کد خبر : 43286
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 671 بازدید

اسم واقعی مادرم ایران است/مهدی قلایی

    صبح های خانواده ی ما   به تعبیر خواب مادر می گذرد   اخیرن خواب دیده   یک لیوان نفت را عینهو آب خوردن سر کشیده   برادرم می گوید :   حفاری های نفتی به بشکه می خورد   پدرم اگر زنده بود می گفت :   ایران خانم تمام بدبختی های […]

za9a2e2vac0956

 

 

صبح های خانواده ی ما

 

به تعبیر خواب مادر می گذرد

 

اخیرن خواب دیده

 

یک لیوان نفت را عینهو آب خوردن سر کشیده

 

برادرم می گوید :

 

حفاری های نفتی به بشکه می خورد

 

پدرم اگر زنده بود می گفت :

 

ایران خانم تمام بدبختی های ما زیر سر خواب های توست!

 

خواهرم که همیشه نوک خالی لیوان را می بیند

 

می گوید:

 

زکی !

 

در آمدهای بلوکه شده رو خوردن !یک لیوان آب هم روش

 

مانا می پرد وسط

 

شرط می بندم دوباره دیشب ترید عدسی خورده

 

باید فکری به حال ذائقه

 

و هدایت به سمت فست فود و لقمه های

 

سبک تر بکنیم!

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

کامیار از تهران در گفته :

خواهرم همیشه نوک خالی لیوان را می بیند ؟!!!!!! مهدی جان ضمن خسته نباشید یا اصلاح فرمایید یا توضیح دهید ببخشید ……..دیگر سفارشی نیست.

مهدی قلایی در گفته :

ممنون از دقت شما

میثم ابراهیمی در گفته :

دقیقا نوک لیوان…..سپاس مهدی عزیز

مهدی قلایی در گفته :

میثم جان !

علی کولیوند در گفته :

درود بر مهدی قلایی عزیز. خانم آب باریکی لطفاً یه اطلاع رسانی بکنید در مورد راه ارتباطی با سرویس ادبی.

علی کولیوند در گفته :

درود بر مهدی قلایی عزیز. خانم آب باریکی لطفاً یه اطلاع رسانی بکنید در مورد راه ارتباطی با سرویس ادبی. هنوز ایمیل جناب میرسلیم خدایگان نوشته شده

آزاده آبباريكي در گفته :

با سلام خدمت جناب کولیوند.فرمایش شما صحیح است امیدوارم آقای آزادبخت مدیر محترم سایت این مشکل را برطرف نمایند.
راه برقراری با سرویس ادبی:abbarikiazadeh@gmail.com
سپاس از دقت نظر شما

مازیار در گفته :

بدجوری شعرهات سیاست زده شدند رفیق.کاش تلوزیون نگاه نکنی

مهدی قلایی در گفته :

” دلم میخواست شعری به غیر از درد / بنویسم برای تان/ اجازه ندادند

مهدی قلایی در گفته :

شعر بالا قسمتی از یک شعر مرتضا حنیفی است

میثم ابراهیمی در گفته :

ممنون مهدی عزیز جدای ازمحتوا تنها نکته ای که مراجلب خودش کرد فرم کاربود.یعنی تلفیق زبان گفتارونوشتار……اما۱تجویزباعرض عذر(درآمدهای بلوکه شده راخوردن/نوک لیوان هم روش)تاکید برآشنایی زدایی تاجایی که کامنت اول رخ ندهد

مهدی قلایی در گفته :

ممنون میثم عزیز . حتمن نظرات ارزشمند شما شنیدنی ست . استفاده کردم.

سینا در گفته :

باید باور کرد که این شعر فوق العاده است / “ایران خانم تمام بدبختی های ما زیر سر خواب های توست

مهدی قلایی در گفته :

مرسی

منتقد در گفته :

به جرات میگویم که یک شعر چند وجهی و چند صدایی هم در حوزه ی زبان و هم در حوزه معناست . خانواده ای که عظیم تر است با روایت ها و لهجه های مختلف . خانواده ای که پدر خود را از دست داده است . و مادرش برایش هر روز یک خواب تازه میبیند و فرزندانی از نسل های متفاوت که بعضی بد بین و منفعل و خسته اند و با بیخیالی حرف می زنند
” زکی! درآمدهای بلوکه شده رو خوردن”
و
نسلی جوان تر با اندیشه های نوین و فست فودی.
دمتان گرم وسرخوش باد خانم آبباریکی و قلایی شاعر

مهدی قلایی در گفته :

ممنون از خوانش و روایت شما

رامین نجفی در گفته :

مهدی عزیز اولین کاری بود که ازت خوندم کارت خوبه موفق باشی

مهدی قلایی در گفته :

مرسی که برای بار اول مرا خواندی / ولی امیدوارم آخریش نباشه

مهدی قلایی در گفته :

ممنون آقای نجفی

حشمت در گفته :

سلام مهدی جان کارت خوب بود احسنت پسر عمو خودمی دیگه ….

مهدی قلایی در گفته :

حشمت دوست داشتنی
کم بگو که دیر شد زود بیا پسر عمو!

صمد.آ در گفته :

چقدر خوب بود
نام همه مادرها ایران بود.

مهدی قلایی در گفته :

ایرانت باشه !صمد عزیز

زلیخاهمتی: در گفته :

مادرهاهمیشه خواب می بینندویادرروءیا برای فرزندانشان رخت عروسی می خرندونام نوهایشان رامدام تکرارمی کنندامافرزندانشان گویی دردنیای دیگری سیرمیکنند.شعرتون زیبایود هرچندنوشته ی من احساسیست

مهدی قلایی در گفته :

ممنونم از خواندن شما خانم همتی عزیز و شاعر

مهدی یاری نیویورک در گفته :

درود بر مهدی عزیز
فوق العاده ست پسر!

مهدی قلایی در گفته :

فوق العاده تویی که نیویورک فالوده میخوری.

مهدی یاری نیویورک در گفته :

آی گفتی مهدی… خدایش دلم بستنی فالوده داش نقی را میخواد.

بیطرف در گفته :

باسلام

نام بعضی مادرها “توران” است !

مهدی قلایی در گفته :

درود بر بیطرف

lمحمدرضا ص در گفته :

انصافا خیلی از کابوس های ما زیر سر فقر (مادی و فرهنگی)و عدم هضم و گوارش درست اطلاعات ,اخبار و حوادث روزمره است . خانواده ای که هنوز عدسی را به جای صبحانه ,شام( و قبل از خواب )مصرف و تازه آن را ترید (بسیار سنتی)میکند , خانواد ه ای که بزرگتر( پدر ) ندارد و هر کس ساز خودش را میزند . معلوم است در مناسبات بین جامعه (بین الملل )به بشکه میخورد ( به بتون آرمه).
اما این شعر یک روایت کلان نیست . یک فراروایت است از چند روایت که دارند در عرض همدیگر پیش میروند و هیچ جا هم به تلاقی نمی رسند . هر کس(_نسلی) روایت خودش را دارد و هیچ روایتی در صدد رد و پذیرش روایت دیگری نیست ( دیالوگی صورت نمی گیرد) حتا تا آنجا که سطح زبان گاهی به گفتار و محاوره میرسد ( زکی و به بشکه خوردن که دو اصطلاح کاملا کوچه بازاری هستند )
مانا که نامی امروزی ست در آخر فقط شرط میبندد که چاره این است که لقمه های سبک تر برداریم و به انداز ه ی همان گلیم معروف پای مان را بکشیم .
به هر حال حضور شاعرانی مثل مهدی قلایی در این صفحه و شعرهایی که نوید روزهای خوبی برای این شاعر و شعرش دارد . و چند تن دیگر از دوستان خارج از هرگونه تعصب و سطحی نگری و به به و چه چه مرا بر آن میدارد که از خانم آب باریکی تقاضا کنم , توجه جدی تری در شعر امروز ایران واتفاقات آن و نقد ادبی داشته باشند . ممنون از هر دو بزرگوار

مهدی قلایی در گفته :

سلام و درود بر شما

حبیبی در گفته :

با سلام
انگار پاسخ های شاعر به کامنت ها ادامه شعر ی است که می تواند همچنان ادامه داشته باشد….

مهدی قلایی در گفته :

هم چنان ادامه دارد سپاس

بدون تعارف قطعا مهدی قلایی یکی از شاعران آینده دار است تازگی ها دو شعر از ایشان در یک فضای مجازی خواندم برای استاد رحمانپور . خدا وکیلی حرف برای گفتن دارد یا چند شعر کوتاه از ایشان در یک ماهنامه ی ادبی دیدم: برای شما هم یکی دو تا درج میکنم امیدوارم لذت ببرید. ضمن آرزوی موفقیت برای این شاعر دوست داشتنی و با کسب اجازه از ایشان :

(۱)
من از آن مردهایی نیستم
که وقتی می خواهی بروی
بگویم:
برای تصمیم ات احترام قائلم
من می گویم
غلط می کنی که بروی

(۲)
فقط من و تو خطر نکردیم
دیده ام
گنجشک ها هم
روی سیم های خاردار
عشق می ورزند

مهدی قلایی در گفته :

ممنونم از اظهار لطف دوست عزیز. بهتر است همدیگر را بشناسیم و واقعی همدیگر را صدا کنیم.

عبداله امرایی در گفته :

سلام آقامهدی فوتبالیست .بسیارزیباست شعرتون

مهدی قلایی در گفته :

درود بر امرایی بزرگوار و با اخلاق / کاش یه بار بیرون از زمین فوتبال می دیدمتون

سیروس ندری در گفته :

به امید موفقیت

مهدی قلایی در گفته :

ممنون

به اندازه ی تمام “موفق باشید ” ها
زیر برگه های امتحانی هندسه
از خودم خجالت میکشم

همیشه آرزوی موفقیت میکرد معلم اما در پایان با هجمه ی صفرها مواجه میشد!!!

خیره ایشالله

عبداله امرایی در گفته :

شب بخیرمهدی جان.چرابیرون از زمین فوتبال؟در خدمتیم

آزادبخت تهران در گفته :

باتشکر ارز آقای قلایی،چقدر خوابهایت به کابوس نزدیک اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حامد قلایی در گفته :

سلام شعر واقعا قشنگ بود

تعبیر خواب ایران خانم بابک زنجانی ها بوده است

و……یکسری حرفای ناگفته……../////؟؟؟؟/

لیلا آدینه وند در گفته :

صبح تمام خوابها تعبیری است از آنچه نباید باشد و هست اهل سیاست نیستم جناب قلایی قشنگ بود و دردناک اسم واقعی مادر شوهر من هم ایران است قسم می خورم .

صمد ابراهیمی در گفته :

سلام دوست عزیزم……فوق العاده …..فوق العاده….فوق العاده قشنگ بود

ریرا در گفته :

از شجاعتتون خوشم اومد.

مریم21 در گفته :

من دانشجودی اقتصادم ولی راستشو بخام بگم چیزی از وضع اقتصاد ایران حالیم نیست/نوشته تون بهم ی دید کلی داد!بینهایت سپاس

حبیب -ق در گفته :

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار.
کسایی هستند که هر شب خواب میبینند…
دعا میکنم که هم ایران شما و هم ایران همه در پناه خداوند در امان باشند.
مهدی جان هم برای سروده های قبلی ات و هم برای شعرهای که در آینده می سرایی تبریک عرض میکنم بسیار عالی بود دست مریزاد.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :