کد خبر : 19516
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 472 بازدید

یادداشتی بر «من گشتاسب را تبرئه می‌کنم»

  یادداشتی بر کار ابراهیم بهزاد در «من گشتاسب را تبرئه می‌کنم» گفتار شالوده‌شکن دکتر بهروز مهدی‌زاده  / میرملاس نیوز :  ______________________________________________________ هر اتفاق نورسته‌ای در حوزه ادبیات، بستری است برای تضارب افکاری که از منطق سربه‌راهی و بده بستان گریزانند. از سویی، همین پدیده‌های تازه، گاه از متن دیدگاه‌هایی به ظاهر جزمی و مستحکم […]

 دکتر-مهدی-زاده

یادداشتی بر کار ابراهیم بهزاد در «من گشتاسب را تبرئه می‌کنم»

گفتار شالوده‌شکن

دکتر بهروز مهدی‌زاده  / میرملاس نیوز : 

______________________________________________________

هر اتفاق نورسته‌ای در حوزه ادبیات، بستری است برای تضارب افکاری که از منطق سربه‌راهی و بده بستان گریزانند. از سویی، همین پدیده‌های تازه، گاه از متن دیدگاه‌هایی به ظاهر جزمی و مستحکم سر برمی‌آورند و تا فواصل زمانی ناشناخته‌ای از سوی برخی سهل‌انگاران، به هیات نوشتاری نامشروع و طاغی به چشم می‌آیند، حال آنکه توان واقعی این نوع نوشته‌ها را بایستی در گردنه‌های آینده و ذهنیت نسل‌های بی‌تعصب دنبال کرد.

ابراهیم بهزاد با بضاعت کم‌نظیرش در حوزه نقد و بی‌کمترین مجال آکادمیک، داعیه‌دار حرف‌های سربلندی است که شالوده شاهنامه‌پژوهی را به چالش جدی می‌کشاند. این نویسنده با تکیه بر مستنداتی مغفول، پیکره خوش‌ترکیب دیدگاه‌ها و چهره‌های شاهنامه‌شناس را چنان مخدوش می‌بیند که با قاطعیت فریاد برمی‌آورد: «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو….»  کار بی‌پایان بهزاد با انگشت‌نگاری شاهنامه‌پژوهانی آغاز می‌شود که به نظر ایشان جز با تاراج میراث دیگران و زیر بغل زدن کلیشه و استنساخی از نمونه فعالیت‌های مستشرقین، هویت مستقلی ندارند و در این شاهراه علن و آشکار همواره با «نعل وارونه» سعی در ایز گم کردن و اثبات مطلوب به نفع خود دارند. بهزاد مستقلا می‌کوشد تا نمای بی‌نقاب فردوسی و کلان و یلان شاهنامه را از زیر خروارها مینیاتور رنگ‌به‌رنگ برهاند و با زدودن غبار یکسویه‌اندیشی محققان خودی در مسیر روایت افزایی و فربه‌سازی شاهنامه اصیل، باب چندین و چند راه نرفته را بگشاید. محور قابل توجه نقد و نوشتار آقای بهزاد دفاع از سیمای مجروح گشتاسب و احیای توش و توان این شخصیت معروف در برابر هجمه‌های متفق مفسران شاهنامه در طول دو سده یکنواخت شاهنامه‌پژوهی است. هجمـــه‌های پیش‌تاخته‌ای که با زدودن فره ایزدی از هویت اصیل گشتاسب و انکــــــار سیطره تقدیر – بارزترین قهرمان شاهنامه – «دیوسار»ی از این چهره به دست داده‌اند که افکار سهل‌اندیش روزگار ما نیز بر سیــاه‌کاری تاریخی او صحه گذاشته‌اند و در توالی اوراق کتب و نشریات، صیغه «پسرکشی» او را چون آب جاری ساخته‌اند.  تجویز قاطع بهزاد دراین‌باره، تامل جدی در متون و منابع اصیلی است که بیشترین قرابت‌شان با شاهنامه قرن چهارم به اثبات رسیده است. علاوه بر این، دقت و نکته‌سنجی مخاطب شاهنامه در مواضع پرلغزش نقد و تفسیر و پرهیز از بیراهه‌های الگونمای پیشینیان، همواره دستیار و دستگیر ارزشمندی است که بهزاد به خوبی از آن سود جسته است.

بی‌شک نظرات وی مدخلی برای استقبال جدی مخاطبان شاهنامه و علاقه‌مندان به حوزه نقد و تفسیر شاهنامه است.

 

* نویسنده کتاب قصه‌گوی بلخ (شکل‌شناسی قصه‌های مثنوی)

_______________________________________________

  برای دیدن این یادداشت در روزنامه ی شرق،۲۶ بهمن ۹۱ به لینک زیر مراجعه فرمایید

 

http://www.sharghdaily.ir/VijehNO.aspx?V_NPN_Id=17&pageno=15

 

 

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمد-م در گفته :

جناب دکترمهدی زاده ازنوشته شماوآقای ابراهیم بهزاد(خرم آبادی)مشخص است که پروژه ای ملی رااستارت زده ایدشک ندارم که تمام دوسداران فرهنگ آرزوی موفقیت شمادوعزیزرادارند.به امیدروزی که تلاش اندیشمندان این استان فقیربه ثمربنشیندشایدکمی ازفقری که به ماتحمیل شده جبران شود

راضیه همتی در گفته :

از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان…
باشد کزآن میانه یکی کارگر شود…
سلام استاد!
دورادور منتظر دست نوشته های بعدیتون هستم…
خواندنی بود و زیبا…

محمد-م در گفته :

درودبرغیرتت درودبرقلمت درودبرمردانگیت.تنهامردان بزرگ میتواننددرمحیط های کوچک هم دیدشان بازباشد.واقعاخسته نباشی بزرگ مرد

ناشناس در گفته :

آقای مهدی زاده ! لطفا نظرتان را درباره رمان گاوخونی و آثار جعفر مدرس صادقی بیان کنید. تشکر

آقای مهدی زاده به نظرشما می شه در بیست خط درمورد کتابی نوشت آنهم در روزنامه معتبری چون شرق. به نظر من این نوشته ها و یادداشت ها چیزی جز رفع تکلیف نیست که من میخواهم چیزی بنویسم اما این نوشتن هم ظلم است برخودم هم بر مخاطب. درمورد کتاب یا حتی مطلب یا مقاله ای بهتراست زحمت بیشتری به خود داده و حق مطلب را ادا کنیم.

[پاسخ]

کیومرث عیدی پور در گفته :

سلام استاد
قدر زر زرگرشناسد…
بی شک ادبیات گذشته ی ماآنقدرغنی است که علاوه برچندوچون شعرها بعدازهزارسال،می توان درموردنسخه های خطی،طرح جلد،اولین پژوهش گران،وخیلی چیزهای دیگرصحبت کرد واین بستری ست که خودمتن ایجادکرده است.
دردوره معاصربرخوردی که بابوف کورصادق هدایت می شودشبیه صحبت های آقای بهزاداست درموردشاهنامه.بوف کورنوشته میشودویک نسخه ازآن دراختیارمحمدعلی جمالزاده قرارمیگیردکه بنابه هردلیل یاحسادت یانشناختن،بوف کوروخودشخص هدایت موردتمسخرایشان(جمالزاده) قرامیگیردوحتی دارالمجانین رادرموردصادق هدایت می نویسد درحالی که هدایت دونسخه ازاین کتاب رادرختیاردوستان فرانسویش قرارمی دهدوایشان ارزش کاررامیفهمند،آن راترجمه میکنندودراختیارهمه میگذارند.به هرشکل پژوهش درموردشاهنامه که شناسنامه ی ملی ماست مهم است امامهم ترخودمتن است به نظرمن کاربهزادمیتواندپنجره ی جدیدی را رو به شاهنامه بازکند.

فرهنگسرای ملل در گفته :

با سلام . احتراما از شما دعوت میشود در سلسله برنامه های آزاد شاهنامه خوانی استاد شجاع پور که روزهای سه شنبه از ساعت ۱۸-۱۶ درفرهنگسرای ملل برگزار میباشد شرکت فرمایید . پارک قیطریه .۲۲۲۱۵۰۶۲

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :