کد خبر : 8817
تاریخ انتشار : ۹ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 585 بازدید

چرا غم لرستان غم ایران نشد؟!

  سعید مالکوچی / میرملاس نیوز : چرا غم لرستان غم ایران نشد؟!  /  در زلزله هم عدالت رعایت نشد   آذربایجان لرزید و ایران غمگین شد درزلزله‎ای به بزرگی ۶/۲ ریشتر با ۲۵۳ کشته و ۱۳۸۰ زخمی. همه هموطنان برای کمک به آسیب ‏دیدگان این حادثه بپا خواستند از همه‏ ی قشرها و طبقه‎ها […]

 

سعید مالکوچی / میرملاس نیوز :

چرا غم لرستان غم ایران نشد؟!  /  در زلزله هم عدالت رعایت نشد

 

آذربایجان لرزید و ایران غمگین شد درزلزله‎ای به بزرگی ۶/۲ ریشتر با ۲۵۳ کشته و ۱۳۸۰ زخمی. همه هموطنان برای کمک به آسیب ‏دیدگان این حادثه بپا خواستند از همه‏ ی قشرها و طبقه‎ها درهر جایگاه و موقعیت و مقامی، اگر چه مصیبت سخت سنگین بود اما در سایه حمایت‎ها و همدلی‏ ها این درد بزرگ آسان شد. اما یادمان نرفته است درست چند سال قبل لرستان هم لرزید با زلزله‏ ای به بزرگی ۶ ریشتر دراین حادثه ۷۰ نفر جان باختند ۱۲۶۴ نفر زخمی شدند، خانه‏ های زیادی ویران شدند اما یادم نمی ‏آید همدلی ها را، حمایت‏ ها را، کمک‏ ها را و یادم نمی‏ آید غم لرستان غم ایران شده باشد و خیلی از اتفاقاتی که باید می ‏افتاد و نیفتاد.
کدام هنرمند، آستین همت را بالا زد؟ کدام ورزشکار؟ کدام مسوول؟ کدام رسانه؟ و کدام و کدام‏های دیگر؟ کاش به غیر از ادای وظیفه اداری، وظیفه‏ ی انسانی و ملی در حق مردم لرستان هم رعایت می‏شد.
کاش آن ‏روزها کسی برای روان کودکان زلزله زده سرزمینم(لرستان) نگران می‏شد، کاش آن‏ روزها دستی گره از مویه‏ های مادران باز می‏کرد تا ما دلمان نسوزد، کاش آن روزها بغض‏ ما هم در حنجره ایران ناله می‎شد. اما چه کنم که نبودند، ندیدیم و حس نکردیم که سوگ‏نامه‏ ی لرستان، قلب ایران را زخم بزند. ندیدیم کسی درد را ازسینه‏‏ مان بدَرد و فریادهای زنده به گورمان، دلی را بلرزاند. ندیدیم نسیم همدلی ها و هم‏ آوایی ها بوی نکبت و مرگ را از جان خسته ودلهای شکسته مردمان این دیار برگیرد کمی مثل همین حالاها که همه با تمام توان و با همه وسایل گسیل شده‏ اند تا دردی از روح مردم زجر کشیده دیار آذربایجان برگیرند.
اینکه طول وعرض یاری وهمدردی به هموطنان آذری وسیع بود نه تنها خوب است بلکه جای تحسین دارد اینکه غم آذربایجان غم ایران می‏ شود مایه مباهات است اینکه از بازیگر تا بازیکن(ورزشکار) دستهای یاریشان را برای کمک‏ های مردمی دراز می‏کنند ومسوولان مملکتی حاضر می‏ آیند وغایبان متهم شده در اولین فرصت خودشان را به آنجا می‏رسانند کار پسندیده‏ای است اما مانده‏ ام چرا غم لرستان را هیچ‏کس ندید.
با خودم فکر می‏کنم آن‏ها چه کرده‏ اند که ما نکرده‏ ایم؟ آن‏ها چه بوده‏ اند که ما نبوده‏ ایم؟
آن‏ها چه می‏گویند که ما نمی‏گوییم؟ آن‏ها چگونه رفتار می‏کنند که ما نمی‏کنیم؟ ذهنم سراغ دلایل این همه تناقض را می‏گیرد، دلایل سیاسی که نه در حیطه ذهن ناپخته و اختیارات من است را می‏گذارم کنار می‏روم ودلایل دیگر را وارسی می‏کنم. با خودم می‏گویم آنها مردمانی هستند سخت‏کوش، پرتلاش و پیگیر و ما نیستیم. آنها به دنبال گرفتن حقند و ما منتظریم حق را به ما بدهند. آنها آدم‏های سرشناس، موثر و صاحب منصب فراوان دارند و ما از این دست آدم‏ها کم داریم. آنها با هم یکی می‏شوند و متحدند و ما متفرقیم و هر روز از هم دورتر می‏شویم. آنها به قومیت و زبانشان افتخار ‏می‏کنند و ما از قومیت و زبانمان گریزانیم.
شاید خودمان مقصر باشیم!
آن‏ها خواسته‏‏ اند و این شده‏ اند و ما نخواسته‏ ایم و این مانده‏ ایم.
ما بدهکاریم به فرهنگمان به هویتمان به قومیت و زبانمان و بیشتر از همه به حقوقی که هیچ‏وقت حاصل نشد. ما بدهکاریم به زبانی که این روزها سایه سنگین زبان‏های غالب را بر سرش احساس می‏کند و غریبه شده است در سرزمین خودش. ما بدهکاریم به هویتی که دارد از دست می‏رود، هویتی که باید چراغ راهی می‏شد برای ممانعت از گم‏شدگی‏ هامان. بدهکاریم به فرهنگی که از دست خودمان زخم‏ های فراوان بردا‎شته است و در آخر ما بدهکاریم برای حقوقی که هیچ وقت جستجویش نکردیم و رعایتش نکردند.
به آذری‏های عزیز تسلیت می‏گویم به خاطر درگذشت عزیزانشان و تبریک می‏گویم برای احترامی که به دست آورده‏ اند.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

از ماست كه برماست! در گفته :

صحبتهای شما دوست عزیز تا حد زیادی صحیح است!
گاهی وقتا رویا و آرزوهای کسی اینقدر بالاست که نمی شود تصورش را کرد و برای رسیدن به آنها از تمام توانش بهره می گیرد و به کم راضی نمی شود، اما گاهی رویای شخصی در حد یک نوک زدن است و همان او را بس!!
زمانی لرستان مهد فرهنگ و تمدن بود…
معتقدم روزی لرستان باز هم به اوج قلعه خواهد رسید
🙂

ناشناس در گفته :

جناب از ماست که بر ماست میشه یکم بیشتر توضیح بدید،آخه حرفاتون خیلی ربطی به قضیه نداره!!

از ماست كه بر ماست! در گفته :

سلام ناشناس

معتقدم همه چی به هم ربط داره، آقای مالکوچی گفتند” اینکه از بازیگر تا بازیکن(ورزشکار) دستهای یاریشان
را برای کمک‏ های مردمی دراز می‏کنند ومسوولان مملکتی حاضر می‏ آیند وغایبان متهم شده در اولین فرصت
خودشان را به آنجا می‏رسانند کار پسندیده‏ای است اما مانده‏ ام چرا غم لرستان را هیچ‏کس ندید”
سوال اینجاست چرا ما دیده نمی شویم؟!

معتقدم به اندازه کافی غم لرستان دیده شد، اما اگر حوادث لرستان خیلی زیر ذره بین نمی رود بخاطر این است که ما هنوز به اون حد نرسیدیم که در سطح خرد و کلان اثرگذار باشیم، چراکه ما خودمان باید دست به کار می شدیم که نشدیم، پس گله ای نباید داشته باشیم از دیگران!

اینکه به طرز فوق العاده ای به آذربایجان رسیدگی و همدردی شد طبیعی بود، چراکه درصد بالای از مسئولان، ورزشکاران ، هنرمندان و متفکرین کشوری آذری هستند، لزومی ندارد اسم بیاورم چراکه همه ما آنها را می شناسیم!

اشاره کردم به رویا و آرزوها، بخاطر اینکه ما لرستانی ها همواره به کم قانع بودیم، در سطوح بالای کشوری و بین المللی نتوانسته ایم خود را ثابت کنیم.حتی اگر شخصی لرستانی در سطح بالایی از جامعه فعالیت کند آن را یا پنهان می کنند و یا با اکراه از آن سخن می گویند، از ترس همین فقر فرهنگی که ما داریم!

اگر دقت کرده باشید اکثر جکهایی که در محافل مختلف در بین مردم نقل می شود جکهای لریست؟! و جالبتر اینکه خود ما لرها آنها را می سازیم؟!

جمله ای آشنا را یادآوری می کنم اینکه: حق ما لرها را همیشه خوردند!
برای من عجیب است که چرا باید حق ما را بخورند؟! مگه عقل و فکر نداریم؟ توانمند نیستیم؟! دست و پا نداریم؟!! ما چی نداریم که حقمان را می خورند!
اصلا مگه باید حق را دو دستی تقدیممان کنند؟!
اگه حقی داده نمی شود بخاطر ضعف خودمان است!
ما قانونا می توانیم حقوق خود را بدست بیاوریم اما کاری نمی کنیم!

اشاره شد به فرهنگ و تمدن و اوج قلعه، منظور بنده تایید بر توانمدی تمدن لرستان است که باید با رعایت اصول و تلاش و پشتکار به سمت رشد و تعالی قدم بر داریم!

آن زمان که ما به مراتب عالی فرهنگی، علمی ، هنری و ورزشی برسیم دیگر می توانیم به وقت غم و شادی کنار هم باشیم! و برای کشور اسلامی مان هم افتخار آفرینی کنیم.
امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم!

فاطمه نیازی در گفته :

لرستان، به گواه تاریخ سرزمین هنر است و فرهنگ و تمدن. اولین آثار به دست آمده از مفرغ در کوهدشت، این ادعا را ثابت می کند، اما نه گذشته افتخار می آفریند و نه دلخوش کردن به مواریث آن.
مهم برای رشد و پویایی یک تمدن، زنده بودن آن است و دسترسی به نمودهای آن.
وقتی جامعه ای رو به رشد باشد، مردم آن جامعه هم خواه ناخواه در جریان حفظ و پیشبرد آن قرار می گیرند و جامعه ی مرده هم، چیزی جز افول جامعه در پی نخواهد داشت.
به امید شکوفایی لرستان.
سپاس از آقای سعید مالکوچی.

کوهدشتی در گفته :

یکی از دلایلش کم رنگ بودن رسانه هایی مثل فیس بوک در آن زمان بود

لرستان ای سرزمین بی کسی ها تا کی فقط نظاره گر باشیم و ببینیم که لرستانی وجود دارد ایا میشود روزی لرستان حداقل دارای کارخانه مهمی باشد کاش روزی فرا برسد که کسانی بیایند و در لرستان دنبال فلان کارخانه بگردند. لرستان با این همه فقر و نداری و مظلومیت دوستت دارم و تاریخ گذشته ات را فراموش نخواهم کرد

یکی از خبرنگاران مقیم تهران در گفته :

نه!!!!
همه این مصیبت‌ها از خودمان است
اگر در رسانه محلی زبان‌های دیگر استان هم بها پیدا کنند!!!!
اگر جناب امرایی دست از سر خیابان های خرم آباد بردارد و سری هم به روستاهای بزرگ استان!!!!( شهرهایمان را می‌گویم) بزند و محرومیت آنها را در اولویتی بالاتر از آسفالت نشدن خیابان های خرم آباد بداند!!!
اگر عدالت در استانمان رعایت شود و این نباشد که شرق استان کوچکمان از غرب آن آبادتر باشد!!!( بلکه هر دو آباد باشند)
اگر …
اگر….
اگررررر
هزاران اگر دیگر را می‌توان ردیف کرد اما ترسم از این است که من هم به جرم ….. و…… محکوم شوم.

علی شعبانی از دماوند در گفته :

واقعا قشنگ گفتی من هم به همین موضوع اشاره کرده بودم
ممنون

احسنت آقای مالکوچی واقعا حرف دل منو زدی، دمت گرم

رسانه هاي ديگر در گفته :

با سلام مطلب شما در بخش رسانه های دیگر خبرگزاری ایسنا منتشر شد.

همشهری در گفته :

بازم که حذف کردی.
آخه چی بگم من به تو
تا امثال شما تو این شهر هستن
این شهر به هیچ جایی نمیرسه

سلام،

زیبا نوشتی و دیگران هم نظرات خوبی دادند بویژه خانم نیازی. البته نارسایی وسایل ارتباط جمعی در آن موقع مانند فیس بوک، ایمیل و کامپیتوتر را هم در نظر بگیریم. امیدوارم غم هر جای ایران غم همه مان باشد و شادی اش برای همه مان.

علی بداق /از شیراز/ در گفته :

سلام .اولین باره که امدم اینجا نوشته خوبی بود از شما متشکرم دلم را بدرد اورد. بنظرم ما به این خاطر رعایت میکنیم که نکند خدشه ای به اسلام و مردم و ایران عزیز وارد شود.

برادرم من یک اذری هستم اینکه غم اذربایجان غم ایران است به همت خود اذریها بود که از اولین ساعات به یاری زلزله زده ها شافتندو از هر طریقی که میتوانستند مردم بقیه شهرها را با خود همراه کردند ومن واقعا از تمامی ملت عزیزمان ازتمامی کسانی که اعم از هنرمندان – ورزشکاران وسا یر اقشار مردم عزیزمان نهایت تشکر را دارم و گرنه اگر منتظر مسءولین میشدند که با ید شاهد پخش خنده بازارهای بعدی هم میشدیم .

چون لرستان مطیع و گوش به فرمانه و نیازی نیست بابتش نگران باشند.

مردم ما ولایتی ترین مردم ایران هستن. آمار مشارکت در انتخابات ما همیشه از صددرصد بیشتره. و لرستان همیشه از وفادارترین استان ها به جمهوری اسلامی بوده.

ریشه تمام بدبختیامون همینه

مریم در گفته :

کاملا با نظر شما موافق هستم مگر این نماینده ها چه دردی از این مردم را دوا کردند که هنوز آفتاب نزده با له کردن یکدیگر ودر صفهایی طولانی برای علم کردن کسانی که هیچ دردی را مرهم نیستند برای رای دادن هجوم می بریم بهتر است اندکی درایت داشته باشیم قوم لر اصیل ترین قوم آریایی است اما بعضی روح پاکشان را لگد مال کردند.اگر می بینید که ترک زبانها با وجود تمام ویرانی هایی که از قوم ترک به ایران رسید اینگونه پابرجا هستند اتحاد آنها حتی با جنگیدن برای زبانشان است اگر سری به آذربایجان زده باشید خواهید دید که گاهی اوقات برای اینکه فارسی صحبت نکنند حتی جواب سوالت را نخواهند داد برعکس لرها که غریب نواز هستند و برای زبان و تاریخ خود تعصب ندارند نمونه بارز آن همین پیامک های توهین آمیز به قوم لر که خود لرها نیز در اسال آنها کوتاهی نمی کنند.وقتی خود ما اینگونه هستیم پس دیگر چه انتظاری از دیگران .بیگانه اگر میشکند حرفی نیست من در عجبم دوست چرا می شکند!!!!!!!!

همشهری در گفته :

سلام. جواب نویسنده تو این مطلبه. آذریها اسم زلزله رو نگذاشتن زلزله آذربایجان. از همین تنگ نظری در آوردن نام محل وقوع زلزله بگیر تا بره بالا. بقیشو تو مطلب بخونید. جاتلبه که همیشه قاتل ها میشن خونخواه.

http://blkagrd.blogfa.com/post-242.aspx

مصطفی خدایگان در گفته :

این اصلاً ربطی به فیس بوک و اینا نداره! به فاشیسم برمی گرده و دیگر هیچ.. فعلا مملکت در دست ترکها و آذریهاست و عجیب نیست اگه از این اتفاقات بیفته. نگاهی کنید به امکانات اونها: امکانات شهری، روستایی، جاده ای، توریستی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، دولتی و سیاسی، اقتصادی، صنعتی، تعداد مسئولین آذری و ترک، و… آنوقت اونها را با خودمون (لرستان) مقایسه کنید. اگر اون زمان که کریم خان زند (لک یا لر) مالک مملکت بود و بیشتر به فکر باقی مناطق ایران بود تا خود لرستان و پایتخت حکومتش رو شیراز قرار داد نه شهری از این حوالی، کمی چشم و گوشش رو باز می کرد شاید وضع کمی فرق می کرد. ما نه تنها از سوی دیگر اقوام مورد بی مهری و تحقیر و بی اعتنایی قرار می گیریم بلکه خودون هم هیچ تلاشی برای ارتقا نمی کنیم. به قول یکی از دوستامون شبکه افلاک (تنها رسانه ملی لرستان) خودش یکی از عوامل نابودی فرهنگ و شخصیت این استانه! حال پیدا کنید پرتقال فروش را!

با بخشهایی از صحبت های آقای خدایگان موافقم اما فراموش نکنید که مقصر اصلی خود مردم لر هستند. اگر آقای خدایگان تاریخ را بخوانند متوجه خواهند شد که لرها در تمام طول تاریخ منافع ایل و قوم را بر منافع ملی ترجیح دادند. کریم خان زند گرچه لک بود اما بفکر اصلاح کل ایران بود و اگر پایتختش رو یکی از شهرهای اطراف قرار میداد اولا در فرهنگ محدود منطقه ای و ملوک الطوایفی لری گرفتار میشد و دیگر نمیتوانست بر کل ایران حکومت کند گرچه در همان دوره هم بطور کامل نتوانست اما تا حدود زیادی موفق شد. و باز هم اگر تاریخ راستین و نه جعلی را مطالعه کنید میبینید کریم خان زند دو بار با لرها بخاطر ایجاد نا امنی و هرج و مرج در غرب ایران جنگید.
صحبت های آقای خدایگان بی شباهت به همین مقاله نیست که در زمان زلزله بخاطر تنگ نظریهای قومی و قبیله ای عمق حادثه زلزله بروجرد انعکاس داده نشد و از آن بدتر نشریات لرستان علیه ساخت و ساز بعد از زلزله بروجرد جبهه گرفتند و تیترهای ننگینی در صفحات روزی نامه هایشان زدند مثل:
بیچاره ما که کسی را نداریم – تصویب طرح های از ما بهتران تا کی؟ – بهشت ایران اسیر بخشی نگری – به بهانه زلزله بروجرد از نو نسازید- بیت المال را به باد ندهید و…
نکته دیگر تقسیم اعتبارات است که سال ۸۶ یعنی کمتر از یک سال بعد از زلزله تنها ۱۳ درصد اعتبارات استان را به بروجرد اختصاص دادند.
حالا شما دعوی بیجا میکنید و میخواهید با نام زلزله به مظلوم نمایی بپردازید؟!

جناب آقای سعید مالکوچی :

۱٫اگر کسی مرهم دردهایتان نشده است، بنده به عنوان یک ایرانی در مقابل شما شرافکنده وشرمسارم. چرا که نام ایران و امکاناتش متعلق به وجب به وجب اش است و تمام اقوامش. این نشانگر ضعف در مدیریت و خیلی مسایل دیگر است که ما هم مثل شما هنوز با امید منتظریم که رفع شوند و کشورمان یکدست آباد و مردمش همه خوشنود و راضی باشند و (تبعیض) کلمه ای منسوخ بشود.

۲٫ بی اعتنایی و رفتار توهین آمیز برخی مسوولین و اقدامات خودجوش مردم عادی و ماهی گیری اجانب از ماوقع هم در روند امر بی تاثیر نبود. همچنین به قول جناب محسن نمایندگان هم بی تاثیر نبودند.

۳٫ حاضرم قسم بخورم که در مورد زلزله آذربایجان اگر یک ارگان یا نهاد دولتی هم وارد عمل نمیشد مردم خودشان به رسیدگی امور به نحو احسن ادامه میدادند.

۴٫ آذری ها این اجترام را به تازگی به دست نیاورده اند. همچنان که شما دارای سابقه تاریخی و حق آب و گل در این مملکت هستید آنها هم همین گونه اند. اگر گاهی من یا گاهی شما مظلوم واقع میشویم دلیل بر کوچک شدنمان یا کوچک بودنمان نیست، به وضوح نشانگر سلطهء گاه به گاه مغزهای کوچک در این مملکت است. اما اینها کف روی آبند که میروند و نباید اجازه دهیم تاثیری در عظمت ناممان و اتحاد و همبستگی مان داشته باشد.

من این مطلب را در سایت بولتن نیوز خواندم و آنجا هم همین کامنت(بالایی) را کذاشتم. با عرض پوزش از اینکه جناب محسنی که از وی یاد کردم از کاربران آنجا بودند ولی فراموش کردم در اینجا نامشان را حذف کنم .

جالب است آنهایی که زلزله بروجرد را خفیف خواندند و آن را انعکاس ندادند و خودشان در برابر ساخت و ساز بروجرد جبهه گرفتند حالا میخواهند با موج سواری اهداف سیاسیشان را دنبال کنند و نیز به مظلوم نمایی قومی و قبیله ای شان بپردازند.
روز اول زلزله بروجرد آقای استاندار در خبری که از شبکه سراسری پخش شد زلزله را خفیف خوانده و گفتند : ۳ نفر در این رابطه کشته شده اند و کار آواربرداری نیز شروع شده است. این خبر در حالی بود که در آن زمان هنوز آمبولانسها به اولین روستاهای زلزله زده وارد نشده و حتی در روزهای اولیه مناطق زلزله زده را درود ، خرم آباد ، الیگودرز و بروجرد نام می بردند.

جالب اینکه بعد بنام زلزله «شمال لرستان» و سپس بنام «زلزله لرستان» نامیده شد و خیلی از از مردم ایران بر اثر بی اطلاعی در جریان زلزله مهیبِ ویرانگر بروجرد وحومه قرار نگرفتند. دو هفته بعد از زلزله تازه بعضی از مردم تهران و سایر شهرهای اطراف متوجه شدند که در بروجرد وحومه واقعاً زلزله رخ داده است. عده ای هم «بروجن» را با «بروجرد» اشتباه گرفته و اقوام خود را در تهران به هول و هراس انداخته بودند!?

ولی نکته با اهمیت این است که از گذشته تا به امرزو هیچ زلزله ای به نام استان نام گذاری نشده بلکه بنام محل وقوع زلزله ذکر می شده است مانند : زلزه های سیمره (دره شهر) منجیل ، طبس ، بوئین زهرا ، جیرفت ، بم ، زرند ، رودبار ، آوج و … ولی به بروجرد که می رسد می شود «زلزله لرستان»

مصطفی خدایگان در گفته :

همشهری سلام.. تمام شهرهای بزرگ ایران که در دوره ای از تاریخ پایتخت بوده اند روزگاری مثل همین لرستان به صورت قومی قبیله ای شکل گرفته اند و در طول زمان به لطف زمامداران وقت، گسترش یافته، بزرگ و پر امکانات شده اند. تمام ما قبول داریم که رفتار سرکشانه ی لرها در طول تاریخ با حکومتها باعث بی توجهی آنها به این منطقه شده است اما باید از یک جایی شروع می شد؛ کریم خان می توانست در لرستان بماند و همه را متحد کند، امکانات بیاورد، سواد و دانش بیاورد، ثروت و اقتصاد بیاورد، روابط لرستان را با دیگر مناطق کشور گسترش دهد و بسیاری کارهای دیگر که می توانست منطقه ی ما را بسیار آباد و متمول و بی نیاز کند. ضمن اینکه لرستان از لحاظ جغرافیایی و موقعیت مکانی ظرفیت پایتخت شدن را داشته است؛ لرستان یکی از خوش آب و هوا ترین مناطق کشور است، یکی از حاصلخیزترین و دارای غنی ترین منابع طبیعی و معدنی است، باستانی ترین منطقه ایران است، مردمان بااستعداد و توانایی دارد که در هر زمینه ای آموزش درست و اصولی ببینند موفق می شوند، و… . شهرهایی چون نهاوند، بروجرد و کرمانشاه ظرفیتهای پایتخت شدن را در آن دوره داشتند که نشد. در هر صورت ما با تاریخ خوب نبوده ایم و حالا، زمانه با ما سر سازگاری ندارد..

پشت تنگي در گفته :

درود برشرفتان هم استانی عزیز ای ول خدایش برا حرفات

نورقدمي محمد در گفته :

همشهری ای ول

سحر //تهران در گفته :

لرستان استان غیرت وتعصب است امکانات رفاهی نمیخواهد ورزشگاه فوتبال- تفریگاه -کارخانه -جاده واتوبان

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :