با مطلب “سخني با نماينده شهر” هم اين حساسيت كاملا ملموس است. كسي با نقد مخالف نيست اما نقدي كه هدفش اصلاح باشد با حفظ احترام ! لحن شما طوري ست كه انگار با شخص مشكل داريد نه با تفكر آن شخص! و اين سخنتان را كمي از احترام دور ميكند.همانطور كه ميدانيد حاشيه پردازي آفت پرداختن به موضوعات مهم بصورت عقلي ومنطقي ست پس لطفا با ديدي منطقي تر به قضايا نگاه كنيد و به نظرات دوستان ديگر هم به اندازه نظرات آقاي غضنفري توجه كنيد!!! 

دکترمحمدجعفرایرانی در گفته :

باسلام وتشکرازسایت وزین میرملاس بدلیل انتشار این خلاصه نامه وتشکرازکلیه دوستان همراه با این مقاله گونه ی منتشرشده.
هم اینکه دوستان را به جدال احسن واداشت برخود فرض میدانم که تشکرکنم.ازاینکه شورجوانی وآزاداندیشی را برای من تکرار کردید وتداعی دوران دانشجویی ومباحث تحلیلی فضای جوانی بود بازهم خداراشاکرم.هرمطلبی رویکردی دارد وهرتحلیلی آبشخوری وهمین که چون هم نمی اندیشیم یعنی اینکه شما هم تحلیل ودریافت خود را دارید واین مهمترین افتخار هر انسان کنشگر وآزاده ایی است.
درضمن انتظار بیشتر این است که دوستان باتحلیل مختص به خویش ونظرات کارشناسی اقدام به ارائه مطلب ومقالات بیشتری بکنند تا نقد جاری وفضای نقادی احیاشود تاقلمهای مختصر ارائه شده تبدیل به خرمنی ازدانش وفضیلت شود.مهمترین آفت آزاداندیشی ودموکراسی تخریب به جای نقد ومن قال بجای من قال است.جاییکه امیرمومنین می فرمایند:نگاه نکنید به گوینده بنگریدچه می گوید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :