کد خبر : 78236
تاریخ انتشار : ۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 862 بازدید

شعر لکی “وارون بی رَحم”

  تقدیم به همشهریان کوهدشتی ،در پی حادثه سیل ویرانگراخیر ،که ناباورانه چندنفر از عزیزمان زا به کام مرگ کشید وارون بی رَحم __ مـِنـِم وُ واروونِ بـِی رَحمِ بـِی سامـِنـِم وُ لافاووُ و مرگِ یـِه هـُم سامـِنـِم وُ واروونِ بـِی رَحمِ بـِی سامـِنـِم وُ دِت گـُوجـَر وَ د َسـِه گـِیسا***************************بـُوری نـَوُار ، بـُوری گـِری […]

6dar4

 

تقدیم به همشهریان کوهدشتی ،در پی حادثه سیل ویرانگراخیر ،که ناباورانه چندنفر از عزیزمان زا به کام مرگ کشید

وارون بی رَحم

__

مـِنـِم وُ واروونِ بـِی رَحمِ بـِی سا
مـِنـِم وُ لافاووُ و مرگِ یـِه هـُم سا
مـِنـِم وُ واروونِ بـِی رَحمِ بـِی سا
مـِنـِم وُ دِت گـُوجـَر وَ د َسـِه گـِیسا
***************************
بـُوری نـَوُار ، بـُوری گـِری سا بـِگـِر
کـَمتـِر ئه کـَل کـُویچـَل خـَم لابـِگـِر
شـُرشـُرِ تو داخِ مـِه هاتـِیـَه بـِین
بی ثـَمـَری باخ مـِه هاتـِیـَه بـِین
****************************
واروون کـِه مـَهَت چـَنـِی سـَر حال بـِیمـِن
ئه فـِکر سـُوزی و خـُویی سال بـِیمـِن
مـِه کـِه یـِه روژِی وَ تمارزوو تو بـیم
مـَرگ عزیز َلمـِه دو چـَمِ تو دیم

 

باران بی رحم
منم و بارانی بی رحم که مدام می بارد
منم و سیلاب و مرگ یک همسایه
منم و بارانی بی رحم که مدام می بارد
منم و دخترکی با گیسوانی بافته
************************
باران نبار لحظه ای بایست
کمتر از کوچه پس کوچه های غم عبور کن
شـُرشـُر تو مرا غمگین می کند
باغ(خانواده)مرا از بین می برد
***********************
باران که می بارید چقدر خوشحال می شدیم
همه را به یمن خوبی سال و سرسبزی می دیدیم
من که یه روز در آرزوی بارانی شدید بودم
مرگ عزیزانم را از وجودش دیدم

باتقدیم یعقوب آزادبخت

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمد امین طرهانی در گفته :

باسلام و عرض و ادب و احترام خدمت بازماندگان حادثه ((سیل))
امیدوارم خداوندگار به بازماندگان صبر عنایت فرمایید
وجا دارد از استاد سعید و فرهیخته جناب مهندس آزادبخت عزیز
بسیار زیبا بود

مسعود آزادبخت در گفته :

بله

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام جناب آقای مهندس محمدامین طرهانی واقعا مصیبت دردناکی است خداوند به بازمانده ها صبر بده ممنونم از اظهارنظرتان

امیرمحمد از خرم آباد در گفته :

عمو جان درود بر احساسات پاک و نجیبتان و انصافاً باز زیبا سرودی . دست مریزاد . یاعلی

یعقوب آزادبخت در گفته :

عموجان ممنونم براتون آرزوی سلامتی رو دارم

نادر آزادبخت در گفته :

جناب آقای مهندس شاعر گرانقدر همواره سربلند ،شادکام و چون جاری باران جاری و پایدار باشید ارادتمند.نادر آزادبخت از خرم آباد برادر شما

یعقوب آزادبخت در گفته :

برادر ارجمندم جناب آقای مهندس نادر آزادبخت مایه مباهات بنده است که اظهار نظر نمودید ،حضور شما همواره برایم دلگرمی است سابه تان مستدام و موفق و موید باشید

سعید طرهانی در گفته :

سلام و خسته نباشی دایی جونم…
دستت درد نکنه،خدایی زیبا بود و پر مغز و در عین حال کوتاه و مختصر و رسا

یعقوب آزادبخت در گفته :

دایی جان شما لطف دارید ممنون وسپاسگزارم

باران در گفته :

زیباست.احسنت مهندس

یعقوب آزادبخت در گفته :

باران عزیز متشکرم برایت بهترینهارو آرزومندم

حسام شریفی در گفته :

آقا یعقوب سلام وخسته نباشی
دستت درد نکنه

یعقوب ازادبخت در گفته :

سلام جناب اقای شریفی عزیز سپاسگزارم

محسن د در گفته :

با سلام بسیار زیبا ،احسنت

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام محسن جان ممنونم عزیز

کیانوش در گفته :

با عرض سلام خدمت شما وتسلیت خدمت همشهریان

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام مهندس جان ممنونم

مهدی احمدی در گفته :

سلام مهندس دست مریزاد.. حادثه دلخراشی بود انشاالله خداوند روحشان را شاد کند

یعقوب آزادبخت در گفته :

جناب آقای احمدی عزیز سپاسگزارم

غریبه در گفته :

احسنت دوست عزیز

یعقوب آزادبخت در گفته :

ممنون و سپاسگزارم

احسان آزادبخت در گفته :

سلام عمو جان عرض ادب
از اینکه پیشنهاد بنده رو عملی کردید بسیار ممنونم بسیار زیبا بود.البته باید توجه کرد که باران رحمت الهیه و این مسؤلین هستند که بخاطر کم کاریشون باعث
مرگ این عزیزان شدند.
از اینکه شعرتان شاید مرهمی باشد بر دل زخم دیده بازماندگان ان شاء الله مأجور هستید

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام احسان عزیز ممنونم از حسن نظرتان، درسته حق باشماست باران همیشه بهانه ی عشق بوده اما گاهی انقدر بهانه گیر میشویم که به باران هم گیر می دهیم

مرگ با باران دیگر چیست؟
باران تو بهانه ی عشق بودی
شکستن بالهای پرواز دیگرچیست؟
تا یادم هست تو ترنم لحظه ها بودی
مـُهر خاموشی بر زمان آغاز دیگر چیست؟
عمریست که من زیر دانه های بلورینت خیس خیسم
نفس های مرده در گلوی دخترک ناز دیگر چیست؟
تو تنها بهانه بودی کنار پنجره ماندنم
موج سنگین و چشم های باز دیگر چیست؟
باران، تو تندیس یادها و ترانه های شاد بودی
غم آهنگ باسکوت ساز دیگرچیست؟
از شوق دیدارت به رویت در گشودم
جان من گرفتن و با مرگ دمساز دیگر چیست؟
باران تو ساده بودی ،بی آلایش و آرام
روح پرخشم و سر پر راز دیگر چیست؟
مرگ با باران دیگر چیست ؟؟؟؟
شعر از :یعقوب آزادبخت

بیرانوند در گفته :

احسنت بر شاعر غم سرود

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام آقای بیرانوند عزیز ممنونم

امین سعادتی آزادبخت در گفته :

احسنت مر۳۰ برای این شعر

یعقوب آزادبخت در گفته :

ممنونم جناب آقای سعادتی عزیز ممنون و متشکرم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :