کد خبر : 3223
تاریخ انتشار : ۹ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۲:۳۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 436 بازدید

طبیعت کوهدشت – اینجا شیرز است !

اینجا شیرز است ! شهرام شرفی : طبیعت زیبای لرستان را همه می‌شناسد؛ اما اینجا جایی دیگر است؛ اینجا «شیرِز» است. مرز بین کوهدشت و ایلام. رودخانه‌ی خروشان سیمره، آنها را از هم جدا می‌کند.طبیعتی بکر و دست‌نخورده. امروز، سه‌‌شنبه، بنا به دعوت دکتر ایرانی ـ مدیرمسئول محترم دوهفته‌نامه‌ی بیان‌لرـ به کوهدشت رفتیم. مهمان  سرپرست […]

اینجا شیرز است !

شهرام شرفی :

طبیعت زیبای لرستان را همه می‌شناسد؛ اما اینجا جایی دیگر است؛ اینجا «شیرِز» است. مرز بین کوهدشت و ایلام. رودخانه‌ی خروشان سیمره، آنها را از هم جدا می‌کند.طبیعتی بکر و دست‌نخورده. امروز، سه‌‌شنبه، بنا به دعوت دکتر ایرانی ـ مدیرمسئول محترم دوهفته‌نامه‌ی بیان‌لرـ به کوهدشت رفتیم. مهمان  سرپرست بیان‌لر در کوهدشت ـ شدیم.ساعت ۶ صبح از خرم‌‌آباد حرکت کردیم.بعد از ساعتی به کوهدشت رسیدیم. منظره‌ای عجیب در میدان ورودی کوهدشت دیدیم:پلیس راهنمایی با دستگاه سرعت‌سنج در میدان ورودی شهر ایستاده بود.به طور غالب در خارج از شهر، سرعت‌ها را می‌سنجند، نه در داخل شهر! تصمیم گرفتیم به فرمانداری کوهدشت برویم. فرماندار، تازه سر کارش آمده بود. با خوشرویی، ما را پذیرفت. به ما خوش‌آمد گفت.ما نیز مسئله را مطرح کردیم. بلادرنگ، پیگیر شد.آقای حمزه‌ پور، خوش‌صحبت بود و پاسخگو. به ما گفت:هر مشکلی داشتید به من زنگ بزنید.آقای علیزاده نیز دوستانش را آورده بود. به راهمان ادامه دادیم.به کوه‌های استوار «شیرِز» رسیدیم.بهترین چشم‌اندازی است که تا الان در استان و حتی کشور دیده‌ام.کوهدشتی‌ها به مهمان‌نوازی شهره‌اند.آقای علیزاده و دوستانش به بهترین شکل ممکن از ما پذیرایی کردند. رود خروشان سیمره نیز در کنار شیرز به راه خود ادامه می‌داد.جاری همیشه خروشان! کودکی، در سیمره غرق شده بود.برای نجاتش، غواص از کرمانشاه آورده بودند. شاید جسدش را پیدا کند. خروش سیمره نشان می‌داد که با کسی شوخی ندارد. کودک ـ در حال عکاسی از سیمره ـ پایش لغزیده و غرق شده بود. ظهر شد. باد و ابرهای بارانی بر شکوه و اُبهت «شیرِز» افزوده بود. نماز ظهر و عصر را به جماعت خواندیم.ناهار را که آقای علیزاده تهیه‌اش کرده بود به همراه هم خوردیم. چگونه این منطقه‌ی منحصربه‌فرد را ترک کنیم؟چاره‌ای نداشتیم؛ چون وقت اندک بود و باید برمی‌گشتیم.شیر استوار کوهدشت(شیرز) را ترک کردیم.نزدیک شب به خرم‌آباد رسیدیم.خاطره‌ای شد بی‌نظیر از«شیرِزِ» همیشه پابرجا.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

متن صرف نظر از ضعف شدید در فرم،به جز اشاره ای مختصر ،ارتباطی با عنوان مطلب ندارد و بجای اینکه به طبیعت کوهدشت و بخصوص دره زیبای شیرز بپردازد،به حاشیه ها پرداخته است. با یک باز بینی متوجه خواهید شد که حاشیه از اصل موضوع پر رنگ تر است.
با آرزوی موفقیت شما در ارائه مطالبی قابل قبول تر.

لرستان سبز در گفته :

واقعا جالبه!متن منو یاد خانواده ی آقای هاشمی می اندازه که تو کتابای دبستان خوندیم. لرستان واقعا طبیعت زیبا و باشکوهی داره!

با سلام. شیرز خیلی زیباست و من هم آنجا رفته‌ام. متن آقای شرفی هم مختصر بود و هم مفید.از اینکه جاذبه‌های کوهدشت رو معرفی می کنید تشکر می‌کنم.

تنگه شيرز در گفته :

با سلام
عجب متنی بود می خواست فقط از فرماندار حرف بزنه نه شیرز چونکه در یک قسمت از متن اگه مشکلی بود با من تماس بگیر اوج شاهکار خلقت است .آدم را یاد جملات متنی انگلیسی می ندازه که هر مشکلی داشتید به من زنگ بزنیدباید که ضمیر من چه کسی است در جمله فوق

جناب آقای آزادبخت سلام و خسته نباشید
مگرمن در دیدگاهم چه نوشته بودم که آن را مثله کرده اید؟یا ستون بیان دیدگاه را حذف کنید یا نظرات را کامل درج کنید. در متن آقای شرفی قبل از هر چیز ،تصویر عاری از احساسی که از مرگ دلخراش یک کودک در اثر غرق شدن در رود سیمره ارائه داده بودند که انگار جرئی از سفر خاطره انگیزشان ،جزئی کم اهمیت مثل خوردن نهار و…بوده ،احساس مرا جریحه دار و وادار به نوشتن این چند جمله کرد که نمی دانم شما بنا به چه مصلحتی آن را حذف کرده اید.این رویه از شما که کار فرهنگی می کنید و انصافا زحمت هم می کشید،بعید است.

یک همشهری در گفته :

برادر عزیزم جناب آزادبخت ضمن تبریک سال نو وعرض سلام بعنوان یک آزادبخت به هوش وپشتکار شما افتخار میکنم وامیدوارم در درج مطالب دقت بیشتری بکنید مثلا مطلب آقای شرفی اگر فقط به معرفی شیرز می پرداخت خوب بود ولی با این وضعیت بیشتر توهین به شهرمان است اینکه پلیس سرعت را در خارج شهر کنترل کرده گناهی نبوده (احتمالا جریمه شده اند ) که آقایان با ذکاوت خود درحالی که مردم ما حالیشان نشده مچ پلیس وفرماندار خوش صحبت را گرفته اند وتمام روز هم جناب فرماندار گوش به زنگ آنها بوده و…………..که بیشتر … است به نظر من بهتر است کل مطلب را برداری نه فقط جریان آن حادثه تاسفبار غرق شدن یک جوان .با آرزوی موفقیت بیشتر تان

میرزا سرهنگی در گفته :

از جناب آقای شرفی و همه کسانی که مطلب را خوانده و اظهار نظر فرموده اند تشکر می کنم. عزیزانی که به تنگه زیبای شیرریز (شیرز)سفر کرده و چشم انداز طبیعی آنرا از نزدیک دیده و ساعتی درسایه سار بیشه طبیعی آن آرمیده بخوبی می دانند آب زلال تنگه از ارتفاعات ضرون جاری می شود .که دیدن این صحنه چشمان هر دوستدار طبیعت و اهل سفر را نوازش می دهد . از طرف غرب تنگه آب فراوان رود سیمره است که با سرعت زیاد ولی به حرمت مهمانان تنگه شیرز بدون سروصدا از کنار آن می گذرد . آنطرف رود صخره های عظیم و دیواره های کوه مقابل است که در حوزه استان مجاور نیز زیبایی خاصی دارند . در غرب تنگه در محل طلوع آفتاب صخره های زیبایی وجود دارد که همچنان برج هایی زیبا تر از برج میلاد بصورت طبیعی خود نمایی می کنند .در قسمت شمال در امداد رود به سمت جنگل داره سره و روستای باستانی چم آستان طبیعتی کم نظیر که رویشگاه درختان بلوط و بنه و …می باشد . به همه دوستان پیشنهاد میکنم برهم خرده نگیریم و از کسانی که بهتر می توانند زیبایهای آنرا به تصویر بکشند دعوت شود و از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بخواهیم که شیرز چون دیگر جاذبه های استان نیاز به معرفی حفاظت و حمایت دارد .و پیشنهاد عملی بنده این است می شود از رود سیمره به عنوان ورزشهای آبی (رودخانه خروشان) استفاده کرد و به صنعت توریست دراین منطقه کمک نمود .ضمنا این آمادگی وجود دارد که از طریق دلسوزان پیگیری شود .

پیمان سوری در گفته :

به نظرم آقای شرفی خوب نوشته. البته اگه جزئیات رو بیشتر توضیح می داد بهتر میشد. ولی چرا نباید واقعیات رو بنویسیم. مثلا پلیس کوهدشت اونطوری بوده چرا نباید بنویسیم؟ شرفی واقعیات رو نوشته. دروغ که ننوشته.تازه کوتاه نوشته و مفید. مطلب رو کش نداده. کش دادن مطالب از معضلات نویسندگان ماست.مطلب زیاد است. در این زمانه کی وقت داره مطالب دراز و طولانی رو بخونه؟عیب آقای شرفی فقط اینه که جزئیات رو ننوشته.نمیدونم چرا بعضی‌ها وقتی مشکلی رو می بنند نمیخوان گفته بشه! مثلا اگه بنوبسیم کسی در سیمره غرق نشده دیگه کسی غرق نمیشه؟ مشکلات را باید بگیم و بعد براش راه حل پیدا کنیم نه اینکه اگه یه بنده خدایی مشکلات رو گفت شروع کنیم بهش حمله کنیم…

یک همشهری در گفته :

پیمان عزیز ضمن عرض سلام به نظر شما در جایی حتی به زیبایی شیرز وبا پذیرایی عالی معمول ما کوهدشتی ها که البته بسرعت هم فراموش میشود اما در حالیکه یک نو جوان عکاس بقول جناب شرفی غفلتا پایش لیز میخورد ودر سیمر غرق میشود وغواص کرمانشاهی با حضور بستگان مصیبت دیده مشغول پیدا کردن جسد است می توان بدون هیچ کمک وابراز همدردی به سور چرانی مشغول بود وآن روز را خاطره ای بی نظیر نامید آیا می توان به کسانیکه هیچ حسی به مرگ یک جوان وداغدار شدن احتمالا چند خانواده ندارند اعتماد کرد آیا بیان سیمره شوخی با کسی ندارد راه حل است یا پاشیدن نمک بر زخم داغداران ! پیمان عزیز آیا بجا نبود که آقایان این حادثه را به فرماندار گوش بزنگ گزارش می کردند وپبشنهاد میدادند که ایشان در فکر داشتن غواص برای شهر باشد ! پیمان جان اتفاقا جناب شرفی جزئیات یک خاطره بی نظیر را خوب نوشته اند ولی از جزئیات منطقه شیرز خبری نیست !

نعمتی در گفته :

آقای شرفی بیشتر خاطرات یه سفر شخصی رو نوشته تا توصیف دقیق شیرز! اما بطور کلی شیرز رو خوب توصیف کرده.من از دانشجویان آقای شرفی هستم.غرق شدن کودک رو در سیمره هم تسلیت میگم. از کجا میدونید آقای شرفی ناراحت نشده؟اامیدوارم استاد شرفی مهمان من هم باشند تا ایشان را دوباره به شیرز ببریم.متن‌های استاد شرفی همیشه گویا و کوتاه هستند.

قرعلیوند در گفته :

من از آقای شرفی گله دارم! چرا که کوهدشت اومدن ولی به ما اطلاع ندادن تا از ایشون پذیرایی کنیم.آخه آقای شرفی شما که اومدید کوهدشت چرا به من نگفتید که بیام در خدمتتون باشم؟ تازه این بخشی کوچک از طبیعت زیبای کوهدشت است که اونو نشون دادین.مطلب آقای شرفی خوب بود فقط امیدوارم این گله منو بخونه…

من سایت ها ونشریات خودمان را خیلی دوست دارم چون هم بسیار یاد میگیرم و هم از مسائل واخبار با خبر میشوم و صمیمانه قدر دان همه ی عزیزانی هستم که بدون هیچ چشم داشتی وبا تحمل زحمت و مشکلات زیاد از زندگی وآرامش خود برای روشنگری ورفع مشکلات هزینه می کنند اما بلاخره ماننذ همه جا اندک کسانی هم هستند که بیشتر جویای نام ومقام بوده وبا نوشته های تکراری کلیشه ای وشغاری که گمان نمی رود جتی حودشان اعتقادی به نوشته های خود داشته باشند حق دیگران را ضایع و نقش خوبی بازی نمکنند واما راستش کامنت های مخاطبین بیشتر برایم جالب است زیرا حس واقعی تری از جامعه را نمایان می کنند مثلا همین کامنت های دوستان دانشجو نشان میدهد که هنوز رسوبات مناسبات اجتماغی پنچاه سال پیش یعنی چشمداشت به بالادستی ها به هرقیمت و میان بر زدن برای رسیدن به مقصود در میان ما وجود دارد غافل آنکه چیزی که ذر سایه ی همت وتلاش واعتماد به خود به دست نیاید عاقبتی هم ندارد !

زهرا تیموریان در گفته :

گزارش نویسی ایشان اصلا خوب نیست بهتره یه کلاس برید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :