کد خبر : 41724
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,303 بازدید

خيابان آه بلندي است كه بي تو كشيده ام/ هادي مومني

  دومين دفتر شعر دكتر هادي مومني با نام ” خيابان آه بلندي است كه بي تو كشيده ام ” منتشر شد. پيش تر از اين شاعر توانمند كوهدشتي مجموعه شعري با نام ” پرتم از پنجره هاي دنيا ” توسط نشر نگيما منتشر شده است. اين مجموعه شعر نو شامل سه دفتر تحت عنوان […]

1530350_661730467221280_1968361491_n

 

دومين دفتر شعر دكتر هادي مومني با نام ” خيابان آه بلندي است كه بي تو كشيده ام ” منتشر شد.

پيش تر از اين شاعر توانمند كوهدشتي مجموعه شعري با نام ” پرتم از پنجره هاي دنيا ” توسط نشر نگيما منتشر شده است.

اين مجموعه شعر نو شامل سه دفتر تحت عنوان : بي خوابي ،ايده هايي براي شعر ،قطعات نا تمام و بخش پاياني كتاب با نام قطعات بي زمان مي باشد.

مجموعه شعر ‌”خيابان آه بلندي است كه بي تو كشيدم ” در 80 صفحه و در 600 جلد توسط نشر راه مانا به چاپ رسيده است.

شعرهاي اين دفتر پر از لحظات ناب و بكري است كه مخاطب را غافلگير ميكند. در روزهاي آتي معرفي اين كتاب به شكل مفصل تري به چاپ خواهد رسيد.براي اين شاعر خوش ذوق آرزوي موفقيت داريم.

چند شعر از اين مجموعه :

 

 

1

چكمه هايت را

مثل روز هاي سرباز ام

دقيق كن

گلوله ي نمك هم يادت نرود

بزن

بخند

 

2

روزنامه ها را مي بندند

فكرم

پر از كلاغ مي شود

 

3

تكه هاي تنم را

كنار هم كه مي چينم

ديواري

بين من و دنيا

كشيده مي شود

 

4

زندگي

چتري بود

بسته شد

باران آمد

 

5

پرچم

در بزرگراه

جريان بي قراري من بود

بسته به ميله اي

وقتي چون باد گذشتي

 

6

تكه اي استخوان شده ام

گير كرده ام در گلوي امشب

نمي خواهم منتظر خورشيدي باشم

كه تكراري و بي ملاحظه

سرگرم خودش

روز را اثبات

و خواب مرا بر هم مي زند

روياي من همه

جريان تاريكي است

كه از موهاي تو مي گذر

د و بر سينه ام خراب مي شود

با صدايي فرو خورده

ودستي لرزان

زندگي ام هنوز

سر به سر باد مي گذارد.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

پرویز ن در گفته :

هادی جان هر کجا هستی برایت آرزوی موفقیت می کنم وبدان که به شما افتخار می کنیم

[پاسخ]

فرامرز جعفري در گفته :

هادي جان.سلام به قول شاملو:
پس پشت مردمكانت فرياد كدام زنداني است كه آزادي را به لبان برآماسيده گل سرخي پرتاب مي كند؟

[پاسخ]

هادي در گفته :

پرويز عزيزم،من هم هميشه به ياد شما هستم،شاد باشي و سلامت

[پاسخ]

مهاجر در گفته :

شعرهایت بوی آگاهی می دهد.نه نه ببخشید شعرت پر بود از دردو برآمده از شعوری آگاهانه.بر شما شاعر با شعور و همه شاعران آزاده از بن جان درود می فرستم .

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۶ دی , ۱۳۹۲ ۲۲:۳۹:

مهاجری را به خاطر می اورم/در پیاده روی در لندن/وقتی کوله پشتی اش را /دردهای سنگینش را/به ارامی روی میز مجاور کافه ی غمگین می گذاشت/و برای ادامه ی ماجرا اسپرسو سفارش می داد/او انگار چشم هایش را از اینده کنده بود/و من تمام کافه از پیشانیم می ریخت.

[پاسخ]

ميرسليم خدايگان در گفته :

خدمت دوست عزيزم دكتر مومني تبريك عرض مي نمايم. اميدوارم موفق باشيد.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ شنبه ۲۱ دی , ۱۳۹۲ ۲۱:۲۵:

میرسلیم عزیز،متشکرم .امیدوارم سلامت و شاد باشی.

[پاسخ]

پاتوق هنری //// در گفته :

هادی عزیز دوست شاعر و طراح من سلام
انتشار اشعارت یعنی هادی مومنی در حال فعالیت بی وقفه است.
تیریک به مناسب انتشار دومین دفتر شعرت”خیابان آه بلندی است که بی تو کشیده ام”.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ شنبه ۲۱ دی , ۱۳۹۲ ۲۱:۲۳:

علی اقای عزیزم متشکرم از لطف و دوستی شما

[پاسخ]

زلیخاهمتی: در گفته :

همیشه شعرهاتودوست داشتم فضای خاص خودشوداره….موفق باشی

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۶ دی , ۱۳۹۲ ۲۲:۴۰:

متشکرم خانم همتی عزیز.

[پاسخ]

وفایی در گفته :

جناب مومنی تبریک میگم.
بسیار از چاپ کتابتون خوشحال شدم
وازاشعارشون لذت بردم.

این روزها شعر خودش را شکل تو در می آورد…
مانا باشید.

[پاسخ]

صمد.آ در گفته :

روزنامه

را زیر باران بگذار!

و پرچم را چتری کن!

——————-

شعر مومنی
همیشه جریان خودش را دارد
حتی در تاریکی…

——————

فقط این تیراژ 600 کمی اذیت کننده و لاغر است
و این سختی ها برای این شعر های خوب
دل آدم را آزار می دهد.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دوشنبه ۲۳ دی , ۱۳۹۲ ۱۷:۵۱:

صمد عزیز مثل شعرهایش دوست داشتنی است.سالهاست که پی گیر اثار ش هستم،زبانی تازه و بازیگوش و باهوش دارد.راستش امروزه یا باید خود شاعر هزینه ی چاپ و نشر کتاب را به دوش بگیرد،یا اگر ناشری پیدا شد و خواست با سرمایه ی خودش کتابت را چاپ کند،دیگر خیلی نمی شود برایش شرط و شروط گذاشت.نشرسحر(راه مانا)ابتدا قرار بودهزار و دویست نسخه از کتاب را منتشر کند که به یکباره نصف شد.حالا قرار شده که اگر کتاب مخاطب داشته باشد در چاپ دوم این امر جبران شود.

[پاسخ]

اسماعیلی در گفته :

سلام هادی عزیز
ساعت یک نصف شب یادت افتادم و سرچت کردم از این که دفتر دومت را چاپ کرده ای خوشحال شدم اما فکر کنم ناشر کتاب اولت نگیما بود
برایت بهترینها را آرزو دارم هادی عزیز

دوستدارت:ابوالفضل اسماعیلی

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ دوشنبه ۲۳ دی , ۱۳۹۲ ۱۷:۵۵:

سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوست عزیزم،ابوالفضل اسماعیلی.اول اینکه من هم همیشه به یاد شما هستم.و دوم دوست خوبم حق با شماست،کتاب اول من را نشر نگیما منتشر کرد. امیدوارم روزی نزدیک همو ببینیم.شاد و سلامت باشی رفیق.

[پاسخ]

آزاده آبباریکی / دبیر سرویس ادبی" میرملاس نیوز " در گفته :

با سلام خدمت آقاي اسماعيلي و سپاس از دقت ايشان.حق با شماست . با عرض پوزش نام ناشر كتاب اول آقاي مومني نگيما بود كه به اشتباه آرويج آورده شده كه البته با يادآوري شما اصلاح شد.
باز هم ممنون

[پاسخ]

وفایی 2 در گفته :

اقای مومنی تبریک من رو هم پذیرا باشید
بی شک ارزوهای بزرگی در سر دارید که بایسته ی روح های عظیم است
بی صبرانه در انتظار براورده شدنشان هستیم با نام هایی بیشتر از هادی مومنی
در جریان باشید و پیروز.

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۶ دی , ۱۳۹۲ ۲۲:۱۷:

و شاعران که مرده به دنیا می آیند/مثل بوسه ای از دور که می فرستی و مهم نیست می رسد یا نه/و نام ها که مهم نیستند.وفایی عزیز متشکرم از لطف شما.

[پاسخ]

لیلا آدینه وند در گفته :

حجم پر از تلخی دنیا غزل / باعث بد بختی دنیا غزل . قبل از این ها هم این حجم سبز امتداد داشت تا به امروز که تنومند شده جناب آقای مومنی دوست سالهای دلتنگیم خوشحالم که دومین مجموعه ی شعرتان هم به چاپ رسیده مثل همیشه قشنگ است دوست دارم مجموعه شعرت را از نزدیک ببینم .
ما هشت سال از کل دنیا تیر خوردیم
مـا غصه های یکـــدگر را سیــر خوردیم

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۶ دی , ۱۳۹۲ ۲۲:۲۶:

خانم آدینه وند خوشحالم که بعد ازسالها(چگونه گذشت؟چگونه پراکنده شدیم.اشک آور گذشت)دوباره می بینمت.البته که خواندن نوعی دیدن است.دیدن کلمات.روزی رولان بارت فیلسوف و منتقد بزرگ هنر و ادبیات نوشت”من بیمار شده ام زبان را می بینم”.زنده باشی و سبز.

[پاسخ]

هادی در گفته :

خانم آبباریکی عزیز،دبیر محترم سرویس ادبی.باید زودتر از اینها به رسم ادب این متن را می نوشتم.گرفتاری های روزمره حواس ادم را پرت همه چیز می کند.خوشحالم از اینکه شعرهای به انتخاب شما را هر چند وقت یکبار در این صفحه به تماشا می نشینم.همیشه سبز و شاد باشی.راستی تبریک می گویم با “مدادی”اینچنین باهوش و دوست داشتنی را.

[پاسخ]

آزاده آبباريكي پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۶ دی , ۱۳۹۲ ۲۲:۵۴:

از لطف شما بي نهايت متشكرم آقاي مومني.
بامداد برايتان دريايي كشيده با نهنگ هايي كه ديده نمي شوند.آرزومند درياي بي تشنج و تلاطم روزهاي شماييم دوست دور اما نزديك.

[پاسخ]

علی علیزاده در گفته :

ضمن سلام و تبریک به اهالی شعر و ادب و بخصوص هادی عزیز؛ و اما هادی جان از اینکه مدتهاست ازت بی خبرم دلم برات تنگ شده و این موفقیتها را مقدمه توفیقاتی میدونم که در آینده کسب خواهی کرد اینو خیلی وقتها زودتر در ذوق تو پیدا بود و گیرایی شعرهات عزیزم
پیروزتر و سربلندتر ببینمت عزیزم

[پاسخ]

زینب کریمی در گفته :

با سلام خدمت استاد گرامی.
چاپ کتابتان را صمیمانه تبریک می گویم.
بی صبرانه منتظر بودم کلاس به اتمام برسد تا زودتر به منزل برسم و در اولین فرصت کتاب شما را سرچ کنم! مطمئن بودم چند سطری از کتاب را پیدا خواهم کرد.باعث افتخار من خواهد بود شاگردی استادی که شعر را دوست دارد…
قلمتان نویسا و موفق باشید.

[پاسخ]

مریم ابراهیمی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۰۶:

سلام استاد عزیز من هم چاپ کتابتون رو تبریک میگم کتابتون رو خریدم و از مطالعه آن بسیار لذت بردم انشاالله که پیروز و شاد باشید .و این ترم سعادتی ست که با شما کلاس دارم.

[پاسخ]

الهه فکور در گفته :

باسلام خدمت استادمومنی عزیز وتبریک بابت شعرای دوست داشتنی خاصتون
خیلی خوشحالم که این ترم باشماکلاس دارم
به قول خواجه شیراز:
گردرسرت هوای وصال است حافظا بایدکه خاک درگه اهل هنرشوی

[پاسخ]

حمیدرضا در گفته :

سلام استاد
منم به سهم خودم چاپ کتاب جدیدتون رو تبریک میگم. “زندگیم هنوز سر به سر باد می گذارد”
موفق باشید. انشاءا…

[پاسخ]

هادي مومني در گفته :

سپاس از همه ي دوستان عزيزي كه پي گير كتاب”خيابان آه بلندي ست كه بي تو كشيده ام” شدند، اميدوارم به دست همه برسه و مورد مطالعه و نقد قرار بگيره، كتاب در دست مخاطب تبديل به كتاب ميشه و خواننده است كه به اثر زندگي مي بخشه، من تلاش كردم خودمو كنار بزنم تا شعرم حرف بزنه، و در نهايت مي تونم بگم كه به قول يك بزرگ درزندگي كوچك من كلمات حادثه هايند و همچنين ادبيات برايم يا همه چيز است يا هيج چيز،و در پايان جمله اي از نيچه ،وقتي مي گفت : زندگي بايد مثل هنر باشد همواره خود را بيآغازد.

[پاسخ]

مریم ابراهیمی در گفته :

مریم ابراهیمی پاسخ در تاريخ پنجشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۰۶:

سلام استاد عزیز من هم چاپ کتابتون رو تبریک میگم کتابتون رو خریدم و از مطالعه آن بسیار لذت بردم انشاالله که پیروز و شاد باشید .و این ترم سعادتی ست که با شما کلاس دارم.

[پاسخ]

[پاسخ]

اینجا کجاست؟

[پاسخ]

الهه سیف الدین در گفته :

استاد ارجمند به شما افتخار میکنیم.صمیمیانه چاپ کتابتان را تبریک میگویم

[پاسخ]

میثم علویان سوق در گفته :

سلام هادی جان. خوشحالم از اینکه می بینم تو کارت موفقی و تبریک میگم. دفتر اولی رو که تبریز از خودتون یادگاری گرفتم رو دارم . همیشه ازت یادی مکنم.

[پاسخ]

محمود در گفته :

محمود ود ود دود،،
با همه بی سرو سامانیم
بازبه دنباله … هادیم
خیلی دوست دارم
دلم واست تنگ شده

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۴ مهر , ۱۳۹۳ ۰۱:۴۹:

قربانت محمود جان.باهام تماس بگیر لطفن من شماره ای ازت ندارم.من هم خیلی دلتنگتم پسر

[پاسخ]

ماهان در گفته :

دوستان داستان پریشانی شعر امروز گوش کنید
نظر دهندگان مهندس چقدر از شعر فهمیدابد
این چه دمیدن در بوق وکرنابی است

[پاسخ]

هادی جان سلام من وحسرتهای ناب ان بچگی وذره بین ان چشمهای طاول زده درپستوی ان کوچه را دوست دارم . دوست دارم کشمکش من وجریان تو در تقاطع بیخبری
ان روزهای بیبنیاد رادوست دارم شعری ار جنس باد رادوست دارم
یادت هست غزل عاشقانه بجه ای تنگ در میان واپسین لحظه ها یا یادت نیست هجمه بی اعتمادی در در کسرت باران
هادی نذر کردنم در پشت قربانی عمرم چه خنده دار شد
یادم نمیرود شکست سانیه ها را وتو امروز رها شد ه ای زدست
ومن رها شده ومست
ببین چگونه میابمد در زمرد
وببین که دور شده ای د رخواب پس دریاب مرا ای دوست که نشان بیخبریت مرا میکشاند که بنویسم هشدارها عینیان سیروس

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :