کد خبر : 70395
تاریخ انتشار : ۱ تیر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 211 بازدید

چشمه یا چن ساله مرده دشتیا حشک و پتی

  حشمت اله آزادبخت / میرملاس :  بچه که بودم یک پای تابستانم شهر کوچک کوهدشت بود وپای دیگرم روستا ، تا تب تن تعطیلی ام را به رو دخانه اش بسپارم.نوبتی ازکول درختی بالا می رفتیم که سرسبزش را تا بالای آب خم کرده بود تا ما مچاله ی تنمان را از روی شانه […]

حشمت-اله-آزادبخت-2

 

حشمت اله آزادبخت / میرملاس : 

بچه که بودم یک پای تابستانم شهر کوچک کوهدشت بود وپای دیگرم روستا ، تا تب تن تعطیلی ام را به رو دخانه اش بسپارم.نوبتی ازکول درختی بالا می رفتیم که سرسبزش را تا بالای آب خم کرده بود تا ما مچاله ی تنمان را از روی شانه هایش در آب بیندازیم وپس از دست وپازدنی کودکانه،چشم های نیمه باز را به خورشید نشان دهیم..
مشک ها پس از پرشدن اززلال چشمه ی کنار رود،برگرده ی زن های آبادی از پیچ بنار بالا می رفتند تا زیر سایه ی خیس کولایی ،کنار مشک سرد دوغی دراز بکشند.
حالا پس از سال ها ، بالای سر جنازه ی رودخانه ی مادیان رود ایستاده ام که در تابوتِ پیچ پیچِ عطشی هولناک دراز کشیده است وتنها سنگ هایش باقی مانده اند که گویی هزاران سال است درغبارگیرکرده اند.نه خبری از چشمه هست و نه آن درخت مهربان ونه لذت سرشار ماهی کوچکی تا مثل برق از کنار نگاهت بگریزد.شلوارم را بالا می زنم ازترس خاکی شدن وآرام جای رودخانه را پایین می روم وپاهایم را برکفَش می کوبم.کفی که هیچ گاه نتوانستم کف پاهای بی هراسی ام را درزیر آب به آن برسانم وحالا ترک های داغ سینه اش را کفِ کفش های اندوهم ، ساکت پهن کرده است وجم نمی خورد.
چه کرد تاتار وحشی خشک سالی با دلخوشی این همه دشت؟!! دشتی که حلقه ی کوه های اطرافش گویا دست به دست هم داده اند تا باد سرد لبخندی به سمتش ندود.به هرکجای دشت بزرگ کوهدشت قدم ببری، به مسیری بر می خوری که روزگاری گذرپی در پی موجی ، سربر سنگ هایش کوبیده است وحالا جای پرسه ی بوته ی خاری ست یا مچاله ی معتادی که قرار بود نان آور خانه ای باشد…
از یک سوآسمان، جرعه ی سهم عدالتش را بر لب های باز این دشت نریخت و دامن برفی اش را بر تب کوه هایش نکشید تا دیو سیاه خشک سالی بر دهان چشمه هایش دست بگذارد و از طرفی صدور پی در پی این همه چاه عمیق که شانه به شانه ی هم قطره قطره آب زمینش را بالا کشیدند،زمینه ی وحشی کم آبی اش را فراهم آوردند تا امروز،دشت بزرگ کوهدشت که قطب مهم تهیه ی غله ی کشور است،درمحاصره ی دو رودخانه ی سیمره وکشکان بی آبی را داد بکشد.
کوهدشت را باید سرزمین میان رودان نامید.سرزمینی که دورود خانه از کنار صندلی مسوولانش به سرعت می دوند تا خود را به سدها وباغ های آباد خوزستان برسانند تا پای درخت به درختش را باحوصله بوسه بزنند و خود ، سال هاست زانوی عطش بغل گرفته است.دشت بزرگی که جای تامین غله ی کشور بود ، سیلوهای خرید غله ی امسالش جای نعره ی سوسک ها شده است ومدفوع بی هراس پرندگان…
دیگر نمی خواهم ازافسانه ی تکراری سد گاشمار(معشوره!) بنویسم و وعده هایی که همراه بادِ بردها وباخت ها به هوارفت وسال هاست مردم کوهدشت آمدنش رادر بیهودگی پلک می زنند و بی شک زمانی حفره اش به کوهدشت خواهد رسید که آب کشکان هم خشک شده است…
مدیرکل آب وفاضلاب استان لرستان اعلام کرده بود: “مشکل کم آبی یکصد روستای کوهدشت رفع گردید ” واین خبر همچنان ادامه دارد و درحال رفع شدن است. به زبان دیگرمی شود گفت:مشکل آب صددرصد روستاهای کوهدشت مرتفع گردیده است چراکه مشکل آب روستاهای کوهدشت به خاطر ممنوع شدن الکی کشت ذرت و چغندر روزبه روز مرتفع تروبه قولی رفیع ترمی شود.اگر منظور مدیرکل محترم آبفای لرستان روستاهای نزدیک کوهدشت است که باید گفت نه تنها قطره های آب تانکرهای اعزامی از شهر، کاری از پیش نمی برند که درخت به درخت باغ های انگور همین روستای سرچشمه ی ضرونی جان دادند وآن تانکرها دردی را از دهان خشک مردمش هم دوا نمی کند تا مانده اش به درخت هایش برسد واگر روستاهای دور مد نظر این خبر است که درروستاهای بالاتر از شیرز، زن ها باید چهارکیلومتر راه بروند تا دیگ های سنگین را به چشمه ی بی نفس میان کوه ها برسانند ومردم برخی روستاهایش ظرف ها را در لجن آب بی رمقی می شویند که انواع بیماری ها را بر دوش خود ،آبادی به آبادی چرخ می زند.ازطرفی این انتشار این خبر، بی شک تخت راحت خیال مسوولان بالاتر را از بابت کوهدشت پهن خواهد کرد وسبب می شود تا بر ناله های بی آبی اش چشم ببندند.اما ما نیزاین خبر راداد می زنیم که سیل خشک سالی ، داروندار روستاهای کوهدشت را باخود برد…

قرار بود کشت ذرت و چغندر در کوهدشت ممنوع شود اما به گمانم میزان تولید این دو برای جهادکشاورزی استان عزیزمان مهمتر از خشک شدن دهان دشت های کوهدشت است که همچنان دربرابر اندک باقی مانده ی قبیله ی آب ، حکم جهاد صادر کرده وقتی مدیر جهادکشاورزی اش در مصاحبه ی تلویزیونی می گوید: لزومی ندارد کشت نشود…

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

فردین /گ در گفته :

جالب بود استاد خوشحال شدیم بعد از مدتها دل نوشته ای ازت خوندیم

بابک شیراوند در گفته :

سلام ، آقای آزادبخت مطلب تان به حق زیبا بود

جلال بازوند در گفته :

سلام خسته نباشید معادله ساده ایست اگربه گذشته نگاه کنیم آینده معلوم است خواستیم خودکفاشویم اما قرار است بزودی آب وارد کنیم البته گندم هم گندمی که آب ها را بخاطرش ازحلقوم زمین بیچاره بیرون کشیدیم

کامران کونانی در گفته :

برادر آزادبخت خیلی لذت بردیم دمت گرم و سرت خوش باد

نعمت آزادی فر در گفته :

بیخودی داریم تلاش می کنیم جناب آزادبخت عزیز، چه شما که خلاقانه قلم را بر دوش سپید کاغذ می کشی و چه ما که از دل نوشته هایت که درد مشترک همه مان است لذت می بریم …..
انگار که همهء آنها !!!!!!! دست به دست هم داده اند تا ته ماندهای آب رو از شریان زمین بگیرند . وگه نه مگر قرار نبود که امسال از کشت محصولاتی که نیاز آبی بالایی دارند جلو گیری شود…..
حیف ….!

علي در گفته :

شعار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از آغازین روزهای تشکیل عدالت برابری بود. به همین خاطر بسیاری از مردم منتظر بودند که عدالت بطور خودکار برای همگان اجرا شود و روزی هم نوبت به آنها خواهد رسید و عدالت نیز شامل آنها می شود.اما متاسفانه عدالت گرفتار منیتها شد و افراد بانفوذ سیاسی خود بسیاری از منابع کشور اسلامی را به مناطق ویژه و مورد دلخواه خود هل دادند .استانهای مانند لرستان که از مرکز کشور دور هستیم و سیاسی با نفوذ و مستقل چندانی هم نداشیم نبایستی انتظارمان بیش از این باشد.شما اگر تبریز و یا اصفهان و… جاهای دیگر کل امکانات نصیب آنها شده است .
متاسفانه تا ذکر از پیشرفت و توسعه می شود سریعآ جواب کلیشه داده می شود که آقا مردم این مناطق بهتر از ما هستند و هزار توهین هم بخودمان روا می کنیم که چرا ما چنین چنانیم .به نظر من اونها عدالت رو نادیده گرفتند و نبایستی این زرنگی و حق کشی با پای بهتر بودن آنها گذاشت چراکه حداقل از نظر شرع اسلام بسیار ناپسند است.
آقا این چه عدالتی است که نفت و گاز کل کشور از لرستان عبور می کند اونوقت ما آخرین مناطقی هستیم که از گاز استفاده می کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

فلاح در گفته :

بسیار بسیار عالی وادبی بود آدم را به روزهای گرم قدیم می برد .آن زمان که نه پنکه بود نه کولر آبی و گازی فقط محبت هوایی فضایی بود .
ورودخانه هاچه خروشان چه خوش حرکت چه زیبا به کمک بچه های تابستان می آمد .
یادتان هست رودخانه های مسیر آزادبخت؟ مادیان رود چه شد ؟باور کنید هرچه بر سر این رودها گریه کنیم کم است .
کاش همه دوستان در فراق آب بنویسند بلکه مسئولین عزیز اندکی آب به صورت بزنند وبیداد شوند.

احسنت

یعقوب آزادبخت در گفته :

سلام استاد بسیار عالی پیروز و سربلند باشید

محمدحسين حقي زاده در گفته :

اولین کلمه ای که پس از ورود به مدرسه آن را یادگرفتیم آب بود اصلاً فکرش را نمی کردیم که روزگاری این مایه حیات حکم کیمیا پیدا کند کارشناسان اعتقاد دارند که بر خلاف قرن بیستم که جنگ انرزی نفت و گاز بود، در قرن بیست و یکم جنگ آب است در حال حاضر اگه اشتباه نکنم ۸۰ کشور جهان اختلافات عمیق آبی با یکدیگر دارند کشور عزیز خودمون بر سر رودخانه مرزی هیرمند با افغانستان مشکل داره سوریه و عراق با ترکیه که سرچشمه دجله و فرات است مشکل دارند، رودخانه نیل که از قله کلیمانجارو سرچشمه میگیرد و در چندین کشور آفریقایی عبور می کند و به دریای مدیترانه می ریزد باعث اختلافات عمیق کشور های محل عبور شده است. در آیات و روایات معصومین (علیهما السلام) اگه توجه کرده باشیم بیشتر به ارزش این نعمت خداوند واقف می شویم. آن چیزی که آقای آزادبخت عزیز در مورد مادیان رود گفتند کاملاً صیحیح است و خود من به عینه وضعیت مادیان رود را از نزدیک دیده ام اینها را گفتم که ضرورت احداث سد معشوره بیشتر احساس گردد. بنده از دهه هفتاد تا کنون بارها با مراجعه حضوری یا نوشتن نامه به استانداری و دفتر ریاست جمهور در ادوار مختلف ضرورت کمک به مردم کوهدشت در جهت احداث این سد برای کمک به رشد و توسعه اقتصاد ی خانواده ها و به تبع آن رشد اقتصاد محلی و ملی به عنوان یک شهرون عادی تلاش کردم خدا را خوش نمیاد شهر میان رودان کوهدشت که در غرب و شرق آن دو رودخانه خروشان کشکان و سیمره جاری است از کوهدشت تشنه بگذر و آب آن به خلیج فارس بریزد و شور گردد. متأسفانه نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی بجز در مواقع نیاز به رأی مردم کاری اساسی در جهت رفع این مشکل مردم کوهدشت یا به قول امام جمعه محترم دامغان که در جریان عملیات مرصاد با حضور در جمع اعزام ۴۰۰۰ نفری مردم این خطه به جبه های نبرد حق علیه باطل آنرا به حق قهرمان دشت نامید نکردند. امیدواریم در دولت تدبیر و امید تدبیری جهت مرتفع نمودن این مشکل بیندیشند.

غربت نشین در گفته :

آب رودخانه راآب دزدک به خانه اش میکشیدوازسوی دیگر آب رابه رودخانه پس میداد ..تامبادا همسایه هادرفرودست آبی به خانه نبرند..آب دزدکهای فرودست نیزچنین کردند..وهیچیک آب راازدیگری دریغ نکردند…آدمی ازراه رسیدوبه بهانه نوشیدن جرعه ای آب رودرادرتوبره ای کرده ودزدید .آّب دزدکها همه ازبی آبی گورکن شدندوبرای آدمی رودی ازاشک جاری کردند….

رسول در گفته :

شما فقط بلدید نقد بکنبد اول از خودتان شروع کنید ببینم در اون جایگاهی که هستید کارتان را به نحو احسن انجام میدید؟؟؟ اگه شما مسئول بودید چکار میکردید؟؟؟ شاید وضع بدتر بود؟؟؟

حشمت اله آزادبخت در گفته :

با سپاس بیکران از لطف نظرات دوستان خوب و فرهیخته ام.
اما اقارسول عزیز ما در جایگاه مسئولیتی نبوده و نیستیم و نخواهیم بود که ببینید چه کار می کنیم یا می کردیم ما را قلمی ست که گاهی از سردرد هواری می کشد شاید حواس مسئول مربوطه ای تکان بخورد و مخاطب چون شمایی دنبال هوار را بگیرد و برود تا به یقه ی چپ و راست مسئولان برسد…
به امید روزی که دردها بین همه ی ما یعنی من و تو و او مشترک شود و همه به عنوان شهروند در کارهایی که مربوط به زندگی ماست مشارکت می کردیم.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :