کد خبر : 7419
تاریخ انتشار : ۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 493 بازدید

چند شعر کوتاه

  (1) این روزها را یادم باشد، نه برای اینکه تو خوب بودی! برای تمام رنجهایی که می کشم…   (2) سطلی بزرگ می خواهم! آنقدر که بشود همه ی کلمات را در آن ریخت! همه ی حرفهای عاشقانه را همه ی دوستت دارم ها را همه ی حتی… همه ی این حرفها را…!   […]

 

(1)

این روزها را

یادم باشد،

نه برای اینکه تو خوب بودی!

برای تمام

رنجهایی که می کشم…

 

(2)

سطلی بزرگ می خواهم!

آنقدر که بشود همه ی کلمات را در آن ریخت!

همه ی حرفهای عاشقانه را

همه ی دوستت دارم ها را

همه ی حتی…

همه ی این حرفها را…!

 

(3)

خداوندا از تو بعید بود!

چقدر بی عدالتی

چقدر ظلم

از حماقت به همه یک ذره دادی

به من همه را…!

 

«سیدمجتبا حسینی»

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سطلی یزرگ می خواهم

تا در آن غوطه ور شوم…………

مریم در گفته :

ماتوخونمون داریم…

مهدی دوست محمدی در گفته :

به نظرم کار اول به قامت کارهای دوم و سوم نبود. کار دوم در کل شعرتر! بود.

حشمت آزادبخت در گفته :

درود مجتبي جان…

اسدالله آزادبخت در گفته :

درود برسید عزیز لذت بردم

بد بین در گفته :

واقعا قسمت آخر ناسپاسی از درگاه ایزدمنان بود خدا ببخشد

بی موضع در گفته :

بدبین جان : ناسپاسی نبود کفران بود

بد بين و بي موضع جان
هيچ اشكالي ندارد بند ه اي از خالقش توقع لطف و رحمت داشته باشد، اما اين فقط شعر است…

ايرج اميري در گفته :

مجتبا آخريش رو پسنديدم . سپاس و درود

سيد محمد جواد حسيني در گفته :

اولي و سومي زيبا بود…

مريم حسيني در گفته :

مثل هميشه عالي بود.

مصطفی خدایگان در گفته :

چقدر این شعرها را دوست دارم..

مهرناز عطایی در گفته :

سلام..من کار اول و سوم را دوست دارم…ولی کار اول هم خیلی ساده بود… برقرار باشی دوست عزیز

فرهاد محمودوند در گفته :

مرسی مجتبای عزیز

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :