کد خبر : 14118
تاریخ انتشار : ۲۲ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 524 بازدید

حکمرانی وکیلان! (بخش نخست)

علیرضا آزادبخت/ میرملاس نیوز : حکمرانی وکیلان! (بخش نخست)

 

 

 علیرضا آزادبخت/ میرملاس نیوز :

 

حکمرانی وکیلان! (بخش نخست)

 

 

سالهاست« عادت» کرده ایم تا آدم هایی را به عنوان نماینده ی خود به مجلس شورای اسلامی  یا شورای شهر بفرستیم و با تنفیذ و تزریق ذره ذره قدرتی که در برگ های رأی مان وجود دارد، به ید بی قدرت و قوتشان ، آنان را چون سرداری فاتح و قدرتی قاهر و حاکمی حکیم به پیشواز رویم و بدرقه کنیم و از فردای همان روز بنشینیم و صبر پیش گیریم و دنباله ی کار خویش گیریم.

بر پر رنگی کلمه ی «عادت» تاکید دارم چرا که ماها هیچ وقت عادت نداشته ایم تا عاداتمان را به کمند نقد کشیم و به تحلیل خیر و شر آن ها بنشینیم. شاید به ماهیت عادت بودن آنها توجه نکرده ایم یا به خطر ِافتادن در دام ابتلای به عادات، واقف نیستیم، همان گونه که از یاد برده اند و بر ده ایم که وکلایی داریم و موکلانی!

سوال این است؛ که چرا ما در این ۳۰ و چند سال ،حتی یک بار، نمایندگان خود را درست و منطقی نقد نکرده ایم؟

 چه چیز باعث شده است تا اعمال و رفتار و افکار نمایندگانِ گذشته و حال، در هاله ای از قداست و نقد ناپذیری، یا پرده ی پولادین ِ مصونیت ِمطلق قرار گیرد؟

 چرا هیچ کدام از آنها، نه بر کاغذ هایی بلند که چون امریه های حاکمان از سر آمریت نوشته شده اند ،که  رو در رو و در جمع عموم مردم، کارنامه ی کاری خود را بیان نداشته اند؟

چرا در این چند دوره مجلس، حتی یک جلسه برای پرسش و پاسخ عموم مردم بر گزار نشد؟و چرا به موکلان خود، گزارشی از اقدامات سالانه اشان را ارائه نداده اند؟

از طرفی، چرا کسان یا گروههایی از مردم ،روشنگران، نخبگان ، قلم به دستان و درد مندان دیگر، در این ۳۰ و چند سال، سکوت پیشه کردند و به دست گزیدن و افسوس خوردن و آه کشیدن و کناره گرفتن و برساحل نشستن گذراندند؟

روشن تر بگویم ،چه قدرتی وکیلان را تا این اندازه بی قید از پاسخ گویی، و چه سّری، موکلان را تا بدین پایه بی نیاز از پرسش گری کرده است؟

شاید برخی دلایل قابل نوشتن و دخیل در این مورد به قرار زیر باشند:          

۱-احزاب و گروه ها:

الف-اگر چه نمی توان به کسانی که چند سال یک بار،به غریزه ی احساس عجیب تکلیف، از اقصا نقاط کشور،به صفحه ی سیاسی استانِ زادگاهشان کوچ فصلی می کنند، و تحت نام و پرچم یکی از احزاب و گروه ها ی مطرح کشور، به فعالیت ِکلامی و جدل ِسیاسی می پردازند، و بعد از انتخابات، برندگان، بر جای می مانند و بازندگان، به کمین گاه ِخویش باز می گردند ،نام حزب یا حتی جبهه و جامعه و مجموعه و تشکل داد، بلکه بیشتر به «مهاجران سیاسی» یا به اصطلاح ما، لک ها،به «گََه ل های سیاسی» زیبنده ترند، اما با هر نام، همین ها، که در جهت دهی افکار عمومی و معرفی کاندیداها فعال میدان انتخاباتند ،-و نه لزوما تاثیر گذار-، دائما، با معرفی مهره های سوخته ،چهره های فرسوده ، مغز های فسیل شده،آزمودنی های به خطا رفته ،تفکر های ته گرفته ،نسخه های منقضی شده و تکرار چند باره ی سریال های کسل کننده ،با ستاره های به افول رسیده،  و قهرمانان به قهقرا پیوسته ،چنان توهمی در مردم ایجاد می کنند که این بار، نقش بازیگر و پایان سریال چیز دیگری است. اما وقتی بازی سیاسی،که اولویت در آن، بُرد در بازی است نه شکل بازی، و نه حتی حال و روز بعد از بازیِی تماشاگرانِ بازنده ی همیشه در صحنه! با همان پایان بندی همیشگی، به آخر می رسد، نه بیننده ای چرایی آن را می پرسد و نه تولید کننده ای برای پاسخ دادن باقی مانده است! تکرار مکرر و مکدر این پرده ی ملال آور و مهاجرت بازی گران و طراحان و کارگردانان، و خالی شدن صحنه از پرسش و پاسخ ، رخوت و کسالت ناقدان را سبب شده است، رخوتی که مطلوب بازنده و برنده است و طبیعی است که برای بهبود این دشمنِ بیمار ، هیچ اقدامی نکنند.

ب-شاخ و برگ دادن به شخصیت فردی کاندید، و طراحی چهره ای بسیار قدیس یا فوق العاده روشن فکر یا بسیار انقلابی، وتفهیم قحط رجال وتاکید بر چنگ زدن  به همین حبل متین ولبیک به ندای این ناجی بزرگ، و سعی در ترسیم یک شخصیت کاریزماتیکِ شایسته یِ شیفتگی، و ساختن طرفدارانی شیفته ،عاشق، احساساتی که به درجه ی پیروی و مراد و مریدی  رسیده اند، با شعار هایی پوپولیستی و عوام پسند، برنامه تبلیغی احزاب است. شخصیت ساخته و پرداخت شده ی آنان یا در هم کوبنده ی منافقان و ضد انقلاب و سر کوبگرِ جنگل و بیابان است، یا سرباز سینه چاک و گوش به فرمان، یا نماینده ی راستین مستضعفان و پا برهنگان و محرومان، یا آدمی علمی و صاحب نظر و اندیشه ورز و خرد مدار، آنچنان که رییسِ مجلس عوام ، با بی تابی تمام، منتظر ورود این اعجوبه ی سیاسی ،مذهبی ،اقتصادی، علمی و نظامی است تا با نشستنِ بر صدر، همه ی مشکلات ریز و درشتِ نه تنها حوزه ی انتخابیه، که کل مملکت را به سر پنجه ی تدبیر حل کند.چنین شخصی، در ذهن مردم آن قدر پاک و منزه شده است که نقد او نقد پاکی و درستی و راستی است و ناقد، مساوی کژی و ناراستی و خیانت ورزی و منافقی . در چنین فضایی که ارادتمندان ،حتی لهجه و طرز صحبت خود را به کاندیدشان نزدیک کرده اند و در پوشش و جوشش به سایه ی او مسخ شده اند، آیا حتی خیال نقد یا تاب تحمل انتقاد از الگوی بی بدیلِ سیاسی اجتماعی یشان را دارند؟طبیعی ست که چنین شخصی که بر موجِ بلندِ احساساتِ مردم، بر اوج نشسته است نمی خواهد به تلنگرِ نقدی، بادکنک بلند مرتبه گی اش فرو نشیند و ببر کاغذی هیبتش، بر کف باد های انتقاد، یال و دم بریزد.

پ-احزاب و دسته های سیاسی به جای بیان برنامه ها و راهکار های کاندید خود ،برای حلِ مشکلات و تشخیص درستِ دردها و بیان ِحکیمانه ی درمان ها و طراحی نسخه ای زمان بندی شده  برای بهبود آن ها، به نفی ،تخریب، تحدید و توهین ِبه کاندید ِمخالف خود می پردازند،کاندید رقیب، یک سر کافر، زندیق ، ملحد،فاسق و بی هیچ نقطه ی روشنی، سیاهِ سیاه است و کاندیدِ خودی، مومنی وارسته و زاهدی بر فرش نشسته و عالمی به کمال رسیده ودانشمندی به عمل آمیخته  است.در این هوا که همه چیز، یا سپیدِ سپید است یا سیاه سیاه، نمی توان، از رنگ دیگری ولو خاکستری تیره یا روشن ،گپی به میان آورد. بوم های ساخته شده ی ذهنی مخاطبان، جز این دو رنگ، هیچ رنگ دیگری را نمی پذیرد. اکنون که کاندیدای برنده ،همان رنگ مطلقِ سپید است ،پس مخالفان او تیره مغزان و سیاه اندیشانی هستند که روشنی و نور را دشمنند و لاجرم باید سکوت پیشه کنند و حد اکثر به زمزمه های زیر لبی دل خوش باشند.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مسلم کرمی در گفته :

احسن به این متن انتقادی قدرتمندانه که انصافأ لایق این وکلای ضعیف عوامفریب ولایت ماست !
به راستی چگونه است که این عالیجنابان با دنیای افاده و ادعا ، با هنرمندی خاص رأی مردم ساده انگار را میربایند ولی در باز ستاندن حقوق به تاراج رفته ساکنان این دیار سوخته نه که بی تابی ندارند بل از ورای اندکی شجاعت و تدبیر، در اعاده حقوق لگد مال شده مردمان فقیر نشینش کوهدشت یک آن به پیکر آرام گرفته خود نهیب نا آرامی نمیزنند !؟

عليرضا آزادبخت در گفته :

مسلم خان!

علتش ساده است :ما به صندوق رای می اندازیم آنها از صندوق در می آیند!!!!!!

احسنت به این مطلب خوب که انصافأ لیاقت نثار شدن به وکلای ضعیف ما را دارد !
به راستی چگونه است که وکلای ما که با ترفندهایی خاص به سهولت رأی مردم ساده انگار ما را میربایند ، هیچگاه از برکات این هنرنماییهای خاص برای به دام انداختن تدبیر و احساسات وکلای به ظاهر مردمیه خانه ملت بهره نمیبرند و برای اعاده حقوق لگد مال شده مردم دیار سوخته کوهدشت نه که بی تابی نمیکنند ، بل اندکی هم به پیکر آرام خویش نهیب حق ستانی نمیزنند !؟
به راستی تا کی ما باید از وکلایمان جوابی نخواهیم و پاسخی درخور هم نگیریم ؟

عليرضا آزادبخت در گفته :

آقا مسلم!
همان مسلم!!!!!

به قولی:
“نقد بخشی از کلاس فکری جامعه است.”
…………….
جای نیش ِ قلمتان خالی بود آقای آزادبخت
امثال شماها هستید که روشنی ها را نشان می دهید
از میر ملاس ممنونیم.

عليرضا آزادبخت در گفته :

من خوب!
امان از زنبورها!!!!

اصغرازادبخت در گفته :

باسلام وخداقوت. خدمت جنابتان عارضم که این قانون بوروکراسیی است.وکلای بیکار همکاره که عوام اورا شخصیتی کاریزما کرده اند باید خود را با عناوینی از قبیل (پوپولیستی وناسیونالیستی وحتی مجبور میشود گریزی زیرلب به فمنیست ها نیز بزند )معرفی کندتا بر کرسی دلار بنشیند.تمام هم وغم مارکسیسم این بود که وکلا داشته باشیم اما اکنون به اینجا میرسیم که ساختارگراها باید چاره ایی بیاندیشند

عليرضا آزادبخت در گفته :

اصغر جان!
به اکابر گیر نده برادر!!!!

امین آزادبخت (مدیر سایت ) در گفته :

درود بر استاد عزیزم جناب آقای علیرضا آزادبخت

بسیار سپاسگذارم که بعد از چندین سال غیبت جنابعالی و جای خالی قلمتان بین رسانه ها که بچه های اهل مطبوعات این دیار را آزار میداد اینبار با اعتماد و افتخار به میرملاسی ها این رسانه را انتخاب و مخاطبان مارا از افکار و قلم شیوای خود بی نصیب نکردین ، امیدوارم بازگشت شما به جامعه ی رسانه ای استان انگیزه ایی دوباره باشد برای دوستان اهل قلم این دیار که در طی سالیان اخیر قلم را کنار گذاشته اند و رغبتی برای نوشتن ندارند…

امشب دلم از آمدنت سر شار است
فانوس به دست کوچه ی دیدار است

آن گونه تورا در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است

عليرضا آزادبخت در گفته :

نازنین امین!
ما شده ایم چوب دوسرگیر!!!بنویسیم اهل سیاست را آزار می دهد ننویسیم اهل مطبوعات را !!!راستش امیدو انگیزه ای نیست کسانی که این نوشته ها را می خوانند بیشتر از این قلم به دردر ها آشنایند ما مشکلمان با کسانیست که نمی خوانند!!!چه بنویسی چه ننویسی آنها خر خود را می رانند!!!!

چشمت همیش بیدار

با سلام و خسته نباشید خدمت آقای آزادبخت
نقد خیلی خوبی بود هرچند هر نماینده ای که انتخاب میشه کاری جز خراب کردن دیگران ندارد و مردم ما هم متاسفانه به همین تخریب کردن ها عادت کرده اندو هیچ وقت در صدد نقدهای منصفانه و بدون جبهه گیری نبوده اند وکارنامه نماینده منتخب خودشان را هیچ گاه نقد نمیکنن اگه هم بگن همش تعریف و تمجید و بزرگ نمایی کردن خواهد بود،نمونه های بارز این سیاه نمایی ها بنر هایی است که همه انتصابات بجا و شایسته رو !!!!!!!! به همدیگه تبریک میگن پس باید گفت هر انتخابی که در گذشنه بوده همش اشتباه بوده !!!!! با آرزوی روزی که همه از وکلای خودمون چیزی جز رفاه همه مردم و پیشرفت شهرمان نخواهیم

عليرضا آزادبخت در گفته :

علی آقا!
سهم ما در تخریب بیشتر از حضرات است آنا مباشرند و ما عامل !!دست نگه دار برادر!!

سرویس هنری/ علیآقا حسین پور در گفته :

سلام درود بر استاد ارجمند، آقای علیرضا آزادبخت
امیدوارم حضورتان همیشه اینگونه
پرمغز و زیبا در سایت میرملا۳تداوم داشته باشه…
قلم تان همیشه سربلند باد.

عليرضا آزادبخت در گفته :

زرین قلم!!
رنگ کاری کردین منو!!!

سپاس

مهدی دوست محمدی / سردبیر در گفته :

با سلام
علیرضا آزادبخت معلمی فرهیخته با قلمی شیوا و رساست که باید او را از زمره ی نویسندگان متعهد و با اخلاق روزگار ما محسوب کرد. تواضع و فروتنی اش حکایت از بینش و دانش والایش دارد.
ورود ایشان را به جمع همکاران میرملاس نیوز صمیمانه تبریک می گوییم.

عليرضا آزادبخت در گفته :

جناب دوست محمدی!
ما دستمان آردیست وگه نه گرگیم !!

لطف کردین

محمد نبی ابراهیمی در گفته :

با سلام خدمت دوست عزیز آقای آزادبخت
احساس تعهد شما در نوشتن این مطلب گویای همه چیز است.مطلب حضرتعالی من را به یاد شعار سازمان ملل انداخت:جهانی بیاندیش ،محلی عمل کن.
نمونه یک کار روشنفکری اصیل.

عليرضا آزادبخت در گفته :

نبی خوب!
از دیدنت خوشحال شدم
ما محلی شعار میدیم و جهانی خراب می کنیم!!!!!!!!!!

کاش ” گردنه ای” برای دیر رسیدنت نبود

بسیارممنون از قلم شیوایتان.
همواره فرخنده پی باشید ومانا

عليرضا آزادبخت در گفته :

؟؟؟ قشنگ!
پاسخ باشید و درست!

داريوش جعفري در گفته :

ضمن عرض ادب خدمت استاد آزادبخت
فکر کنم یکی از علل عدم نقد حضرات نداشتن عزت نفس است و توجه مطلق به سود شخصی. مردم نقد نمی‌کنند چون به فکر سود شخصی هستند. در این دنیای بخور بخور یا دست‌آوردهایی داشته و نمی‌خواهند از دست بدهند و یا نیاز‌هایی که تمام تمرکزشان روی رسیدن به آن‌هاست. به این خاطر است که عزت نفسشان را از دست داده‌اند. پس مواظبند که روزی دنیای‌شان از دست نرود. لذا ما حق را زیر پا می‌گذاریم! یا بهتر است بگویم گذاشته‌ایم!!!!

عليرضا آزادبخت در گفته :

متین داریوش!
جناب که با پیشوک آشنایی دارین!سیاسیون پیشوکند!ما پیدایشان می کنیم وبالایشان می کشیم از خاک . اما جنابشان در پوسته ی هزار توی لایه لایه ای پیچیده اند ! ما سرخوش از پیدا کردت پیشوکیم نه حجم میوه و مغزش!!!!!

پبشوکتان سپید!

شیما د.م در گفته :

با سلام خدمت معلم مهربان و دلسوزم
دانش شما همیشه راهنما و الگوی من بوده است . امیدوارم همیشه سلامت باشید.

ناشناس در گفته :

سلام بر فسل برای( مخفف هالوژنها)

عليرضا آزادبخت در گفته :

ناشناس ناشناس!
نئون باشی!

عليرضا آزادبخت در گفته :

شیما د.م : د .ا.و.ی ر.ش!!
خوشحالم که خرقه ی معلمی پوشیدی.جیب هایت را به مزایده بگذار!!!!

بیدارباشی

مهسا در گفته :

چه قدرتی وکیلان را تا این اندازه بی قید از پاسخ گویی، و چه سّری، موکلان را تا بدین پایه بی نیاز از پرسش گری کرده است؟
.
درود بر استاد (و داییِ ) بزرگوارمان!
زنده باشید

عليرضا آزادبخت در گفته :

مهسای خورزا!!
منتظر نتیجه تلاش امسالتم .
پیروز باشی

سياوش در گفته :

جغد نزد خدا شکایت برد انسان آواز مرا دوست ندارد خدا به جغد گفت آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند

عليرضا آزادبخت در گفته :

سیاوش خان!
….و آدم ها به آواز جغد عادت کردند…
عادت نکن!

مصطفی خدایگان / سرویس اندیشه در گفته :

سلام دوست گرامی..
یک ضرب المثل آلمانی هست که میگه: «تکرار را بکارید عادت درو می کنید، عادت را بکارید فرهنگ درو می کنید.»
این است روز و روزگار ما!

مصطفی خدایگان / سرویس اندیشه در گفته :

نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است..
..
..
..
به تحریریه ی میرملاس خوش آمدید

عليرضا آزادبخت در گفته :

مصطفای با صفا!
ضرب المثلی ندارن آلمان ها ، که وقتی فرهنگ را شخم می زنند چی در می آید؟!!

..

گمان می کنم اشتباه نوشتی من اینوری شنیدم:نوشتن منتظر ماندن در صف کشته گان است….

ج نظریان در گفته :

سلام برمیرملاسیهاودرودخدابردوست فرهیخته ام علی رضای عزیزحقیقتالذت بردم کاش گوش شنواوازخودگذشته ی شجاع ونقدپذیری باشد.بیان دیگاه عزیزان خواندنی بودعزیزان میرملاس کارقشنگی روشروع کرده اندناامیدنباشیدهرچه کارفرهنگی انجام دهیدبه روشنگری مردم خدمت کرده ایدهمین فرهنگ نقدراجابیندازیدآقایان به خودمی آیند.ارادتمندجوادنظریان

عليرضا آزادبخت در گفته :

برادر جواد!
از دیدنت خوشحال شدم خیلی.
گمان نکنم صدای نحیف نقد درمان بیماری خواب زدگی باشد!کسی در خواب نیست جواد جان فقط بیدار نیستن!!!!!!!!!!!
لطف کردین

دست قلم شیرین

عليرضا آزادبخت در گفته :

ک جهارشنبه!
پس قلم منو تو خوردین!مواظب دستم باشم!!

يك دوست در گفته :

رضا جان سلام، باید دید اینها چه میتوانند بکنند و نکرده اند؟ به نظر من حد بیش و دانش اینها در حدی نیست که اعمال آنها موجب توسعه کوهدشت شود. اما سوال دوم این است که اینها چه نباید بکنند و می کنند؟ اشکال اصلی اینجاست چون در بخش اول عاجزند بیشتر وقت خود را به بخش دوم اختصاص میدهند، عزل و نصب های بی ثمره………

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :