کد خبر : 78459
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,091 بازدید

برای انارِ آدرینا

حجت علیپور / میرملاس :   مزونم لشت تُر ترکه داخه دلت لاستی سر برزی شاخه   آدرینای عزیز همه بر مرگ تو گریستند و من هم .تو یک بار برای همیشه در آغوش باران آرام گرفتی و آب برای همیشه از سرت گذشت اما کسی بر مرگ خواهرانت نگریست که شانه به شانه و […]

حجت

حجت علیپور / میرملاس :

 

مزونم لشت تُر ترکه داخه
دلت لاستی سر برزی شاخه

 

آدرینای عزیز همه بر مرگ تو گریستند و من هم .تو یک بار برای همیشه در آغوش باران آرام گرفتی و آب برای همیشه از سرت گذشت اما کسی بر مرگ خواهرانت نگریست که شانه به شانه و دست در دست هم جان دادند.خواهرانت در تنگه ی دل تنگ سیاب آن جا که هزاران انار عاشق با گونه های بر افروخته نجیبانه و سر به زیر جان سپردند به سیلاب. بی آن که دل از شاخه بکنند و یا پینه های خسته ی دستان باغبان لمسشان کند.

آن ها مردند تا ده ها جوان و خانواده به تدریج بمیرند…
آری کسی بر مرگشان نگریست جز باغ های بای بردی و در تنگ که دانه دانه خون گریستند و آرام و سر به زیر از غصه زنگشان برده بود1
کسی فکر نمی کرد روزی باران دهان سیاب را گل بگیرد تا حرفش را شفاف نزند اما نه باران نبود باران همیشه نوازشگر است و نعمت .این زمین ویران شده از دست ما بود که توان درک و دریافت این همه باران را نداشت و سیل خشم از خویش می راند.
هنوز چند روز از جشن تولدشان(جشنواره ی انار)نگذشته بود جشنی که همه آمده بودند تا عکس یادگاری بگیرند و برند خویش را برآورند.
آدرینای عزیز پس از عروجت بلافاصله همه آمدند و تنهایت نگذاشتند اما آنجا کسی نیامد چرا که سیل راه نمیداد و تنها باغبانان بودند که در مرگ فرزندان(انار ها )خویش سه روز چراغشان را خاموش کردند و سه روز از حسرت سیاب آب را ندیدند چرا که نانشان را آب برده بود. نه راه گریز بود و نه راه امداد .پل هایشان چنان کمرشان شکسته بود تا راه به جایی نبرند .
آری آدرینای نازار ما حتی برای عروسکت گریستیم بزرگان برایت مویه سرودند اما دلی از دل تنگی تنگه ی سیاب عبور نکرد بگذار فیلم ها و تصاویر بیایند تا بگویند انار چگونه مرده است؟!
آدرینا برای تو دست و دلم به قلم و قلبم رفت اما سیلاب انارستان را چنان در خویش فرو برده بود که حتی دست شاخه ای به امداد بیرون نمی آمد باید می بودی و این همه نگاه نابود شده را بر دوسوی جلگه ی سیاب می دیدی که هیچ باغبانی آز ایستادن نداشت و همه نشسته دانه دانه انار از چشم فرو می ریختند
آدرینا،انارم آنجا بنشین میان آن همه انار زیر سایه ی آن همه درخت؛ نازارم بهشت تو پیش از تو به استقبالت رفته است.

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

بسیار زیبا بود استاد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۱:

ممنون عزیز

[پاسخ]

کریم کونانی در گفته :

سلام و درود بر استاد فرهیخته و خوش اخلاق

خیلی قشنگ و عالی گفتی- خدا خیرت دهد- الله مع الصابرین- ماهم از این حادثه که برای شهرو روستایمان افتاده بی نهایت ناراحت هستیم-دعا میکنم خدا بهترین ها را به این مردم خوب و زحمت کش عنایت کند
استاد عزیز من بجای انکه شما را یک شاعر بدانم یک استاد به تمام معنا ادبیات عرب می شناسم چرا که
دوران دبیرستان من در مدرسه شبانه روزی کونانی- تمام دروس عربی را با گلی مثل شما گذراندم
هر جا هستی موفق و پاینده باشی
شاگرد کوچک شما

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۳:

سلام کریم جان منم هرجا باشم خاطرات شیرین با شما بودن را با خودم دارم و خصوصا آن همه زحمتی که به شما و خانواده محترمتان دادم. عزیزمی سپاس

[پاسخ]

babakpadervand در گفته :

خدا رحمت کی تی ،انشاله ای مقامل مثلا مسووله بکونه فکر مردم و ا خاو خفلت بونه خه ور…

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۴:

انشاالله سپاسگزارم جناب پادروند

[پاسخ]

مسعود دلفانی در گفته :

آفرین وصدآفرین براین قلم که اشک ماراهم جاری ساخت درسوگ آدرینا وانار.دمت گرم وسرت خوش باد.

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۶:

من کوچکتم مسعودجان که از دبیران باسواد و متعهد این دیاری والبته دوست خوب منی سپاسگزارم عزیز

[پاسخ]

بيننده در گفته :

عالي بود اشكم در اومد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۱۷:

زین سپس اشکتان اشک شوق باشد ممنون

[پاسخ]

امیری امرایی در گفته :

سلام. کجایی مرد؟ احوالی از یاران قدیم نمی گیری. ما بر آنیم که بودیم. پایدار و تندرست باشی دوست عزیز. همانند همیشه زیبا و شیوا نوشتی.

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۱:

سلام استاد عزیز یاد دانشگاه اهواز و دانشکده ی سه گوش. همیشه به یادتم. پایینتو نگاه کنی منو می بینی. ممنونم

[پاسخ]

فرهنگی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۱۸:۲۵:

شما تاج سرید عزیز . قلبا دوستت دارم

[پاسخ]

مهدی پور در گفته :

بسیار عالی بود جناب علی پور!

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۱:

بسیار ممنونم عزبز

[پاسخ]

مادر در گفته :

بسیار عالی مثل همیشه…قلمت پایداراستاد
هرچند غم انار و آدرینا کمرها شکسته است

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۲:

بسیار سپاس مثل همیشه از لطفتون

[پاسخ]

امین محمدی در گفته :

درود بر شما استاد گرانقدر دوباره دلتنگمان کردی با این دل نوشته هم برای ادرینای عزیز هم برای انارسون بی چشمه آخ مرا سیاو

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۵:

ممنونم امین جان به یقین شما که خواننده ی با احساسی هستید عمق این زخم را می فهمی

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

زنده باشی معلم خوب دوران جوانیم

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۶:

مانا باشید دوست دوران جوانی سپاس

[پاسخ]

جهاندار درویشی در گفته :

استاد عزیز جناب آقای علیپور ما هم در مرگ مظلو مانه آدرینا گریستیم چه زیبا این مرگ را به مرگ دردانه های سیاب پیوند زدی باور کرده اید که غم باغبانهای سیاب کم ار غم خانواده محمدی نیست .دل آدم کباب می شود .به دیدار یکی از اقوام سیل زده ام در روستایی رفنم که انبار کاه وجوش را آب برده بود گفت ایکاش یکی از بچه هایم را آب میبرد و این بلا سرم نمی آمد گوسفندانم را چطور از این زمستان بیرون برم .باید بر این فقر خون گریست .انشالله مسوو لین آنها را دریابند.

[پاسخ]

کورش در گفته :

درود بر استاد گرامی

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۷:

ممنون کورش جان

[پاسخ]

پرویز نورمحمدی در گفته :

درود براستاد عزیز. واقعا انارستان به خاک سیاه نشست

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۲۸:

سپاس پرویز عزیز که نشان نجابت سیاو داری

[پاسخ]

اسماعیل آدینه وند در گفته :

استاد عزیز دلنوشته تان بر دل نشست و اشکمان جاری شد.

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۳۰:

سپاسگزارم آقای آدینه وند عزیز

[پاسخ]

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

آدرینا،انارم آنجا بنشین میان آن همه انار زیر سایه ی آن همه درخت؛ نازارم بهشت تو پیش از تو به استقبالت رفته است..

دورودبر استاد علیپور عزیز
خط پایان خط گریه بود و گریستن

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۳۱:

ممنون سعیدجان شاعر خوش ذوق قربانت عزیز

[پاسخ]

حجت ولی زاده (سیاب) در گفته :

توبزون لشم ترترکه داخه
دلم لاستی سربرزی شاخه
منی دل ستی هناسی سردم
وا بردی هناس طعنه نامردم
ببخشید استاد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۳۳:

چوی دار ور‌وا و هسه هسا
چن چراخ انار مدوم ا دسا
منیته مکم هر و ای هوره
هری دم تنگنت تا چم چم قره
ح. علی پور
سپاس دایی جان

[پاسخ]

ادینه وند هم ولایتی در گفته :

مثل همیشه بسیار عالی بوداستاد .حقا که نابودی انارستان سیاب هم دست کمی از این مصیبت نداشت

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۳:۳۴:

سپاسگزارم هم ولایتی داغدارم

[پاسخ]

علی کولیوند در گفته :

درود و سپاس به خاطر شکستن این بغض. چقدر خوب چقدر دوست داشتنی و دلتنگ
“نازارم بهشت تو پیش از تو به استقبالت رفته است”.

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۰:

سپاسگزارم عزیز . بغض همه پابه پای آسمان شکست

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

درود بر شما به خاطر سیلی که امد و دل ما تنگ شد برای دو نفر یکی آتین و دیگری آدرینا

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۲:

درود فراوان به خاطر لطفتون و احساس دلتنگیتون

[پاسخ]

احسان رضایی در گفته :

سپاس استاد علیپور

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۳:

ممنونم احسان جان دیارت نیه برا عزیزم

[پاسخ]

گودرز در گفته :

قلبمان درد گرفت برای مظلومیت خانواده آدرینا
روحشان شاد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۴:

سپاس خدا قوت قلب بهتون بده عزیز

[پاسخ]

گودرز داغری در گفته :

بعداز چند سال تصویر دوست مهر بان بدون ریا آقای علیپور سخت است /قبول نیست بیشتر می خوام ری را /دیدگانت خواهران بارانند/سالهاست که می گذرد شاید آقای علیپور ازین بیشتر بی مهری طبیت رادیده اما لب باز نکرد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۷:

سلام گودرز نازنین حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن….. آه گودرز عزبز از اینجا تا اهواز تا دره شهر یادت را گرامی می دارم. سپاس بیکران

[پاسخ]

احسان آدینه وند در گفته :

تنگه دلتتگ سیاب هم دلتتگ شد…..دست مریزاد….

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۲ آبان , ۱۳۹۴ ۱۷:۰۵:

ممنونم عزیز . ایل آینن مرا شعروش طرهان کرد

[پاسخ]

فروزان شاهرخی در گفته :

دوستان همه نوشته هایتان برای ادرینا زیبا بود دستتان درد نکند و قلمتان همیشه پایدار، رفتن مظلومانه خانواده ادرینا محمدی قلب همه مردم با احساس کوهدشت را در هر جای ایران عزیز به درد آورد.

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۰۱:۴۰:

ممنونم فروزان بانو. ماها اگر ‌دردی و دلنوشته ای می نویسیم حتما زبان حال همه ی مردم نجیب و دلتنگ کوهدشته

[پاسخ]

تيمور مرادي در گفته :

ازاحساس قشنگ وذوق شاعرانه ات ممنونيم كه با واژه هاي دلنشينت ما را در غم ديگران سوق مئ دهي

چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۰۱:۴۳:

سپاسگزارم مرادی عزیز. بنی آدم اعضای یک پیکرند ……..

[پاسخ]

کامران رحیمی مقدم در گفته :

بسیار زیبا و پر محتوا ، درود بر شما جناب علیپور .

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۰۱:۴۵:

درود بسیار بر شما جناب آقای رحیمی مقدم

[پاسخ]

مسعودپورابراهیمی در گفته :

سلام استاد ب خدا ب این دل ندشته هات زیاد گریه کردیم ممنون دلمون خیلی تنگ شد

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۰۱:۵۵:

سلام جناب آقای پور ابراهیم‍ی احساس شما ستودنیست مانا باشید عزبز

[پاسخ]

رسول آزادبخت در گفته :

مثل همیشه حرفات به دل همه میشینه….
….

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان , ۱۳۹۴ ۰۱:۵۹:

سپاسگزارم رسول جان همکار ارجمند و وکیل توانا ارادتمند مدامتم

[پاسخ]

حجت علی پور در گفته :

سپاسگزارم رسول جان همکار ارجمند و وکیل توانا ارادتمند مدامتم

[پاسخ]

حمیدآزادبخت در گفته :

درود بر سرباز حماسه ساز فرهنگ و زبان لکی جناب علیپور

[پاسخ]

حجت علی پور پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۸ آبان , ۱۳۹۴ ۱۶:۵۸:

درود بر دوست عزیز و ارجمندم حمید عزیز پاینده باشید

[پاسخ]

س. آزادبخت از خرم آباد در گفته :

استاد علیپور عزیز بسیار عالی بود. متن سرشار از تعابیر ادبی ، جون دار و با احساس بود . در نوشتن قلم شیوایی دارید. دست مریزاد یاعلی

[پاسخ]

رستمی کوهنانی در گفته :

درود و احسن جناب علیپور استاد عزیز
بنده شاگرد دهه هفتاد شما در مدرسه راهنمایی دکتر شریعتی بخش کوهنانی بودم
شما افتخار مایی استاد
من هم اکنون خودم را شاگرد شما میدانم و به شما عشق می ورزم
زنده باشید همیشه

[پاسخ]

عزت بیرانوند در گفته :

بسیار عالی بود استاد عزیز. درود بر شما دوست قدیمی از اهواز
فکر نکنم منو یادت باشه

[پاسخ]

آقای علیپور،استاد محترم،به یقین زیرتنگ در طول تاریخش این همه مرگ را به خود ندیده است.قلم مویه گر شما بر جنازه انارستان سیاب گیسوانش رابرید وما از دیده خون گریستیم.

[پاسخ]

امرایی از رومشکان در گفته :

درود بر استاد عزیز ، قلمت بسیار شیوا و رساست دلتنتگ نوشته ات شدم دوباره بر آدرینا اشک ریختم . نوشته ی تو مرا یاد خاطرات تلخ و شیرین زیرتنگ انداخت سرزمینی که هرگز فراموشم نخواهد شد . راستی هر جا اسم شما را میبینم می دانم متنی زیبا و پر احساس در انتظارم است

[پاسخ]

ابراهیم عبدی پور در گفته :

زیبا بود استاد مثل شعرهایی که همیشه سر کلاس برایمان میخواندی توپریچهره چنانی که به هنگام وداع…………..

[پاسخ]

بهزاد حسینی پور در گفته :

ابرهای خبر این بار چه بارانی بود
سخت سردم شده این سوز زمستانی بود
(دستمریزاد)

[پاسخ]

غلامرضا سوری در گفته :

از استاد علم و هنری همچون شما جناب علیپور کمتر از این انتظار نمیرفت .
سخنانتان همیشه احساسی و زیباست .
درود برشما

[پاسخ]

علي جمشيدي در گفته :

با سلام
بسيار جالب بود ما هم در دبيرستان شبانه روزي شاگرد شما بوديم يادش بخير

[پاسخ]

علی اسفندیاری در گفته :

ماهم بر داغ این عزیزان از رفته گریستیم.
خداوند روحشان را قرین رحمت خویش قرار دهد.

[پاسخ]

زاهد نظری در گفته :

درود، عالی بود.

[پاسخ]

حسین کاظمی در گفته :

با سلام بسیار زیبا استاد من افتخار شاگردی شما را در مدرسه امام جعفر صادق(ع) کوهدشت در کلاس ادبیات فارسی را داشتم یادش بخیر دلم براتون خیلی تنگ شده.

[پاسخ]

یحیی آدینه فر در گفته :

درود بر شما استاد توانمند طایفه آدینه وند
استاد عزیز بسیار عالی بود. دورادور ذکر سواد و منشتان به گوشمان رسیده است. افتخار دیدارتان آرزوی ماست.

[پاسخ]

نوشین روان در گفته :

دلم میسوزد از باغی که می سوزد…

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

سلام آقا ى جهان دار درويشي ميتوني يه شماره تلفن از اون آقاى روستايي خسارت ديده به من بديد من از كنار درد مردم نميتونم راحت بگذرم

[پاسخ]

علی فرهادی در گفته :

زدلتنگی
یاران و
زین اشک های بیشمار
سیلی گرفت
کوچه را هم آب برد…
بسیار قشنگ بود استاد عزیز

[پاسخ]

خرم اباد.حمیدرضا در گفته :

درود بر علیپور عزیز

[پاسخ]

فردین صحرایی در گفته :

خیلی جالب بود واقعا تاثیر گذار بود – ممنون استاد

[پاسخ]

ايرج شهبازي در گفته :

دست مريزاد استاد مثل هميشه عالي بود

[پاسخ]

درودخدابرتو چه زیبا گفتی انار آدرینا

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

خوب بود به تمام کامنتا جواب می دادی جناب علیپور نیمه راه خسته شدی ؟

[پاسخ]

م- کونانی-شاگرد کوچک استاد علیپور پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۷ آبان , ۱۳۹۴ ۱۴:۲۶:

سلام آقای ناشناس زود و عجولانه قضاوت نکن
شاید بنده خدا کامنت های اخیر را ندیده یا …
من استادم را خوب می شناسم، هرگز در را خیر و نیک و اخلاق و مهرورزی به هم ولایتیهاش خسته نمی شود
استاد علیپور یک استاد متواضع و با سوادی است. دکتر علی جمشیدی ریاست عالی دانشگاه پیام نور استان تهران و معاون سابق وزیر د ادگستری از شاگرد های ایشان می باشد.
درد و سلام بر آقایان : حجت علی پور معلم باتجربه، رضا اسدی از مشهد مقدس دبیر عربی دبیرستان شبانه روزی امام خمینی(ره)یادشان به خیر

[پاسخ]

فردین گراوند دبیر حزب مردم سالاری کوهدشت و رومشکان در گفته :

زیبا بود و پر احساس مثل همیشه حجت جان پایار باشید

[پاسخ]

ش- سلطانی در گفته :

ما شا الله براستاد عزیز جناب آقای علیپور
هنوز خوب جوان ماندی،روز به روز جوانتر میشی،ما پیر شدیم استاد
تمام موهای سر و صورتمان همچون برف زمستانی شده

[پاسخ]

بهرام نظرپور در گفته :

درود بر استاد ادب و سخن
چه زیبا احساسمان را بر کاغذ نگاشتی

[پاسخ]

آ. عزیزی در گفته :

چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی
من چه گویم که غریبست دلم در وطنم
درود بر احساس همیشه سرشار از عواطف نابتون حجت جان

[پاسخ]

زهرا سالاری در گفته :

بسیار علی بود استاد

[پاسخ]

زهرا میرزایی در گفته :

این شهر هزار آدریانا و انارستان آبستن غرق شدن دارد …خدا را مددی!

[پاسخ]

احمدخاصی زاده از گراب در گفته :

دست مریضاد استاد

[پاسخ]

احمدخاصی زاده از گراب در گفته :

دست مریضاد استاد عزیز

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

سلام خوبید

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :