کد خبر : 5912
تاریخ انتشار : ۴ تیر ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 911 بازدید

یادی از جانباختگان حادثه سعادت آباد

  روز دوازدهم تیرماه سال ۸۷ هنگامی که پیکر ۱۷ جوان کوهدشتی در این شهرستان بر روی دست مردم تشییع شد لرستان مبهوت بود که چرا باید در حادثه ای که در صدها کیلومتر دورتر از لرستان اتفاق افتاده است شاهد مرگ ۱۷ جوان کوهدشتی باشد. حادثه ای که داغی تازه بر دل های مردم […]

 

روز دوازدهم تیرماه سال ۸۷ هنگامی که پیکر ۱۷ جوان کوهدشتی در این شهرستان بر روی دست مردم تشییع شد لرستان مبهوت بود که چرا باید در حادثه ای که در صدها کیلومتر دورتر از لرستان اتفاق افتاده است شاهد مرگ ۱۷ جوان کوهدشتی باشد.

حادثه ای که داغی تازه بر دل های مردم گذاشت حادثه سعادت آباد در حالی رخ داد که تعدادی از۱۷ جوان کوهدشتی دانشجو بودندو برای تامین معاش و هزینه دانشجویی به این کار مشغول بودند و این حادثه نه تنها اولبن حادثه و آخرین نبود بلکه هراز چند گاهی خبر های ازهمین دست برای جوانانی که برای یافتن کار به شهرهای دیگه مهاجر کردند اتفاق می افتد.

فروریختن ساختمان بروی این ۱۷ جوان در حادثه سعادت آباد تهران مستندی واقعی برای عمق فاجعه بیکاری دراستان می باشد استانی که از هر حیث دارای منابع بالقوه از جمله زمین کشاورزی درجه یک رودخانه خروشان و معادن متنوع و گردشگری است. سالهاست که به طوری کلی توسعه و آبادی خواسته به حق مردم شریف ولایتمدار شجاع و غیرتمند لرستان به کندی صورت می گیرد.اکنون لرستان از لحاظ منابع بالقوه نیازی به هیچ چیزی ندارد زمین های درجه یک رودخانه های خروشان مکان های توریستی بی نظیر معادن سنگ گچ سیمان نفت چهار راه ترانزیت کشور این گواه این حقیقت است.

تحول و تغییر اساسی در لرستان زمانی صورت می گیرد که همه مردم خواستار آن باشد.خوشبختانه لرستان در مسیر توسعه قرار گرفته و اکثر مردم به این آگاهی رسیدند که از حقوق خودشان دفاع کنند و با حساسیت بیشتر عملکرد مسئولین را زیر نظر داشته باشند و توسعه و آبادی از مسئولان که خادمان مردم هستند مطالبه کنند. در انتخابات این دوره مجلس شرایط به نحوی شده که مردم در انتخابات مجلس گزینش های قومی قبیلهای زبانی و نژادی را کنار گذاشتند و از انتخاب نمایندگان ناکارامد سر باز زدند و کسانی انتخاب کردند که بتواند مطالبات و نیازهای منطقه را با تمام قدرت دنبال کند و ابادی شهرشان را از همه چیز مهمتر می دانندو امروز دیگر نمایندگان مجلس و مسئولین این را خوب می دانند معیار عملکرد است که تعیین کننده بقا آنها در جایگاهشان می باشد نه تعصبات قومی و زبانی.

حادثه سعادت آباد بعد از چهار سال هنوز تازه است و تازه باقی خواهد ماند وفراموش نخواهد شدتا زمانی بیکاری در استان ریشه کن نشود و برای رسیدن به این هدف در شهرستان کوهدشت بایدهر سال برای این عزیزان از دست رفته مراسم بزرگداشتی در شان آنها به حمایت خانوادهای آنها و مردم شریف و فهیم کوهدشت برگزار شود و از دلسوزترین مسئولان شهرستان و استان و نماینده محترم شهر نیز دعوت شود.در خصوص برنامه‌های بزرگداشت شامل سخنرانی های ویژه، برگزاری مراسم معنوی دعا و غبارروبی و عطر افشانی مزار این عزیزان از دست رفته باشد.

به امید روزی که دیگر شاهد همچین اتفاقاتی در استان نباشیم ومسئولین قول های که به مردم دادندعمل کنند و برای رفع بیکاری برنامه ریزی دقیق انجام بدهند. سدهای استان همچون سد معشوره سد رودبار و سد بختیاری و دیگر سدها و پروژهای اب رسانی برای زمین های کشاورزی ثمر بگیرد و ساخته شود تا شاهد رشد چشمگیر توسعه منطقه و حتی مهاجرت نیروهای شهرهای دیگر در منطقه باشیم .انشالله

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مریم در گفته :

خیلی دردناکه!

فری در گفته :

فقط باید افسوس خورد
ایا کسی هست که بشنود
ایا کسی هست که فکری کند
ایا کسی هست چاره ای بیندیشد
هر شب بروید اتوبوسهای تهران را نگا ه کنید ببینید که این جوانان تحصیل کرده به کجا میروند برای چه از خانمان خود دور میشوند برای چه زن و بچه خود را رها میکنند
نمایندگان قبلی افسوس افسوس
نماینده جدید اگه دستت میرسه کاری بکن

سی خوت در گفته :

آنان که تا دیروز سنگ به سینه می زدند آیا به فکر این روز هستند که مرهمی بر زخم های خانواده هی درگذشتگان باشند

سید سبز در گفته :

چند نفرشونو من میشناختم اتفاقا بعد از چند ساعت خودمو به محل حادثه رسوندم ولی…
فوق العاده غم انگیز و دردناک….
فاتحه و صلوات نثار روحشان….

هنجس در گفته :

آقای ملکشاهی، خواهش میکنم واسه این شهر یه کاری بکن شما دیگه باند بازی و تعصبات قومی رو کنار بذار، به خدا اگه حرکتی انجام بدی و کاری انجام بدی تا ابد محبوب مردمان این شهر خواهی شد.از آدمهای شایسته استفاده کن کسانی که به درد مردم آشنا باشند.شمابهتون بر نمیخوره همشهریهای تحصیلکرده ات کنار خیابونهای تهران منتظره کار باشند.وگرنه بازهم شاهد سعادت آبادهای دیگری خواهیم بود.

جوانل ایمه ای دس بـــیکاری
مچنه تهران ای روی ناچـــــــــاری

هفده (۱۷ )جوان من ای ژیر لاوار
ا دس ای وضعه خدا ای هـــــــــاوار

آیا چهار برادر نازنین سعادت آبادی در طلب سعادت بودند و یا فقط می خواستند در محضر خانواده خود سر افکنده نباشند ؟ آیا در دو کفه ترازوی این حادثه ، عمر این جوانان وزین تر بود و یا دستمزدی نا چیز ؟ چرا بایستی امثال این جوانان از صدها کیلومتر دورتر جلای وطن کنند و به استقبال مرگی این چنین تلخ بیایند و متنی تأسف انگیز را بنگارند که فرمانده شهردار شده آن را ” حاشیه ” خواند و در جامعه ی منتسب به دین و تدین و عدالت علوی ، پرونده ای این چنین لوث گردد ؟ چه کسی دوست دارد که خانواده ، دوستان و وطنی که در افق های آن آرزوهای خود را می دیده است را به مقصد غروبی همیشگی ترک گوید

علی عماد در گفته :

نمیهام زنه خاک بوئیم
دلم میها سفر روئم،دیچه نمونم دلم میها روئم،تا گه بمونم
دلم میها مه هم قایق بسازم شاید درمون بکم درد گرونم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :