کد خبر : 49355
تاریخ انتشار : ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,372 بازدید

چه بگویم !

    اسدالله آزادبخت / سرویس منتظران  :   تقدیم به فرمانده ی دلاورم حاج حسن باقری و رزمندگان گردان محبین ؛   با کدام قلم ، رنگ سرخ آن روزها را نقاشی کنم؟ کدام احساس؟ احساسی اگر مانده چشمی نمی بیند ! امروز اهل قلم مطلع کلامشان « لعنت بر جنگ» است. من هم […]

IMG_04312
 
 
اسدالله آزادبخت / سرویس منتظران  :
 
تقدیم به فرمانده ی دلاورم حاج حسن باقری و رزمندگان گردان محبین ؛
 
با کدام قلم ، رنگ سرخ آن روزها را نقاشی کنم؟ کدام احساس؟ احساسی اگر مانده چشمی نمی بیند ! امروز اهل قلم مطلع کلامشان « لعنت بر جنگ» است. من هم طوفانی تر از آن ها « لعنت بر جنگ » را سیاه می کنم.
اما از خاطرم هشت سال جنگیدن پاک و مقدس، پاک نمی شود . دفاع از خاک ونام وطن ، دفاع از پاکی پنجره های روشن . کنج خاموش دل، مثلث برمودای خاطره ها شده ، ولی باک نیست ، دلهره ندارم از چشم های تمسخر وجنگ ندیده .
برای شما می گویم : من جنگ را فهمیده ام ، خون و بغض وآتش را لمس کرده ام . پوتین های بزرگ برای پاهای کوچک بزرگ مردان طوفانی وپر خروش را دیده ام . روزگاری ساکن شهر هستی باز ها بودم ، کنار کفتران پر زده ، همه عاشق بودند ودر اوج بی صدایی سر می باختند . همه « عباس» بودند تشنگی را به دریا می ریختند . شلمچه ی ظهر عاشورا بود وهر چه باداباد . جزیره ها همه مجنون قدم ها ، قدم ها پر بود از جنون عشق برای رقصیدن در میان شعله های بیداد . بی ریایی مشق هر شب آن ها بود. پاک بازانی از قبیله ی لاله های واژگون ، خط شکن های گردان خدایی که دستور آتش را از او می گرفتند . دل های جامانده در زیر رمل های معطر وپای خاکریزه ها را چگونه رنگ کنم ؟ پیکر های آتش گرفته که اشک خدا آن ها را خاموش می کرد؟
حکایت های نا گفته اما جاری تر از نعره ی آبشارها ، پاک به زلالی چشمه .
فراموشی چون سایه ای از ابر بی باران ، عاطفه ها را تجیر کرده . در زیر این سقف پرستاره نمی دانند چشمک ستاره ها و آرامش بستر پر از سکوتشان از کجا رسیده! اگر نعره ی آن همه شیران بی غل وزنجیر نبود اینک نقش کفر با دندان های کرم خورده ، در هر گذری در کمین قدم رهگذران بود وهمه نگاه ها بن بست وپاییز ، آرزوی دل های یخزده ی هر ایرانی . نسخه می پیچند آنان که بلندای خاکریزه ها وآتش و خون ونبرد را حتی از فرسنگ ها دور حس نکردند. آنان رودخانه ی موّاج لاله ها وسیل طوفانی شب شکن ها را ندیدند. به آنان بگویید: فرشتگان در دستان حقارت مچاله می شدند و باد در لابلای سنگرها پنهان می شد تا شلاقِ شال غیرت کمرها را بر صورت خود حس نکند . همه آرش بودند وجنون وطن در سر داشتند. اگر آن همه آرش نبود، امروزی اینگونه نبود! وصندلی های غرور در دایره ی قدرت نمی چرخید . در پایان حرف دل را به صحن نگاهتان هدیه می کنم : کوچه ی بن بست خاطراتم ، اسم توست، می چرخد نگاهم به تو زُل می شوم . امروز ، صلیب دیوار کاهگلی گشته ای . دیروز، رستم گونه آرشی ، پاکباز، شگفتی سازِ عاشق ، شلمچه وزبیداد تا اروند وکرخه ، دایره ی جنون برای قدم هایت. حالا، چشمی تر نمی کند سنگ قبر تو را . می دانی ، برای مردن «مایکل » کوچه ها ، همراه شمع های رقاص ، اشک می ریختند ؟ اینک بر اوج یادتان فریاد می زنم : کلید شهر هستی باز ها در دست شماست.نامتان ،یادتان،غرورتان همواره بردماوندجاودانگی!
 
 
 
 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

سلام بر هنرمند فرهیخته شهرمان
با الهام از واژه های زیبای این متن میخواهم بگویم ما از جنگ خوشمان نمی آید بلکه متنفریم اما دوران دفاع مقدس زیبایی های بسیاری داشت ،
من مدعی ام که آن دوره ، طلایی ترین دوره تاریخ کشور ماست به خاطر ظهور نسلی که واجد تمام زیبایی های یک انسان به تمام معنی بودند .
باور کنید قصد اغراق و مبالغه ندارم ،
آی کسانی که آن روزها و آن آدم ها را دیدید و درک کردید ! اگر اشتباه می کنم بگویید .
هیچ قلم و بیانی قادر نیست آن گونه که آنها بودند توصیف شان کند ،
هیچ فیلم و تصویری نیست که حقیقت آن مردان مرد را به درستی به تصویر بکشد و . . .
اگر ما حسرت آن روزها را می خوریم برای آن همه زیبایی است که ما محروم شدیم ، جا ماندیم ، نمی دانیم عاقبت مان چه می شود ؟!

اسدالله آزادبخت در گفته :

کاملا با نظرحضرتعالی موافقم وبرهمین اندبشه پافشاری دارم که وصف آن همه دلاوری ورشادت ازتوان هیچ قلمی ساخته نیست،هستی هرانسان جان اوست که به هیچ بهایی حاضربه ازدست دادنش نمی باشدچون انسان ذاتا ازمرگ گریزان است واین مقوله ای بنیادیست اما درهشت سال دفاع مقدس دلاورمردان صحنه پیکار برای جان دادن ازهم سبقت می جستند وبی ریا درمیان شعله های آتش وخون پرمی گشودند. ترس چقدر دلهره داشت از بی باک بودن آنهمه آرش !زیبایی های دفاع مقدس را سعی کنیم پنهان نکنیم وبه هر طریق درحدبضاعت گوشه های ازآن را برای نسل امروز وفردا وفرداهای این آب وخاک به تصویربکشیم. سپاس از محبت شما استاد وسرور معظم حاج آقا قبادی . مانا باشید

س.م. والی پور در گفته :

سلام وعرض ادب دارم خدمت آقای آزادبخت عزیز . دستمریزاد عرض میکنم وشمارا تحسین میکنیم بخاطر این قلم شیوایتان. احسن برشما دلاوران دیروز جبهه های جنگ حق علیه باطل و آموزگاران واساتید امروز جبهه های علم وفرهنگ که درهردوجبهه ، به یادگار دردی دارید. موفق ومویدباشید انشاالله

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت سید بزرگوار ومهربان جناب والی پور
خاطرات حضرتعالی هیچگاه فراموش نمی شود. شما یکی از مخلص ترین بچه های جنگ بودید که مهربانی و دلسوزیتان دربین دوستان زبانزدبوده وهست. ازمحبت شما تا بی نهایت سپاسگزارم . به امیددیدار.

امرایی رومشگان در گفته :

سلام بر استاد آزادبخت چه زیبا و بی بدیل قلمت می چرخد . حقا که از پاکان دفاع مقدسی دلنوشته ات همچون اشعارت دل انسان را به پرواز در می آورد. و اشک را امان نمیدهد که در گوشه چشممان بایستد (پایار بوین)

اسدالله آزادبخت در گفته :

برادربزرگواروصمیمی جناب امرایی (رومشگان)ازابراز محبت حضرتعالی سپاسگزارم. براستی که درمقابل این احساس پاک وزلال شما قطره ای بیش نبوده ونیستم . همواره شادباشید

قدرت اله گراوند در گفته :

سلام بر معلم عزیز آقای آزادبخت وظیفه امروز هنرمندانی مانندشما کمتر از زمان جنگ نیست هماره باقلم شیوایتان رشادتهای رزمندگان ویاد شهیدان را گرامی و زنده بدارید

اسدالله آزادبخت در گفته :

همکار گرانسنگ جناب آقای گراوند
هنرمند واقعی شماییدکه شعورتان سبب طراوش وتحرک ذهن وقلم کمترینی چون حقیر می شود. سپاس ازمهرتان.

ولی اله آزادبخت در گفته :

نفس جنگ نوازی های دفاع تمام قدتان گرم، بزم نظم عاشق مداری های رقص قلم قلبتان هماره بر پا…بژیای

اسدالله آزادبخت در گفته :

نویسنده توانا وهمکارفرهیخته جناب آقای آزادبخت، درمحضراساتیدی چون شما درس پس دادن است وبس!
مهرتان ماندگاروعمرتان پایدار

ع م امرایی در گفته :

لحظاتی فارغ از دنیای پر ماجرا وفریبنده در گوشۀ تنهایی کِز کردم و برخویشتن خروش آوردم که ای تنِ لشِ جا مانده از کاروان عشق ، نانی و نامی محقر با تو چه کرد که نفیرِ سفیر عشق ناشنیده گرفتی وشهدِ موقت دنیا را بر رزقِ جاودانۀ خدا ترجیح دادی و در کشاکشِ روزمره گیها ی طاقت فرسا حسرتی پایان ناپذیر را به دلِ خود نشاندی…………………….. بابت این هشدار و تذکار عاشقانه و دلنشین ازشما دوست ارجمندم صمیمانه سپاسگزارم

اسدالله آزادبخت در گفته :

شاعرواستادگرانمایه جناب امرایی دوست داشتنی،برای من بسی افتخاراست که حضرتعالی مخاطب آثارم باشید وازاین بابت برخود میبالم. هزاران درودنثاروجودتان.

فتحعلی شهبازی در گفته :

درود بر آزادبخت عزیز از قلم شیوایتان لذت بردم دل نوشته ات حسابی بر دل می نشیند برقرار باشید

اسدالله آزادبخت در گفته :

ادیب گرانقدر جناب آقای شهبازی
ازخاک کمتریم، من هروقت شمارو میبینم سراپا لذت می شوم .پاینده باشی همنورد!

رستمی بخش کوهنانی در گفته :

سلام بر اسدالله عزیز
در سالهای ۷۲ تا ۷۴ دبیر ادبیات بنده در بخش کوهنانی بودی اگه اشتباه نکنم و خودت باش یادش بخیر خیلی کتک میزدی ولی خدایی استاد خوبی بودی ما دوستت داشتیم . فکر کنم خیلی پیر شدی نسبت به اون دوران البته ۲۰ سال پیش بوده. موفق و سربلند باشی استاد ارجمند

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت دوست عزیزم جناب آقای رستمی
ازدیدن کامنت شما خیلی خوشحال شدم . بهترین روزها را درکنارشما بودم که هیچگاه ازخاطرم نمیرود.
بایدپیرشده باشم چون سالها گذشته وشما هم آن نوجوان پرانرژی وپرتحرک نیستید! به همه سلام برسون . مشتاق دیدار.پیر شی!

حكمت اله اماني در گفته :

سلام خدا بر شهیدان بزرگوار ما و سلام بر فرمانده لایق حاج حسن آقای عزیز و سلام خاص نثار صاحب قلم شیوای متن
جناب آزادبخت ؛ همه ما مکلفیم به زنده نگهداشتن اون دوران طلایی. طلایی نه بخاطر جنگ و کشتار، بل بخاطر ایثار و رقص زیبای شهدا بهنگامه وصال دوست. بدرستی که پیر و مراد دلمان فرمود شهدا در قهقه مستانه شان عند ربهم یرزقونند.
در فرهنگ هر ملتی قتل و خونریزی زشت و نازیباست. لیک آنزمان که ملتی در برابر بیش از سی و شش کشور قدرتمند دنیا آنهم در طول هشت سال مداوم با ایستاده و با ایثار نسل جوان، حمایت پدران و مادران و توده مردمش، پوزه آنان را بخاک مزلت می کشد، این رقص جانها لذت بخش می شود. امیدوارم همیشه سربلند باشید.

اسدالله آزادبخت در گفته :

برادربزرگوارم حاج حکمت امانی
سلام ودرودخداوند برشما ودیگریاران محبین،حضرتعالی همواره درقلب من جای داریدومحبتتان درهرشرایطی شامل حالم بوده . امیدوارم تندرست وشادمان باشید

نجف شهبازی در گفته :

یاد باد انکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی زخاک درت حاصل بود
دوش بیاد حریفان بخربات شد خم می دیدم خون در دل سر د ر گل بود
از بس بگشتم بپر سیدم درد فراق مفتی عقل در این مسله لا یعقل بود

پایدارباشی آقای آزادبخت.شماباعث افتخارلرستانی.خدایی قلمت حرف نداره هنرمندعزیز.لذت بردیم.

اسدالله آزادبخت در گفته :

شما بزرگوارید وازاینهمه لطف ومحبت سپاسگزارم . وجودشما مایه افتخاراست که هنر وهنرمند را با دلگرمی پشتیبانی میکنید. مانا باشید

رحیم جعفری در گفته :

سلام،هشت سال دفاع ما دانشگاه بود وامروز هر چه داریم محصول آن نعمت بزرگ است .امام خمینی سلام الله علیه فرمودند جنگ نعمت بود.ادیب ارجمند جناب آزادبخت صمیمانه به خاطر این مطلب زیبا تشکر میکنم وخواهش میکنم به بهانه های مختلف که کم هم نیستند این اندیشه های فاخر مطرح شود تا ارزشهای دفاع مقدس فراموش نشود.

اسدالله آزادبخت در گفته :

اندیشمند فرهیخته حاج آقا جعفری
باسلام وعرض ادب ،ارزشهای دوران دفاع مقدس شایسته نیست کمرنگ شود،رسالتی ست عظیم که تحت هرشرایطی بایدازآن دفاع کرد.خون پاک شهدا شناسنامه وهویت ماست ،اهالی قلم ،رسانه ها ومطبوعات ….هرکدام درحدبضاعت خودبایدتلاش کنند تافرهنگ شهادت وایثاربرای نسل امروز وفردای این سرزمین نهادینه شود چون فاصله گرفتن ازاین فرهنگ به مراتب خطرناک تر ازهرشبیخون فرهنگی ست!امیدوارم همه دراین مسیر گام برداشته وماهم سهم اندکی داشته باشیم.ازمحبت شما بیکران سپاس.

با سلام به همه رزمندگان بخصوص آنان که تیربار قلم به دست در جبهه جنگ نرم سرسختانه میجنگند،چکامه ای تقدیم به شهیدان واصل وشهیدان منتظر:

به یادشهیدان شیرین سخن /حسینی تباران مرز کهن

علی پیشگان حزب الهی/ حسن قامتان سرو سهی

ابوالفضل مردان تشنه کام/ به راه خمینی نهشتندگام

خوشاخیل عاشق مستشان /بود چشم محمود پی دستشان

هنیئاً لکم کاسه های شراب /زکوثر بنوشید همی می ّناب

سپس تماشاتماشا وجه یار /کرارً کراراً کراراً کرار

نوری نظری طبا در گفته :

با سلام خدمت استاد گرانقدر جناب اقای ازادبخت
دفاع مقدس دفاع از تمام ارزشها بود و الحق و الانصاف شما رزومندگان این مهم را به نحو احسن به سرانجام رساندید
مطمئنا رشادتهای شما رزمندگان هیچ وقت کمرنگ نخواهد شد و تا ابد جاری و جاودانه خواهد ماند

اسدالله آزادبخت در گفته :

برادریزرگواروشایسته جناب نوری نظری طبا
باسلام وارادت ویژه ، ازمحبت شما ممنونم . مشتاق دیدار

مصطفی رضایی در گفته :

برقلم های پاسدار خون شهیدان درود و صدسلام. دستت مریزاد استاد آزادبخت.

اسدالله آزادبخت در گفته :

شاعروهمکار فرهیخته جناب رضایی
همیشه برای من دوستی ثابت قدم ودوست داشتنی خواهی ماند. ((توبزرگی درآینه کوچک ننمایی))

یونس قباده در گفته :

سلام استاد ارجمند . از قلم شیوا و زرینتان بر منوال گذشته استفاده کردم . چه زیباست تنفر از جنگ و زیباتر آماده دفاع بودن با جان و مال ، و مدال زرین افتحار دفاع را بر گردن آویحتن .

اسدالله آزادبخت در گفته :

سپاس بیکران از شما برادر دوست داشتنی ام حاج یونس قبادی . شما یکی از بهترین های دفاع مقدس ویکی از یادگاران مشق شهادت هستید. مانا باشید

بسیار زیبا بود
چه خوب است بزرگداشت بزرگان حقیقی این دیار، در زمان حیاتشان
این راه نو مبارک باد

اسدالله آزادبخت در گفته :

سرکارخانم نسیم با عرض سلام وادب
ازمحبت شما سپاسگزارم و باید خدمت شما خواهر بزرگوارم توضیح بدم که حاج حسن باقری نمادی ازشجاعت واخلاص وایثار هستند که نه تنها حقیربلکه بچه های جنگ به این موضوع اذعان دارند. پایدار باشید

سعیدجمشیدی در گفته :

من جنگ را فهمیده ام ، خون و بغض وآتش را لمس کرده ام . پوتین های بزرگ برای پاهای کوچکِ بزرگ مردان طوفانی و پر خروش را دیده ام .
سعادت محشور شدن با همرزمان شهیدت،ارزانی تو باد. تویی که قلمت سراسر بوی وفا میدهد. ممنونم استاد ارجمند، بسیار زیبا…

اسدالله آزادبخت در گفته :

استاد فرهیخته جناب سعیدجمشیدی
حضرتعالی درهرمناسبتی ودرهر بعدی نسبت به حقیر لطف داشته که برای من زهی سعادت وافتخار محسوب میشود.جاودان باشید

وبلاگ گردان محبین در گفته :

مطلب را در وبلاگ گردان محبین آورده ام .

اسدالله آزادبخت در گفته :

همرزم دوست داشتنی وپرانرژی حاج مرتضی قبادی
قبل ازهرچیز خوشحالم که به صفحه منتظران سرزدی تا سراغی ازمن بگیری ، ازمحبتت سپاسگزارم و به گردان محبین سرزدم وبچه ها رو ازنزدیک دیدم !البته بعضی ها رو بااشک وبعضی ها رو با لبخند! همواره محبینی باشی

علی شفیعی در گفته :

درود برکسانیکه با قلم زرین وزیبایشان اشک مارا در می آورند.(تقدیم به همرزم خودم اسدالله آزادبخت)

اسدالله آزادبخت در گفته :

همکار محجوب ودوست داشتنی جناب آقای شفیعی
حضرتعالی یکی ازچهره های ماندگار دوران دفاع مقدس هستیدوخوشبختانه امروز درکسوت معلمی مشغول خدمت، ارادت بنده را پذیرا باشید . ماندگاروتندرست.

علیآقا حسین پور / دبیر سرویس هنری " میرملاس نیوز " در گفته :

درود بر قلم ات اسدالله آزادبخت

اسدالله آزادبخت در گفته :

درود براستاد بااخلاق وفرهیخته جناب علیآقا حسین پور . برقرارباشید

دردمند 0 در گفته :

درودازدبخت دلم واسه روزای ایثاروازخود گذشتگی دلاوران گردان خط شکن همیشه پیروز محبین سخت تنگه تنگه یادش بخیر حالا من مانده ام باکمری ترکش خورده کتفی اسیب دیده درعملیات والفجر۹وروانی پریشان که هیچ دادرسی بجز خدا ندارم چرا که هیچکس حتا حاضر به شنیدن دردو رنجم نیست خدایا به تو پنها میبرم

اسدالله آزادبخت در گفته :

دوست عزیزم جناب دردمند۰
خدامیدونه الان که کامنت شما رو خوندم بیش ازحدانتظار متاثرشدم واشک پرچشمام شد.ضمن آرزوی شفای عاجل برای شما برادر همرزمم باید خدمتتون عرض کنم براستی که جانبازان نماد والگوی فداکاری وایثار هستند وانتظارنمی روداینگونه دردمند ونالان باشند. من سراپا درخدمت شما دوست عزیز هستم وهر دستوری بدید اطاعت امر میکنم. تندرست باشید

علی مرادی در گفته :

برادر عزیز جناب آقای آزادبخت سلام و عرض ادب

چقدر زیباست این متن و دلنوشته شما در رثای ایثارگری های خود و در رکاب فرمانده دلیر و بی ریایتان.
دلنوشته ایست قابل خواندن برای بارها و بارها و هربار تازگی خودش را دارد. من که هر بار که این متن را میخوانم از خواندن آن لذت میبرم .
حقا که هنرمند هستید و به این خاطر به شما برادر عزیز تبریک عرض میکنم.

با آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر برای شما رزمنده و هنرمند هم استانی.

اسدالله آزادبخت در گفته :

سرور مهربانم جناب علی مرادی
باعرض سلام وارادت ویژه خدمت حضرتعالی
ازاینهمه صداقت وسادگی شما که درنهایت اخلاص ووارستگی محبت کرده ای وبنده را موردتفقدقرار داده ای بی نهایت سپاسگزارم.مهر شما بهترین پشتوانه برای ما محسوب میشود. به امیددیدار

نجف شهبازی (ازاده) در گفته :

زمانه ما جنگ بود جوانی بود قدرت بی باکی بود یاد می گرفتند زود همه با هم بودند روزی بزرگ بزرگ همه روز ی دیکر کوچک بزرک همه دل زود میرفت قرار نبود عشق بود دیده نبود دل بود نگاه نبود سخن بود کنار عشق جاش نبود عشق دیده ها برده بود دل دادگان رفتند نگاه نکردند
تقدیم به غمگسار دلدادگان

اسدالله آزادبخت در گفته :

برادرفرهیخته ومحجوبم جناب حاج نجف شهبازی
هیچگاه صفای وجودشمارو ازیادنخواهم برد,هرکسی همنشین کلامت میشدخستگی نمیشناخت وجذابیت وگیرایی سخنت هنوزدردلم غوغا میکند! چه روزهای خوشی را درمدرسه طالقانی وبعدازآن درمناطق جنگی پشت سرگذاشتیم .رفته رفته بزرگ وبزرگ تر شدیم وازآن روزهای رویایی فاصله گرفتیم اما خداراشاکرم که الگوونمادی ازصبرواستقامت برایم ماندگارشد وآن الگوکسی نیست بجز شما وبحق وشایسته الگویی وارسته وماندگار هستید. پاینده وبرقرارباشید

مروت آزادبخت در گفته :

درود بر اسدالله آزادبخت عزیز
از قلم شیوایتان لذت بردم دل نوشته ات حسابی بر دل می نشیند،گویای زبان مردان بزرگ این وطن ماندگار است، برقرار باشید
از قلم شیوا و زرینتان لذت بردم همانند روزهای پیروزی بر دشمن متجاوز زمان جنگ، چه زیباست تنفر از جنگ و زیباتر از آن آماده دفاع از وطن با ایثار و شجاعت، از خود گذشتن با جان و مال ، و مدال زرین افتحار دفاع را بر گردن آویحتن .
با الهام از واژه های زیبایتان، میخواهم بگویم هیج کس خواهان جنگ نیست مگر آن هائی که منافع خود را در جنگ جستجو می کنند ،ولی دفاع از سر زمین و ناموس هم وطنان دفاع مقدس و بسیار لذت بخش و گواراه نثار جان در این راه است.
دوران دفاع مقدس ، طلایی ترین دوره تاریخ کشور ماست به خاطر ظهور نسلی که واجد تمام زیبایی های یک انسان به تمام معنی بودند .و مردمی یک رنگ که پشتیبان سربازان خودبودند برای هر ایرانی اصیل افتخاری بس بزرگ و بیاد ماندی است.
هیچ قلم و بیانی قادر نیست آن گونه که آنها بودند توصیف شان کند ،
از قلم به دستان و هنرمندانی چون شما به عنوان همشهری و هم استانی لدت می برم
شادو تندرست باشی

اسدالله آزادبخت در گفته :

امیر سرتیپ جناب دکتر آزادبخت
با عرض سلام وارادت خالصانه خدمت شما فرمانده شجاع ومتهور ویادگار هشت سال دفاع مقدس
از اینکه با دنیایی ازمحبت ومهر سراغم آمده ای برخودمیبالم وسجده ی شکر ادا میکنم.
شان وشوکت شما بعنوان یک دلاور هم ولایتی ,برای من ودیگرهمشهریانم قابل ستایش وتکریم است.افتخارات کسب شده توسط شما که نشان ازلیاقت وشایستگی تان داردبرگ زرینی ست برای تاریخ پراز فرازونشیب این دیار,قهرمانان واقعی ما شهیدان ویادگاران هشت سال دفاع مقدس هستندوبدون شک شجاعت وشهامت شما سبب گشته تا برای نسل امروز وفردا وفرداهای دگر الگویی ماندگارباشید,الگویی که مایه مباهات است. این افتخار را داشته ام که درسن نوجوانی شمارا ازنزدیک زیارت کنم وهیبت وصلابتتان راهنوزدرذهن دارم وامیدوارم درآینده نزدیک مجدداین اتفاق حاصل شود. بی نهایت از تلاش فرمانده عزیزم جناب حاج بهزادباقری سپاسگزارم که سبب خیرشدوبا اتشتار زندگینامه پرازافتخارشما موجب این آشنایی شدتا همه دوستان میرملاسی با دیدن تصویر شما برخودبالیده واحساس غرور کنند.برایتان آرزوی تندرستی وبهروزی دارم وازاینکه بذل محبت نموده وکامنت گذاشته اید تا بیکرانها سپاسگزارم.مانا باشید

قهرمان در گفته :

دوست عزیزوادیبم اسدجان
قلم توانمندت که ازدوران راهنمایی درخدمتت بودم همچنان غوغا می کند ماندگارباشد
دست نوشته ات راکه میخواندم بدون اغراق آنچنان متاثرشده بودم که اشک امانم نمیدادمطالب شیرین ودلنوازت راتااخرخوب بخوانم کوههای گرده رش،قمیش ،گمو و همهمهای عملیات رابرام مجسم کرد به طوری که احساس میکردم با تمام وجود آنجام خلوتی رایافتم یواش یواش گریه کردم!!!!!!

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :