کد خبر : 82361
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 31 بازدید

نقش والدین در آینده فرزندان

والدین بخشى از زندگى فرزندان را تشکیل مى‏دهند و همواره به عنوان الگویى براى آنان محسوب مى‏شوند،تقلید کودکان از والدین امرى انتخابى نیست،زیرا ماهیت انسان به گونه‏اى است که به طور طبیعى به این سو قدم بر مى‏دارد.

 

 تربیت-فرزند

میرملاس:پدر و مادر مى‏توانند هم اثر مثبت و هم اثر منفى روى فرزندان خود بگذارند و این تأثیر تا حدودى به نوع ارتباط کلامى و گفتارى والدین با فرزندان، بستگى دارد، اما به هر حال،چون ارتباطات تنها به صورت کلامى نیست،پس روابط عاطفى نیز در این عملکرد مؤثر است.

مى‏توان گفت که تقلید و تعیین هویت کاملا به طور طبیعى اتفاق مى‏افتد بدون این که کودک یا والدین طرح و برنامه‏اى را از پیش براى آن تعیین کنند.

کودکان ارزش‏ها و شیوه‏هاى پیچیده‏ نگاه به دنیا را، از طریق روابطشان با والدین خود مى‏آموزند و هرگز نمى‏شود به طور مستقیم این ارزش‏ها را آموزش داد و به کودک بیاموزند که کدام ارزش را باور کند و کدام یک را نه.

همانطور که دکتر «هیم جینوت» در کتاب خود مى‏نویسد:ارزش‏ها از طریق هویت کودکان، فرا گرفته مى‏شود و بخشى از وجود آنها را تشکیل مى‏دهد و این الگوى ارزشى، با گذشت سال‏ها و زندگى با افراد خانواده و اجتماع، تکامل مى‏یابد.

اگر والدین خواستار ثبات ارزش‏ها و رفتارهاى خاصى در کودکان خود هستند، باید بدانند که رفتار عملى از گفتار، بسیار تأثیرگذارتر مى‏باشد، به همین جهت کودکان باید به گونه‏اى آموزش ببینند که از رفتار درست الگو بردارى کنند و در طول زندگى آن را به اجرا در آورند.

والدین خوب، حقیقتا الگوهاى مثبت و سازنده‏اى هستند ولى آیا این موضوع، بدان معناست که همواره والدین، کارها را به درستى انجام مى‏دهند و هر چه مى‏گویند حقیقت دارد؟ جواب این سؤال منفى است، انسان به گونه‏اى آفریده شده که از نقص و خطا و اشتباه مبرا نیست ولى به هر جهت خصوصیاتى ویژه و اساسى در او نهاده شده است که مى‏تواند به عنوان سرمشق و الگو، در نظر گرفته شود.

در این جا ما به طور اختصار، نمونه‏هایى از این ویژگى‏ها را مطرح مى‏کنیم:

انسان بودن

بى‏عیب و نقص بودن، ایده‏اى است که هرگز عملى نمى‏شود و نابجا است، انسان‏ها همواره باید وجود نقص را در خود و دیگران پذیرا باشند و با میل و رغبت، خطاهاى خود را بپذیرند و در جاى مناسب عذر خواهى کنند، مسئولیت اشتباهات خود را به عهده بگیرند و اگر صدمه‏اى به دیگران وارد ساخته‏اند درصدد اصلاح آن برآیند.

 همچنین همه باید توانایى بخشش را در خود پرورش دهند و خطاهاى دیگران را ببخشند خصوصا اگر کودکان مرتکب این خطاها شده باشند.

صادق بودن

کودکان صداقت و درستى را تشخیص داده و مورد احترام قرار مى‏دهند و بیشتر آنان قادرند که ریا و دورویى را بر ملا کنند.

 دورویى عملى است که اعتماد و احترام را از بین مى‏برد، اگر تمایل داریم که فرزندانمان با ما صادق باشند هرگز نباید رفتار دورویانه و غیر مسئولانه از خود بروز دهیم و یا درصدد پنهان کردن آن برآییم.

اگر مى‏خواهیم کودکان با ما روراست باشند و احساسات خود را به روشنى بازگو کنند، ما نیز باید با آنها صادق باشیم، والدین باید همواره خواسته‏هاى خود را به روشنى براى فرزندان بازگو کنند تا آنها بیشتر متوجه انتظارات پدر و مادر گردند و بتوانند نیازهاى خود را ابراز دارند، همچنین پدر و مادر نباید پشت سر کسى و خصوصا اعضاى خانواده، صحبتى کنند.

مسئولیت پذیر بودن

ما باید وظایف خود را در قبال خانواده و اجتماع به درستى انجام دهیم، به قول‏هاى خود وفا کنیم و هرگز قولى ندهیم که نمى‏توانیم آن را به انجام رسانیم، همچنین بیش از توانایى خود، مسئولیتى را پذیرا نباشیم.

 ما والدین باید از لحاظ جسمى و روحى، نیازهاى فرزندان را برطرف کنیم و با حضور خود، توجه کافى را به آنان معطوف بداریم.

با ملاحظه و مهربان بودن

گوش شنواى خوبى براى دیگران باشیم، حتى اگر آن فرد، کودک ۵ساله باشد، اگر ما خواستار احترام از سوى فرزندان هستیم، خود نیز باید محترمانه با آنها رفتار کنیم.

هرگز نباید دیگران را مورد انتقاد و تحقیر قرار دهیم خصوصا اگر فرزندمان باشد زیرا این عمل سبب مى‏شود که او مسئولیت‏پذیرى را فرا نگیرد و به جاى آن انتقاد کردن در مورد دیگران را بیاموزد و همچنین خود را به خاطر اشتباهاتش، محکوم کند.

 لقب و صفت منفى براى کسى در نظر نگیریم (حتى به شوخى) زیرا این عمل قلب او را جریحه‏دار مى‏کند و سال‏ها در ذهنش باقى مى‏ماند،خشونت و اجبار را در زندگى به کار نبندیم زیرا فرزندان نیز این گونه عمل خواهند کرد.

الگوى بد

چه چیزى سبب مى‏شود که الگوى سازنده‏اى براى فرزندان نباشیم؟ عملکرد والدین و نگرش آنها، نقش الگو و اسوه بودن آنان را مشخص مى‏کند، ابراز این جمله که «همچون من عمل مکن، به گفته‏ى من عمل نکن» واقعیت ناگوارى است که بسیارى از والدین به فرزندان خود توصیه مى‏کنند.

 در واقع آنها انتظار دارند که فرزندان، کارى متفاوت از اعمال والدین انجام دهند در صورتى که عملا چنین اتفاقى نخواهد افتاد، به طور مثال کودکان والدین خود را که به سوى مصرف الکل و مواد مخدر روى آورده‏اند، سرمشق خود قرار مى‏دهند.

حقیقت این است که ابراز این جمله که:«این کار اشتباه است، انجام نده» هیچ کمکى به خوددارى فرزندان از انجام آن عمل نخواهد کرد،در واقع والدین خود باید در رفع رفتارهاى نادرست قدم بردارند تا فرزندان آن را مورد سرمشق قرار ندهند.

 والدین هنگامى سرمشق و الگوى بدى براى فرزند خود هستند که به طور مثال نمى‏توانند عصبانیت خود را مهار کنند ولى از فرزند خود چنین انتظارى دارند و یا از فرزند مى‏خواهند که عمل پدر و مادر را از دیگرى پنهان کند و مثلا به مادر نگوید که پدر گلدان را شکست ،این رفتار پدر و مادر سبب مى‏شود که حس صادق بودن در کودک تضعیف گردد و خود نشانگر این مسئله است که این والدین، الگوى مناسبى براى فرزندان نخواهند بود.

کوتاه سخن این که اگر شما نمى‏خواهید فرزندان مرتکب کار اشتباهى گردند، در ابتدا خود از آن عمل سرباز زنید،هنگامى که پیام زبانى والدین با رفتار آنان هماهنگى ندارد، کودکان بیشتر تحت تأثیر رفتار آنان واقع مى‏شوند.

بیشتر کودکان آرمان‏گرا هستند و تمایل به انجام کارهاى درست و بجا در وجودشان موج مى‏زند و به این جهت انتظار دارند که والدینشان نیز مسئولیت‏پذیر بوده و عملکرد درستى داشته باشند.

وقتى والدین به شیوه‏ دورویانه رفتار مى‏کنند، واکنش فرزندان به دو گونه خواهد بود،تعدادى از کودکان نسبت به این رفتار والدین، مقاومت کرده و اعتراض مى‏کنند ولى عده‏اى نیز به تقلید از این رفتار منفى مى‏پردازند.

 البته شیوه‏ دوم در میان کودکان بیشتر مشاهده مى‏شود زیرا از لحاظ عاطفى، فرزندان تمایل کمى دارند که با والدین خود مخالفت کنند و همین امر سبب مى‏شود که هم فرزند و هم والدین بازنده میدان باشند.

 

مرکز مشاوره و مددکاری معاونت اجتماعی فرماندهی اتظامی استان لرستان

 

 

درج شده توسط : سرویس خبر و رسانه " میرملاس "

دیدگاه ها

مسیحا هاشمی در گفته :

مختصر مفید . ممنون از مطلب خوبتون

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :