کد خبر : 3462
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 258 بازدید

“جهاد” در همین نزدیکی/ دانشجویان جهادی روزهای عیدشان در عمق محرومیت منطقه ی همیان کوهدشت گذشت

دانشجویان جهادی روزهای عیدشان را با روزهای جهادی در عمق محرومیت معاوضه کرده اند تا همتشان لبخندی بر گوشه لبی بنشاند و همانجاست که عید شکوفه می زند. برای رفتن تا جایی در همین نزدیکی باید از کوهها و جاده های سنگلاخی عبور کرد. جایی که از مرکز لرستان تا کوهدشت باید رفت و از […]

دانشجویان جهادی روزهای عیدشان را با روزهای جهادی در عمق محرومیت معاوضه کرده اند تا همتشان لبخندی بر گوشه لبی بنشاند و همانجاست که عید شکوفه می زند.

برای رفتن تا جایی در همین نزدیکی باید از کوهها و جاده های سنگلاخی عبور کرد. جایی که از مرکز لرستان تا کوهدشت باید رفت و از آنجا هم باید دو ساعت راه را با ماشین شاسی بلند طی کرد تا رسید به جایی که خدا انگار همانجا نگاهش را مهمان کرده است، همانجایی که جز اخلاص چیز دیگری آدم را به خود نمی خواند.

راه سخت است و صعب العبور ولی همت بلند است و بلند…اینجا در همین نزدیکی چشم هایی به راه است تا همت چاره ساز شود و محرومیت رخت بربندد.

از جهادی سخن می گویند…

آنها که عزم این جاده سخت و طولانی را کرده اند از جهادی سخن می گویند که عمق باورش را می توان از نگاهشان خواند. از همت و مسئولیت می گویند، از آستین هایی که با توان محدودشان بالا زده اند و “یا علی” که گفته اند.

می گویند آمده ایم تا بسازیم تا جایی که در توان داریم، می دانیم راه ساختن طولانی است ولی باید قدم گذاشت و نهراسید. باید پای این محرومیت ماند و ساخت، شانه هایشان برای برداشتن باری از روی دوش هم وطنشان بی تاب است و بی اندازه از شانه خالی کردن بیزارند.

از مسئولیت می گویند و واژه هایی که از آن به نام “مسئول” و “مسئولان” مشتق می شود. از اینکه اینجا باید همه همت کنند و جای گریزی نیست. روی حرفهایشان مهر باور است و در عمق باورشان خبری از گلایه نیست ولی همراه و هم پا می خواهند.

باید همت کرد تا همت های دیگری به خروش آید…

اینجا دانشجویان جهادی سال نو را با “میم” محرومیت تحویل می کنند و روزهای عیدشان را با اخلاص و تلاش و همت پشت سر می گذارند. مسجد می سازند و کلاس های آموزشی دایر می کنند. ریاضی درس می دهند و گاهی از اخلاق و احکام می گویند. برای کودکان روستا “آقا” و “انتظار” را هجی می کنند و آنها در نقاشی هایشان “ظهور” را منتظرانه به تصویر می کشند.

همه چیز ساده است و بی آلایش، به سادگی نگاه دخترک روستایی که با نگاهش مسیر خط دختر دانشجو که می نوشت “فردا از آن توست” را دنبال می کند و باورش می شود که او هم باید بسازد.

اینجا جای ساختن است، برخی تلاش می کنند که بسازند و برخی دیگر یاد می گیرند که برای ساختن امروز و فردایشان همراه شوند.

گاهی گلایه هایی به گوش می رسد از اینکه چرا مسئولی به جایگاه مسئولیتی که دارد باور ندارد؟! از اینکه چرا این همراهی همراهشان نمی کند و چرا این قدم های کوچک هم پایشان نمی سازد! بعد با آهی پسر دانشجو می گوید که “اینجا جای گلایه نیست…باید همت کرد تا همت های دیگری به خروش آید…”

روزهای جهادی دانشجویان جهادی

همراهی با روزهای جهادی دانشجویان جهادی سهل است و ممتنع! سهل است روزهای با هم بودن و قدم هایی که برای هم برداشته می شود و سخت است محرومیت و فقری که روی روحت چنگ می اندازد و قلبت را به درد می آورد.

علیرضا شهرابی مسئول گروه جهادی هجرت دانشگاه شهید بهشتی تهران است. روزهای عیدش را در منطقه محروم “همیان” کوهدشت سپری کرده است و کلامش گرمی و روح خاصی دارد. از او می خواهیم از فعالیتهای گروه جهادی این دانشگاه در این منطقه محروم بگوید.

شهرابی از فعالیتهای دانشجویان جهادی در ۱۰ روستای محروم این بخش می گوید. از مراحل تمام شدن مسجد روستای “چال کبود” با آب و تاب حرف می زند و از لحظاتی که دانشجویان پای کلاسهای آموزشی سنگ تمام گذاشتند.

می گوید که از حدود ۲٫۵ سال پیش هر سال همزمان با تعطیلات نوروزی و ایام تابستان به این منطقه می آیند و فعالیتهایشان را در چند بخش انجام می دهند.

وقتی گرهی باز می شود

از اینکه عیدش را اینگونه سپری کرده است نه گلایه ای دارد و نه حسرتی. می گوید اینجا حال و هوای روزها با همت و تلاش بیشترین شباهت ها را به روزهای عید یک مسلمان دارد. می گوید وقتی گرهی باز می شود و لبخندی روی لب انسانی می نشیند همانجا عید شکوفه می زند.

شهرابی از فعالیتهای عمرانی دانشجویان در این مدت می گوید و اینکه مسجد یکی از روستاها تمام شده و تنها انداختن شیشه هایش باقی مانده است که آن را خود روستائیان انجام می دهند.

وی از کلاسها و اردوهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان روستایی حرف می زند. کلاسهایی که در قالب آموزش اخلاق، مطالب فرهنگی، احکام اسلامی و …برگزار شده و استقبالی که کودکان روستایی از اردوهای فرهنگی با محوریت نماز داشته اند.

مسئول گروه جهادی هجرت دانشگاه شهید بهشتی تهران به پوشش جمعیت کودکان و نوجوانان روستایی در رده سنی پنجم ابتدایی تا اول دبیرستان در قالب برنامه های فرهنگی اشاره می کند و ادامه می دهد: اگر همین برنامه استمرار پیدا کند ما در قالب یک پروژه ۵ ساله به لحاظ تئوری در این زمینه مشکلی در این کودکان نخواهیم داشت.

نام روستاها را به خاطر سپرده است…

شهرابی از برگزاری کلاسهای کنکور و مهارتهای تست زنی برای کنکوریهای این روستاها و همچنین کلاسهای ریاضیات برای دانش آموزان روستایی سخن می گوید و اینکه اکثریت دانش آموزان تحت پوشش این کلاسها قرار گرفته اند.

وی به فعالیت گروه روانشناسی در روستا اشاره می کند و می گوید با توجه به بالا بودن آمار خودسوزی زنان در این روستاها تمرکز فعالیتهای این گروه بر روی دختران و زنان روستایی بوده است.

شهرابی فعالیت گروه پزشکی و دامپزشکی در روستاها را تشریح می کند و ادامه می دهد: در این مدت عمده روستائیان توسط تیم پزشکی دانشجویان جهادی این دانشگاه معاینه و در صورت نیاز به معاینات تخصصی به متخصصین ارجاع داده شدند.

 وی ادامه می دهد: همچنین همه دام های روستائیان واکسینه و کلاسها و دوره های آموزشی راهکارهای جلوگیری از انتقال بیماریهای مشترک بین انسان و دام برای روستائیان برگزار شد.

شهرابی نام روستاها را به خاطر سپرده است، انگار که با بردن نام هر کدامشان مشکلات آنها در ذهنش مرور می شود. از فعالیتهای دانشجویان در روستاهای “سراب”، “چشمه کبود” و “دم دره” گرفته تا “سیر در” و “چالاب” حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

انگار که نمی داند از کجا شروع کند!

می گوید ما نه زمان زیادی داریم و نه بودجه. همین کارها را هم با همت ۳۵ نفر از دانشجویان جهادی در رشته های مختلف روانشناسی، برق، عمران، پزشکی، معماری، حقوق، کامپیوتر و …انجام داده ایم وگرنه دریغ از همراهی کوچکی از سوی مسئولان منطقه.

با امیدواری تمام از برنامه ریزی شان برای ایام تعطیلات تابستان می گوید و اینکه زمین مسجد روستای سراب هم تامین شده و قرار است از اول تابستان کار ساخت مسجد این روستا آغاز شود.

از شهرابی می خواهیم راجع به محرومیت منطقه بگوید و او با کمی تامل انگار که نمی داند از کجا شروع کند حرفش را پی می گیرد. از اینکه مردم مطالبه گر نیستند و تاکنون پیگیر رفع مشکلاتشان نبوده اند انتقاد می کند و از آن طرف هم از مسئولان که سری به این مناطق نمی زنند گلایه دارد.

شهرابی از مشکل راه دسترسی مردم روستاها می گوید و اینکه وقتی یک باران می بارد راه بسته می شود، از مشکلات فرهنگی، فقر مالی و اعتیاد در برخی از روستاهای این منطقه می گوید، از اینکه دانش آموزان برخی روستاها مدرسه ندارند و تنها مدرسه شبانه روزی این منطقه مسیرش برای آنها طولانی است. وقتی از مشکلات حرف می زند انگار خستگی کار در روح و بدنش باقی مانده ولی امیدوار است با گفتن این حرفها دغدغه ای در مسئولان ایجاد شود.

جای گلایه نیست!

می گوید که برخی از مسئولان حتی از وجود چنین روستاهایی بی اطلاع هستند و در مدتی که آنها در روستاها بودند حتی برای دلگرمی هم که شده سری به دانشجویان جهادی نزده اند.

شهرابی گلایه های زیادی دارد و در مقابل درخواست ما برای طرح این گلایه ها می گوید: جای گلایه نیست! فقط مسئولان بدانند جایی در نزدیک آنها عده ای زندگی می کنند که چشم امیدشان به ماست و منتظر همت ما هستند.

وی می گوید اینجا کسانی زندگی می کنند که به خاطر کمبود امکانات روزهای سختی را سپری می کنند در حالیکه برخی از مسئولان حتی از وجود آنها بی اطلاع هستند.

شهرابی می گوید توان ما محدود است و شاید این حرکت و این آمدن در عمق محرومیت تلنگری است به آنها که توانش را دارند و شاید از وجود چنین مشکلاتی بی اطلاع هستند.تلنگری به آنها که باید برای رفع این محرومیتها آستین بالا بزنند و همراه شوند.

حرفهایش را با همین گلایه ها و انتظارات از مسئولان تمام می کند. می گوید تابستان بر می گردند که کارشان را ادامه دهند و عدم حمایت مسئولان دلسردشان نمی کند. معتقد است همین قدم های کوچک روزی همراهی بزرگی را در ساخت ایران اسلامی رقم خواهد زد.

گزارش: صدیقه حسینی

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

باعرض سلام وخسته نباشید امید وارم همه عزیزان سال خوبی داشته باشند وهمه مسئولین مانند این دانشجویان سالی جهادی برای رفع موانع ومشکلات محرومین تلاش کنند

دانشجوی بروجرد در گفته :

واقعا آدم در مقابل بعضی چیزها از خودش شرمش میاد
شرم از اینکه چرا ما که مال همین شهر هستیم و شاید زمینه اش را هم داشته باشیم کاری برای روستاهای شهر خود نمیکنیم
به هر حال امیدوارم خداوند توفیق دهد که که برای حداقل یکبار هم که شده تا دانشجو هستیم به اردوهای جهادی برویم

يك همشهري در گفته :

جای تاسفه صحبت از انتخابات که میشه مردم این شهر خودشونو میکشن تو سایتا هزارتا نظر میزارن ولی صحبت از یه چیز خوب که میشه حوصله ندارن حتی مطلبش رو هم بخونن چه برسه به اینکه نظر بدن ، همین کارا رو کردیم که الان وضعیتمون به این شکله دیگه

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :