کد خبر : 68566
تاریخ انتشار : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 638 بازدید

مرگ غم‌انگیز فرزند،کارگر کوهدشتی در تهران / اینبار تیر دروازه آوار شد !

  سقوط تیردروازه در یکی از زمین‌های بازی شهری در محله جیحون تهران پسربچه ۱۲ ساله را به کام مرگ کشاند.ساعت ۲۳ و ۵۰ دقیقه شامگاه جمعه، ۱۱ اردیبهشت ماه کارکنان بیمارستان لقمان حکیم مأموران پلیس را از مرگ مشکوک پسر ۱۲ ساله‌ای به نام فراز باخبر کردند. وقتی مأموران کلانتری ۱۰۸ نواب در محل […]

143103_761

 

سقوط تیردروازه در یکی از زمین‌های بازی شهری در محله جیحون تهران پسربچه ۱۲ ساله را به کام مرگ کشاند.
ساعت ۲۳ و ۵۰ دقیقه شامگاه جمعه، ۱۱ اردیبهشت ماه کارکنان بیمارستان لقمان حکیم مأموران پلیس را از مرگ مشکوک پسر ۱۲ ساله‌ای به نام فراز باخبر کردند. وقتی مأموران کلانتری ۱۰۸ نواب در محل حاضر شدند متوجه شدند ۴۰ دقیقه قبل، پیکر خونین فراز به بیمارستان منتقل شده است و تلاش پزشکان برای نجات جان کودک ثمری نداشته است.
به گزارش میرملاس ، پس از حضور قاضی سعید احمد بیگی، بازپرس ویژه قتل و انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات نشان داد فراز شب حادثه همراه دوستانش در زمین فوتبال در نزدیکی خانه‌شان در انتهای خیابان مالک اشتر در حال بازی فوتبال بوده است که ناگهان تیر دروازه روی سر فراز سقوط می‌کند. بررسی‌های بعدی نشان داد تیر دروازه که آهن سنگین توخالی بوده و با بتون غیر استاندارد پرشده بود به زمین اتصال نداشته و معلق بوده به طوری که با کوچک‌ترین ضربه امکان سقوط آن وجود داشته است.
در حالی که بررسی‌ها ادامه داشت، پزشکی قانونی علت فوت را وارد شدن ضربه سخت به جمجمه و ضربه وسیع مغزی اعلام کرد.

اعلام شکایت از سوی پدر کودک
همزمان با ادامه تحقیقات، پدر فراز با حضور در دادسرای، از ناحیه ۲ شهرداری منطقه ۱۰ تهران به خاطر سهل انگاری در نصب دروازه و غیر استاندارد بودن که منجر به مرگ کودکش شده بود، اعلام شکایت کرد. پس از تحقیقات لازم، به دستور قاضی سعید احمدبیگی، پرونده با صدور قرار عدم صلاحیت، برای رسیدگی به دادسرای ناحیه ۷ فرستاده شد.

حرف‌های پدر فراز
پدر فراز درباره حادثه مرگ پسرش به خبرنگار ما گفت: من یک کارگر ساده باربری هستم. ۲۰ سال است که از شهرستان کوهدشت بخاطر بیکاری به تهران کوچ کرده ام و در تهران کارگری می‌کنم تا اینکه سه سال قبل خانه‌ای در خیابان مالک اشتر اجاره کردم و همسر و سه فرزندم را به تهران آوردم تا به مدرسه بروند و مثل من یک کارگر ساده نشوند. دخترم شش ساله و کلاس اول ابتدایی است، فراز هم چهارم ابتدایی بود و برادر بزرگش هم سال ششم ابتدایی است. فراز شب میلاد حضرت علی (ع) برای شرکت در مراسم جشن به مسجد زینبیه در نزدیکی خانه‌مان رفت.
بعد از پایان جشن با تعدادی از دوستانش به زمین فوتبالی که در آن نزدیکی است، رفته بودند و فوتبال بازی می‌کردند که به من خبر دادند پسرم هنگام بازی زخمی شده است. من بلافاصله به داخل زمین فوتبال رفتم. تیرک دروازه‌ که آهن سنگینی بود روی سر پسرم افتاده بود و از دهان و سرش خون می‌آمد. مانند چوبی خشک شدم و توان هیچ حرکتی نداشتم. پسرم آخرین نفس‌هایش را می‌کشید. تا اینکه آمبولانس رسید و پسرم را به بیمارستان بردیم اما خیلی طول نکشید که پسرم فوت شد. صبح روز بعد، روز پدر بود و بیمارستان روز پدر جسد کفن پیچ پسرم را به من هدیه داد. تصمیم گرفتم که پسرم را به روستای خودمان در شهرستان کوهدشت ببرم و آنجا به خاک بسپارم و همین کار را کردم.

سابقه حادثه در زمین فوتبال شهری
وی درباره زمین فوتبال هم گفت: زمین فوتبالی که شهرداری ‌برای بازی بچه‌های محل آماده کرده، حدود ۲۰۰ متر است. این زمین به خاطر وسعت کمش باید زمین فوتبال گل کوچک باشد اما نمی‌دانم که کارشناس شهرداری چطور اجازه داده در این زمین کوچک تیر‌های بدون مهار دروازه بزرگ نصب شود. آنها چند تا میله آهنی تو خالی را با بتون پر کرده‌اند و بدون ‌مهار،‌ در آن محل رها کرده‌اند به طوری که به خاطر سنگینی آنها با کوچک‌ترین ضربه‌ سقوط می‌کند.
وی ادامه داد: در این زمین فوتبال هر روز تعداد زیادی از بچه‌های محل بازی می‌کنند که قبل از حادثه مرگبار، دروازه‌ آهنی برای دو پسر بچه دیگر هم حادثه‌ای رقم زده بود که یکی از آنها پاهایش شکسته و الان پلاتین دارد و یک پسر بچه دیگر هم فک و دندانش شکسته بود اما خانواده‌هایشان به خاطر عدم اطلاع از حق و حقوقشان شکایت نکرده بودند اما الان که من شکایت کرده‌ام، قصد شکایت دارند.
وی در پایان گفت: بعد از این حادثه مأموران پلیس هم گزارش کردند که دروازه فوتبال این زمین استاندارد نیست و به همین خاطر من از شهرداری ناحیه به خاطر سهل‌انگاری و نصب دروازه فوتبال غیر استاندارد و رعایت نکردن اصول ایمنی که باعث مرگ پسرم شد، شکایت کردم. البته در حال حاضر این محل ایمن‌سازی شده در صورتی که این موضوع می‌توانست قبل از حادثه اتفاق بیفتد.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

احمد دولتي - تهران در گفته :

ضمن عرض تسلیت . خداوند به پدر و مادرش صبر بده.

حمیدآزادبخت در گفته :

باعث و بانی این فاجعه خانمانسوز کوهدشت یک روزی باید در محضر خدا جواب بدهد

خیلی دردناک بود خداوند به خانواده اش صبر بده

کار کارشناسی نشده شهرداری جان فراز عزیز را گرفت.خدا به خانواده اش صبر عطا فرماید

بچه های کوهدشت در گفته :

یاد شعر استاد ایرج رحمانپور افتادم و اشک از چشمانم جاری شد…

بمیرم سیع دس گرم ایسع سردت… بمیرم سی بی کسی مردنت… آره ما بی کسیم!

هم استانی در گفته :

سلام
ضمن عرض تسلیت به خانواده اش پیشنهادمیکنم ازطریق آقای دوستی عضو محترم شورای شهرتهران پیگیری نمائید با شناختی که از ایشان دارم حتماً کمک خواهند کرد

همشهری در گفته :

خداوند به این خانواده صبر بده

صمد هاشمی در گفته :

به خانواده این نوجوان ناکام تسلیت عرض مینماییمم.مروم شهر ما همواره قربانی فقر بیکاری و مهاجرت بوده اند..خداوند به این خانواده عزیز صبر عنایت فرماید

کوهدشتی در گفته :

ضمن تسلیت به خانواده فراز باید گفت : نصب میله های داربستی بنر های در معابر عمومی شهر کوهدشت کمتر از رهایی میله های دروازه ان پارک بازی نیست.

سیروس ندری در گفته :

خدا به خانوادش صب بده و به مسئولین استان و شهرستان گوشی برا شنیدن پیام این اتفاقات ناگوار

ف مرادپور در گفته :

سلام
واقعامتاثر شدم خدا به پدر ومادرش صبربدهد.بخاطر کادو روز پدر این پدر زحمتکش گریه کردم خداوند مسئولین بی مسئولیت را هدایت کند.

عرفان جمالی در گفته :

تسلیت به پدر فراز

مهدی رشنو در گفته :

سلام و تسلیت به خانواده فراز عزیز
ما رو هم تو غم خودتون شریک بدانید
خدا به همه تون صبر عنایت کنه و بقای عمر شما بازماندگان محترم باشه
متأثر شدیم ، داستان غم انگیزی بود
بازهم تسلیت

علی در گفته :

تسلیت عرض میکنم. خدا بیامرزدش

نورآبادی در گفته :

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه //////// هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
ماهم باچشمانی گریان وبغضی در سینه تسلیت میگوییم به این خانواده داغدیده که در غربت عزیزشان را از دست دادند . هرچند نه گریه ما سودی دارد و نه آه وناله پدر و مادرش . چاره ای نیست جز صبر نیکو . خدا صبر و آرامش عطا بفرماید .

رژینا در گفته :

باعرض تسلیت به خانواده محترم فراز مدیر سایت میرملاس خواهشن این داستان را برای مسئولین بگویید که این اولین و اخرین حادثه نیست که برای همشهریان ما می افتتد مسئولین به فکر چاره باشند کولیوند از همدان

ناشناس در گفته :

خدا به این مادر و پدر صبر بدهد.
حتما صدها آرزو و برنامه برای آینده اش داشته اند.

خوابیدی بدون لالایی و قصه

خوابیدی بدون لالایی و قصه

حشمت اله نجفی (سوری) در گفته :

ضمن عرض سلام و تسلیت . خداوند به پدر و مادرش صبر بده.

نیما در گفته :

نهات ینی این

تدبیروامید!!!کوهدشت در گفته :

امیدوارم جناب آقای ملکشاهی همچون جناب قبادی حق این مظلوم را بطورکامل بستانند.

رزمنده گردان محبين ازتهران در گفته :

تسلیت به خانواده محترمشان.خداصبر بده

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :