کد خبر : 89355
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 265 بازدید

4 رباعی عاشورایی

  حشمت اله آزادبخت :   ظهری که پر از هراس های شب شد دشتی که کویر زخم های لب شد 72 موج خون به هم پیچیدند توفان شد و نام دیگرش زینب شد **** نام تو و عاشقی، از این معناتر؟! کام تو و تشنگی، از این دریاتر؟! شش ماهه ی تشنه و گلوی […]

121

 

حشمت اله آزادبخت :

 

ظهری که پر از هراس های شب شد
دشتی که کویر زخم های لب شد
72 موج خون به هم پیچیدند
توفان شد و نام دیگرش زینب شد

****

نام تو و عاشقی، از این معناتر؟!
کام تو و تشنگی، از این دریاتر؟!
شش ماهه ی تشنه و گلوی پاره
تعریف تراژدی از این بالاتر؟

****

امشب دلم آیینه ی احساس شده ست
هم صحبت 72 الماس شده ست
از بس که ز چشم تشنه خون می بارد
چون مشک پر از پاره ی عباس شده ست

****

آن روز زمین چه تشنه لب می چرخید
مانند سری اسیر تب می چرخید
وقتی که سری به نیزه رقصید، انگار
خورشید به روی دست شب می چرخید

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

با سلام جناب آزادبخت . بسیار عالی ، هم در محتوی و ژرف اندیشی فلسفه عاشورا ، هم در شکل زیبا و دلنشین در اوج پایبندی به اصول و قواعد شعر . دمت گرم و سرت خوش باد . عالی عالی عالی . مانا و پایدار باشی

لیلا ادینه در گفته :

سلام جناب ازادبخت مثل همیشه بسیار زیبا سرودید سر سبز و همیشه مانا و پایدار باشید برای شعر کوهدشت .

لیلا ادینه در گفته :

سلام جناب ازادبخت مثل همیشه بسیار زیبا سروده اید سرسبز و مانا باشید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :