کد خبر : 71791
تاریخ انتشار : ۲۹ تیر ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 685 بازدید

سال های بدون تو

  حشمت اله آزادبخت / میرملاس :  **** از نگاهت گذشت عمری چند من و این دل هنوز پا در بند تن ندادی به تور آغوشم پا ندادی به پاره ی این بند نامسلمان دو چشم سرسختت داعشانی عجیب بی رحمند سال های بدون تو هم رفت سال های سیاه بی لبخند قلب من ، […]

281

 

حشمت اله آزادبخت / میرملاس : 

****

از نگاهت گذشت عمری چند

من و این دل هنوز پا در بند

تن ندادی به تور آغوشم

پا ندادی به پاره ی این بند

نامسلمان دو چشم سرسختت

داعشانی عجیب بی رحمند

سال های بدون تو هم رفت

سال های سیاه بی لبخند

قلب من ، چشم تو …ندانستم

ماه و آتش نمی خورد پیوند

بی تو تصمیم خودکشی دارم

گلوله های چشم هایت چند؟ 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

کیومرث میرزابیگی در گفته :

جناب آزادبخت دست مریزاد . چه بی تو چه با تو این عمر عجب می گذرد .باز هم گل کاشتنی لذت بردم عمو حشمت . همیشه قلمت روان و تنت سالم باشد .در ضمن گلوله ایی ندارم که تقدیمت کنم چون بهایت را اندازه ایی نمی بینم .

طرهان در گفته :

سلام جناب آزادبخت عالی بود ؛ ولی ای کاش کلمه خودکشی جایگزینی داشت , همانند کلمه اعتیاد که یاد آور دوران خوبی برای کوهدشت نیست !! ولی خوب ! شما شاعری و استاد , و کلمات در شعر نقش بازی میکنند !

یعقوب آزادبخت در گفته :

جناب آزادبخت بسیارعالی

یعقوب آزادبخت در گفته :

جناب آقای آزادبخت بسیارعالی

کامران کونانی در گفته :

برادر آزابخت بسیار جالب و دلنشین بود

دانشجو در گفته :

باسلام
بیت۱:ازنگاه سالی چند یا عمری چند؟مگر چندعمردارید؟/بیت ۳:ماه وتوفان نمی خورد؟ شایدچون نمی خورنددر وزن نمی گنجد./بیت ۴:عیب قافیه در بی رحمند نشانه ی جمع/ ند/ را نمی توان قافیه قرار داد.

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سلام و سپاس از نقد خوبتان دانشجوی عزیز بسیار ممنونم
۱ در شعر می شود عمری چند گفت . اینجاعمری چند یعنی چندی از عمر گذشت ۳ نمی خورد درست گفته اید از نظر دستوری درست نیست اما باز شعر منطق دستوری ندارد و معناهمان نمی خورند است. ۴ در مورد بی رحمند باز درست فرموده اید اما یک بار در یک شعر اشکالی ندارد.
از نگاه ریزبین و نکته سنج شما بسیار سپاسگزارم.

بیژن گراوند در گفته :

گل بی خار کجاست

حمزه ابراهیمی در گفته :

غزلیست مانند سونات در موسیقی.لحنی ریتمیک ، شاد وتند به مانند ترانه ،بالعکس فضایی به شدت اندوهگین وغمبار.براستی فضای پارادوکسیکال فرم و محتوا در غزل عالیست.به مانند دیگر کارهای آقای آزادبخت غزلیست سهل ممتنع.واقعا غزل درباره نگاه گفتن با این واژگان ساده به شدت دشوار است.
سخن آخر اینکه در اشعار عاشقانه ی آقای آزادبخت باز هم نقبی به مسایل روز که از ویژگی شاعران متعهد است به چشم می خورد. در مجموع غزلیست عالی و بی نقص.

حشمت اله آزادبخت در گفته :

ممنون از همه ی دوستانی عزیزم به خاطر لطف نظراتشان. کوچک همه ی شما هستم.

میثم ابراهیمی در گفته :

سلام و درودبر حشمت عزیز استوار باشی چون واژه واژه از غزل هایت

مسلم ترکاشوند در گفته :

مثل همیشه زیباسلام حشمت عزیز.

مهندس در گفته :

آفرین استاد ، بسی زیبا و دلنشین… پایار بویی 🙂

عرفان قبادی در گفته :

استاد جان ،بسیار زیبا ودلنشین بود .

امین محمدی در گفته :

بسیار عالی استاد آزادبخت عزیز زیباست

محمد امین شیخی در گفته :

اکل مکل رگین شاتک شوتک شیرین نه خیلی قشنگ و شیرین ممنون

گراوند در گفته :

دست مریزاد استاد گرامی محشره

درود بیکران؛ استاد آزادبخت….بسیار زیبا ودلنشین بود

حشمت اله آزادبخت در گفته :

درود خدا بر لطف سرشار دوستان عزیزم. امیدوارم همیشه دلتون شاد باشه و لبتون گلدان لبخند.

نوذر نورعلي در گفته :

درودبر استاد بزرگ شهرمان حشمت ازادبخت

لایک,

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :