کد خبر : 63146
تاریخ انتشار : ۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 403 بازدید

عمو سلام . . .

  سعید بالنگ / میرملاس نیوز :   نوشتن نامه قاعده و قانون دارد . می گویند نامه های رسمی را باید با درج «تاریخ» ، «پیوست» و «موضوع» ارسال کنیم. می گویند که می گویند ! آدمهای این روزگار خیلی چیزها می گویند ! وقتی شما و همرزمانتان ساده و خاکی طی یک جمله […]

15527 copy

 

سعید بالنگ / میرملاس نیوز :

 

نوشتن نامه قاعده و قانون دارد .

می گویند نامه های رسمی را باید با درج «تاریخ» ، «پیوست» و «موضوع» ارسال کنیم.

می گویند که می گویند ! آدمهای این روزگار خیلی چیزها می گویند !

وقتی شما و همرزمانتان ساده و خاکی طی یک جمله ی کوتاه پیام تان را برای ما مخابره می کنید که «آهای زمینی ها ! قرارمان این نبود» دیگر چه لزومی دارد که منِ کمترین بخواهم به نامه ای که برای تسکین آشوب دلم می نویسم رنگ و بوی «بروکراسی» بدهم ؟!

 

ساده بگویم : عموجان ! حسرت ندیدن و نداشتنت را میخورم !

 

وقتی خاطراتت را از دوست و آشنا می شنوم اغلب به خودم افتخار می کنم و گاه نبودنت را غصه دار می شوم .

راستی مدت هاست که سرگرم جمع آوری آثار و خاطرات شهدای کوهدشت شده ام . احساس غرور خاصی دارم ؛ از جنس آن غرورهای بی زیان !

این روزها دوستانت در هر پست و جایگاهی به من لطف دارند ؛ گاهی از این الطاف که مرهون از خودگذشتگی های شماست ، احساس شرمندگی می کنم .

 

عمو جان !

 

کودکان دیروز از شما برایم می گویند …

کودکانی که هر کدام این روزها برای خود مردی شده اند . می گویند بسیار مهربان بودی و دست محبت بر سرشان می کشیدی .

گاهی با خودم می گویم کاش در قامت یک کودک ، لحظه ای با تو بودم .

کودکان دیروز و مردان امروز هنوز فراموشت نکرده اند گویی دستان گرم تو هنوز بدرقه راهشان است .

گاهی با خودم می گویم کاش دست شما بدرقه راهم باشد .

 

عموجان !

 

گاهی که از ناملایمتی های روزگار و بی توجهی به آرمان ها خسته می شوم ، شما را در ذهن تصور می کنم که در مقابلتان ایستاده ام و از نبودنتان گلایه می کنم .

با صدای بلند فریاد می زنم : «تو چرا رفتی؟!» ، « تو چرا جنگیدی؟!» و شما با همان تواضعی که از زبان همرزمانت شنیده بودم سرت را پایین می اندازی و آهسته می گویی: « تا چراغ از تو نگیرد دشمن …»

 

عموجان !

 

شما رفتی و جانانه جانت را نثار امروز و فرداهای من کردی .

گرچه زمانه گرد و غبار فراموشی را بر دلها نشاند واهدف و آرمان ها با رنگ و لعاب های متفاوت رو به فراموشی رفت ؛ اما پای نهادن در رکاب حسین (علیه السلام) برای شما هدف بود و نثار جان نیز احلی من العسل.

شما با دفاع از خاک و ناموس ایرانی به میهمانی سرور و سالاری شتافتید که تا ابد برای بشریت آموزگار درس « آزادی و آزادمردی » است .

می گویند پای نهادن بر بهشت برین آسان نیست .

می گویند برای عاقبت بخیری باید از لذات چشم پوشید .

این را هم می گویند که شهید ۷۲ نفر از نزدیکانش را شفاعت خواهد کرد .

پس بی شک دانش آموز کلاس حسین (علیه السلام) هم می تواند نیم نگاهی به اطرافیان داشته باشد و صحرای خشک دل زمینیان را با باران نگاهش سیراب کند …

شنیده ام عده ای سرمزارت آمده اند و تو را واسطه بین خود و خدای شان قرار داده اند .

شنیده ام عده ای بر سر مزارت حاجت روا شده اند .

 

عموجان !  مرا حاجت روا کن با دعای « اللهم اجعل عاقبه امورنا خیرا»

 

یاحق.

 

 

با تشکر از دوست عزیزم ” مهدی محمدزاده “

 

 

 

124

شهید والامقام اسدمراد بالنگ

تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۲۷

عملیات غرورآفرین کربلای ۵

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

گراوند در گفته :

سعید عزیز دست مریزاد.خدا مقام شهدارا بلند تر گرداند.

داریوش گراوند در گفته :

سلام ودرود برسعید عزیز ومهربان .آنقدر بااحساس گفتی اشکم رو درآوردی.خداوند بشما سلامتی بده

فلاح دلفان در گفته :

برادر عزیز جناب آقای سعید بالنگ دل نوشته ات بسیار زیبا و تأمل برانگیز بود .با اینکه شهید بالنگ به معنی کامل عاشق شهادت بود اما شهادت ایشان مایه حزن وانده و حسرت همگان شد .
آن شهید به همه کمک می کرد با آنکه مسئول بهداری بود اما هرگز خود را در اتاق بهداری محبوس ومحصور نکرد زیرا برای پر کشیدن باید حرکت کرد به سرعت دوید و پرواز کرد وبه اوج آسمان مقام ومنزلت رسید .
این روزها با نگاهی گذارا به وصیت نامه آن شهیدان راه حق بر خویشتن بیشتر خورده می گیریم .زیرا بسیاری از منویات آنان به بوته ی فراموشی سپرده شده است.
روح وروان آن سفرکرده شاد و در جنات نعیم جایگاهش رفیع باد.

علی موحدی در گفته :

سلام وصلوات خداوند بر شهدا بخصوص شهید اسد مراد بالنگ وبه شما دوست عزیز که خاطره شهدا را زنده می کنید دست مریزاد می گویم وبرایتان آرزوی خوب بودن به معنای واقعی دارم.

افشین باقری در گفته :

امام علی (ع)
خداوند ، شهدا را در قیامت با چنان جلال و نورانیتی وارد محشر می کند که اگر انبیا سواره از مقابل آنان عبور کنند به احترام شهیدان پیاده میشوند!
خوشا آنان که جانان می شناسند / طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان / شهیدان را شهیدان می شناسند
سلام وصلوات خداوند بر شهید اسد مراد بالنگ ،امید است شفاعت کننده ما در روز محشر باشد .
و دورد بر مهندس عزیز ومهربان سعید نازنین که با خواندن مطالب زیبایش مارا یاد خدا می اندازد.امیدوارم همین راه مقدس را ادامه دهی و خادم شریف شهدا شوی .انشالله

هادی قبادی در گفته :

حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه):
شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند

*********
مقام معظم رهبری(مدظله العالی):
شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.

*********
احسنت آقا سعید بالنگ

جانباز حسن سبزی پور در گفته :

سعید عزیز دل نوشته ات بر دل ها نشست.
مطمئن باش شهدا شفاعت کننده اند و انان که به شهادت رسیدند لایق شهادت بودند.
خوشا انان که به هر نحوی می توانند خادم شهدا باشند.
درود خداوند بر سردار دلاور شهید بالنگ.

وبلاگ شهید جاویدالاثر محمد حسین حیدری در گفته :

سلام و درود خداوند بر شهید والامقام اسدمراد بالنگ و تمام شهدای اسلام و انقلاب
شناخته شدن به واسطه شهدا جداً باعث افتخار و مباهات است
امید که از ما راضی و خوشنود باشند
یا علی

فلاح دلفان در گفته :

برادران عزیز جناب آقایان حاج مجید ،حاج یونس و امیر قبادی و دیگربستگان داغدار قبادی:
از صمیم قلب محزونمان رحلت پدر گرامیتان مرحوم مغفورحاج چراغلی قبادی را تسلیت گفته بقای عمر بازماندگان را از درگاه حضرت احدیت خواستاریم .

کرم گراوند در گفته :

احسنت آقاسعید خداوند روحش را باشهدای کربلا محشورگرداند

شیخی در گفته :

از غم حجر مکن ناله وفریار که دوش زده ام فالی فریاد رسی می اید سعید جان سلام خود بهتر می دانی که در این برحه از زمانه بیشترین دل مشغولی همسن وسالهایت گوشی انچنانی وشبکه های اجتمایی و تجملات روز مره است پس این گونه دل مشغولی نشانه ی چیست ایا با خودت فکر نکرده ای ان دست نوازشگری را که بچه های دیروز را نوازش می کرد راهنما وهدایت گر این روزهایت باشد انشا الله که توانسته باشی روح ان بزگوار ودیگر همرزمانش را از خود راضی نموده باشی

امین جمشیدی در گفته :

سعید جان سلام
نامه ات زیبا و تلخ بود
تقدیم به آنها که رفتند تا ما بمانیمالسلام ای گوهر یکتای من

السلام ای همدم شبهای من

السلام ای شیرمرد جبهه ها

السلام ای همدم شب زنده ها

چند وقتی در فراقت خسته ام

دل به یاد قصه هایت بسته ام

یاد باد آن قصه های بی بدیل

شهد نوشان چشمه های سر سبیل

باز یاران و شهیدان است و من

باز اشک و دل پریشان است و من

بعدتان دیدید خونهاتان چه شد

اجر و مزد زخمهاتان چه شد

عده ای با نامتان صندق زدند

پر ز پول خونتان پاتق زدند

عده ای را بنزها بلعیده اند

عده ای را سکه ها دزدیده اند

عده ای با بهره از خون شهید

وه چه پولی برده از خون شهید

چون ز خاطر برده اند رمز حسین

برجها می سازند با خون حسین

خیز از جا ای مرد آسمان

ای که رفتی تا ورای کهکشان

خیز از جا از علیمردان بگو

از محمد، فانی سبحان بگو

از دبیر خُلق حاتم بگو

از نوای یاور قاسم بگو

دیده بگشا گو برایم از علیم

از دلاور مردی یارت رحیم

باز با نام قل هوالله احد

از تدین از شجاعت از اسد

باز آتش گرفتم آب کو

یادی از آن قصه های ناب کو

یاد بستان یا مریوان بازگو

یاد نخل سردر گریبان باز گو

کربلای چار و پنج و ولفجر هشت

یاد رمل و ماسه کن هم یاد دشت

دیده بگشا زنده کن تو جبهه را

آبیاری کن این روح های مرده را

بعدتان دنیا شده غمباره ای

جز صبوری نیست مارا چاره ای

محسن عزیزی در گفته :

سلام وصلوات خداوند بر شهدا بخصوص شهید اسد مراد بالنگ وبه شما دوست عزیز که خاطره شهدا را زنده می کنید دست مریزاد می گویم وبرایتان آرزوی خوب بودن به معنای واقعی دارم.

محمدرضادرخشان در گفته :

باسلام ودورودفراوان به روح تمام شهدا.دل نوشته شما پرازعاطفه مهربانی شوروشعوروحماسی بودایام بکام

علی رضا بیگی در گفته :

زیبا نوشتی …

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :