کد خبر : 34919
تاریخ انتشار : ۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 331 بازدید

شهید حسینقلی احمدی

خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتندز کالاهای این آشفته بازار شهادت را پسندیدند و رفتند زندگینامه شهید حسینقلی احمدی شهید در شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و پنج در روستای سراب هاشم بگ از توابع شهرستان کوهدشت در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی […]

خوشا آنان که با عزت ز گیتی

بساط خویش برچیدند و رفتند
ز کالاهای این آشفته بازار

شهادت را پسندیدند و رفتند

1021404kakc0081

زندگینامه شهید حسینقلی احمدی

شهید در شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و پنج در روستای سراب هاشم بگ از توابع شهرستان کوهدشت در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی از همان ابتدا که لب به سخن گفتن گشود بچه ی خوش زبان،خوش اخلاق و دوست داشتنی و بامحبت و علاقمند به انجام کارهای خوب و مذهبی مانند نماز و روزه و…بود. شهید در سن هفت سالگی یعنی مهرماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و دو در روستای محل تولد وارد دبستان گردید و توانست دوره ی ابتدایی را در مدت پنج سال با موفقیت به پایان برساند.

سپس در مهرماه سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج در پایه ی اول راهنمایی در روستای اشتره ی گل گل مشغول تحصیل شد و پس از اتمام سال دوم راهنمایی به علت مشکلات زندگی و مالی ترک تحصیل نمود و با وجود سن کم در کنار پدر و سایر برادران برای امرار معاش مشغول به کار شد.این سالها مصادف بود با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و دو سال بعد (شهریور ۱۳۵۹)شروع جنگ ناخواسته و تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی.شهید در سال هزار و سیصد و شصت و پنج به خاطر عشق به وطن آیین و سرزمین و به منظور دفاع از سرزمین عزیز ایران اسلامی و دفع تجاوز دشمن به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید.ایشان در طول خدمت چه در ایام مرخصی و چه در متن نامه های ارسالی به خانه بارها و بارها آرزوی شهادت در راه اسلام و میهن عزیزمان ایران را نموده بود.تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۵/۱۱/۱۱ در منطقه عملیاتی شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

1021404KAKA001

خاطره ای از شهید حسینقلی احمدی به نقل از برادر شهید

کمک به فقرا

شهید حسینقلی با آنکه سن زیادی نداشت اما از لحاظ فکری و سیاسی و اخلاقی و مذهبی در میان اقوام و دوستان زبانزد بود.

خاطره ای که می گویم به نقل از یکی از دوستان شهید که همکلاسی او بود می باشد.

کلاس پنجم بودیم که شهید حسینقلی مبلغ ۱۰ تومان را به یکی از فقرایی که در محله مدرسه مان بود داد و همه تعجب کردیم که این همه پول را از کجا آورده است تا اینکه با اصرار زیاد همگی بچه ها بعد از اینکه از ما قول گرفت که هیچ وقت در جایی برای کسی این موضوع را بازگو نکنیم همان گفت که وقتی دیدم این زن از ما پول می خواهد و می داند که ما محصل هستیم حتماً خیلی در تنگنا قرار دارد برای همین قلکم را شکستم و تمامی پولی را که در قلکم بود به او دادم.

1021404KAKA002

 

روحش شاد یادش گرامی باد

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

باسلام
باتوجه به جمله زیر که در زندگینامه این شهید عزیز آمده است ، اگر دسترسی به نمونه ای از مکاتبات او و خاطرات اعضاء خانواده و برخی دیگر از دوستانش ممکن باشد نکات بیشتری از خصال نیکویش بدست می آید :
“… ایشان در طول خدمت چه در ایام مرخصی و چه در متن نامه های ارسالی به خانه بارها و بارها آرزوی شهادت در راه اسلام و میهن عزیزمان ایران را نموده بود.”

بهروز پیری در گفته :

عاشقان را ملت و مذهب خداست

گراوند در گفته :

چیزهایی که یادم هست اینه شهید احمدی خیلی شوخ طبع بود وبه ورزش فتبال علاقمند بود واخرین باری که به مرخصی آمده بود به بعضی دوستان وفامیل در روستا گفته بود این دفعه برم جبهه دیگه زنده برنمی گردم

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام آقای گراوند ممنون از شما
اگر باز هم خاطره ای از شهید احمدی و یا سایر شهدا دارید ممنون میشم در اختیار ما بگذارید

خوشا آنان که جانان می شناسند / طریق عشق و ایمان می شناسند

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان / شهیدان را شهیدان می شناسند . . .

روحشان با سالار شهیدان امام حسین محشور باد .

امین طاهری گراوند در گفته :

اینک که شهر شعله ور بی خیالی است
جای برادران غیورم چه خالی است
جای برادران غیوری که بعدشان
این شهر در محاصره خشک سالی است
بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند
رد عبور صاعقه شان این حوالی است
من حرف می زنم و دلم شعر می شود
در واژه های من هیجان لالی است
طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند
تا آنکه زنده بودنمان احتمالی است
آلوده است کوچه، خیابان به زندگی
چیزی که هست و نیست حالی به حالی است
بر من چه سخت می گذرد این غروب ها
جای برادران غیورم چه خالی است

سلام خدا برشهیدان

محسن گراوند در گفته :

سن من به زمان شهادت پسرم عمویم قد نمی هد.ولی افتخارمی کنم که پسرعمویی دارم که هرجا میرم باعثه غرورمه.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام آقا محسن
ممنون از حضورتون
اگر فرصت دارید و مایل هستید در زمینه شهدای کوهدشت با ما همکاری کنید خوشحال میشیم

علي گراوند در گفته :

خوش حالم که تو روستام چنین شهیدی،داشتیم که باعت سربلندی روستا ماست

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :