کد خبر : 6014
تاریخ انتشار : ۶ تیر ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 384 بازدید

خیابانهای کوهدشت و هفت خوان رستم/ چاله هایی که به پای شهر پیر شدند!

    به گزارش میرملاس نیوز به نقل از مهر ؛  روایت خیابانهای شهر کوهدشت و هفت خوان رستم روایت غریبی است، روایتی از گامهایی که باید بلند برداشته شود تا مبادا در یکی از همین چاله ها سرنگون شوی و قربانی زخم کهنه معابر کوهدشت نام بگیری. کوچه ها و خیابانهای کوهدشت هربار به بهانه […]

 

 
به گزارش میرملاس نیوز به نقل از مهر ؛  روایت خیابانهای شهر کوهدشت و هفت خوان رستم روایت غریبی است، روایتی از گامهایی که باید بلند برداشته شود تا مبادا در یکی از همین چاله ها سرنگون شوی و قربانی زخم کهنه معابر کوهدشت نام بگیری.

کوچه ها و خیابانهای کوهدشت هربار به بهانه های گوناگون گاز، تلفن، فاضلاب، آب و… کنده می شوند اما همچنان خراش خورده باقی ماندند.

معابر کوهدشت سالهاست با زخم کنده کاری ها سر می کنند و هنوز مرهم داغ آسفالتی و گذر غلتکی به التیامشان نرفته است تا این درد کهنه هر روز شهروندان را آزار دهد و شاید هم مردم کوهدشت به این معضل خو گرفته اند.

باران که می آید باید هربار منتظر جیغ بلند ماشینی باشی که چرخش در چاله ای فرو رفته و هرچه زور می زند بیشتر فرو می رود. یا “هق هق” کودکی که یک لنگه از کفش هایش را در گل سمج چاله ای جا گذاشته است.

شهردار قبلی کوهدشت سه سال پیش گفت که “تا سه ماه آینده تمام معابر کوهدشت آسفالت می شوند” و شهردار عوض می شود و وعده سه ماهه، سه ساله هم تحقق نمی یابد.

شهرداری مدعیست که شرکت آب و فاضلاب شهری باید اعلام کند دیگر کنده کاری ندارد تا شهرداری به کار آسفالت خیابانها بپردازد!

از خانه که بیرون می زنی با اولین صلوات چشمت به اولین چاله پیر کوچه می افتد که پیش پایت دراز کشیده است و باید برای گذشتن از خوان اول آن پای چپت را بلندتر برداری و برای چاله دوم و سوم هم همین کار تکرار کنی!

“خانه بازی” چاله ها را که تمام می کنی و به کوچه ی مقابل می رسی باید صبرکنی ماشینی به زور از کوره راه میان دیوار و تپه های مصالح ساختمانی عبور کند، چون جا برای گذر هر دو باقی نمانده است.

از زخم های سینه ی خیابان هم می گذری و به سمساری سر راه می رسی که نه تنها گلوی پیاده رو را مسدود کرده است که لوازم آشپزخانه اش را کنار خیابان شلوغ چیده است. خیابانی که تنها صد متر از میدان اصلی شهر فاصله دارد.

به خیابان اصلی که می رسی، می توانی از باریکه ی پیاده رو عبور کنی اما باید مواظب باشی پایت به کارتن مغازه داری گیر نکند و با سر به جدول سقوط کنی!

سرعت گیرهای تپه ای ساخته شده با آسفالت را نیز یکی یکی مرور می کنی که بدون رنگ آمیزی بر سینه ی خیابان بالا آمده اند و بسیاری از شب ها اتفاق افتاده است که ناگهان، مقابل سرعت ماشینی سبز شده و چند متر آن را به هواپیما تبدیل کرده اند!

 راننده ای توقف می کند و از عکس گرفتن هایت می فهمد خبرنگار هستی؛ دهانش را به گوشت می رساند و می خواهد به خیابان آنها هم سری بزنی! ولی خیابانهای شهر همه به یک درد گرفتارند، زخم چاله های هر روزه، سد معبرهای همیشگی، مصالح ساختمانهای نیمه کاره و زباله های هر روزه!خیابانهای شهر انگار به این درد همیشگی خو گرفته اند، مسئولان هم شاید همینطور!

گزارش و عکسها از : حشمت اله آزادبخت / خبرگزاری مهر

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

تاویر در گفته :

ای گه ل دمت گرم
کار خوتی کرد
هر چند باید زودتر از اینها مطلب می نوشتی اما امان از پیچ و خم های خیابانها ی زندگی

قباد امرایی در گفته :

بابت این عکسها که خود خیلی دردها را فریاد میزنند از شما سپاسگزارم

حشمت اله آزادبخت در گفته :

آقای متشخصی جلوی منو گرفته توی بازار که کجای کوهدشت اینجوریه که ” زیه وِ گاله” ؟ گفتم : عذرمه مِ عامو ای عکسلمه اِ خواو گرتیه بوه خش…
ولی من تعجبم از اینه که خداوکیلی توی این گرماپز تیرماه بعضی ها چطور توی کت به این ضخامت طاقت میارن؟!!

من هم در گراب به همین درد گرفتارم

یک کوهدشتی در گفته :

بابا بی خیال، بذار باشن برا دفع سنگ کلیه، بازی گرگم به هوا، شبیه سازی حرکت قورباغه توسط مردم سلحشور کوهدشت!!!، یادآوری این نکته به مردم صبور و قهرمان کوهدشت!!! که یادشان باشد اجدادشان زمان الاغ سواری اصلا آسفالت به چشم ندیده اند که حالا دران از چاله چوله های خیابان شکایت میکنن!!! و……. کی به کیه؟! بی ی ی ی ی ی خیال ل ل ل ل ل ل

تازمانی که امثاله ادمایی مثله شما تو این شهر هستن،همین آشه و همین کاسه!

دوستان عزیز چیمون درسته که آسفالتمون درست باشه.
این چند سال تو کوهدشت دانشگاه زیاد شده و دانشجوی غیر بومی،به خدا از بس که این خرابشده هیچی نداره نمیدونم چی بهشون بگیم.
موندم چنتا دانشگاه دیگه باید راه اندازی بشه که یکم به فکر این دانشجوها باشن.به خدا اگه اینجوری ادامه پیدا کنه همین دانشجوها که فارغ التحصیل بشن میرن فقط و فقط از بدی اینجا واسه دیگران میگن
واقعا جای تاسف داره

ناظر در گفته :

به نظر من این وضعیت حق ماست چون قبیله ای رای میدهیم در ضمن ما مردم صبوری هستیم اعضای محترم شورای شهر هم به فکر مسافرتهایتان به کیش باشید

امان و تاسف باید به چه بخوریم بیکار فقر نداری کارخانه تحصیل دانشگاه راه اهن ترمینال کارخانه خیابان شهر و…………………………………..افسوس

امرایی در گفته :

ببخشید منظورم پمپ گاز بود.

امرایی در گفته :

آقای آزادبخت چراکامنت هاروحذف می کنی؟اینکه نوشته بودم یک جوان بدبخت زن وبچه دار مسووذ پمپ گاز بود وبیرونش کردند وبرادر رییس شورای اسلامی را بجاش گذاشتند.آیا این کامنت را که یک واقعیت هست باید حذف کنید؟محافظه کاری تاکی؟

ازاده در گفته :

سلام دوستان :هرچی به سرمان میاد تقصیر خودمان حقمون مامردم کوهدشت ادمهای کم توقعی هستیم علایق هرچی لایق ،البته کوهدشت ادمهای باسوادی داره ولی کم توقع هستیم چرامانباید مثل بروجرد باشیم مگه بروجردم شهرستانی نیست بیایدباهم شهرابادکنیم چرامسئولین فقط میخوان همه چیز به نفع خودشون باشه چرا سطح فرهنگ کوهدشت بالا نمیبرن مادردمون به کی بگیم……….

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :