کد خبر : 73584
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 370 بازدید

کوهدشت از نگاه مطالعات اخیر باستان شناسی

  امیرمنصوری / میرملاس :کاسه های مغز مغرور شهان از خاک پر / هم شده با خاک یکسان مغزهای پر ز جوش… استاد بنان سیلهسیله شهرستان کوهدشت در محدوده ۴۷ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۳ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی، در غرب زاگرس مرکزی واقع شده و یکی از دشت های […]

amir

 

امیرمنصوری / میرملاس :
کاسه های مغز مغرور شهان از خاک پر / هم شده با خاک یکسان مغزهای پر ز جوش… استاد بنان سیلهسیله

شهرستان کوهدشت در محدوده ۴۷ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۳ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی، در غرب زاگرس مرکزی واقع شده و یکی از دشت های میان کوهی لرستان است. کوهدشت از آب و هوای معتدل و نیمه خشک برخوردار است. آب مورد نیاز عموما از منابع زیرزمینی مانند چشمه ها (در گذشته) یا چاه های آب تامین می گردد. میزان باران سالیانه کوهدشت حدود ۴۵۰ میلی متر است. به طور کلی کوهدشت یک منطقه عشایری است و ساکنان این سامان نیز بخشی از ایل ترهان به شمار می آیند. اقتصاد آن بر پایه کشاورزی، باغداری و دامداری استوار است که در گذشته دامداری، و هم اکنون کشاورزی و باغداری نقش مهمی را در شکوفایی و امورات آن داشته و ایفا می نماید. دلیل آن هم وجود زمینهای حاصلخیز و نیز تا حدودی منابع آبی رودخانه ای و زیرزمینی مناسب می باشد، بطوریکه بیشتر زمینهای کشاورزی این بخش در سال دو بار زیر کشت می روند. وجود مراتع طبیعی بسیار و چراگاههای فراوان و امکان ییلاق و قشلاق نیز موجب گرایش روستاییان و برخی از سکنه، به دامداری و دامپروری شده است، که در گذشته ی دور دامداری مهمترین روش معیشت عشایر کوچرو و نیمه کوچروی منطقه بوده است. دشت میان دره ای کوهدشت با داشتن مراتع و کوههای مرتفع و چراگاه ها همواره شرایط مناسبی را برای گروه های کوچ رو و چراگرد فراهم ساخته است. از سوی دیگر به علت استعداد و توانمندی کشاورزی و خاک حاصلخیز، شرایط زیست محیطی مناسبی را برای انسانهای یکجانشین و تولید کننده غذا در دوران پیش از تاریخ به وجود آورده است. بنابراین کوهدشت به خاطر موقعیت زیستگاهی از دیرباز تا ازمنه نزدیک جمعیت انبوهی را در خود جای داده است.
نگارنده با آگاهی از این موضوع، طی چندین فصل، از سال ۱۳۸۷ تا کنون به منظور کسب اطلاعاتی پایه از چگونگی باستان شناختی شهرستان کوهدشت، به شناسایی و ثبت و بررسی آثار تاریخی و فرهنگی منطقه با مساعت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری لرستان و با کسب مجوز از پژوهشکده باستان شناسی و دفتر ثبت آثار فرهنگی، تاریخی و طبیعی کشور آغاز نمودم. بر اساس مطالعات آنچه آشکار شده اینست که سایتها و محوطه های باستانی شناسایی شده از دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی و اسلامی از ارزش خیلی زیاد فرهنگی سرشار هستند و پژوهشهای باستان شناسی فشرده در این سایتها می تواند جوابگوی پرسش هایی در مورد باستان شناسی این حوضه و حتا ایران باشد.

 

000

فعالیتهای باستان شناسی در کوهدشت شواهدی از اوضاع پیش از تاریخ و استقرارگاه های آن دوره و دوره های تاریخی و اسلامی به ما عرضه می کند. طبق مطالعات و شواهد در دست انجام، آثار مهمی از سکونت گاههای دوران کلکولیتیک، دوران مفرغ و آهن، تمدنهای ایلامی، اشکانی و ساسانی، همچنین شواهدی از حکومتهای قرون نخستین اسلامی در کوهدشت شناخته شده است. مستعد بودن منطقه از لحاظ استراتژیکی، عبور راههای کوهستانی و کاروانرو، یکی از عوامل موثر در گسترش نفوذ فرهنگ های مختلف اعصار کهن به منطقه بوده است. همجواری و ارتباط تدریجی میان مردمان سرزمینهای همجوار و دور و نزدیک و مردمان بومی سبب تلاقی هنری و جریان فرهنگ پذیری میان مردمان این سامان شده است.
به طور کلی، زیستگاه های اولیه بشری و شکل گیری شهرکهای مهم در دوران تاریخی را در مکان هایی که شرایط ژئومورفولوژی آنها سازگار بوده و دارای آب و هوای معتدل و همین طور رودخانه های پر آب و دشت های حاصلخیز داشته، باید جستجو کرد و همانطور که در منطقه زاگرس مرکزی ایران مناطقی همچون کوهدشت به چشم می خورد. بدون شک شرایط جغرافیایی و اقلیمی کوهدشت و وجود مراتع و چراگاه و کوههای مرتفع، رودخانه های پرآب (سیمره و کشکان) و راههای ارتباطی در حوضه ی این نخجیر و پردیس طبیعی، در سبب ایجاد استقرار و تداوم حیات تمدنی نقش درخشان و بسزایی داشته است که محور اساسی مسیر تاریخ را در این سامان تشکیل می دهد.
از ترهان راههای مواصلاتی مختلفی به سمت بین النهرین امتداد یافته که عامل ارتباط فلات مرکزی از طریق لرستان به سرزمین میان رودان بوده است، که راههای مالرو و سنگفرش کوهستانی، به همراه جاده های میانکوهی و وجود پلهای متعدد بر روی کشکان و سیمره خود گواه بر این مدعاست. باستانشناسان انیرانی در پی مطالعات ایلام شناسی، به منطقه ایلامی نشین سیماش اشاره کرده بودند که سیماش را باید در حوالی خرم آباد لرستان جستجو کرد. و این در حالی است که هنوز هیچ مدرکی صددرصد ایلامی در لرستان شناسایی نشده است. برای نمونه و تا کنون این نخستین بار است که شواهدی از رد پای تمدن ایلامی در استان لرستان توسط نگارنده مشاهده و مورد مطالعه قرار گرفته است. وجود چندین آجرنبشته به خط میخی در یکی از سایت های باستانی کوهدشت، دریچه روشنی را به روی مطالعات ایلام شناسی باز کرده است. مطالعه بر روی این کتیبه ها توسط پروفسور ارفعی (متخصص زبان اکدی – ایلامی) به انجام رسید. طبق گفته های ایشان، این کتیبه ها به خط میخی و زبان ایلامی هستند و مربوط به زمان سلطنت شیلهاک اینشوشیناک یکم، چهارمین پادشاه سلسلهی شوتروکی ایلام می باشند که از ساخت یک بنای مذهبی سخن به میان آورده است. بنابر تاریخ ایلام، با مرگ کوتیر ناهونته، فردی بر تخت سلطنت نشست که بی گمان باید او را بزرگترین پادشاه تاریخ ایلام نامید. شیلهاک اینشوشیناک پادشاهی بود که با هشت بار لشکرکشی به بین النهرین، دامنه ایلام را تا آن سوی سرزمین های بین النهرین وسعت داد. از دوره حکومت این پادشاه، سنگ نبشته های بسیاری بر جای مانده است که مهمترین آنها فهرست کاملی از نام پادشاهان پیشین ایلام است. به طور کلی ساخت بناهای مذهبی چشمگیر در زمان حکومت های تمدن ایلام مرسوم بوده است و از این رهگذر شیلهاک اینشوشیناک بیش از هر شاه دیگر ایلام، علاقه مند به ساختن معابد و حفظ آنها در وضعیتی خوب بوده است.
در ادامه با توجه به مطالعات، بیشتر سایت های مهم و کلیدی کوهدشت به استقرارهای دوران پارت و ساسانی اشاره دارند. که از این میان نباید سایت ساسانی باخزال را فراموش کرد. از وجه تسمیه باخزال اطلاعی در دست نیست، اما از گذشته های دور تا کنون به همین نام تکلم شده است. ساخت بناهای چشمگیر و کاخ های شاهی در دوره ساسانی بیشتر در نواحی خوش آب و هوا و دره رود همچون باغ ها و پارک ها انتخاب می شد زیرا در میان دره های مرغزار که چشمه ای در فردوس یا شکارگاه از دل کوه می جوشد بهترین تفرجگاه و سرگرمی را برای شاهان پدید آورده و نتیجه ی این پدیده ی طبیعی به کام شاهان دوره ساسانی بسیار خوش آمده بود. بنابراین مجموعه تاریخی باخزال که ترکیبی از چند رشته ساختمانی در فواصل معینی از هم که یک حصار و بارویی به قطر پنج متر آنرا احاطه کرده است و طبق گفته راویان محل قبلن به وسیلهی رشته قناتهایی آب شرب آن تامین می شده است نمونه ای از ردپای فرهنگ و تمدن ساسانی در کوهدشت می باشد که در خور نگرش است، که به احتمال در گذشته دارای پوشش باغ و جنگلی و چراگاه های آن سرشار از گله و شکار بوده اند، تفرجگاهی دلچسب را فراهم آورده بود.
حاکمان محلی ساسانی در منطقه ترهان و کوهدشت در نتیجه ارتباط با سرزمینهای همجوار و با همکاری و تقویت کاروان های مختلف، شرایط مساعدی را برای رشد هنرمندان در زمینه هنر آیینی و ادبیات فرهنگی ایرانی بوجود می آوردند. نظر به اینکه جاده های شاهی یا شاهراههای باستانی با وجود پلهایی چون پُلِ بَرزقاوله و پُل سی پِلَه، پل آب بُرده چَم نِمِشت و پل کشکان که بر روی رودخانه سیمره و کشکان قرار دارند مهمترین مسیر ارتباطی تمدنهای شرق و غرب بوده است و مهمترین عامل تلاقی فرهنگ ها به شمار می روند. شاهان ساسانی که به ارزش این جاده واقف بودند، با عشق و علاقه امنیت این مسیر را فراهم می ساختند تا تبادلات در بهترین شرایط ممکن صورت پذیرد. نقش ارتباطی رودخانه سیمره و منطقه ترهان که به نظر می رسد چهار راه ارتباطی در دنیای باستان بوده است نیز روشن است.
همچنین در محدوده کوهدشت جنوبی، پس از گذشتن از منطقه آزادبخت، به مناطق کوهستانی ضرونی یا زرونی و ریکا می رسیم. این مناطق از جمله خوش آب و هواترین و مستعد ترین مکانهای مورد استقرار بشر از گذشته تا کنون بوده است. مطالعات چمچغا، حسبکی، موندول، ملیم دول و تنگ داراب ریکا، شواهدی از استقرار بشر در دوران های کلکولیتیک، مفرغ و آهن تا روزگاران فرمانروایی دودمانهای پارت و ساسانی را به ما عرضه می کند. از وجه تسمیه ریکا اطلاعی در دست نیست. حتا ساکنان تنگ داراب ریکا نیز شناختی نداشتند و فقط بما گفتند که ما از نسل سید داراب هستیم که در زمان حسنخان والی معاصر فتحعلیشاه قاجار به این ملک آمده است. اکنون بغیر لرستان، در استانهای کرمانشاه و ایلام نیز گروههای مشهور به ریکا سکونت دارند، که بنا به گفته مشهدی شاهمراد علیپوریان بزرگ روستای تنگ داراب ریکا، از لحاظ قومی و ایلی ریشه مشترکی دارند. لازم به ذکر است که در منابع مکتوب باقی مانده از زمان کریم خان زند آمده است که کسانی بنام ریکا (شاید پلیس انتظامی) که دارای کلاه متحدالشکلی بسر و عصایی بدست هستند، در میان درباریان حضور داشته اند. کریمخان از این ریکایان در لشکرکشیهای خود نیز همراه می برد که شاید مانند افراد گارد همیشه در حضور بودند.
بر اساس آنچه که در مجموعه فهرست اسامی حکام – فرمانداران کل استانداران و … (تهیه شده توسط کارگزینی استانداری) آمده است ، لرستان تا سال ۱۳۱۸ حاکم نشین بوده و حکام معمولا بصورت منطقه ای و تحت عنوان حکمران یا حاکم؛ لرستان، کرمانشاه، بروجرد – لرستان، بروجرد و بختیاری – لرستان، بروجرد و خوزستان – لرستان، کرمانشاه، نهاوند و لرستان بروجرد اداره امور منطقه را در دست داشته اند. از سال ۱۳۱۸ لرستان به صورت فرمانداری درآمده و مرکز آن خرم آباد تعیین گردید. این وضعیت تا سال ۱۳۴۱ ادامه داشت و در این مدت لرستان در پاره ای از امور تابع استان خوزستان بود. از سال ۱۳۴۱ لرستان با سه شهر خرم آباد، بروجرد و الیگودرز به فرمانداری کُل تبدبل گردید. در سال ۱۳۵۲ با انجام تغییرات و اصلاحاتی در تقسیمات کشوری، لرستان به استان تبدیل شد.

*امیرمنصوری؛ باستانشناس و پژوهشگر

*این یادداشت پیش تردر نشریه سیمره نیز منتشر شده است

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

خیلی عالی استاد عزیز

کوهدشتی در گفته :

زنده باد داش امیر خودمون

امیر رضا منصوری در گفته :

امیر جان ممنون که به اطلاعات ما را در زمینه باستان شناسی و تاریخ شناسی شهرستانمان اضافه نمودی موفق و پایا باشی

برادر منصوری عالی بود.

علیخانی در گفته :

بابت اطلاعات کاملتون متشکریم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :