کد خبر : 80276
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 58 بازدید

حضرت زهرا(س) چگونه بر رحلت پدر مرثیه‌سرایی کرد

    زمانی که پیامبر اعظم(ص) در دل خاک جای گرفت، فاطمه(س) بر سر قبر آن حضرت آمد و مشتی خاک برداشت و فرمود: مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روز روشن وارد می‌شد، آن را به شب بر می‌گرداند! گریه به خاطر فراق دوستان و اولیای الهی و یا گریه از خوف […]

veladate-payambar

 

 

زمانی که پیامبر اعظم(ص) در دل خاک جای گرفت، فاطمه(س) بر سر قبر آن حضرت آمد و مشتی خاک برداشت و فرمود: مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روز روشن وارد می‌شد، آن را به شب بر می‌گرداند!

گریه به خاطر فراق دوستان و اولیای الهی و یا گریه از خوف و خشیت خداوند، نه تنها گناه نیست بلکه ممدوح و پسندیده نیز هست، به گونه‌ای که از انبیا و اولیای بزرگ الهی به تواتر نقل شده است.

گریه حضرت زهرا سلام‌الله علیها نیز از نوع گریه به خاطر دوستان حقیقی بود و پیامبر انسان کامل و دوست واقعی و پدر و رهبر حضرت زهرا(س) بود. غم و اندوه حضرت صدیقه طاهره در مصیبت از دست دادن پدر کمتر از غم گم‌شدن یوسف نبی(ع) برای حضرت یعقوب نبود که در فراق او از شدت گریه هر دو چشمانش را از دست داد و نابینا شد؛ «وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا أَسَفى‌ عَلى‌ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیم‌».

سبط بن جوزی از علی(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «لمّا دفن رسول الله (ص) جائت فاطمه فوقفت علی قبره و أخذت قبضهً من تراب القبر و أنشأت تقول:

زمانی که پیامبر(ص) در دل خاک جای گرفت، فاطمه (س) بر سر قبر آن حضرت آمد و مشتی خاک بر گرفت و چنین فرمود:

۱ـ ماذا علی مَن شم تربه احمد  /   اَلاّ یشـمّ مدی الزمان غوالیا

۲ـ صبّت علی مصائـب لو انّها   /   صبت علی الأیام عدن لیالیـا

 

۱ـ چه اشکالی دارد کسی که خاک تربت احمد (ص) را بویید دیگر در طول زمان هیچ عطر و مشکی را نبوید.

۲ـ مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روز روشن وارد می‌شد، آن را به شب بر می‌گرداند.

و روایت شده که آن حضرت به شعر فاطمه دختر احجم تمثل کرده و فرمود:

قد کنتَ لی جبــلاً الوذ بظلّــــه   /   فترکتنی أمشی لأجرد ضاحـــــی

قد کنت ذات حمیه ما عشت لـی  /   أمشی البراز و کنت أنت جناحـــی

فالیوم أخضع للذلیـل و أتـــقـی   /   منـــه و أدفع ظالمــــی بالراح ِ.[۱]

۱- همانا تو برای من تکیه گاهی چون کوه بودی که به سایه‌اش پناه می‌بردم، پس مرا تنها گذاشتی تا در آفتاب سوزان را ه بپیمایم.

۲- تا زمانی که در کنارم بودی از من حمایت می‌کردی؛ به همه جا می‌رفتم در حالی که تو بال و پر من بودی.

۳- اما امروز از هر آدم ضعیف و ذلیلی (بخاطر فقدان تو) می‌ترسم و ستم کننده به خویش را با مرگ از خود دفع می‌کنم.

همچنین از اَنس روایت شده که آن حضرت رو به اطرافیان کرد و فرمود: «کیف طابت نفوسکم أن تحثّوا التراب علی رسول الله»؛ چگونه راضی شدید که خاک بر (پیکر) رسول خدا بریزید؟!

و نیز نسایی در «سنن» می‌نویسد: فاطمه هنگامی که رسول خدا صلی‌اللَّه علیه و آله و سلم وفات کرد گریست و گفت:

« ابی وا ابتاه  /   اجاب رباً دعاه»

«جنه الفردوس مأواه  /   من ربه ما أدناه»

«الی جبرائیل نعاه»

پدرم! و ای پدرم! دعوت پرودگارش را اجابت کرد! جایگاه بهشت فردوس است. چقدر به پروردگارش نزدیک شد! خبر رحلتش را به جبرئیل می‌دهیم.

این روایت را به همان صورتی که نسایی نقل کرده، حاکم و احمد بن حنبل نیز روایت کرده‌اند.

 

منابع:

[۱] . مناوی، اتحاف السائل بما لفاطمه من الفضائل، ص ۱۴٫

[۲] . مناوی، اتحاف السائل بما لفاطمه من الفضائل، ص ۱۴٫

[۳] . مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۵۹٫

[۴] . مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۹۷٫

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :