کد خبر : 9023
تاریخ انتشار : ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۲:۲۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 150 بازدید

شعر جهان

  من؟ به تنهایی قدم می زنم  و زیر پایم خیابان های نیمه شب جا خالی می کنند. چشم که می بندم میان هوس های من این خانه های رویایی خاموش می شوند و پیاز آسمانی ماه بر بلندا ی سراشیبی ها آویخته است.   من خانه ها را منقبض می کنم و درختان را […]

 

من؟

به تنهایی قدم می زنم

 و زیر پایم

خیابان های نیمه شب

جا خالی می کنند.

چشم که می بندم

میان هوس های من

این خانه های رویایی خاموش می شوند

و پیاز آسمانی ماه

بر بلندا ی سراشیبی ها

آویخته است.

 

من

خانه ها را منقبض می کنم

و درختان را می کاهم

دور که می شوم

قلاده نگاهم می افتد

به گردن آدم های عروسکی

که بی خبر از کم شدن

می خندند، می بوسند، مست می شوند

و با یک چشمک من خواهند مرد،

حتی حدس هم نمی زنند.

 من

حالم که خوب باشد

به سبزه

سبزی اش را می دهم

و به آسمان سپید

آبی اش را

و طلا را وقف خورشید می کنم.

با این وجود در زمستانی ترین حالت ها

باز هم می توانم

رنگ را تحریم کنم

و گل را منع کنم از بودن.

 من

می دانم روزی خواهی آمد

شانه به شانه ی من،

پرشور و زنده

و می گویی که رویا نیستی

و ادعا می کنی

گرمای عشق، تن را ثابت می کند.

اگرچه روشن است عزیزم،

همه ی زیبایی ات، همه لطافت ات

هدیه ای است

که من به تو داده ام.

سیلویا پلات

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

کارگاه گرافیک دوشه در گفته :

زیبا بود..

گرمای عشق، تن را ثابت می کند

و ساعت سیکو ۵ را از کار میاندازد

راس ساعت ۵…………………….

لطیف آزادبخت در گفته :

محشر بود . آفرین بر مرتضای شاعر برای انتخابش . اما باز هم همان بی دقتی ِ گاه گاه ! مترجم شعر کیست ؟ برای ما که شعر را به فارسی می خوانیم نام مترجم به اندازه ی شاعر مهم است .

مريم جون در گفته :

be paye sheraye man k nemirese k!

مرتضا خدایگان در گفته :

سلام به استاد خوبم آقای لطیف آزادبخت. ابتداا ممنون از لطفتون. دوم حق با شماست اما باور کنید نوشتم. نام مترجم هر سه کار شعر جهان رو نوشتم. این یکی انگار از قلم افتاده یا ثبت نشده. ترجمه ی آقای “سینا کمال آبادی” هستش. از مترجم های کوشا و پرکار این روزهای ادبیاته. ممنون از یادآوری شما و مشتاق دیدار

فالش در گفته :

نغمه یک تن را می سرایم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :