کد خبر : 9928
تاریخ انتشار : ۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 620 بازدید

سه شعر طنز – اكبر اكسير

  1 بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد. شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید                     و من بزرگ شدم. اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه می گفت: […]

 

1

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.

شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

                    و من بزرگ شدم.

اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه می گفت:

گوساله ، بتمرگ!!

 

2

 رخش،گاري كشي مي كند
رستم ،كنار پياده رو سيگار مي فروشد
سهراب ،ته جوب به خود می پيچيد
گردآفريد،از خانه زده بيرون
مردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنند
ابوالقاسم براي شبكه سه ،سريال جنگي مي سازد
واي
موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند

 

3

شیر مادر، بوی ادکلن می داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتم بچه ام نمی فهمم)
نان، بوی نفت می داد
زندگی، بوی گند
)
گفتم جوانم نمی فهمم)
حالا که بازنشسته شده ام
هر چیز، بوی هر چیز می دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!

 

اکبر اکسیر

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

دوست در گفته :

چرا نوشته ايد سه شعر طنز- كجاي اين واقعيت ها طنز است

بی‌تا در گفته :

دوست عزیز، مهم‌ترین رسالت طنز حقیقی و هنرمندانه، به تصویر کشیدن واقعیت‌های تلخیه که همه رو آزار می‌ده ولی باید یادآوری بشن. مگر فیلم‌های استاد طنز سینما، چارلی چاپلین لودگی یا کمدی اسلپ ـ استیک(بزن ـ بکوب) بودن که این‌همه تلخی و سیاهی رو به رندانه‌ترین و زییباترین شکل ممکن به تصویر کشیدن. مگر نداریم این شعر معروف و گویا رو که: خنده‌ی تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است کارم از گریه گذشته‌ است و بدان می‌خندم.
طنز یک سلاحه. یک تیغ ظریف جراحی برای شکافتن و به تدریج برداشتن دمل چرکی هر تلخی و سیاهی. هیچ چیز دروغینی در طنز وجود نداره. نمی‌شه به بهانه‌ی این‌که این تصاویر واقعی هستند چاشنی طنز رو در اون‌ها رد کرد.

درود به بي تا براي توضيح كامل و كارشناسانه اش

داریوش در گفته :

دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی بر سر یاری
مرا آشفته میسازد چنین آشفته بازاری

همشهری در گفته :

بسیار رسا و زیبا….دمتان گرم…

عاااااااااااااااالی بود…….

كي انشا ا… قراره اين شعرهاي طنز عوض بشن 0 بابا چند تا شعر جديد بزارين

م.اندیشه در گفته :

سلام
این شعر بهزیستی از اکبر اکسیر رو تو نت به عنوان مرحوم حسین بناهی زیاد انتشار دادن،والله منم شک کردم مال کدومشونه،لطفا اگه میشه با استناد قوی بیاین وب منو منم در جریان اصل ماجرا قرار بدین،منتظرم تشکر

مليحه در گفته :

من به مليحه ات حسادت ميكنم

با اينكه شماره ي پاي هردومان يكي ست

من هم مليحه ام

گوساله گاو مرا چه شده است؟!!!!!!

– مليحه –

مليحه در گفته :

در پاسخ دوست عزيز
م .انديشه

كتابي از استاد اكبر اكسير به چاپ رسيد كه اشتباهاً به نام مرحوم حسين پناهي ثبت شده بود شايد علت شك و شهه ي شما همين باشد!

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :