کد خبر : 40795
تاریخ انتشار : ۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 526 بازدید

شهدای هفته دوم دی ماه

امام خمینی (ره) : چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند. شهید سید مرادعلی حسینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال ۱۳۵۷ زندگینامه شهید سید مرادعلی حسینی شهید سید مراد علی حسینی در سال ۱۳۴۶ […]

امام خمینی (ره) : چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نمودند و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

سید مرادعلی حسینی

شهید سید مرادعلی حسینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال ۱۳۵۷

زندگینامه شهید سید مرادعلی حسینی

شهید سید مراد علی حسینی در سال ۱۳۴۶ بدنیا آمد در دوران کوچکی که یک سال از عمرش نگذشته بود پدرش را از دست داد و تحت تکفل عمو و مادرش زندگی می کرد وی در شهر نورآباد در خانواده ای بسیار فقیر و ضعیف زندگی خود را به سختی  بسیار به سر می برد تا اینکه دوران تحصیل فرا رسید.شهید سیدمرادعلی حسینی در سال ۱۳۵۲ مشغول به تحصیل سال اول ابتدائی شد.و با رنج و مشقت دوران ابتدائی را پشت سر گذاشت تا اینکه به سال پنجم رسید و در این سال یعنی ۵۷-۵۶ بود که مبارزه بر علیه شاه خائن آغاز شد و این بود که مدارس را تعطیل می کردند و دانش آموزان همراه با ملت قهرمان  به تظاهرات و راهپیمائی می پرداختند. وی نیز چون عاشق امام خمینی این ابر مرد زمان بود و چون معنی اصلی اسلام را فهمیده بود و چون از ظلمهای شاه ظالم آگاهی داشت دیگر طاقت درس خواندن و رفتن به کلاس را نداشت همراه با امت شهید پرور تظاهرات خیابانی را شروع کرده بودند و چون چند بانک و چند مغازه را به آتش کشیده بودند ساواکی های از خدا بی خبر از این عمل آگاهی پیدا کرده بودند و به دستور فرمانده کثیف ژاندارمری کوهدشت با اسلحه گرم وارد عمل شده بوند و چند تن را به شهادت رسانده بودند و چند تن دیگر را زخمی کرده بودند و شهید مرادعلی حسینی که از جلوی صف به جلو حرکت می کرد و در حالی که دو تکه سنگ در دست داشت یکی از سنگها را به طرف فرمانده پرتاب کرده و سرفرمانده را زخمی کرده بودند و وی  با تفنگ ژ_۳ مورد اصابت قرارمی دهد و یک فشنگ به سرش می زند و در همان حال به لقاءالله پیوست و به شهادت رسید و راه را برای ما هموار ساخت.

روحش شاد یاش گرامی باد

 

اکبر سهم الدینی

شهید اکبر سهم الدینی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال۱۳۵۷

زندگی نامه شهید اکبر سهم الدینی

وی در سال ۱۳۳۰ در یک خانه فقیر و مذهبی به دنیا آمد. او و برادرش عزیزاله را در یک زمان با هم به سربازی بردند . بعد از خدمت سربازی ازدواج کرد که ثمره ان دو فرزند پسر بود . پس از مدتی به استخدام کارخانه بنام جهان صنعت در امد . در همان کارخانه اقدام به ساخت یک اسلحه می کند مسئولین از این موضوع اطلاع پیدا می کنند و او را از کار بر کنار می کنند و حقوق او را پرداخت نمی کنند . پس از اخراج به شغل بنایی پرداخت و در شهرک مدرس تهران برای خود خانه ای ساخت . او جهت دیدن خانواده اش از تهران به کوهدشت می آید و با ماندن حدود دو ماه در کوهدشت یک واحد ساختمان نیز برای خانواده اش ساخت و همه را خوشحال کرد .وی از نظر اخلاق بسیار مهربان بود و همیشه سعی داشت همه را از خود راضی کند . در اوایل انقلاب یک روز او و برادرش به بهشت زهرای تهران می روند و در آنجا جسد چند شهید را که در زندان های رژیم به سختی شکنجه شده بودند را مشاهده می کنند و از آن زمان به مبارزه علنی با رژیم پهلوی پرداختند که سر انجام در تاریخ ۱۳۵۷/۱۰/۱۱ در یک تظاهرات شدید علیه رژیم طاغوتی در کوهدشت به دست مامورین جنایکار پهلوی شربت شهادت را نوشید .

روحش شاد یادش گرامی

بگمراد کسمرادی

شهید بگمراد کسمرادی ( شهید پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ) سال۱۳۵۷

زندگینامه شهید شهید بگمراد کسمرادی

در سال ۱۳۴۳ متولد شد و زادگاه ایشان در محل سرکوه همیان می باشد و در روستای مزبور به سن بلوغ رسید مدتی به نگهداری گوسفندان پرداخت و از این به بعد با پدرش به ادامه زندگی پرداخت و چون پدر وی توانایی زندگی نداشت با ایشان به مشورت پرداخت و او را راضی نمود تا اینکه مقداری از گوسفندانی که داشتند بفروشند و در نزدیک شهر سکونت نمایند تا اینکه پدر و مادر مهربان و بقیه خواهران و برادر ۵ ساله ای که داشت در شهر زندگی کنند و تا نزدیک اجتماع و مسجد بشوند و به عبادت خداوند بپردازند و بجا آورند و مقدار پولی که دارائی آنها بود جمع آوری کردند و یک قطعه زمین ساختمانی خریداری نمودند و یک سال در شهر کوهدشت کرایه نشین بودیم ایشان با دست مزد کارگری مقداری پول جمع کرد به ساختن تعدادی اطاق گلین پرداخت و بعد از آن چندی نگذشت در زمان خلافت نظام استبدادی شاه معدوم که موج انفجار ملت عظیم ایران به رهبری ابر مرد جهان خمینی کبیر و روحانیت اصیل ادامه پیدا کرد و در آغاز نهضت و مبارزه و تظاهرات بر علیه نظام سلطنتی و دست نشانده ابرقدرتها ادامه پیدا کرد و در آن روز به درجه رفیع شهادت نائل بشود و از اوائل تظاهرات تمام وجودش به کارگران و پخش کردن تصویر امام و تبلیغات اسلام کوتاهی ننمود و در روز ۵۷/۱۰/۱۱ بدست دژخیمان طاغوتی به شهادت رسید و در آن روزیکه شهید شد و در موقع فجر سپیده دم لباس های خود را جمع نمود و گفتم پسرم چه خبرست و گفت پدر می خواهم به حمام بروم و خودمان حمام نداریم و برم حمام تا اینکه بعدازظهر چون راهپیمائی می باشد پاک باشم و بلکه خداوند بخواهد پسر ناقابلت در راه اسلام شهید بشود و از شما بپذیرد و اگر که شهید نشدم بدان که خداوند نمی خواهد ولیکن پدر هیچ ناراحت نباشید و چون آدم یک روز بدنیا می آید و یک روز دیگر بسوی آخرت هجرت می کند و ایشان از روزیکه به سن بلوغ رسید به نماز و عبادت خداوند پرداخت و ما که پدر و مادر ایشان از ماها دلجوئی بعمل می آورد امر به معروف و نهی از منکر می کرد و یا اینکه کسی به مخالفت رهبر و روحانیت بحث می کرد یا به دشمنی بر می خواست و این بود زندگینامه برادر شهید بگمراد کسمرادی و اظهارات پدرش که از او شنیده است.

 روحش شاد یادش گرامی

 

فریدون امرایی

شهید فریدون امرایی    تاریخ شهادت۱۳۶۵

زندگی نامه شهید فریدون امرایی

شهید در تاریخ ۱۳۴۵/۲/۱ در یکی از روستاهای اطراف کوهدشت به نام رومشکان در یک خانواده  متدین به دنیا آمد . وی جوانی بود مخلص و عاشق اسلام و همیشه از دین اسلام و حفظ آن حمایت می کرد و تاکید ایشان همیشه بر این بود که به جبهه ها برویم و از این کشور خود دفاع کنیم و نگذاریم که دشمنان اسلام و آزادی را از ما بگیرند . وی بسیار متدین و با خدا بودند و همیشه سعی می کرد نمازش را سر وقت بخواند و قرآن تلاوت کند . به دلیل عشق به امام . اسلام تحصیلات خود را فقط تا سوم راهنمایی ادامه داد و به جبهه رفت تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۰ در منطقه عملیاتی دربندی خان عراق توسط دشمن به شهادت رسیدند . روحش شاد

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

امین آزادبخت در گفته :

سلام و درود خدا بر ارواح طیبه ی شهدای شهرستان کوهدشت
یادتان گرامی و راهتان پر رهرو باد
برادر بالنگ خدا قوت

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

ممنون آقای آزادبخت

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

سلام بر شهیدان و پدران و مادران شهید ساز و شهید پرور.
خدایا سرانجام کارمان آنطور رقم بزن که شرمنده این بزرگوارن نشویم.

هادی قبادی در گفته :

شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است.
شهید سید مرتضی آوینی

رحیم جعفری در گفته :

سلام، خاطره عجیبی از شهادت شهید سهم الدینی دارم ،تاریخ انقلاب است انشاالله نفسانی نباشد،داخل تظاهرات بودیم که تیراندازی شروع شد اولین باری بود که صدای تیر وتفنگ شنیدیم گفتند یک نفر کشته شده هنوز شهید نمی گفتند، محل شهادت دقیقا خیابان امام فعلی جلوی نانوایی مرحوم شاطر علی بود من رسیدم آنجا جنازه رو برده بودند ولی خون گرم وتازه ریخته شده شهید سهم الدینی روی زمین بود با یک احساس خاص اما کم مایه ای دستانم را در خون شهید کرده وبه صورتم مالیدم وراهی منزلمان که پنجاه متری فاصله داشت شدم که مرحوم پدرم سراسیمه دنبال من میگشت ومرا دید که صورتم خونی است بنده خدا خیلی جاخورد ومثل گچ سفید شد فکر کرد اتفاقی افتاده که سریع گفتم این خون شهید است من طوریم نشده نگران نباش شیر آبی نزدیک همان جا سر کوچه بود که پدرم گفت همین جاصورتت را بشور تا بریم منزل چون مادرت تحمل این وضعیتت را ندارد صورتم را شستم وراهی منز ل شدیم .این حرکت در شکل گیری شخصیتم خیلی تاثیر گذار بود واز آن موقع وارد مسائل انقلاب ورویدادهای دیگر شدیم روحش شاد ویادش گرامی .تشکر صمیمانه از آقا سعید عزیز که شهدای فراموش شده را یادآوری میکندوپایگاه میرملاس

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام حاج آقا
ممنون بابت خاطره ای که ذکر کردین انشاالله که همیشه پایدار باشین

م.ق در گفته :

سلام خدا برشهیدان
سال ۵۷ شعله های انقلاب همچون دیگر شهرهای میهنمان کوهدشت راهم فرا گرفته بود .منزل ما هم در میدان اما خمینی (ره) فعلی بود شهید والامقام سید مراد علی حسینی هم دور همین میدان شهید شده بود گلوله به صورت وسرشان اصابت کرده بود . الحمدلله این شهدای عزیز با نثار خونشان انقلاب را به پیروزی رسانده ودر ادامه شهدای جنگ تحمیلی پایه های انقلاب را هرچه محکم ومحکم تر نمودند . یاد وخاطره همه شهدای انقلاب گرامی باد.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سپاس از حضورتون آقای قبادی

موسی قادری در گفته :

درود خدا بر روان پاک کلیه شهدای اسلام بخصوص شهید گرانقدر انقلاب بگمراد کسمرادی روحش شاد ویادش گرامی

علیرضا کسمرادیان در گفته :

درود خدا بر روح کلیه شهدا به خوصوص پدربزگم شهید خدامراد کسمرادیان و پسر عمویم شهید بگ مراد کسمرادیان

حمید گراوند در گفته :

تمام هستی به انسان ختم می شود و حقیقت انسان باید به خدا ختم شود و شهید کسی است که این استمرار را فهمید…

ابوذر گراوند در گفته :

روحشان شادو یادشان گرامی

بهرام فرخی نژاد در گفته :

درود یر روان پاک کلیه ی شهدای صدر اسلام تاکنون و شهدای گرامی شهرستان کوهدشت و به خصوص شهید گرانقدر و عاشق ولایت شهید فریدون امرایی !!! با تشکر از دبیر محترم سرویس شهدا که خاطره سال ۶۵ و مراسم تشییع و تدفین شهید امرایی را یادآوری نمودند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سپاس از حضورتون آقای فرخی نژاد

بهرام فرخی نژاد در گفته :

با تشکر از لطفتان

گمنام در گفته :

چه زیباست انسان با آنکه هزاران فرسنگ از محل تولدش دور باشد. اما بیاد شهدای منطقه اش باشه.درود بر مرامتان آقای فرخی نژاد

بهرام فرخی نژاد در گفته :

ممنون از لطفتان!!! هر جا هستین پایدار و سربلند باشین…

رحیمی در گفته :

چه زیبا و شیرین و پرمعناست : “شهید قلب تاریخ است”

امیر هوشنگ رشیدیان در گفته :

سلام اقای بالنگ موفق باشی انشاالله همیشه در پناه شهدا باشی.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام امیرهوشنگ
ممنونم

میرزاعلی محمدی در گفته :

در خیابان امام(ره) با دخالت مأمورین ژاندارمری تظاهرات آرام رنگ خشونت گرفت. سر کوچه با تیراندازی شدید مأموران ما داخل کوچه رفتیم. شهید مرادعلی حسینی با تیرکمان از کوچه خارج شد. یادم هست که یهو دستهایش شل شد و به زمین خورد. اول خیال کردیم شوخی می کند ولی با دیدن خون که از زیر سرش خارج می شد متوجه شدیم تیری از راه دهان ایشان وارد و سر ایشان را شکافته است. اورا در سر دست گرفتیم با شعارهای همراه با خشم به طرف میدان امام(ره) حرکت کردیم که با جنازه دیگر شهیدان مواجه شدیم و بدون ترس خشم مان افزایش یافت و به حرکت ادامه دادیم بطوری که کل نیروهای ژاندارمری به طرف پاسگاه عقب نشینی نمودند و ….
شهید حسینی پسر اخلاقی و خوبی بود. یادش بخیر و روح کلیه شهیدان انقلاب اسلامی شاد باد

امین آزادبخت (مدیر سایت ) در گفته :

شما مشهورترین گمنامان زمین هستید… خدا یاد شما را از ما نگیرد

ناشناس در گفته :

با تشکر وقدر دانی از آقای بالنک که ما را از یاد شهدا غافل نمی کنند که کجا بودیم و به کجا رسیدیم شهید حسینی در سن ۱۴ سالگی اندازه یک بزرگ مرد بود یادم میاد همیشه به مادرش میگفت یک سید میاد و این شاه رو از این کشور بیرون می اندازد و مادرش چون او را در یتیمی و فقر بزرگ کرده بود می گفت از این حرفها نزن میگیرند ولی او راهش راه ادامه داد تا به هدفش برسد.یاد و خاطرات شهدا ی انقلاب و جنگ تحمیلی گرامی باد

علیرضا کسمرادیان در گفته :

سلام آقای بالنگ ممنون ولی زندگی نامه شهید بگمراد کسمرادیان را اشتباه نوشتی لطفا درستش کن
ممنون

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای کسمرادیان
ممنون از حضورتون
ممنون میشم اگر زندگینامه شهید کسمرادیان رو در اختیارمون بگذارید

فیروز زارعی نژاد در گفته :

با سپاس فراوان از اقای بالنگ
که یاد وخاطره شهدا را

زنده می کند ودرود می فرستم بر تمامی شهدای جنگ تحمیلی علی الخصوص همرزمان شهیدم
اسدمراد بالنگ وفریدون امرایی یادشان گرامی وروحشان شاد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای زارعی نژاد
سپاس از حضورتون ، ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویری که از زمان جبهه دارید در اختیارمون قرار بدین

علی در گفته :

یاد و خاطره ی سردار شهید فریدون امرایی را که امروز( ۱۳۶۵/۱۰/۱۰)مصادف با عروج خونین آن شهید والامقام هست گرامی می داریم.

اصغر رضایی در گفته :

شهدا سند افتخار واقتدار میهن اسلامی هستند خوشا بحال آنان که با شهادت رفتند خوشا بحال آنان که در دامن خود پروراندند خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان بر روی مشتاقان باز و ما را از وصول بدان محروم مفرما. شادی روحشان صلوات

محمد ابراهیمی فرد/ دبير سرويس فناوري و دانلود"ميرملاس نيوز" در گفته :

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند
اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند
( شهید آوینی )

طرهاني در گفته :

به یاد دوست شهیدمان مجتبی آدینه وند ( صلوات ) که فرمود : در شهادت همیشه باز نیست …. .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :