کد خبر : 67343
تاریخ انتشار : ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 343 بازدید

سخنی با مخاطبان یادداشت”کوهدشت و استاندار و….”

  صالح سوری / میرملاس :     در زمین بودیم و غافل از زمین غافل از گنجی که بد در وی دفین انتشار یادداشت “کوهدشت و استاندار و….” واکنش‌های متفاوتی را در بین مخاطبان میرملاس نیوز برانگیخت. برخی با دلایل گوناگون، موافقت و مخالفت خود را ابراز داشتند و بعضی نیز با ادبیاتی ناشایست فضای […]

images

 

صالح سوری / میرملاس : 

 

 در زمین بودیم و غافل از زمین غافل از گنجی که بد در وی دفین

انتشار یادداشت “کوهدشت و استاندار و….” واکنش‌های متفاوتی را در بین مخاطبان میرملاس نیوز برانگیخت. برخی با دلایل گوناگون، موافقت و مخالفت خود را ابراز داشتند و بعضی نیز با ادبیاتی ناشایست فضای مجازی را عرصه‌ی جولان خود کردند.برای گروه اول کامیابی و سرفرازی آرزومندم و برای دسته دوم:از خدا جوییم توفیق ادب .این نوشته حتی فرماندار محترم کوهدشت را به واکنش واداشت و به طور غیر مستقیم به این نوشته پاسخ دادند.لذا لازم دانستم با توجه به اهمیت موضوع، دوباره نکاتی را یادآوری کنم.
نکته اول:فرماندار محترم کوهدشت در مصاحبه با خبرگزاری مهر بر آسفالت جاده‌های بن‌لار – چهارقلعه و آمیران – کوهدشت تاکید کردند و از جمله دلایل آسفالت این جاده‌ها را دسترسی راحت گردشگران به آثار تاریخی نقاشی‌های دوشه و غار بتخانه دانسته‌اند.ظاهرا استدلال ایشان درست است. ولی آقای فرماندار! کدام گردشگر؟ بی‌شک جنابعالی بیش از هر کسی می‌دانید که تمام اهمیت گردشگری به درآمدزا بودن آن برای جامعه میزبان است و گرنه برای رونق گردشگری شهرستان که توان‌های فراوانی نیز دارد، امید به امثال بنده یک لاقبا و همشهریان نجیبم- و سایر هموطنان- که هنگام مسافرت آنچه که داریم از گوشت و برنج گرفته تا سیب‌زمینی و پیاز، بار صندوق عقب ماشین خود می‌کنیم و حتی یک آب معدنی ناقابل از جامعه میزبان نمی خریم،نداشته باشید.این نوع گردشگری بیشتر یک نوع مهمانی خانوادگی در فضای باز بوده و دارای حداقل سود ممکن برای گردشگران و گردشگر پذیران.چرا که از لحظه شروع این مهمانی گسترده جز خوردن و خوردن و به جان طبیعت بی دفاع افتادن اتفاق خاص دیگری نمی‌افتد و در پایان این مهمانی جز خاکی کوفته و درختانی سوخته و زباله‌های ریخته چیزی بر جا نمی ماند.دلخوش به این آمارهای چند ده هزاری گردشگران شهرستان نباشیم که از این گردشگری نانی به سفره هم ولایتی‌های ما نمی رود و آبی بر گلوی خشکیده آنان نمی ‌ریزد.
آقای فرماندار! من و امثال من مخالف رونق گردشگری شهرستان نبوده و نیستیم.اما بر این باوریم که با تمام توان‌هایی که این شهرستان برای جذب گردشگر دارد، نمی‌تواند و نباید در سبز طبیعت بکر خود را بی برنامه به روی گردشگران و یا به تعبیر درست‌تر “بیرون نهارخوران”!!(قابل توجه فرهنگستان زبان فارسی)بگشاید. جاذبه‌های مانند نقاشی‌های میرملاس و دوشه با تمام اهمیت تاریخی و شهرت جهانی که دارند و باید با تمام توان و با استفاده‌ از تجربیات جهانی در حفظ آن‌ها کوشید، حداقل تا سال‌های آتی بنا به دلایل گوناگون توانایی جذب گردشگران عام را حتی به اندازه یک صدم همین مقبره متبرک ابوالوفا نخواهند داشت.چرا که مخاطب خاص و گردشگر علاقمند ویِژه خود را دارند. بنابراین آسفالت راه‌های دسترسی آنها، به امید کشاندن گردشگر عام به آنجا، راه به جایی نخواهد برد و ثروت‌های مادی و طبیعی این دیار را به باد خواهد داد.پولی که می‌شود صرف یکی از هزاران زخم این شهرستان بی‌نوا شود، به سر سفره جماعت محدودی خواهد رفت.مگر غار بتخانه که هم‌اکنون تا هزار متری آن جاده‌ آسفالته است، توانسته است سفره ساده مردم آن روستا را رنگین‌تر نماید و بر آتش فقر حتی یک خانواده آنجا آبی بپاشاند؟آقای فرماندار! برخی مواقع بهترین کار،کار نکردن است.
نکته دوم:در طرح توسعه و عمران(جامع)ناحیه پلدختر- کوهدشت که طرح فرادست دو شهرستان محسوب شده و قاعدتا باید توسعه آتی شهرستان‌های کوهدشت و پلدختر بر اساس این سند صورت گیرد، هیچ اشاره‌ای به آسفالت جاده بن‌لار – چهارقلعه نشده است و صرفا آسفالت جاده آمیران – کوهدشت پیشنهاد شده است.بر این باورم اگر مشاور محترم تهیه کننده طرح، از کارشناسان بومی شهرستان استفاده می‌کرد، احتمالا این پروژه را نیز در نقشه معابر پیشنهادی خود لحاظ نمی‌کرد.در سند آمایش شهرستان‌های کوهدشت و پلدختر نیز که مصوب شورای برنامه ریزی و توسعه استان لرستان بوده و در سال ۱۳۹۲ توسط دفتر برنامه‌ریزی و بودجه استانداری منتشر شده است ،در “پروگرام‌های اولویت دار بخش حمل ونقل”هیچگونه‌ اشاره‌ای به آسفالت این دو جاده بین روستایی نشده است.و جالب آنکه استاندار محترم لرستان نیز در مصاحبه با خبرنگاران، پیشتر تاکید کرده بود که “هیچ دستگاهی نباید بدون در نظر گرفتن سند آمایش طرحی را اجرا کند، مگر آنکه طرح ها دارای توجیه اقتصادی و فنی مناسب باشند.”بنابراین انتظار می‌رود کارفرمای این پروژه‌ها،دلایل توجیه اقتصادی و فنی آن‌ها را اعلام نماید.
نکته سوم: موافقان آسفالت این جاده‌‌‌ها دلایل متعددی برای آسفالت این جاده‌ها ذکر کرده بودند.از جمله باید به کاهش هزینه گاز رسانی به روستاهای افرینه و بن‌لار پلدختر، توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه، وجود سنت‌های فامیلی و کاهش هزینه‌های اضافی رفت‌ و آمد، کمک به جنگلبانان جهت حراست از جنگل‌های منطقه و فروش راحت محصول انجیر چهارقلعه باید اشاره کرد که در ادامه به نقد برخی از دلایلی که از اهمیت بیشتری برخوردارند می پردازیم.
فردی به اسم مستعار” مطلع” که ظاهرا از اخباری با اطلاع است که ما از آن بی‌خبریم،لزوم آسفالت جاده بن‌لار – چهار قلعه را را کاهش هزینه‌ گاز رسانی به روستاهای افرینه و بن‌لار دانسته‌اند که نماینده پلدختر پگیر آن است.اینکه لزوم آسفالت جاده، شرط گازرسانی به یک منطقه دیگر باشد و موجب کاهش هزینه‌ها گردد،موضوعی است که شرکت گاز به آن باید پاسخ دهد.ولی بعید می‌‌دانم همین جاده شنی موجود، نتواند جوابگوی نیاز فعلی شرکت گاز برای گازرسانی به روستاهای پلدختر باشد ؟
برخی از موافقان آسفالت محورهای فوق را آغاز توسعه اقتصادی – اجتماعی و خروج منطقه از بن بست و انزوای جغرافیایی دانسته‌اند.من هم مانند این دوستان راه را یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه هر منطقه می‌دانم.ولی کدام راه؟ و در کدام جغرافیا؟ و با چه قیمتی؟آسفالت این جاده‌ها، کوهدشت و روستاهای نامبرده را به کدام مراکز عمده اقتصادی، صنعتی، تجاری و یا حتی جمعیتی نزدیک می‌کند؟ کوهدشت را به خرم‌آباد نزدیک می کند یا به خوزستان؟روستاهای چهارقلعه و قرعلیوند از نظر خدماتی کاملا وابسته به کوهدشت هستند و جمعیت این دو روستا و ترافیک حمل و نقل آنان نیز در حدی نیست که به فکر جاده‌ای اختصاصی برای آنان به پلدختر و خرم آباد باشیم.این روستاها در منتهی الیه مرز کوهدشت و پلدختر واقع شده اند و جاده آسفالته پیشنهادی یا به روستای بن لار و شهر کوچک پلدختر منتهی می‌شود و یا به روستا- شهر معمولان.بنابراین مورد استفاده شهروندان کوهدشت و سایر روستاهای آن به ندرت قرار خواهد گرفت.
اصولا هدف از احداث جاده‌های بین روستایی ایفای نقش شریانی و ترافیک بین شهری نیست.بلکه دسترسی راحت روستاییان به مزارع کشاورزی و اولین مرکز خدماتی از قبیل شهر و روستاست.کسانی که شبانه از این جاده‌های بین روستایی عبور کرده‌اند می دانند که غیر استاندارد بودنشان چه خطرهایی را در پیش پای رانندگان می گذارد.
روند رشد جمعیت روستاهای چهارقلعه و قرعلیوند از سال ۱۳۶۵ تا سال ۱۳۹۰ نشان می‌دهد که با تمام امکانات و خدماتی که سال‌های بعد از انقلاب از جاده آسفالته گرفته تا مسجد و دبستان و دبیرستان به آنان ارایه شده است، نتوانسته است جلوی کاهش جمعیت این روستاها را بگیرد.جمعیت روستای چهارقلعه در سال ۱۳۶۵ برابر با ۳۲۵ نفر و جمعیت روستای قرعلیوند ۲۰۶۷ نفر بوده که در سال ۱۳۹۰ جمعیت هر کدام به ۳۲۱ و ۱۸۷۸ نفر کاهش یافته است.آیا بعد از ۳۵ سال وقت آن نرسیده که مسئولین به این فکر بیفتند که چرا با تمام خدماتی که به روستاها داده شده است، این روستاها نتوانسته‌اند نه تنها جمعیت اضافه شده را در خود نگه دارند، بلکه جمعیت پیشین خود را نیز از دست داده‌اند؟این دو روستا و روستاهای مشابه آن بیش از آنکه محتاج جاده‌های آسفالته غیر ضروری باشند،که آنها را به یک روستای از نظر اقتصادی ضعیف‌تر و کوچک‌تر از خودشان متصل کند،نیازمند ایجاد مشاغلی هستند که فرزندانشان را وابسته و دلبسته روستا نماید و گرنه سالهاست که از جاده آسفالته بهره‌مندند.
فروش محصول انجیر روستای چهار قلعه از جمله دلایل دیگری است که برخی به آن اشاره کرده‌اند.روستای چهار قلعه در کنار شهرستانی واقع شده است که قطب تولید انجیر استان است و قاعدتا این شهرستان(پلدختر) بازار فروش انجیر چهار قلعه نیست.پس این محصول باید از طریق جاده پیشنهادی به جنوب (خوزستان) و یا مرکز (تهران و سایر استان‌ها) ارسال شود. با خوش‌بینانه ترین فرض‌ها این جاده می‌تواند حداکثر یک ساعت از نظر زمانی محصول چهارقلعه را زودتر به خوزستان برساند. ولی آیا هزینه‌هایی که از نظر زیست محیطی در آینده بر منطقه تحمیل خواهد شد ،بیش از فواید این جاده نخواهد بود؟ و اولین قربانیان تاثیرات مخرب زیست محیطی منطقه ،باغ های انجیر چهارقلعه نیستند؟
در پایان به تعبیر آن دوست کامنت نویس،می دانم که اگر اراده‌ای بر این قرار گرفته است که این دو جاده آسفالت شود،آسفالت خواهد شد و این نوشته خللی در تصمیم آنها ایجاد نخواهد کرد. ولی به قول حافظ:وظیفه تو دعا کردن است و بس / در بند آن مباش که شنید یا نشنید.امیدوارم اگر این این نوشته به رویت استاندار محترم رسید، مدتی هر چند اندک صبر پیشه کند و کارشناسان نخبه و بی‌طرف استان را فرا خواند و ثروت موجود و آتی این مردم را در پی کاری نریزد که هیچ گرهی از کار فروبسته آنان نگشاید و عام را شاد نماید و خاص را برنجاند.
من آن‌چه شرط بلاغست با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

کونانى در گفته :

درود بر استاد صالح سورى دلسوز که نماداىن دلسوزى اىشان، برگه هاى امتحان جغرافىاى مابودکه اگر غلط املاىى داشت از ما نمره کم مى شد و بعد ها قدر اىن خدمت اىشان را درک کردم.در هر منطقعه اى توسعه گردش گرى با آوردن فرهنگ و هنر و خوراکى هاى محلى آن منطقه به کنار آثار برجسته تارىخى و طبىعى توسط مردمان هم آن محل و اراءه آنها به گردشگران که بىشترىن درصد آنها را خود افراد محلى تشکىل مى دهند و آن را بعنوان ىک تفرجگاه جا مى اندازند،صورت مى گىرد و بعد شهردارى و ارگانهاى مربوطه مجاب به گسترش زىر بناهاى مربوط به گردشگرى در منطقه مى شوند.ما مردم لرستان که بقول استاد هر جا مى روىم صندوق عقب ماشىن را پر مى کنىم و در ساىر استانها به محض دىدن بساط افرادى که در کنار اىن صنعت امرار معاش مى کنند فکر مى کنىم که طرف زرنگ بازى در آورده است.

پرويز گراوند در گفته :

زنده باشی کارشناس

سلام بر جنابعال که با دلایل منطقی و کافی به این موضوع پرداخته اید و خسته نباشید میگویم به محضرتان جناب سوری/ و سلام و خسته نباشی به اهالی میر ملاس

ع نورمحمدى در گفته :

لطفا غلط هاىاملایى متن رو اصلاح.بفرمایید
درانتهاى خط چهارم ” کسى نداریم” صحیح است
درخط نهم “گذشت زمان “

با سلام بر همکلاسی دوران دبیرستانم
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
آقای سوری این مطلب آنقدر مهم نیست که شما خودتان را به زحمت انداخته اید .اساساتکمیل زیرساخت ها به هر شکل ممکن خوب است.شاید در این باره قاعده اهم و مهم از نظر شما بهم خورده ولی اشکالی ندارد.بلاخره ماحصل این کار آسفالت جاده است.درست است که ضعف های فراوانی دارد اما وقتی که قرار نیست مشکلات بزرگ حل شود،پس بهتر یک مشکل کوچکی که اقایان آن را بعنوان مشکل تشخیص داده اند برطرف شود.درد بزرگ منطقه ما جهل و ناآگاهی است و تا جهل هست عده ای از آب گل الود براحتی ماهی می گیرند. و به منافع نامشروع خود می رسند.
موید باشید.

رحیم حسنی تبار در گفته :

درود بر برادر خوب و صالح. نگاه کارشناسی شما به موضوع جای تحسین دارد. و تصمیم بدون کارشناسی مجریان البته جای تعجب ندارد! قبل از تصمیم گیری برای هر پروژه ایی، میبایست تحلیل (SWOT) انجام شود. که در این صورت با کمترین خطا رو به رو خواهیم بود. در این تحلیل تصمیم نهایی بر اساس نقاط ضعف ، قوت ، فرصت و تهدید گرفته میشود. بدون شک آسفالت معبر مذکور دارای مزایایی خواهد بود، اما نکته اساسی تهدید است. تهدیدی که از طریق ایجاد این معبر گریبان زیست_محیط منطقه را خواهد گرفت. هرچند که این طرح میتواند مزایای اقتصادی ( بسیار ناچیز و غیر اساسی) برای روستانشینان آن منطقه در بر داشته باشد ، اما در بلند مدت همین روستاییان عزیز بیشتر از همه از معایب طرح ضرر خواهند کرد. یاد آوری این نکته و مثال میتواند اندکی موضوع را روشن تر کند. از نگاه کارشناسان ،آزاد راه تهران _ زنجان در حال حاظر به بزرگترین تهدید برای فرهنگ، اقتصاد و محیط زیست زنجان تبدیل شده است.به دلیل کوتاهی و کیفیت بالای این آزاد راه، مردم زنجان سرمایه خود را به تهران و کرج انتقال داده اند .و از سوی دیگر بسیاری از صنایع آلوده که در تهران نمیتوانند ادامه دهند به عمق طبیعت زنجان آمده اند وبا آلوده کردن محیط راه تنفس طبیعت را گرفته اند. اما چرا ایجاد راه به عنوان زیر ساخت در کشورهای توسعه یافته تهدید نیست؟! بدون شک ایجاد زیرساخت برای توسعه اقتصادی نیازمند زیر ساخت های فرهنگی و ارتقاء سطح فرهنگی است. کدام طبیعت زیبا پس از ایجاد ارتباط و تسهیل ارتباط به همان کیفیت و زیبایی اولیه خود مانده است ؟! به راستی ما که دولت قبل را به اقدامات غیر کارشناسی متهم میکردیم ( که صد البته دولتی بدون کار کارشناسی بود و هیچ گونه اعتقادی به کارشناس نداشت) چرا دست به اقداماتی اینگونه میزنند؟! آیا مجریان و مسولین نمی توانند قبل از هر اقدامی، پیوست کارشناسی آن را در اختیار مردم و کارشناسان قرار دهند تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد ؟

با سلام بر جناب صالح سوری
همه فرمایشاتی که داشتید باز دلیلی برای ساخت جاده نخواهد بود.اینهای که فرمودید که هر کدام هم بجا و منطقی هستند راه کاری دیگر دارند .آقای سوری عزیز بنده خودم خداوکیلی اهل اون منطقه نیستم ولی شما فکرش بکنید مردم این روستاها که فاصله مستقیم آنها کمتر از ۱۵ کیلومتر است بخواهند ۱۳۰ کیلومتر راه جایگذین آن را طی کنند .مطمئنا اگر شما با این مشکل مواجه بودید بدنبال راه کارهای دیگری برای حراست و حفظ جنگل بودید

آقای سوری کدام خدمات به روستاها داده شده بیشتر روستاها با تانکر تامین آب می شوند یا با چنین آبی میشه بهداشت حداقلی هم داشت .آب از نیازهای اولیه انسان است بقیه خدمات پیش کش
بنا بفرض که شغلی در روستا ایجاد بشه آیا به نظر شما ایجاد مشاغل و محصولات شاغل راه ارتباطی درست حسابی نمی خواهد .یا بایستی حتماً راه شنی و خاکی باشه .
هر وسیله نقیلیه که فقط یکبار از اونجاها تردد کنه تمام چهار لاستیک ماشینش نابود میشه آیا مردم توان پرداخت هزینه های اینچنی را دارند .
احساس دلسوزی شما نسبت به محیط زیست قابل تقدیر است .ولی جاده از نیازهای اساسی است.

محمدرضا گراوندپور در گفته :

دوست عزیز سلام
ممنون بابت نوشته دلسوزانه تان
فقط یه نکته هم این حقیر به گفته های حضرت عالی بیفزایم و آن اینست که در طرح های توسعه و عمران آمارها نشان داده است که آسفالته شدن معابر بر کوچ افراد می افزاید. اگرچه نکاتی از جمله تجارت (که به نظر این حقیر بر مسئله گفته شده ارجحیت دارد) و امنیت را به درستی تذکر داده اید.
مجددا دست مریزاد

با سلام بر همکلاسی دوران دبیرستانم
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
آقای سوری این مطلب آنقدر مهم نیست که شما خودتان را به زحمت انداخته اید .اساساتکمیل زیرساخت ها به هر شکل ممکن خوب است.شاید در این باره قاعده اهم و مهم از نظر شما بهم خورده ولی اشکالی ندارد.بلاخره ماحصل این کار آسفالت جاده است.درست است که ضعف های فراوانی دارد اما وقتی که قرار نیست مشکلات بزرگ حل شود،پس بهتر یک مشکل کوچکی که اقایان آن را بعنوان مشکل تشخیص داده اند برطرف شود.درد بزرگ منطقه ما جهل و ناآگاهی است و تا جهل هست عده ای از آب گل الود براحتی ماهی می گیرند. و به منافع نامشروع خود می رسند.
موید باشید.

باسلام
چرا این همه طرح جاده فرعی که هیچ فایده ای برای توسعه ارتباطی واقتصادی این شهرستان ندارند اجرایی شده اند. ولی جاده جدید کوهدشت به کرمانشاه وایلام که میتوانند کوهدشت را از بن بست خارج نموده وباعث توسعه همه جانبه شهرستان شوند را کسی به جد پیگیری نمی کند. جالب است بدانید جاده جدیدی که کل شهرستان را از مدار ترانزیتی خارج خواهد کرد و بطور جدی از طرف نماینده محترم شهرستان در حال پیگیری واجراست که درموازات رود سیمره رومشگان و پلدختر را به پل سیمره متصل می نماید وهیچ توجیهی برای توسعه شهرستان کوهدشت ندارد به نام کوهدشت ساخته می شود . در صورتیکه می شد فاصله ۹۰کیلومتری کوهدشت خرم آباد را با کمترین هزینه به۷۰کیلومتر تبدیل نمود که برای کل مجموعه شهرستان مفیدتر بود را به مرحله اجرا درآورد.

محسن عبدی(کورونی) در گفته :

باسلام خدمت آقای سوری
حساسیت شما به این امور جای تحسین دارد.اما خوب است بدانید این روزها که مردم از شعار خسته شده اند
هرکار اجرایی که که عملی شود جای شکر دارد حتی اگر ساختن آلاچیقی در دل غاری باشد…آسفالت جاده ها
از ضروریات زندگی انسان هاست این روا نیست شما این را بر مردم روستایی ما مکروه بدانی…از کجا معلوم اگر
اینجا هزینه نشود در جای بهتری هزینه میشود…هیچ بعید نیست در جیب مبارکی لیز بخورد و گم شود…

فرشاد جمالی در گفته :

باسلام . دوست عزیز و همکار گرامی . همگان مطلعید که سه عنصر حیاتی ،آب ، راه و امنیت اساس و الفبای توسعه در این منطقه محروم نگه داشته شده می باشد و لاغیر. بنابراین با هرقیمتی و با هر سیاستی و به هر نیتی این سه عنصر در هر کجای جغرافیای این خطه تامین گردد رفاه ، سلامتی و سرمایه گذاری را به دنبال خواهد داشت.سری به روستاهای منطقه هومیان و سرکوه بزنید و ملاحظه فرمایید اوج نابودی مراتع را که یک دلیل عمده آن دور از دسترس بودن جهت تامین امنیت و حراست از آنهاست.به نظر شما سالانه گردشگران رهگذر باعث نابودی طبعت ما شده اند یا ساکنینی که برای سیر کردن یک بز درختی را از بن قطع می کنند.یا برای مشتی بیشتر از کاشت خود بیشه ای را به آتش می کشند.تنها راه خروج از این مهلکه جهش از اقتصاد معیشتی کشاورزی به سمت اقتصاد تولید محور صنعتی با پایه کشاورزی و دامداری است که البته الفبای آن سه عنصر حیاتی است. ایام بکامتان باد

ع نورمحمدى در گفته :

مطلب رو خواندم اطلاعات خوبى نصیبم شد مقاله هاى جناب آقاى صالح سورى نشان ازدلسوزی ایشان داردبه منطقه کوهدشت علیهذا همه خوب میدانیم کوهدشت وبخش ها وروستاهاى توابع اش روز ب روز وسال به سال فقیر و محروم ومحرومتر میشودمردمانش هم حال روز خوبى ازنظراقتصادى ندارند اینهمه فقر واینهمه بیکار دراین شهر به بحرانى خطرناک تبدیل شده به گمانم کسى هم عزم جدى براى برداشتن چهره محرومیت از شهرستان کوهدشت از خودش نشان نمى دهد .گمان میکنم دولت هم برنامه اى رونق بخشیدن به وضعیت آشفته شهرنداشته وندارد دلیلش بخوبى هویداست کسى نداریم نفوذ مؤثرى داشته باشد نخبگان چپ وراست هم مدام درحال مبارزه علیه همدیگرهستند .اگه میبینیم مردم جنگل رو تخریب میکنند ویا منطقه را ناامن میکنند ریشه اش فقط فقراست وبیکارى مردم حتى کارگرى هم نیست کارگری کنند . شایدهم خودمان تاحدودزیادى مقصریم توقعات مردم از مسئولین خیلى کم است .درپایان از برادر خوبم جناب سورى بخاطر داشتن دغدغه براى کوهدشت متشکرم

رحیمی مقدم در گفته :

مطالب کارشناسانه ، گویا و حاوی نکات ارزنده ایست .
باتشکر از استاد ارجمند – جناب آقای سوری

قرعلیوند در گفته :

آقای سوری ساخت جاده الفبای آبادانی و توسعه هر منطقه است. لطفأ از آن دانشگاه تهران که با شما موافق است بخواهید دلایل منطقی مخالفت با احداث جاده را بیان کند.

پیاده روی در گفته :

امنیت تعسیر داره تفریگاه شیرز جمعه یک سری عرازل با موتور واقعن برای خانوادها ایجاد مزاحمت میکنن

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :