کد خبر : 82852
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 40 بازدید

اخلاق قراردادی

    معصومه آزادبخت / میرملاس :    نظام اجتماعی همواره بر یک سلسله اصول، هنجارها و ارزش‌هایی استوار بوده است که مجموع آن‌ها را “اخلاق” نامیده اند. رشد و ارتقاء سطح اخلاق در انسان یعنی توجه نمودن و مقید بودن به هر آنچه که در بین انسان ها محترم و مطلوب تلقی می شود […]

gamesabz-اخلاق

 

 

معصومه آزادبخت / میرملاس : 

 

نظام اجتماعی همواره بر یک سلسله اصول، هنجارها و ارزش‌هایی استوار بوده است که مجموع آن‌ها را “اخلاق” نامیده اند. رشد و ارتقاء سطح اخلاق در انسان یعنی توجه نمودن و مقید بودن به هر آنچه که در بین انسان ها محترم و مطلوب تلقی می شود و به عبارت دیگر توجه به ارزش هاست. افراد یک جامعه برای تداوم انسجام و نظم اجتماعی، ثبات و آرامش سیاسی – اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز، نیازمند رعایت اخلاق هستند و هر جامعه ای که مردمش به طور عملی و از درون پایبند اخلاق باشند، جامعه ی خوشبخت تری خواهد بود. ضعف و کاهش توجه به ارزش های اخلاقی، جامعه را سست می کند و بدون شک به فروپاشی نظام اجتماعی منجر می شود و زندگی طاقت فرسا و بسیار سختی را بر افراد تحمیل می کند. بنابراین تقویت اخلاق و رعایت آزادانه ارزش های اخلاقی از جمله علل زمینه ساز توسعه و آبادانی و راحت تر زیستن افراد یک جامعه است. با نگاهی گذرا درباره اخلاق می توان دریافت که همه خردمندان جامعه بشری در هر دوره و زمانه‌ای که بوده اند از طرق مختلف بر این امر تاکید داشته اند که سعادت و شکوفایی انسان و جامعه انسانی با منظومه اخلاقی آن جامعه ارتباط و پیوند تنگاتنگ و بنیادی دارد. توجه به بعد اخلاقی انسان ها معمولا بخشی از اهداف تربیت را تشکیل می دهد. کودکان در ابتدا، هیچ‏گونه تصوّر و دیدگاهی درباره خیر و شرّ امور ندارند و به همین دلیل مسئول رفتار خود نیستند و عنصر اخلاقی به حساب نمی‏آیند و برای تبدیل شدن به عنصر اخلاقی باید یک فرایند تدریجی و پیچیده‏ای را طی کنند. تفکر اخلاقی طی مراحل و سطوح مختلفی رشد می کند که می توان آن را در سه مرحله کلی دسته بندی کرد. در سطح اول که به اخلاق پیش قراردادی موسوم است، معیارهای اخلاقی درونی نشده اند و بر اساس تنبیه و تشویق پدر و مادر یا سایر مراجع قدرت تعیین می گردد. ملاک خوب و بد بودن رفتار، اثر مستقیم و ضرر و منفعت آنی ناشی از آن است که بلافاصله متوجه شخص می شود. دیگران و منافع آنها در این مرحله نادیده گرفته می شود مگر آنکه تاثیری مستقیم بر منافع آنی فرد داشته باشد. در این سطح از رشد اخلاقی ” خود محوری ” غالب است. از نظر فرد خودمحور، کاری خوب است که به نفع من باشد و کاری بد است که به زیان من تمام شود. در این سطح فرد اگر هم کاری را برای منافع دیگران انجام دهد، فقط به دلیل پاداش است و اگر پاداشی برای او نداشته باشد برای خاطر دیگران کاری نمی کند. به طور طبیعی کودکان در سنین دبستان در این سطح از رشد قرار دارند. به عقیده ی “لارنس کلبرگ” بنیانگذار این نظریه، بسیاری از افراد در این سطح از رشد اخلاقی باقی می مانند. حالت زرنگی و دور زدن و پیچاندن قانون که در اولین سطح از رشد اخلاقی بارز است، موجب حالت التهاب در جامعه می شود. برخی از افراد به محض نبودن ترس از مامور و قانون هرکاری که دلشان بخواهد می کنند. به عنوان مثال در هنگام رانندگی این قضیه کاملا به چشم می آید. یا به هنگام رفتن به دامن طبیعت آن را با زباله های مختلف آلوده می کنند. این افراد در مرحله ی اول رشد اخلاقی گیر کرده اند. در دومین مرحله از رشد اخلاقی فرد وارد حیطه ی عرف و قوانین جامعه می شود و اطاعت از آن ها را اخلاقی می شمرد. محرک این سطح که به “اخلاق قراردادی” موسوم است ترس از عدم تایید دیگران است. در این مرحله رفتاری خوب و اخلاقی است که مورد تایید دیگران واقع شود. بنابراین در این مرحله منفعت و علاقه شخصی مغلوب تایید دیگران است. اغلب نوجوانان در این مرحله از رشد هستند و برای کسب تایید دوستان همه کاری می کنند و منافع خود را زیر پا می گذارند. در این مرحله فرد قادر است که خود را در جایگاه دیگران قرار دهد؛ از این رو می تواند در قضاوت های اخلاقی خود احساسات دیگران را در نظر بگیرد. در نتیجه فرد به دنبال سازگاری و هماهنگی با معیارهای اخلاقی دوستان یا اعضای خانواده است. در واقع فرد در این مرحله بیشتر به جای کسب لذت مادی به دنبال لذت روانی، یعنی لذت از رضایت و خرسندی اطرافیان است. همچنین رفتار فرد در این سطح برای سازگاری و هماهنگ شدن با نظم اجتماعی است. این مرحله در واقع، مرحله ی اخلاق بر اساس قانون و نظم است. فرد در این مرحله پایبند به حفظ نهادهای اجتماعی خود است. وی به این درک رسیده است که همه باید از یک نظام قانون پیروی کنند، وگرنه نظم جامعه بر هم می خورد. برای او حفظ قانون مهم تر از هر چیز است. در این مرحله معیار های اخلاقی هنوز درونی و نهادینه نشده است. در اخلاق فرا قراردادی که سومین سطح از از رشد اخلاقی محسوب می شود اصول اخلاقی درونی می شود و ممکن است از قرارداد عرفی جامعه پیشی بگیرد. به جای استدلال بر اساس عرف، افراد در مرحله ی سوم، اصول ریشه ای و اهدافی را در نظر می گیرند که علت شکل گیری قوانین بوده اند. به عنوان مثال نظم و عدالت ریشه وضع قوانین است و افراد در این سطح، به نظم و عدالت بیشتر بها می دهند. حتی جایی که قانون آنها را برای هر رفتاری آزاد گذاشته، رعایت اصول درونی را در دستور کار خود قرار می دهند. در این مرحله انسان ها شروع به در نظر گرفتن ارزش ها، عقاید و باورهای متفاوت سایر مردم می کنند. دل مشغولی فرد آن است که قوانین و وظایف ناظر به جامعه بر پایه آرمان بیشترین خیر برای بیشترین افراد مبتنی گردد. فرد به این دلیل کار درست را انجام می دهد که در مقام موجودی عاقل، مکلف به وفاداری به احکامی است که شامل حق حیات و آزادی می گردد. اگر افراد متوجه شوند که غیر از هنجارهای رایج در جامعه، هنجارهای دیگری وجود دارند که می توانند برای بیشتر افراد جامعه مفید باشند، هنجارهای رایج قابل تغییر و اصلاح خواهند شد. متاسفانه اکثر بزرگسالان جوامع به این سطح از رشد اخلاقی وارد نمی شوند. با نگاهی به این سطوح رشد اخلاق در می یابیم که اگر ارزش ها و معیارهای اخلاقی درونی شده باشند، افراد به سطوح بالاتر اخلاق می رسند. برای این منظور یادگیری اخلاق نباید انفعالی باشد، بلکه از همان سنین کودکی، کودک یا نوجوان، خود باید تجربه کند. یعنی قرار گرفتن فرد در موقعیت های طبیعی حل مسائل اجتماعی و اخلاقی و اندیشیدن فعالانه درباره آنهاست که موجب درونی شدن این ارزش ها می شود. تشویق فرزندان به بحث درباره ی مسائل مختلف، توجه به نظر آنها، کمک به آنها در جمع بندی مطالب و مشارکت فعالانه آنها در مسائل اخلاقی از مهم ترین ابزارهای والدین در کمک به رشد قضاوت های اخلاقی فرزندان است. برعکس، نصیحت و موعظه، بی توجهی به نظرات آنها و شیوه ی فرزندپروری مقتدرانه از جمله شرایط نامناسب برای رشد اخلاقی فرزندان به حساب می آید. آسیب های اخلاقی را می توان به صورت زنجیره ای به هم متصل تصور کرد که همدیگر را تولید می کنند. رذیلت های اخلاقی اثرات فراوانی بر شخصیت و درون فرد و نیز بر جمع و روابط اجتماعی می گذارد و هرگاه مسئله” اخلاق ” در مناسبات فردی، اجتماعی و سیاست مورد بی توجهی و غفلت قرار گیرد جامعه به سمت فروپاشی نظم و نظام اجتماعی میل می کند و هزینه های زندگی سالم و معمولی، به صورت نگران کننده ای افزایش می یابند. به عبارت دیگر می توان گفت که اخلاقی بودن جامعه مقدم بر مدنیت آن است و تا جامعه ای اخلاقی نباشد آن جامعه مدنی نخواهد بود. آسیب های اخلاقی، سرمایه های اجتماعی را می بلعند و مناسبات را از درون تهی می کنند. اعتماد، رضایت و تعهد اجتماعی که از مهم ترین سرمایه های اجتماعی هستند مورد دستبرد رذایل و آسیب های اخلاقی قرار می گیرند و در نتیجه زندگی فردی و اجتماعی با انواع بن بست ها و شکست ها مواجه می شود. در جامعه ی غیر اخلاقی رشد شخصیت آدمی غیر ممکن است و همه انسان‌ها یا گرگ خواهند بود یا گوسفند. جامعه ای که ستون و محور اخلاق را از دست بدهد و از آن محروم گردد سرنوشتی هولناک در انتظارش خواهد بود و معلوم نیست بدون استفاده از چنین چراغ و روشنایی سرانجام به‌کدام بیراهه و یا چاله‌ای سقوط خواهد نمود؟ در چنین جامعه ای ملاک و معیار خوبی و بدی یک عمل و رفتار چه خواهد بود؟ و روا و ناروا بودن رفتار ها با چه شاخصی ارزیابی خواهد شد؟ تا زمانیکه جامعه ای به اخلاق انسانی باورمند نباشد زیر پانهادن قانون و نادیده انگاشتن عدالت و وقوع هر نوع جرمی یک امر طبیعی و عادی قلمداد خواهد شد و چشم امید بستن به آینده ای روشن و برخوردار از کرامت انسانی، انتظاری عبث بشمار می‌رود.

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

شهروند در گفته :

با سلام
متاسفانه اکثریت مردم جامعه ما نه تنها به مرحله ” اخلاق فراقراردادی” بلکه به مرحله “اخلاق قراردادی” نیز نرسیده اند و همچنان به قانون گریزی خودشان مفتخرند و شجاعت را با خشونت اشتباه گرفته اند. امیدوارم این مطلب تلنگری باشد برای خوانندگانش…
به قول نیما: غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم می شکند.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :