پشت خط انتخابات ۲
پشت خط انتخابات ۲ حشمت اله آزادبخت: چهارسال دیگرمثل باد در برف وبوران رکود گذشت.چهارسرسال دیگرنیزگذشت،درنقطه چینی ازیکدستی.بی آن که ماشین پیشرفتی برشانه ی بِناری بگذرد وره آوردی ازپیچ سرازیری اش فروغلتد.وباز شهری که سینه ی صاف خیابان هایش رابرای چسباندن عکس هاجلوداده ودهان کج میدان هایش راآماده کرده تا بلندگوی دادوفریاد تبلیغات نامزدهاشود.چهارسال گذشت [...]

پشت خط انتخابات ۲

حشمت اله آزادبخت:
چهارسال دیگرمثل باد در برف وبوران رکود گذشت.چهارسرسال دیگرنیزگذشت،درنقطه چینی ازیکدستی.بی آن که ماشین پیشرفتی برشانه ی بِناری
بگذرد وره آوردی ازپیچ سرازیری اش فروغلتد.وباز شهری که سینه ی صاف خیابان هایش رابرای چسباندن عکس هاجلوداده ودهان کج میدان هایش راآماده
کرده تا بلندگوی دادوفریاد تبلیغات نامزدهاشود.چهارسال گذشت بی آن که تب هواری ازپس کوچه های بی کاری اش گریه ی ابرمسوولیتی راتحریک کند.
واینک شهرآماده است تاپچ پچ های انتخاباتی اش رابه هیاهوی داغ دیگری تبدیل کند.هرچندتلاش هایی صورت گرفته امامیوه ی نتیجه ای هنوزبرشاخه های
خشک انتظارننشسته است…اماخداراشکرکه آگاهی سیاسی مردمش تکان محکمی خورده است به طوری که قلعه ی پوسیده ی حس انتخاب قبیله ای وتعصبی وجناحی و…درذهنشان فروریخته است.به ویژه درذهن قشرجوان که نسبت به سال های پیش ، هم پای رسانه ها قدکشیده است.دیگرازپاره کردن عکس هاوقهرهای خانوادگی وانتخاب های تحمیلی وشلیک های شبانه بردرودیواربرادر خبری نیست واین نشان ازهمین آگاهی سیاسی ورفتاری ست…وامیدمی روداین دورازانتخابات مجلس به دورازجنجال های الکی و…باشیم. نامزدانتخاباتی بایددراین دوره حساب های خودش راجمع وتفریق کندوکسی که دندان پیروزی اش راتیزکرده بایدبداندکه این دوره بادوره های پیش فرق میکند.دیگرنمی توان تاغروب فاتحه خوانی های تلگرافی یک شهرراکنترات کرد.شایداین شیوه هنوزدررگ ذهنییت نسل دیروزماجریان داردامادزبان ذهن جوان،چیزدیگری می گوید.بانگاهی که فاتحه خوانی هاووعده های آسمانی بی ریشه و…را لعنت می فرستد. نامزدهای این دوره نبایدبادل خوش کردن به چندکلاه سفیدازتفکرجوان هایی غافل شوندکه زیربارانتخاب های تحمیلی ،کمراندیشه خم نمی کنند.جوان هایی که باوجودنبود فضای کار،پیراهن پاکی ونجابت خودراآلوده نمی کنندامازیربوران تبعیض ونامسوولیتی وخودخواهی ،انگشت معیشتشان واستعدادشان یخ بسته است امابازهم نسبت به سرنوشت خودشان بی تکان نمی مانندوعقربه های نازک تفکرشان ازکارنیفتاده است.زیرپوتین بی کاری له شده اند امادرکشان روزبه روزعمیق ترنفس می کشد.هردوره نماینده ای آمدوتیغ برگلوی دلخوشی شان کشیدورفت امادراین هجوم بیهوده ی مغولانه مذهب غیرتشان ازدست نرفت وامروزمی بینیم که جلوترازرسانه هاحرف می زنند.
جوان امروزی که به این نقطه ازجهان بینی رسیده ممکن نیست دست به انتخاب قبیله بزندومحال است پای جعبه ی انتخابات به سینه ی هم سن خودچاقوبکشد.ومحال است شناسنامه اش راباوایتکس نادانی وفریب چندبارپاک کندتاتنها،شکم گنده ی بی دهانی رابه مجلس بفرستد.
پس جناب نامزدآقا!دهان دروغ ها ووعده های بی اساس راببندوکت وشلوارکزکرده ی فاتحه ات راازتن بکن ودندان قبیله ات رابکش وروی فامیل هایت خط بکش وتامی توانی روی اندیشه ی جوان هاکارکن وحقه ی پرازپوچت راپاره کن وجزدرجاده ی راست گویی قدم نگذارکه مردم زیرزبان دروغ رادیگرسست کرده
اندوآینه کاشته اند.مردومردانه بامردم حرف بزن که میدان های کارگری این شهرواین استان دیگرازدروغ بالامی آورندوگوش های این پس کوچه های دودی
دیگرتاب شنیدن دیوارصوتی اش رامچاله کرده اند.اگرقسمت شدوساک سفربستی،نگاهت راازعزل ونصب هاخالی کن وبرکارمسوولان وفرماندارانت نظارت
بگذارومردمت رابه امان چندنفرکه برگزیده ای وجاگذاشته ای رهانکن ودردبی کاری وبی نانی وبی نایی این همه تحصیل کرده وجوان امان ازخواب راحتت
ببرد.اجازه ی دخالت درکارنمایندگی رابرخانواده ات سدکن وحتامشورت باآن هاراگناهی سخت بدان ونگذارازموقعیت توبالابروندکه باقانون اسلام وانسانیت
به یک جونمی رود.اماقبل ازپاگذاشتن برپله های مجلست نهج البلاغه ی مولای انسان هارایک دوربادل بخوان.وحالا که گشتن درروستاهاوخانه خانه ی شهرامان اززندگی ات بریده است وفکرجمع کردن قطره های رای، لحظه هایت رارنج می دهد،باسادگی ویک رنگی دل هابازی نکن وفراموش نکن فرداقراراست ازپله ی شانه های این مردم بالابروی برصندلی داغت بنشینی..
اما کاش کوهدشت کوچک روزی آن قدرابهتش بزرگ می شد که هرکسی جرات نام نویسی انتخاباتش راپیدانمی کرد وای کاش مردم این شهرروزی بامشارکت وفهم اجتماعی همه جانبه آن قدربزرگ می شدندکه هیچ مسوولی اجازه ی سهل انگاری وچرت بی خیالی وندانم کاری را به پلک هایش نمی داد وهیچ نماینده ای پس ازپاگذاشتن برشانه های مردمش ورسیدن به ساختمان خوش رنگ خیابان بهارستان،اجازه ی لم دادن برکرسی گرم ونرم بی خیالی به ذهنش خطورنمی کرد….کاش!!



























لطفا کمی تعارف را کنار گذاشته و در این مدت باقیمانده تا انتخابات با طرح سوالات مهم کاندیداها را به چالش بکشید و از آنها جوابگویی در مورد برنامه ها و کارنامه کاریشان را طلب نمایید.
با سپاس فراوان
[پاسخ]
یار پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۲ بهمن , ۱۳۹۰ ۰۱:۱۳:
بابا با کلاس ، تهران هستی جو گرفتت ها………….
اینجا کوهدشته، سرزمین بیمنطقی ها ، دیار امامی ها( پدر اشتغال کوهدشت) دیار قبادی ها(پدر توسعه کوهدشت) …………..
[پاسخ]