کد خبر : 87566
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 913 بازدید

شعر لکی ” آگر “

  یعقوب آزادبخت :  شعر لکی آگر به مناسبت آتش سوزی های اخیر و فداکاری مرحوم رشید نامداری تقدم میگردد روحشان شاد و یادشان انوشه باد   آگر آگر ئر گیون منو آگر ئر گیون بلوی لش سزیای منو آگر ئر شون بلوی شل و شکت،رنج بی ور ،چم پر ئسر کل خریو بی نشونن […]

photo_2016-08-04_15-04-44-1

 

یعقوب آزادبخت : 
شعر لکی آگر به مناسبت آتش سوزی های اخیر و فداکاری مرحوم رشید نامداری تقدم میگردد روحشان شاد و یادشان انوشه باد

 

آگر
آگر ئر گیون منو آگر ئر گیون بلوی
لش سزیای منو آگر ئر شون بلوی
شل و شکت،رنج بی ور ،چم پر ئسر
کل خریو بی نشونن ئرا درمون بلوی
مه گرفتار، تو گرفتار ،کل گرفتار یکیم
چه بلای کتیه ئر لش بی زون بلوی
وخت بی وخت چاو آگر،آگر ئر گیون منه
آخ و داخم لش سزیا ،لش بی گیون بلوی
هر بلوی تاریخ شناسنامه ی سرزمینمونه
وخت قئطی تنیا ویردارمون ماوه نون بلوی
تا بلیز آگری ئر کوی دیاره ماو بچو
روژگاریکه که آگر بیه قورسون بلوی
آگر ئر گیون منو آگر ئر گیون بلوی
لش سزیای منو آگر ئر شون بلوی

______________________________

برگردان فارسی :

آتش
آتش بر جان من و آتش بر جان بلوط
تن سوخته ی من و آتشی برشانه های بلوط
خستگی ها و رنجهای بی حاصل و چشم های گریان
همه غریب و بی نشان برای درمان بلوط
من گرفتار ،تو گرفتار همه گرفتار همیم
چه بلایی بر سر بی زبان بلوط آمده
وقت و بی وقت خبر آتش،آتش بر جانم می زند
آه و افسوس تن سوخته،تن بی جان بلوط
هر بلوط تاریخ شناسنامه ی سرزمین ماست
در ایام قحطی بوده دلگرمیمان نان بلوط
تا شعله ی آتش در کوه نمایان می شود شتاب کن
روزگاریست که آتش شده قبرستان بلوط
آتش بر جان من و آتش بر جان بلوط
تن سوخته ی من و آتشی برشانه های بلوط
باتقدیم یعقوب آزادبخت(وارون)

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

امیرمحمد آزادبخت از خرم آباد در گفته :

عموجان خداییش دست مریزاد. بسیار با احساس و دلنشین بود. خدا حفظتون کنه

یاری بخش حاتمی در گفته :

درود به آقای آزادبخت ، بسیار عالی

جناب آزادبخت دستت درد نکند اما بیشتر جاهای این شعر مشکل وزنی شدید داره. وزن این شعر فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست ولی برخی ابیات ساز دیگه ای می زنه و خیلی از کلمات با سکته فاحش باید خونده بشه. به هرحال از تلاش شما در حیطه شعر بومی تشکر میشود اما بهتره عروض رو خوب بخونید و تمرین کنید.چرا که عروض لازمه شعر کلاسیک هستش. مشکل دیگه این نوع اشعار نداشتن جوهره شعریه به طوری که هرچه ابیات رو مرور میکنم اتفاق شاعرنه ای در هیچ کدامشون نیفتاده و صرفا با یک نظم معمولی روبه رو هستیمو باید گفت هر کلام دارای قافیه و وز رو نمی شه شعر نامید چرا که این جوهره شعریه که شعر رو ماندگار می کنه. بازهم از تلاش شما ممنونم.

حمید احمدی از تهران در گفته :

جالب سروده آید .دست مریزان موفق موید باشید

حسن .ع در گفته :

با سلام خدمت جناب آزادبخت شعرتان بسیار زیباست و زیباتر از آن شعر گفتن در پاسداشت فداکاری مرحوم نامداری است روحشان شاد امیدوارم سایر دوستان اهل قلم نیز نگذارند نام این مرد فداکار به فراموشی سپرده شود پیشنهاد من نامگذاری یکی از ایستگاههای آتش نشانی بنام این مرد بزرگ میباشد امیدوارم مسئولین امر مورد توجه قرار دهند .

مهدی آزادبخت در گفته :

بسیار زیبا بود .
جوابه جنابه منتقدم با اجازتون بنده بدم ؛ فرمایش شما در رابطه با نداشتن وزن عروضی کاملا صحیح ولی در رابطه با شعر درسته نه ترانه و ترانه سرایی ، در ترانه سرایی هدف انتقال مفهوم با زبان احساسی کاملا لطیف و نشستن کلمات و لحن آن ها بر روی میزان های مختلف موسیقایی هستش و جناب یعقوب آزادبخت ترانه سرایی انجام میدن و تا حالا به شاعری در حوزه ادبیات کلاسیک ایران و جهان ورود نکردن که بشه ایراد وزن عروضی از کار هاشون گرفت و موفق باشید .

منتقد در گفته :

جناب مهدی آزادبخت گرامی ضمن عرض سلام خدمت جنابعالی.
با عرض پوزش «جواب »و «جناب» را با کسره می نویسند نه با ه آخر. همچنین با اجازه درسته نه با اجاز…شرمنده ام ببخشید. فقط جهت یادآوری بود.

در رابطه با شعر یعقوب عزیز و گرامی باید بگویم که ایشان غزل سروده اند نه ترانه و اساتید عزیز می دانند که در این غزل بیشتر بیت ها مشکل شدید و فاحش وزنی دارد و بنده احساس کردم اگر متذکر نشوم در حق ایشان کوتاهی کرده ام.
موق باشید.

ناشناس در گفته :

بی نظیر بود,چون واقعیت بزرگی با احساس عمیق بیان کردید,عمق فاجعه را احساس کردیم.بی کسی سرزمین بلوط

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :