کد خبر : 76568
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 819 بازدید

شعر لکی ” دالکه “

    یعقوب آزادبخت / میرملاس : تقدیم به همه ی مادرانی که دار فانی را وداع نمودند روحشان قرین رحمت الهی و یادشان گرامی دالـِکـَهدالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَهچُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَهدالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِیسـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد […]

 

6dar4

 

یعقوب آزادبخت / میرملاس :

تقدیم به همه ی مادرانی که دار فانی را وداع نمودند روحشان قرین رحمت الهی و یادشان گرامی
دالـِکـَه
دالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَه
چُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَه
دالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِی
سـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد ِگاری
دالِکـَه آسای گُِـیوُنِم تـُونِی وُ ،تـوُنِی سِـخُـونِـم
چُوی آوِ سَرکـَنِی،سَردکـَه تـُوگِری آگِـر دَروُینِم
دالِکـَه حِیفـَه نُوِین تـَنیامَمِـینِـمِه دِیار
چُوی آیلِ ِ پَلپ گِرتِی مَنِیشِم اَر سایِ ِ دِیوُآر
دالِکـَه سَربـِچَمِـن تاکَـَه بُوینِی ژِیرِپات
مالَـَکـَم کِزکِز بِـِیَه، اَرای ِ دُویرِیِه ِ صِدات
دالِکـَه بُـومَه فــِدایِ ِ شَـکـَتـِی بالِ ِ چَـمـِت
دِی نـِمـُوینـِم گـُلوَنـِیـَل رَنگ رَنگـِت
دالـِکـَه
دالِکـَه بـِی کِش نَنِـیش ،خاوُ و خِیالِم پَرِیَه
چُویچُ وُ پُویچـِم اَرانِت،دِلِ زَمُونَه امّ بِـِریَه
دالِکـَه مِه چُوی کـَمُوتر،تُو چُوی لـِیزِی اَسَر دارِی
سـَرو َن و چـُورشـُو و مـُر ِت مـَنـِیـَسه ار یاد ِگاری
دالِکـَه آسای گُِـیوُنِم تـُونِی وُ ،تـوُنِی سِـخُـونِـم
چُوی آوِ سَرکـَنِی،سَردکـَه تـُوگِری آگِـر دَروُینِم
دالِکـَه حِیفـَه نُوِین تـَنیامَمِـینِـمِه دِیار
چُوی آیلِ ِ پَلپ گِرتِی مَنِیشِم اَر سایِ ِ دِیوُآر
دالِکـَه سَربـِچَمِـن تاکَـَه بُوینِی ژِیرِپات
مالَـَکـَم کِزکِز بِـِیَه، اَرای ِ دُویرِیِه ِ صِدات
دالِکـَه بُـومَه فــِدایِ ِ شَـکـَتـِی بالِ ِ چَـمـِت
دِی نـِمـُوینـِم گـُلوَنـِیـَل رَنگ رَنگـِت

 

مادر
مادر سکوت اختیار نکن، خواب و خیالم نمانده
برایت آشفته ام ،دل از روزگار بریده ام
مادر من مثل کبوتر و تو مثل آشیانه ای امن بربالای درختی
سربند و چادر و مـُهرت برایم به یادگار مانده
مادر آرام جانم تویی و ،تویی وجودم
مثل آب سرچشمه سرد کن آتش درونم
مادر اگرنباشی،من پر از افسوس و تنها دراین دیار می مانم
مثل کودکی می مانم کهزیرسایه ی دیوار بی هیچ بهانه ات می گیرد
مادر اگربه پایین بپایی مرا زیر پایت می بینی
خانه ام پر از اندوه وماتم نبودصدای توست
مادر من به فدای خستگی پلکهایت
دگر نخواهم دید آن سربندهای رنگینت

یعقوب آزادبخت

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

فردین گراوند در گفته :

قشنگ و با احساس بود پایار باشید یعقوب عزیز

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام ممنونم جناب آقای گراوند سلامت باشید

محمد سوری لکی در گفته :

بسیار زیبا و پر معنا ، مهندس عزیز

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام ممنون وسپاسگزارم

امیرمحمد آزادبخت از خرم آباد در گفته :

عموجان سلام ، دست مریزاد… اشعارت بااحساس و قشنگند و این شعرت نیز دلنشین و جذاب بود. موفق و سربلند باشی . یاعلی

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام عموجان ممنونم انشااله سالم و بهروز باشید

فرشید رستمی در گفته :

عالی بود جناب آقای آزادبخت
موفق باشد

یعقوب آزادبخت در گفته :

ممنونم جناب آقای رستمی عزیز

M.A.Tarhany در گفته :

با سلام‌ و خسته نباشید خدمت مهندس آزادبخت عزیز…
بسیار زیبا و‌غم انگیز بود.
فدای همه مادران دنیا…

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام طرهانی جان ممنونم پیروز وسربلند باشید

فرهنگی در گفته :

آفرین آقای ازادبخت روز به روز شعرهایت خواندنی تر میشود. .دست مریزاد .

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام ممنون و سپاسگزارم نظرلطف شماست

حمیدآزادبخت در گفته :

درود بر شما فرهیخته لکستانی یعقوب ازادبخت

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام ممنونم جناب آقای آزادبخت شما لطف داریدبنده در اون حد نیستم حقیر همه ی دوستانم

ناشناس در گفته :

باسلام ممنون و سپاسگزارم شمالطف دارید

حافظ آزادبخت در گفته :

شاعران لک ،حافظان فرهنگ و زبان کهن لکی را پاس میداریم…یعقوب برا

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام ممنونم حافظ جان هماره موفق و تندرست باشید

ناشناس در گفته :

باسلام و عرض ادب ممنونم آقای آزادبخت عزیز

مژده بروجردی در گفته :

آخه کجای جهان واژه ی «چمت» را با واژه ی «رنگت» هم قافیه قرار میدن؟ یا «دیار» و «دیوار» و یا «سخونم» با «دروینم» و الا آخر.
درود بر تو مهندس جان. چشم به راه سروده های آیندت هستیم.

بیژن گراوند در گفته :

با سلام
گر چه زبان شعر فلج به نظر می آید و قافیه ها ناهمگون و هم وزن نیستند ولی همین تلاش شاعر را در لکی سرایی ارج می نهم .
امیدوارم با مطالعه اثار شعرای لک سرا و نگرش در ساختار آوایی شعر لکی ، ترقی در شعر شاعر حاصل گردد.
ارزوی سلامتی برای مهندس شاعر

یعقوب آزادبخت در گفته :

جناب آقای گراوند عزیز اظهار نظرهای بجایتان همواره راهگشا و مایه انرژی مضاعف به بنده است سپاسگزارم بنده هم بهترینها را برایتان آرزومندم

قدرت اله گراوند در گفته :

سلام اقای آزادبخت . اشعار خوبی سروده اید انشااله با بهره گیری از آثار شاعران نامی لک زبان هم چنان در مسیر پیشرفت گام بردارید.

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام جناب آقای دکتر گرواند ممنون از حسن نظرتان، مایه ی دلگرمی بنده هستید
هماره موفق و موید باشید

غم انگیز بود. دل ادم بدرد میاره..لایک همه مادران

نظاره گر در گفته :

با سلام خدمت مهندس عزیزو با پوزش باید جسارتا بگویم شعرهایتان کمی بوی ناپختگی و ناسنجیدگی می دهند چرا که شاید شعر نیستند نظم هایی کم رمق، سست بنیاد و سست عنصرند. اشکالات فنی و ابتدایی آن از قبیل تشبیه، استعاره، احساس، بیان، ارتباط معنایی و ردیف و قافیه از روز روشن تر است توصیه حقیر به جنابت سال ها مطالعه آثار موفق دیگران است آن وقت خواهید یافت که چه قدر بی راهه رفته اید… با پوزش مجدد

یعقوب ازادبخت در گفته :

باسلام و عرض ادب واحترام بله حق با حضرتعالیست ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم امیداست با اظهارنظرها وتوصیه هایتان هماره رهنما و راهگشای این حقیر باشید پیروز وسربلندباشید

در جواب نظاره گر………جناب شعر از شعور میاد ک معنیش..احساس میشه…. پس همینکه نوشته باعث یک احساس. و اندیشه در ذهن مخاطبش بشه کافیه……..جنگ بین شعر نو و شعر قافیه دار……..مدتهاس. تمام شده….دوره نیما یوشیج بود این حرف ها……

یعقوب آزادبخت در گفته :

باسلام ممنون وسپاسگزارم

نظاره گر در گفته :

کوثرم دخترم! همه آدم ها معمولا مادرانشان را دوست دارند اما کسی که مدعی شعر گویی است و می خواهد این دوست داشتن را در قالب شعر بگوید ناگزیر باید از قواعد و ابزاری برای بیان بهره گیرد تا نگاههایی را به سوی خود بکشاند و هر مادر و مادر دوستی را به وجد آورد ممکن است چند نگاه هم همراهی نکنند بلاخره دیدگاهها فرق می کنند شعر مزبور ظاهرا قالبی مثنوی دارد که قواعد خاص خود را می طلبد این قواعد زمان و مکان نمی شناسند از طرفی شعر نیمایی هم مجبور به پیروی از صنایع خاص خود است بسیاری از شعرهای امروزی که از وزن و قافیه وعروض فرار می کنند به مراتب تکالیف سنگین تری بر دوش دارند که اگر با شعر نیمایی وزن شوند باید سال ها در نوبت پذیرش قرار گیرند

سعید طرهانی در گفته :

باسلام و خسته نباشید:فقط میتونم بگم واقعأ زیبا و پر مغز بود.
خسته نباشی استا‌د

یعقوب آزادبخت در گفته :

سعید جان متشکرم

Itivand.m در گفته :

زیبابود

یعقوب ازادبخت در گفته :

ممنون وسپاسگزارم

حسن رضا يوسفوند در گفته :

دستت در نهه ،دس تمام عزیزلی که و لکی خدمتت مهن در نهه

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام آقای یوسفوند عزیز سپاسگزارم هماره سربلند و موفق باشید

ناشناس در گفته :

بهشت خاک پای مادرانس

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :