کد خبر : 76568
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 952 بازدید

شعر لکی ” دالکه “

    یعقوب آزادبخت / میرملاس : تقدیم به همه ی مادرانی که دار فانی را وداع نمودند روحشان قرین رحمت الهی و یادشان گرامی دالـِکـَهدالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَهچُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَهدالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِیسـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد […]

 

6dar4

 

یعقوب آزادبخت / میرملاس :

تقدیم به همه ی مادرانی که دار فانی را وداع نمودند روحشان قرین رحمت الهی و یادشان گرامی
دالـِکـَه
دالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَه
چُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَه
دالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِی
سـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد ِگاری
دالِکـَه آسای گُِـیوُنِم تـُونِی وُ ،تـوُنِی سِـخُـونِـم
چُوی آوِ سَرکـَنِی،سَردکـَه تـُوگِری آگِـر دَروُینِم
دالِکـَه حِیفـَه نُوِین تـَنیامَمِـینِـمِه دِیار
چُوی آیلِ ِ پَلپ گِرتِی مَنِیشِم اَر سایِ ِ دِیوُآر
دالِکـَه سَربـِچَمِـن تاکَـَه بُوینِی ژِیرِپات
مالَـَکـَم کِزکِز بِـِیَه، اَرای ِ دُویرِیِه ِ صِدات
دالِکـَه بُـومَه فــِدایِ ِ شَـکـَتـِی بالِ ِ چَـمـِت
دِی نـِمـُوینـِم گـُلوَنـِیـَل رَنگ رَنگـِت
دالـِکـَه
دالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَه
چُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَه
دالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِی
سـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد ِگاری
دالِکـَه آسای گُِـیوُنِم تـُونِی وُ ،تـوُنِی سِـخُـونِـم
چُوی آوِ سَرکـَنِی،سَردکـَه تـُوگِری آگِـر دَروُینِم
دالِکـَه حِیفـَه نُوِین تـَنیامَمِـینِـمِه دِیار
چُوی آیلِ ِ پَلپ گِرتِی مَنِیشِم اَر سایِ ِ دِیوُآر
دالِکـَه سَربـِچَمِـن تاکَـَه بُوینِی ژِیرِپات
مالَـَکـَم کِزکِز بِـِیَه، اَرای ِ دُویرِیِه ِ صِدات
دالِکـَه بُـومَه فــِدایِ ِ شَـکـَتـِی بالِ ِ چَـمـِت
دِی نـِمـُوینـِم گـُلوَنـِیـَل رَنگ رَنگـِت

 

مادر
مادر سکوت اختیار نکن، خواب و خیالم نمانده
برایت آشفته ام ،دل از روزگار بریده ام
مادر من مثل کبوتر و تو مثل آشیانه ای امن بربالای درختی
سربند و چادر و مـُهرت برایم به یادگار مانده
مادر آرام جانم تویی و ،تویی وجودم
مثل آب سرچشمه سرد کن آتش درونم
مادر اگرنباشی،من پر از افسوس و تنها دراین دیار می مانم
مثل کودکی می مانم کهزیرسایه ی دیوار بی هیچ بهانه ات می گیرد
مادر اگربه پایین بپایی مرا زیر پایت می بینی
خانه ام پر از اندوه وماتم نبودصدای توست
مادر من به فدای خستگی پلکهایت
دگر نخواهم دید آن سربندهای رنگینت

یعقوب آزادبخت

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

فردین گراوند در گفته :

قشنگ و با احساس بود پایار باشید یعقوب عزیز

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۱۰:۴۱:

سلام ممنونم جناب آقای گراوند سلامت باشید

[پاسخ]

محمد سوری لکی در گفته :

بسیار زیبا و پر معنا ، مهندس عزیز

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۲۰:۰۰:

سلام ممنون وسپاسگزارم

[پاسخ]

امیرمحمد آزادبخت از خرم آباد در گفته :

عموجان سلام ، دست مریزاد… اشعارت بااحساس و قشنگند و این شعرت نیز دلنشین و جذاب بود. موفق و سربلند باشی . یاعلی

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۲۰:۰۲:

سلام عموجان ممنونم انشااله سالم و بهروز باشید

[پاسخ]

فرشید رستمی در گفته :

عالی بود جناب آقای آزادبخت
موفق باشد

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۲۰:۰۳:

ممنونم جناب آقای رستمی عزیز

[پاسخ]

M.A.Tarhany در گفته :

با سلام‌ و خسته نباشید خدمت مهندس آزادبخت عزیز…
بسیار زیبا و‌غم انگیز بود.
فدای همه مادران دنیا…

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۱۴:۱۶:

سلام طرهانی جان ممنونم پیروز وسربلند باشید

[پاسخ]

فرهنگی در گفته :

آفرین آقای ازادبخت روز به روز شعرهايت خواندنی تر میشود. .دست مريزاد .

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۱۷ مهر , ۱۳۹۴ ۱۴:۱۵:

سلام ممنون و سپاسگزارم نظرلطف شماست

[پاسخ]

حمیدآزادبخت در گفته :

درود بر شما فرهیخته لکستانی یعقوب ازادبخت

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۱۹ مهر , ۱۳۹۴ ۰۹:۱۱:

سلام ممنونم جناب آقای آزادبخت شما لطف داریدبنده در اون حد نیستم حقیر همه ی دوستانم

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۲ مهر , ۱۳۹۴ ۱۱:۱۰:

باسلام ممنون و سپاسگزارم شمالطف دارید

[پاسخ]

حافظ آزادبخت در گفته :

شاعران لک ،حافظان فرهنگ و زبان کهن لکی را پاس میداریم…یعقوب برا

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۱۹ مهر , ۱۳۹۴ ۰۹:۱۲:

سلام ممنونم حافظ جان هماره موفق و تندرست باشید

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۲ مهر , ۱۳۹۴ ۱۱:۱۱:

باسلام و عرض ادب ممنونم آقای آزادبخت عزیز

[پاسخ]

مژده بروجردی در گفته :

آخه کجای جهان واژه ی «چمت» را با واژه ی «رنگت» هم قافیه قرار میدن؟ یا «دیار» و «دیوار» و یا «سخونم» با «دروینم» و الا آخر.
درود بر تو مهندس جان. چشم به راه سروده های آیندت هستیم.

[پاسخ]

بیژن گراوند در گفته :

با سلام
گر چه زبان شعر فلج به نظر می آید و قافیه ها ناهمگون و هم وزن نیستند ولی همین تلاش شاعر را در لکی سرایی ارج می نهم .
امیدوارم با مطالعه اثار شعرای لک سرا و نگرش در ساختار آوایی شعر لکی ، ترقی در شعر شاعر حاصل گردد.
ارزوی سلامتی برای مهندس شاعر

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۹ آبان , ۱۳۹۴ ۱۹:۱۰:

جناب آقای گراوند عزیز اظهار نظرهای بجایتان همواره راهگشا و مایه انرژی مضاعف به بنده است سپاسگزارم بنده هم بهترینها را برایتان آرزومندم

[پاسخ]

قدرت اله گراوند در گفته :

سلام اقای آزادبخت . اشعار خوبی سروده اید انشااله با بهره گیری از آثار شاعران نامی لک زبان هم چنان در مسیر پیشرفت گام بردارید.

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۲ مهر , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۵:

سلام جناب آقای دکتر گرواند ممنون از حسن نظرتان، مایه ی دلگرمی بنده هستید
هماره موفق و موید باشید

[پاسخ]

غم انگیز بود. دل ادم بدرد میاره..لایک همه مادران

[پاسخ]

نظاره گر در گفته :

با سلام خدمت مهندس عزیزو با پوزش باید جسارتا بگویم شعرهایتان کمی بوی ناپختگی و ناسنجیدگی می دهند چرا که شاید شعر نیستند نظم هایی کم رمق، سست بنیاد و سست عنصرند. اشکالات فنی و ابتدایی آن از قبیل تشبیه، استعاره، احساس، بیان، ارتباط معنایی و ردیف و قافیه از روز روشن تر است توصیه حقیر به جنابت سال ها مطالعه آثار موفق دیگران است آن وقت خواهید یافت که چه قدر بی راهه رفته اید… با پوزش مجدد

[پاسخ]

یعقوب ازادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۸ مهر , ۱۳۹۴ ۲۰:۱۲:

باسلام و عرض ادب واحترام بله حق با حضرتعالیست ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم امیداست با اظهارنظرها وتوصیه هایتان هماره رهنما و راهگشای این حقیر باشید پیروز وسربلندباشید

[پاسخ]

در جواب نظاره گر………جناب شعر از شعور میاد ک معنیش..احساس میشه…. پس همینکه نوشته باعث یک احساس. و اندیشه در ذهن مخاطبش بشه کافیه……..جنگ بین شعر نو و شعر قافیه دار……..مدتهاس. تمام شده….دوره نیما یوشیج بود این حرف ها……

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۵ مهر , ۱۳۹۴ ۱۱:۴۰:

باسلام ممنون وسپاسگزارم

[پاسخ]

نظاره گر پاسخ در تاريخ شنبه ۲۵ مهر , ۱۳۹۴ ۱۴:۰۶:

کوثرم دخترم! همه آدم ها معمولا مادرانشان را دوست دارند اما کسی که مدعی شعر گویی است و می خواهد این دوست داشتن را در قالب شعر بگوید ناگزیر باید از قواعد و ابزاری برای بیان بهره گیرد تا نگاههایی را به سوی خود بکشاند و هر مادر و مادر دوستی را به وجد آورد ممکن است چند نگاه هم همراهی نکنند بلاخره دیدگاهها فرق می کنند شعر مزبور ظاهرا قالبی مثنوی دارد که قواعد خاص خود را می طلبد این قواعد زمان و مکان نمی شناسند از طرفی شعر نیمایی هم مجبور به پیروی از صنایع خاص خود است بسیاری از شعرهای امروزی که از وزن و قافیه وعروض فرار می کنند به مراتب تکالیف سنگین تری بر دوش دارند که اگر با شعر نیمایی وزن شوند باید سال ها در نوبت پذیرش قرار گیرند

[پاسخ]

سعید طرهانی در گفته :

باسلام و خسته نباشید:فقط میتونم بگم واقعأ زیبا و پر مغز بود.
خسته نباشی استا‌د

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۵ مهر , ۱۳۹۴ ۱۱:۴۰:

سعید جان متشکرم

[پاسخ]

Itivand.m در گفته :

زیبابود

[پاسخ]

یعقوب ازادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۸ مهر , ۱۳۹۴ ۲۰:۱۳:

ممنون وسپاسگزارم

[پاسخ]

حسن رضا يوسفوند در گفته :

دستت در نهه ،دس تمام عزيزلي که و لکي خدمتت مهن در نهه

[پاسخ]

یعقوب آزادبخت پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۶ آبان , ۱۳۹۴ ۰۹:۰۷:

سلام آقای یوسفوند عزیز سپاسگزارم هماره سربلند و موفق باشید

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

بهشت خاک پای مادرانس

[پاسخ]

مراد سوری لکی تهران در گفته :

برادر ازادبخت بااینکه اشکالاتی داشت ولی خوب بود بویژه معنی ومفهومش///احسنت

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :