کد خبر : 40795
تاریخ انتشار : ۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 534 بازدید

شهدای هفته دوم دی ماه

امام خمینی (ره) : چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند. شهید سید مرادعلی حسینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال 1357 زندگينامه شهيد سيد مرادعلی حسينی شهيد سید مراد علی حسينی در سال 1346 […]

امام خمینی (ره) : چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

سید مرادعلی حسینی

شهید سید مرادعلی حسینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال 1357

زندگينامه شهيد سيد مرادعلی حسينی

شهيد سید مراد علی حسينی در سال 1346 بدنيا آمد در دوران كوچكی كه يك سال از عمرش نگذشته بود پدرش را از دست داد و تحت تكفل عمو و مادرش زندگی می كرد وی در شهر نورآباد در خانواده ای بسيار فقير و ضعيف زندگی خود را به سختی  بسيار به سر می برد تا اينكه دوران تحصيل فرا رسيد.شهيد سيدمرادعلی حسينی در سال 1352 مشغول به تحصيل سال اول ابتدائی شد.و با رنج و مشقت دوران ابتدائی را پشت سر گذاشت تا اينكه به سال پنجم رسيد و در اين سال يعني 57-56 بود كه مبارزه بر عليه شاه خائن آغاز شد و اين بود كه مدارس را تعطيل می كردند و دانش آموزان همراه با ملت قهرمان  به تظاهرات و راهپيمائی می پرداختند. وی نيز چون عاشق امام خمينی اين ابر مرد زمان بود و چون معنی اصلی اسلام را فهميده بود و چون از ظلمهای شاه ظالم آگاهی داشت ديگر طاقت درس خواندن و رفتن به كلاس را نداشت همراه با امت شهيد پرور تظاهرات خيابانی را شروع كرده بودند و چون چند بانك و چند مغازه را به آتش كشيده بودند ساواكی های از خدا بی خبر از اين عمل آگاهی پيدا كرده بودند و به دستور فرمانده كثيف ژاندارمری كوهدشت با اسلحه گرم وارد عمل شده بوند و چند تن را به شهادت رسانده بودند و چند تن ديگر را زخمی كرده بودند و شهيد مرادعلی حسينی كه از جلوی صف به جلو حركت می كرد و در حالی كه دو تكه سنگ در دست داشت يكی از سنگها را به طرف فرمانده پرتاب كرده و سرفرمانده را زخمی كرده بودند و وی  با تفنگ ژ_3 مورد اصابت قرارمی دهد و يك فشنگ به سرش می زند و در همان حال به لقاءالله پيوست و به شهادت رسيد و راه را برای ما هموار ساخت.

روحش شاد ياش گرامی باد

 

اکبر سهم الدینی

شهید اکبر سهم الدینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال1357

زندگی نامه شهيد اكبر سهم الدينی

وی در سال 1330 در يك خانه فقير و مذهبی به دنيا آمد. او و برادرش عزيزاله را در يك زمان با هم به سربازی بردند . بعد از خدمت سربازی ازدواج كرد كه ثمره ان دو فرزند پسر بود . پس از مدتی به استخدام كارخانه بنام جهان صنعت در امد . در همان كارخانه اقدام به ساخت يك اسلحه می كند مسئولين از اين موضوع اطلاع پيدا می كنند و او را از كار بر كنار می كنند و حقوق او را پرداخت نمی كنند . پس از اخراج به شغل بنايی پرداخت و در شهرك مدرس تهران برای خود خانه ای ساخت . او جهت ديدن خانواده اش از تهران به كوهدشت می آيد و با ماندن حدود دو ماه در كوهدشت يك واحد ساختمان نيز برای خانواده اش ساخت و همه را خوشحال كرد .وی از نظر اخلاق بسيار مهربان بود و هميشه سعی داشت همه را از خود راضی كند . در اوايل انقلاب يك روز او و برادرش به بهشت زهرای تهران می روند و در آنجا جسد چند شهيد را كه در زندان های رژيم به سختی شكنجه شده بودند را مشاهده می كنند و از آن زمان به مبارزه علنی با رژيم پهلوی پرداختند كه سر انجام در تاريخ 1357/10/11 در يك تظاهرات شديد عليه رژيم طاغوتی در كوهدشت به دست مامورين جنايكار پهلوی شربت شهادت را نوشيد .

روحش شاد یادش گرامی

بگمراد کسمرادی

شهید بگمراد کسمرادی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال1357

زندگينامه شهيد شهيد بگمراد كسمرادی

در سال 1343 متولد شد و زادگاه ايشان در محل سركوه هميان می باشد و در روستای مزبور به سن بلوغ رسيد مدتی به نگهداری گوسفندان پرداخت و از اين به بعد با پدرش به ادامه زندگی پرداخت و چون پدر وی توانايی زندگی نداشت با ايشان به مشورت پرداخت و او را راضی نمود تا اينكه مقداری از گوسفندانی كه داشتند بفروشند و در نزديك شهر سكونت نمايند تا اينكه پدر و مادر مهربان و بقيه خواهران و برادر 5 ساله ای كه داشت در شهر زندگی كنند و تا نزديك اجتماع و مسجد بشوند و به عبادت خداوند بپردازند و بجا آورند و مقدار پولی كه دارائی آنها بود جمع آوری كردند و يك قطعه زمين ساختمانی خريداری نمودند و يك سال در شهر كوهدشت كرايه نشين بوديم ايشان با دست مزد كارگری مقداری پول جمع كرد به ساختن تعدادی اطاق گلين پرداخت و بعد از آن چندی نگذشت در زمان خلافت نظام استبدادی شاه معدوم كه موج انفجار ملت عظيم ايران به رهبری ابر مرد جهان خمينی كبير و روحانيت اصيل ادامه پيدا كرد و در آغاز نهضت و مبارزه و تظاهرات بر عليه نظام سلطنتی و دست نشانده ابرقدرتها ادامه پيدا كرد و در آن روز به درجه رفيع شهادت نائل بشود و از اوائل تظاهرات تمام وجودش به كارگران و پخش كردن تصوير امام و تبليغات اسلام كوتاهی ننمود و در روز 57/10/11 بدست دژخيمان طاغوتی به شهادت رسيد و در آن روزيكه شهيد شد و در موقع فجر سپيده دم لباس های خود را جمع نمود و گفتم پسرم چه خبرست و گفت پدر می خواهم به حمام بروم و خودمان حمام نداريم و برم حمام تا اينكه بعدازظهر چون راهپيمائی می باشد پاك باشم و بلكه خداوند بخواهد پسر ناقابلت در راه اسلام شهيد بشود و از شما بپذيرد و اگر كه شهيد نشدم بدان كه خداوند نمی خواهد وليكن پدر هيچ ناراحت نباشيد و چون آدم يك روز بدنيا می آيد و يك روز ديگر بسوی آخرت هجرت می كند و ايشان از روزيكه به سن بلوغ رسيد به نماز و عبادت خداوند پرداخت و ما كه پدر و مادر ايشان از ماها دلجوئی بعمل می آورد امر به معروف و نهی از منكر می كرد و يا اينكه كسی به مخالفت رهبر و روحانيت بحث می كرد يا به دشمنی بر می خواست و اين بود زندگينامه برادر شهيد بگمراد کسمرادی و اظهارات پدرش كه از او شنيده است.

 روحش شاد یادش گرامی

 

فریدون امرایی

شهید فریدون امرایی    تاریخ شهادت1365

زندگی نامه شهيد فريدون امرايی

شهيد در تاريخ 1345/2/1 در يكی از روستاهای اطراف كوهدشت به نام رومشكان در يك خانواده  متدين به دنيا آمد . وی جوانی بود مخلص و عاشق اسلام و هميشه از دين اسلام و حفظ آن حمایت می كرد و تاكيد ايشان هميشه بر اين بود كه به جبهه ها برويم و از اين كشور خود دفاع كنيم و نگذاريم كه دشمنان اسلام و آزادی را از ما بگيرند . وی بسيار متدين و با خدا بودند و هميشه سعی می كرد نمازش را سر وقت بخواند و قرآن تلاوت كند . به دليل عشق به امام . اسلام تحصيلات خود را فقط تا سوم راهنمايی ادامه داد و به جبهه رفت تا اينكه در تاريخ 1365/10/10 در منطقه عملياتی دربندی خان عراق توسط دشمن به شهادت رسيدند . روحش شاد

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

امین آزادبخت در گفته :

سلام و درود خدا بر ارواح طیبه ی شهدای شهرستان کوهدشت
یادتان گرامی و راهتان پر رهرو باد
برادر بالنگ خدا قوت

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

ممنون آقای آزادبخت

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

سلام بر شهیدان و پدران و مادران شهید ساز و شهید پرور.
خدایا سرانجام کارمان آنطور رقم بزن که شرمنده این بزرگوارن نشویم.

هادی قبادی در گفته :

شهادت، جانمايه انقلاب اسلامي است و قوام و حيات نهضت ما در خون شهيد است.
شهيد سيد مرتضي آويني

رحیم جعفری در گفته :

سلام، خاطره عجیبی از شهادت شهید سهم الدینی دارم ،تاریخ انقلاب است انشاالله نفسانی نباشد،داخل تظاهرات بودیم که تیراندازی شروع شد اولین باری بود که صدای تیر وتفنگ شنیدیم گفتند یک نفر کشته شده هنوز شهید نمی گفتند، محل شهادت دقیقا خیابان امام فعلی جلوی نانوایی مرحوم شاطر علی بود من رسیدم آنجا جنازه رو برده بودند ولی خون گرم وتازه ریخته شده شهید سهم الدینی روی زمین بود با یک احساس خاص اما کم مایه ای دستانم را در خون شهید کرده وبه صورتم مالیدم وراهی منزلمان که پنجاه متری فاصله داشت شدم که مرحوم پدرم سراسیمه دنبال من میگشت ومرا دید که صورتم خونی است بنده خدا خیلی جاخورد ومثل گچ سفید شد فکر کرد اتفاقی افتاده که سریع گفتم این خون شهید است من طوریم نشده نگران نباش شیر آبی نزدیک همان جا سر کوچه بود که پدرم گفت همین جاصورتت را بشور تا بریم منزل چون مادرت تحمل این وضعیتت را ندارد صورتم را شستم وراهی منز ل شدیم .این حرکت در شکل گیری شخصیتم خیلی تاثیر گذار بود واز آن موقع وارد مسائل انقلاب ورویدادهای دیگر شدیم روحش شاد ویادش گرامی .تشکر صمیمانه از آقا سعید عزیز که شهدای فراموش شده را یادآوری میکندوپایگاه میرملاس

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام حاج آقا
ممنون بابت خاطره ای که ذکر کردین انشاالله که همیشه پایدار باشین

م.ق در گفته :

سلام خدا برشهیدان
سال 57 شعله های انقلاب همچون دیگر شهرهای میهنمان کوهدشت راهم فرا گرفته بود .منزل ما هم در میدان اما خمینی (ره) فعلی بود شهید والامقام سید مراد علی حسینی هم دور همین میدان شهید شده بود گلوله به صورت وسرشان اصابت کرده بود . الحمدلله این شهدای عزیز با نثار خونشان انقلاب را به پیروزی رسانده ودر ادامه شهدای جنگ تحمیلی پایه های انقلاب را هرچه محکم ومحکم تر نمودند . یاد وخاطره همه شهدای انقلاب گرامی باد.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سپاس از حضورتون آقای قبادی

موسی قادری در گفته :

درود خدا بر روان پاک کلیه شهدای اسلام بخصوص شهید گرانقدر انقلاب بگمراد کسمرادی روحش شاد ویادش گرامی

علیرضا کسمرادیان در گفته :

درود خدا بر روح کلیه شهدا به خوصوص پدربزگم شهید خدامراد کسمرادیان و پسر عمویم شهید بگ مراد کسمرادیان

حمید گراوند در گفته :

تمام هستی به انسان ختم می شود و حقیقت انسان باید به خدا ختم شود و شهید کسی است که این استمرار را فهمید…

ابوذر گراوند در گفته :

روحشان شادو یادشان گرامی

بهرام فرخی نژاد در گفته :

درود یر روان پاک کلیه ی شهدای صدر اسلام تاکنون و شهدای گرامی شهرستان کوهدشت و به خصوص شهید گرانقدر و عاشق ولایت شهید فریدون امرایی !!! با تشکر از دبیر محترم سرویس شهدا که خاطره سال 65 و مراسم تشییع و تدفین شهید امرایی را یادآوری نمودند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سپاس از حضورتون آقای فرخی نژاد

بهرام فرخی نژاد در گفته :

با تشکر از لطفتان

گمنام در گفته :

چه زیباست انسان با آنکه هزاران فرسنگ از محل تولدش دور باشد. اما بیاد شهدای منطقه اش باشه.درود بر مرامتان آقای فرخی نژاد

بهرام فرخی نژاد در گفته :

ممنون از لطفتان!!! هر جا هستین پایدار و سربلند باشین…

رحیمی در گفته :

چه زیبا و شیرین و پرمعناست : “شهید قلب تاریخ است”

امیر هوشنگ رشیدیان در گفته :

سلام اقای بالنگ موفق باشی انشاالله همیشه در پناه شهدا باشی.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام امیرهوشنگ
ممنونم

میرزاعلی محمدی در گفته :

در خیابان امام(ره) با دخالت مأمورین ژاندارمری تظاهرات آرام رنگ خشونت گرفت. سر کوچه با تیراندازی شدید مأموران ما داخل کوچه رفتیم. شهید مرادعلی حسینی با تیرکمان از کوچه خارج شد. یادم هست که یهو دستهایش شل شد و به زمین خورد. اول خیال کردیم شوخی می کند ولی با دیدن خون که از زیر سرش خارج می شد متوجه شدیم تیری از راه دهان ایشان وارد و سر ایشان را شکافته است. اورا در سر دست گرفتیم با شعارهای همراه با خشم به طرف میدان امام(ره) حرکت کردیم که با جنازه دیگر شهیدان مواجه شدیم و بدون ترس خشم مان افزایش یافت و به حرکت ادامه دادیم بطوری که کل نیروهای ژاندارمری به طرف پاسگاه عقب نشینی نمودند و ….
شهید حسینی پسر اخلاقی و خوبی بود. یادش بخیر و روح کلیه شهیدان انقلاب اسلامی شاد باد

امین آزادبخت (مدیر سایت ) در گفته :

شما مشهورترین گمنامان زمین هستید… خدا یاد شما را از ما نگیرد

ناشناس در گفته :

با تشکر وقدر دانی از آقای بالنک که ما را از یاد شهدا غافل نمی کنند که کجا بودیم و به کجا رسیدیم شهید حسینی در سن 14 سالگی اندازه یک بزرگ مرد بود یادم میاد همیشه به مادرش میگفت یک سید میاد و این شاه رو از این کشور بیرون می اندازد و مادرش چون او را در یتیمی و فقر بزرگ کرده بود می گفت از این حرفها نزن میگیرند ولی او راهش راه ادامه داد تا به هدفش برسد.یاد و خاطرات شهدا ی انقلاب و جنگ تحمیلی گرامی باد

علیرضا کسمرادیان در گفته :

سلام آقای بالنگ ممنون ولی زندگی نامه شهید بگمراد کسمرادیان را اشتباه نوشتی لطفا درستش کن
ممنون

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای کسمرادیان
ممنون از حضورتون
ممنون میشم اگر زندگینامه شهید کسمرادیان رو در اختیارمون بگذارید

فیروز زارعی نژاد در گفته :

با سپاس فراوان از اقای بالنگ
که یاد وخاطره شهدا را

زنده می کند ودرود می فرستم بر تمامی شهدای جنگ تحمیلی علی الخصوص همرزمان شهیدم
اسدمراد بالنگ وفریدون امرایی یادشان گرامی وروحشان شاد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای زارعی نژاد
سپاس از حضورتون ، ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویری که از زمان جبهه دارید در اختیارمون قرار بدین

علی در گفته :

یاد و خاطره ی سردار شهید فریدون امرایی را که امروز( 1365/10/10)مصادف با عروج خونین آن شهید والامقام هست گرامی می داریم.

اصغر رضایی در گفته :

شهدا سند افتخار واقتدار میهن اسلامی هستند خوشا بحال آنان که با شهادت رفتند خوشا بحال آنان که در دامن خود پروراندند خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان بر روی مشتاقان باز و ما را از وصول بدان محروم مفرما. شادی روحشان صلوات

محمد ابراهیمی فرد/ دبير سرويس فناوري و دانلود"ميرملاس نيوز" در گفته :

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند
اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند
( شهید آوینی )

طرهاني در گفته :

به ياد دوست شهيدمان مجتبي آدينه وند ( صلوات ) كه فرمود : در شهادت هميشه باز نيست …. .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :