کد خبر : 8651
تاریخ انتشار : ۵ شهریور ۱۳۹۱ - ۱۸:۲۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 540 بازدید

ما کجای تاریخ ایستاده ایم، که اینقدر پرت شده ایم

  علیآقا حسین پور :   ” ما کجای تاریخ ایستاده ایم، که اینقدر پرت شده ایم ”  یک | تاریخ این شهرهرکجای تاریخ این ” شهر، رنگ و رو وا رفته ی خاکستری ” را که خوب ورق می زنیم، دردهای بی درمان تر با زخم های عمیق تری در گوشه ی دیگر چنان […]

 
علیآقا حسین پور :

 

” ما کجای تاریخ ایستاده ایم، که اینقدر پرت شده ایم ”

 
یک | تاریخ این شهر
هرکجای تاریخ این ” شهر، رنگ و رو وا رفته ی خاکستری ” را که خوب ورق می زنیم، دردهای بی درمان تر با زخم های عمیق تری در گوشه ی دیگر چنان با دشنه ی از سیاست زدگی جا خوش کرده است، که انگار فراموشی و حسرت آرزوهای این شهر با این مردمان از شکم روزگار زاده شده است، و انگار این درد ساخته ی دست خودمان نیست. | انتصاب ، عزل و بخشایش فرمایشی | امروزه در این شهر چنان با قدرت تمام اتفاق می افتدکه تبدیل به نمادی از هنجارهای سیاسی شده است، که اگر در جناحی حاکم این گونه رفتار های به ظاهر کارآمد اما ”ناکارآمد” اتفاق نیفتد، نشانه ی ضعف آن گروه تلقی می گردد. انتخاب | شهردار | یعنی انتخاب، قلب تپنده یک شهر، نه مکانی برای جولان های سیاسی، جناحی و روزمرگی تفکرهای خسته ی از خدمت به این مردم بی پناه، شهرداری نمادی از دغدغه مند ترین ارگان های خدمت گزار مردمی و شهری است،که فعالیت و عدم فعالیت اش کاملا تاثیری مستقیم و مشخص در وضعیت شهری را به دنبال خواهد داشت. با یک قلب مریض نمی شود مسافتی طولانی آن هم مسیر پرزحمتی چون تکامل یک زندگی شهری و مدنی را پیمود، اما شورای شهر، انگار همچنان به دست و پای روزمره گی سیاسی افتاده است، و به جای انتخاب یک شهردار با سابقه ی کاری درخشان، باز دچار روابط و ضوابط کهنه سیاست عزل و انتصاب می باشد. و با این وجود باز باید شاهد دهن کجی این صندلی رام نشدنی شهرداری باشیم که تبدیل به یکی از با ارزشترین میراث های ناکارآمدمان شده است.
………………………………………………………………………………………………………..
دو | سهم ما در این شهر
|۱| سهم ما در این شهر، دهن دریدگی و خمیازه های طولانی مدت آسفالت پیر این شهر است، که بر تن خویش یادگاری دوره های ناکارآمد شهرداری کوهدشت را هر روز گوشزد می کند.|۲| سهم ما در این شهر، دست اندازهای وجب به وجب خیابان هاست ، که انگار نمی خواهند دست از دل و روده ی ما بکشند. |۳| سهم ما در این شهر،آرزوی داشتن خط کشی های خیابان ها و چهارراه هاست که راننده ها به اشتباه برای چراغ قرمز وسط چهارراه ترمز نکنند. |۴| سهم ما در این شهر داشتن آرزوی چند عدد سطل زبااااااااااااله های ناقابل سطح شهر است، که مجبور نباشیم آشغال هایمان را هرجا پرت کنیم. |۵| سهم ما دراین شهر آرزوی داشتن مکان های عمومی برای تابلوهای اعلانات است، که بر روی در و دیوارهایمان اسم های خط خطی معلوم و نامعلومی نباشد که توان هیچ کمکی را ندارند. |۶| سهم ما در این شهر زباله های خجل، پلاس شده در سر کوچه و خیابان هایمان است، که بخاطر نبودن ماشین شهرداری اشک انتظارشان برروی آسفالت جاری می شود. |۷| سهم ما در این شهر پیاده رو های فاقد موزائیک با خاک های کهنه شده شان است،که هر روز باید برای سه وعده غذایی واکس و لباس شویی و اتو دم دستمان باشدکه با انسان های غیر متمدن اشتباه گرفته نشویم. |۸| سهم ما در این شهر بلعیده شدن در تفکر های ناکارآمد شهری است تا تکامل شهری. |۹| سهم ما در این شهر خاکستری، خنثی بودن است. |۱۰| سهم ما در این شهر فقط صندلی های پلاس شده با انسان های غیر متخصص است. | ۱۱| سهم ما در این شهر فراموشی است بخاطر انتخاااااااااب هایمان |۱۲| سهم ما در این شهر… ببخشید چند لحظه صبر، اصلا ما سهمی در این شهر داریم، اگر هست شما بگوئید….

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

صمد بلورانی در گفته :

جناب استاد حسین پور عزیز حرفهای درست و صادقانه شمارو انشالله که مسولین مربوطه نیز بخونن…… انشالله

بهروز پیری در گفته :

کاش در کودکی میماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی میشد
عالی بود استاد عزیز

سهم ما

خاک و توز………….

ضرونی در گفته :

سلام و خسته نباشید خدمت وجدان همیشه بیدار و اهورایی شهر کوچکمان
من به داشتن شما در شهر مان افتخار می کنم
ای کاش این شهر چند نفر دیگر هم چون شما می داشت

علی امینی در گفته :

اقای حسین پور خیلی شاعرانه حرف میزنند ای مطالب جایشان اینجا نیست باید در مجله سخن یا کارنامه یا مجله بخارا چاپ شوند حیف است

سلام
مگر میرملاس چشه،فکر می کنید بخارا از اول بخارا بوده.
بگذارید که نویسندگانمان برای خودمان بنویسند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از ماست كه بر ماست! در گفته :

با سیفا موافقم!

ناشناس در گفته :

البته مطلبشون اونقدر هم سنگین نبود که می‌خواین بدینش ژورنال‌های ISI چاپش کنن!

به نظر شما این مطالب شاعرانه بود؟؟؟!!!!!
به اصل مطلب توجه نکردید که دغدغه های شهر بود اقای امینی

دست مریزاد استاد
خیلی متن زیبا و شاعرانه ای از کلک همیشه بیدارتان طراوید
شما علاوه بر استاد بودن و بی رقیب بودن در گرافیک ید بیضایی در نوشتن هم از استین بیرون اوردید
خوشا به حال ما که می توانیم از محضر چون شمایی استفاده کنیم
لطف کنید در کلاسهای گرافیک هم مطالبی بخوانید

كريم دوستي در گفته :

بسیار زیباوهنر مندانه بود.به امید توجه وبیداری مسولان شورا وشهرداری.

پرویز گراوند در گفته :

سلام؛
فکر می کنم ما در نقطه ی کور تاریخ ایستاده ام البته نایستاده ایم از پا افتاده ام. چرا در نقطه ی کور؛ چون در جایی قرا داریم که دیده نمیشویم.

مصطفی خدایگان در گفته :

نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است..
تا می توانی-د- بنویس-ید-

نوشتن خوب است!
هرچند،دردی را دوا نمیکند…
ممنون

از ماست كه بر ماست! در گفته :

تلاش بیهوده به از خفتگی ست خانم مریم!

افرین و خسته باشید
س
سه
سهم
کدوم سهم سهمی که خومان ان را قبول نداریم سهمی که برای خود قائل نیستیم سهمی که ما داریم بیشتر از ایناست اخه عزیز من اسفالت حق شهرداریه سطل زباله پیاده روهای خاکی اشغالهای انباشته اینها مال شهرداریه میدونیه چی مال ماست انتخاب که گول طایفه و باند بازی یا حرف بعضی ها را میخوریم وقتی که به شورا رای میدم که به اجبار بیشتر از این نباید توقع داشت افسوس افسوس افسوس

ناشناس در گفته :

و شاید سهم ما هرگز نرسیدن

علیآقا حسین پور در گفته :

از شما عزیزان ارزشمند
||| صمد بلورانی، بهروز پیری، من، ضرونی، علی امینی، سیفا، ناظر، م م، کریم دوستی ، پرویز گراوند،
مصطفی خدایگان، مریم، فری، ناشناس |||
بخاطر اظهار نظرتان سپاسگزارم

بیات آزادبخت / سرویس عکس در گفته :

جناب حسین پور مطلب زیبا و قابل تاملی بود ، شاید هم آیندگان وقتی تاریخ را ورق بزنند به لطف همین چاله چوله ها و رنگ و رخ خاکستری شهرمان در پاورقی نامی از ما بیابند وگر نه میرملاس و…………..که دیگر اثری از آنها نیست ، پس بهتر است که به این وضعیت شهر ببالیم که در آینده به واسطه آن نامی در تاریخ خواهیم داشت.

ح-شیراوند در گفته :

ای کاش دوستان میرملاسی زمینه برگزاری جلسه ای راباحضوراعضای محترم شورای شهرفراهم می نمودندوازافرادی که درامور شهری تخصص داشتندوهمچنین ازفعالان عرصه های اجتماعی ،فرهنگی و………دعوت می کردند تادریک فضای دوستانه به کالبدشکافی مسائل ومشکلات شهرداری پرداخته می شد!! یک طرفه نوشتن وقضاوت کردن دردی رااز دردهایمان نمی کاهد.مکن است اعضای محترم شورای شهرهم برای دفاع ازعملکردخوددلائل ومستنداتی داشته باشد.

فاظمه در گفته :

واقعا اقای حسین بور خسته نباشین حرف دل خیلیا بود فقط یه سوال ایا شهرستانای دیگه مث بروجرد بیشتر بهشون بودجه میدن که اینقدر بافت شهری قشنگی دارن این بودجه های شهرما کجا میرن توجیب خودشون

علیآقا حسین پور در گفته :

با سلام و تشکر از شما دوستان گرامی
………………………………………………………..
سپاس از دوست عزیزم بیات آزادبخت نسبت به نگاه شان
و تشکر دارم از شما دوست عزیز(ح_شیراوند) نسبت به پیشنهادتان، قبلن هم مطرح کردیم و فعلن منتظر
و سرکار خانم (فاطمه) این که بودجه شهرداری در واقع کجا و جگونه مورد استفاده قرار می گیرد، واقعیت اش سئوال اصلی ما همینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سپاس از نظرات شما عزیزان

مینا امرایی در گفته :

باز هم متن شیوا و با احساس ناب را از این فرزند خلف لرستان خواندم و در عین آگاهی از نظرات ایشان از لذت خواندن یک متن تمام و کمال ادبی بهره بردم ای کاش بچه های انجمن ادبی این متن را بخوانند و ببینند که می توان اندیشمند بود ، آگاه به زمانه بود ، و در عین حال نویسنده ای که هر که از خواندن نوشته هایش به وجد
می اید .
شیوایی کلامتان انسان را از خود بی خود می کند اقای حسین پور من یه هر روز انرا می خوانم البته فقط برای زیبایی ادبیاتش
ای کاش شهرمان چند نفر هم چون شما در نویسندگی می پروراند.

نویسنده در گفته :

با تبریک خدمت اقای آزادبخت که در عین فروتنی نشان دادند که واقعا بهترین عکاس یا بهتر بگویم بروزترین و مدرنترین عکاس و هنرمند تجسمی شهرمان می باشند با برگزیده شدن در بین ۱۰۰۰ عکاس سراسر ایرران
معذرت می خواهم از بابت این نقد بی پایه و اساس که خانم مینا امرایی نوشته اند
الته کار اقای حسین پور خوب است از بابت روشنگری اما به هیچ عنوان واجد یک مورد از آن ویژگی هایی نیست که عنوان کردید. متنی را که هر کس میتواند بنویسد.

خلیل در گفته :

سلام،

خوش به حالتان با این همه سهام! ما که بی خیال سهم، سر راحت می گذاریم و می خوابیم!

آقای حسین پور بیان دیدگاه شما به روز است ولی متاسفانه کو گوش شنوا امیدوارم وجدان خفته مسئولان بیدار شود. اگر بیدار شود؟

فرهاد محمودوند در گفته :

سهم من آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من می گیرد…
«فروغ فرخزاد»

فرهاد محمودوند در گفته :

همه ی ما می دونیم که این حرف ها به گوش کسی نخواهد رفت.
همه ی ما می دونیم که…
اما گفتنش دست کم ادمو خالی می کنه.
مرسی

ز.كوليوند در گفته :

سهم مادر این شهر سکوت است،سکوتی که در آن غوغاست،،،،،،
سکوت تقسیم بر زجر که حاصلش زندگیست،این سهم ماست…..

کارگاه گرافیک دوشه/ حسین پور در گفته :

از همه شما عزیزان سپاسگزارم که نظر گذاشتین.
( چاپ طاها، مینا امرایی، نویسنده، خلیل، فرهاد محمودوند،ز.کولیوند)
امیدواریم که یه روزی گوشی شنوا پیدا شود…

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :