کد خبر : 8997
تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۱:۳۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 606 بازدید

شعر ایران – صادق فغانی

تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیزدیدن گریه ی تمساح محال است عزیز ! تا شما خانه تان سمت شمال ده ماستقبله دهکده مان سمت شمال است عزیز پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزنبوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز ! ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدنفصل […]

تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز
دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !

ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده
عیب از توست !…ببین ! چشمه زلال است عزیز !

دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی ؟!
امپراطوری تو رو به زوال است عزیز

عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده
اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز

چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست
لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز…!

صادق فغانی

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

آزاده آبباريكي در گفته :

ممنون مرتضا!

بوسه از آنطرف

شیشه خراب است………..

لطیف آزادبخت در گفته :

معلوم نشد که اگر قبله شاعر به سمت دهکده ی بالایی است و اگر ریل او امیدوار به اتصال به ریل یار است چرا عیب را ار یار می بیند و چرا اصولا ً این عشق برای او وبال گردن است . شیوع بی منطقی در اشعاری که مبتنی بر مضمون سازی و ساختن کاریکلماتور هستند همیشه تا این سطح بحرانی است .

فرامرز امامي در گفته :

با سپاس از درجاننده عزیز:
فوق العاده بود.

عدنان در گفته :

زیبا بود

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :