کد خبر : 48095
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,047 بازدید

آمده بود بماند اما رفت ! / خاطره ی دکتر کورش هادیان از شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان

 مقام معظم رهبری:هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهید است.   خاطره ی دکتر کورش هادیان از شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان  عصر يك روز زمستان 65 بود، شلمچه زمان عمليات كربلاي 5 ، بيرون سنگر ايستاده بودم، جمعي كم‌تر از ده نفر به […]

 مقام معظم رهبری:هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهید است.

 

خاطره ی دکتر کورش هادیان از شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان

 عصر يك روز زمستان 65 بود، شلمچه زمان عمليات كربلاي 5 ، بيرون سنگر ايستاده بودم، جمعي كم‌تر از ده نفر به سنگر ما نزديك مي‌شدند. اسماعيل را از دور و از راه رفتنش شناختم. پاي چپش را نمي‌توانست درست حركت بدهد. در عمليات بيت‌المقدس زخمي شده و از آن به بعد پاي چپش مشكل پيدا كرده بود.

اسماعيل يك سال از من بزرگ‌تر بود، دانشجوي سال سوم پزشكي دانشگاه اصفهان بود، هم‌زمان درس حوزه هم مي‌خواند و با پشتكاري فراوان براي فراگيري زبان‌هاي عربي و انگليسي تلاش مي‌كرد. ورزش‌كار هم بود، در دو رشته‌ي فوتبال و تنيس روي ميز. استعداد عجيبي در درس و ورزش داشت، بارها جايزه گرفته بود و تشويق شده بود.

پس از سلام و احوال‌پرسي معلوم شد با خواهش و التماس فراوان توانسته موافقت بسيج و سپاه را جلب كند تا او را به جبهه بفرستند. از ميان آن جمع مهمان، اسماعيل آمده بود كه بماند و بقيه همان روز برگشتند. واقعيت اين كه هم پسر بزرگ خانواده بود هم جانباز بود و مشكل جسمي داشت و هم يك دانشجوي بااستعداد كه مي‌توانست در آينده منشأ خدمات برجسته‌اي شود. به همين خاطر به‌راحتي با حضور او در جبهه موافقت نمي‌كردند. حالا هم كه آمده بود پنهان از او سفارش كردند كه حتي‌الامكان نگذارند به خط مقدم برود و سعي كنند زودتر او را مرخص كنند برگردد درسش را بخواند. اما كسي كه شور و اشتياق و عشق اسماعيل را نسبت به جبهه مي‌شناخت مي‌دانست اين تلاش‌ها بي‌فايده است.

مدتي در شلمچه با هم بوديم. بعد قرار شد ما را به يك دوره‌ي آموزشي تخصصي اعزام كنند. دوره يك ماه طول كشيد. رشته‌ي آموزشي ما ديدباني بود و كار با ادوات جنگي و خمپاره و توپخانه و ميني‌كاتيوشا. دوره كه تمام شد به شلمچه برگشتيم و چون عمليات تمام شده بود قرار بود واحد ما جابه‌جا شود. به مقري در نزديكي انديمشك منتقل شديم. ايام عيد بود و هوا بهاري،

گاهي بين كساني كه در جبهه بودند مطالبي گفته مي‌شد و رواج پيدا مي‌كرد كه از جهتي جالب بود و از نگاهي ديگر عجيب! يكي از اين موارد اين بود كه مي‌گفتند كسي كه شهيد مي‌شود از چند روز پيش از شهادت، نشانه‌اي اين امر در صورت و رفتار و گفتار او پيداست و من اگر اين مسئله را شخصاً نمي‌ديدم و احساس نمي‌كردم شايد به‌راحتي باور نمي‌كردم. اسماعيل هم آن روزها حالتي داشت كه مرا به‌شدت تحت تأثير قرار مي‌داد. حالت و رفتارش به كساني شبيه بود كه در آستانه‌ي شهادت هستند. سخنانش اگرچه مختصر بود اما عجيب اثرگذار بود و به دل مي‌نشست.

چند روز بعد قرار شد بخشي از نيروهاي واحد ما براي عمليات نظامي به مناطق غرب كشور اعزام شوند. فرماندهان با آمدن اسماعيل موافقت نكردند و ما در اين‌جا از هم جدا شديم. هيچ‌گاه آخرين ديدار با اسماعيل را فراموش نمي‌كنم، ناراحت بود از اين‌كه به او اجازه‌ي حضور در عمليات را نداده‌اند. مي‌گفت دوست دارم بيايم و سعي مي‌كنم هر طور شده خودم را به عمليات برسانم. صورتش نورانيت عجيبي پيدا كرده بود. با اين‌كه قرار نبود در عمليات شركت كند اما من تقريباً مطمئن شده بودم كه او به‌زودي به شهادت خواهد رسيد.

وجودش سرشار از پاكي و صداقت و عشق بود. شهادت بعضي دوستانش هم درد او را بيشتر كرده بود. يكي از دوستانش به نام مجتبي آدينه‌وند مدت كوتاهي پيش از اين، در عمليات كربلاي چهار، به شهادت رسيده بود. بين اين دو علاقه‌ي عجيبي حاكم بود. دوستي مجتبي و اسماعيل، مثال‌زدني بود. اخلاق و رفتارشان هم خيلي به هم شبيه بود:

آرام، كم‌حرف، بردبار، عميق، اهل مطالعه و به‌دور از سروصدا و هيجان و جنجال!

ما به كردستان منطقه‌ي مرزي بين سردشت و بانه اعزام شديم. روز 24 فروردين عمليات شروع شد. روز 26 فروردين من و جمعي از هم‌رزمان به‌عنوان نيروي جايگزين براي جابه‌جايي با نيروهاي حاضر در عمليات به خط مقدم اعزام شديم. من همان‌روز زخمي شدم و مرا با آمبولانس به بانه و بعد هم سقز و تبريز منتقل كردند.

پس از چند روز كه در بيمارستاني در تبريز بستري بودم با قطار به تهران اعزام شدم و چون قرار بود من به اهواز بروم و آن زمان به‌خاطر حمله‌ي جنگنده‌هاي عراقي، هواپيماي مسافربري به اهواز نمي‌رفت، قرار شد در فرودگاه منتظر بمانم و با هواپيماي نظامي بروم. سه روز در فرودگان مهرآباد تهران منتظر پرواز نظامي بودم. هواپيما در آغاجاري يا همان اميديه فرود آمد و از آن‌جا با آمبولانس مرا به اهواز بردند. شب ديروقت رسيديم، در آسايشگاه بنياد شهيد استراحت كردم. صبح مرا با يك آمبولانس به منزل رساندند.

در زدم، كسي در را باز نكرد، آمبولانس رفته بود و من مانده بودم با يك جفت عصا و يك پرونده‌ي پزشكي و يك در بسته!

يكي از همسايه‌ها آمد و گفت نيستند. پرسيدم كجا رفته‌اند؟

گفت رفته‌اند مسافرت. احساس مي‌كردم چيزي را از من پنهان مي‌كند.

گفت كليد را به من داده‌اند. در را باز كرد و من وارد خانه شدم.

يكي از پسرعموهايم كه دبيرستان درس مي‌خواند همراه‌شان نرفته بود و پس از مدتي آمد. به كمك او دراز كشيدم، نمي‌توانستم بنشينم يا بايد سرپا مي‌ايستادم يا دراز مي‌كشيدم. چند ساعت بعد پدرم آمد، ناراحت بود. معلوم بود گريه كرده اما سعي مي‌كرد مطلبي را از من مخفي كند.

بستگان و نزديكان روز بعد آمدند. خانه شلوغ شد. قيافه‌ها گرفته، چشم‌ها قرمز، مي‌خواستند حال مرا مراعات كنند. از آن طرف معلوم بود فشار روحي و ناراحتي‌شان آن‌قدر زياد است كه نمي‌توانند آن را بروز ندهند. هيچ‌كدام مستقيم و به‌صراحت چيزي به من نگفتند اما من از چشم‌هاي‌شان چيزهايي را مي‌خواندم، هرچند اصلاً دوست نداشتم آن‌چه برداشت مي‌كنم درست باشد.

از روزي كه زخمي شده بودم يازده روز گذشته بود. من حق داشتم از وضعيت اسماعيل مطلع شوم. مي‌گفتند زخمي شده در بيمارستان است يا چيزهايي مثل اين.

سرانجام برادر كوچكم محمد كه آن زمان كم‌تر از 5 سال داشت و به اقتضاي طبيعت كودكانه‌اش نمي‌توانست حرف راستش را نزند، با لحني اندوه‌گين و معصوميتي كودكانه گفت:

داداش! پسرعمواسماعيل شهيد شده!

و با اين جمله‌ي كوتاه محمد، يك بار ديگر بغض‌ها شكست و اشك‌ها جاري شد و ناله‌ها به آسمان رفت.

بعدها متوجه شدم كه اسماعيل سرانجام توانسته بود موافقت فرماندهان را براي اعزام به عمليات جلب كند و روز 25 فروردين 66 در همان منطقه‌ي عملياتي به شهادت رسيده بود.

اسماعيل روز عيد قربان متولد شده بود و روزي كه به شهادت رسيد نيمه‌ي شعبان بود و بعدها كه من خواستم متني براي اعلاميه‌ي مراسم چهلم او بنويسم، يك جمله‌اش اين بود:

مولود عيد قربان و قرباني نيمه‌ي شعبان!

گريه‌هايم كه آرام‌تر شد، به ديوار تكيه دادم و به تصوير اسماعيل خيره شدم.

ياد آن عصر زمستاني افتادم كه در شلمچه اسماعيل همراه عده‌اي ديگر آمد.

آمده بود بماند اما رفت!

 

اسماعیل-هادیان

شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان و جانباز دکتر کورش هادیان

 1816861kakc003

 

1816861KAKA003

 

منبع : روزهای ناب ، یادهای نیک

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

چیزی که به عنوان یک ویژگی خاص از اسماعیل برای من همیشه جلب توجه می کند ، جامعیت او و عدم افراط و تفریط در کارها بود.در حالی که منزل پدری اش یکی از مراکز حضور علما و مبلغین و از طرفی مسوولیت قدیمی ترین هیات عزاداری شهر بر عهده پدرش و به تبع آن منزلشان محل بسیاری از برنامه های مذهبی در طول سال بود و در تمام این برنامه ها هم ، او نقش خود را ایفا می کرد، اما هیچ گاه در درس هم کم نمی آورد.

با اینکه خانه شان نیز نسبتا پر جمعیت بود و رفت و آمدهای زیادی هم میشد، ولی اسماعیل بین همه اینها جمع می کرد و همان طور که قبلا گفته ام در تمام دوران تحصیل ، جزء ممتازان بود. در انجمن اسلامی دبیرستان دکتر شریعتی هم که بودیم، ضمن مشارکت در تمامی فعالیت ها هیچ وقت از درسش غافل نمی شد.

یادم می آید مدتی با هم برنامه صبحگاه مدرسه را اجرا می کردیم ، قرائت قرآن با ترجمه ، نیایش و بعضی وقت ها هم به تناسب ایام ، دکلمه ای می خواندیم.

حضور در جلسات مختلف مربوط به انجمن اسلامی و فعالیت های فوق برنامه دبیرستان، آن هم در آن شرائط حساس سال های اول انقلاب و فعالیت شدید گروهک ها، خصوصا مجاهدین خلق و کمونیست ها باعث شده بود که فردی مثل اسماعیل؛ علاوه بر درس خواندن ، به مطالعه کتب مختلف بپردازد، تا در مواجهه با عقائد انحرافی کم نیاورد و لذا جزء کسانی بود که با دیگران وارد بحث و به اصطلاح مناظره می شد. جالب آنکه بسیار آدم با انعطافی بود

اسدالله آزادبخت در گفته :

شهیداسماعیل هادیان رابا هیچ زبانی نمی توان توصیف کرد چراکه ازهردریچه ای که بخواهی سجایای اخلاقیش را تشریح کنی قلم وزبان براستی که قاصرند!
من ازهمان دوران دبستان با اسماغیل آشنا شدم وزمان جنگ اوازبهترین دوستان وهمرزمانم بود. حاج کورش عزیز!بسیار خوشحالم که مطلبتان را دراین سایت میخوانم .یادش بخیرروزیکه با موتور کوچلوی اسماعیل درجاده ضرونی زمین خوردیم وبجای بلندشدن فقط میخندیدم . دست مریزاد ودرودخداوندبرهمه ی کبوتران پر زده .مانا باشی

مراد سوري در گفته :

با تشكر ازبرادر عزيز ومخلصم دكتر كوروش هاديان كه سالهاست توفيق زيارتش از ما سلب شده است / هر جا كه هست خدايا به سلامت بدارش/.مطالبي كه نگاشته است متقن و زيباست واين حقير افتخار داشتم كه همراه اين عزيزان باشم . ودر مورد آن شهيد عزيز خاطرات زيبايي دارم . خداوند ما را با شهدا محشور نماييد /

ج نظریان در گفته :

سلام دکترجان عزیزدوست داشتنی ام ،سپاس ازمطالب قشنگتان و درودخداوندبرحاج ابراهیم هادیان ابوی گرامی وهمسرمکرمه اش که ابراهیم وار اسماعیل عزیزراتربیت نمودند،این شهیدوالامقام ودیگردوستانش همچون شهیدمجتبی درواقع نمادفرهنگ محمد(ص) هستندوچه زیبا به معشوقش رسید،این اسطوره های درخشان ،الگوهای نسل امروزبایدباشند.روحشان شادوراهشان پررهروباد

علي اكبر دارابي در گفته :

مدير محترم سايت با سلام جهت اطلاع عكس يكي به آخر مانده در كنار چادر مربوط به شهيد هاديان نمي باشد اين عكس نفر سمت چپ شهيد عباس رضايي و نفر وسط بهروز كوناني و نفر سمت راست حسن دارابي است اين عكس مربوط به منطقه زبيدات مي باشد .

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنون آقای دارابی
اصلاح شد

حکمت اله امانی در گفته :

سلام خدا بر شهیدان
دوست گرامی جناب دکتر هادیان سلام بر شما
من خیلی از شهید اسماعیل عزیز شناختی ندارم. لکن کیست که با مطالعه این مطلب از دوستان صدیقی چون کاتب و حاج آقای قبادی گرانسنگ، در خصوص شهید والامقام دکتر اسماعیل عزیز و تلاش وافر ایشان در درس و خدمت به هیئت زنجیرزنی، دعای ندبه(که بانی هر دوی آنها پدر بسیار بزرگ ایشان جناب حاج ابراهیم بزرگوار)، انجمن اسلامی و سایر امور، قدر و جایگاه او را نشناسد. خدایشان با سید و سالار شهیدان علیه السلام محشور نماید.
جناب سعید بالنگ، ترویج ارزش و مقام شهدا کار کمی و ناچیزی نیست، قدر بدان این توفیق الهی را.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنونم آقای امانی
انشااله که لیاقت خادمی شهدا و یادگاران شهدا همرزمان ایثارگرشان را داشته باشم

هادی قبادی در گفته :

در بیست و هفتمین سالگرد شهید هادیان (25 فروردین)
خاطراتی از آن یار سفر کرده در وبلاگ یاد نیکان آمده است .

عباس شمس الله زاده در گفته :

برادر عزیز جناب دکتر هادیان
سلام علیکم
شهید عالی مقام دکتر هادیان از اسوه های زمان خود بود الگو و سرمشق جوانان بود شهادت سزاوار و حق او بود.
باشد که خداوند نیز ما را به راه راست هدایت کند تا در بستر نمیریم .از شهید والا مقام میخواهم شفاعت کند تا شهادت در راه خدا نصیب ما هم بشود از شما به خاطر ذکر این خاطره و بیدار نمودن من وامثال من میشوید متشکرم

موسی قادری در گفته :

شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

درود خدا بردکتر عزیز شهید هادیان که نمونه والای شهامت وحق طلبی بود یادش همیشه وتاابد گرامی.

علیمحمد محمدی در گفته :

به نام خدا
درود وسلام برشهیدان سر افراز میهن اسلامی .آنان که با خون پاک ورنگین خود از مرزهای ایمان واندیشه اسلامی ومرزهای جغرافیایی
میهن اسلامی با سربلندی هرچه تمامتر دفاع کردند و عارفانه و عاشقانه جان به جان آفرین تسلیم نمودند .ودرود وسلام به روان تابناک
«شهید مولود عید قربان وقربانی نیمه شعبان »شهید والا تبار دکتر اسماعیل هادیان که تربیت شده وپرورش یافته مکتب راز ونیاز ونیایش
وعاشورا بود و عاشورایی شد .وسلام وعرض ادب به دکتر هادیان عزیز که خود از یادگاران شهداست وآرزوی توفیق هرچه بیشتر برای
ایشان وخانواده معزز ومحترم هادیان خصوصا حاج ابراهیم هادیان که هنگام شهادت فرزند دلبندش در نیمه شعبان در تهران در مراسم
شهیدی دیگر ازاین خانواده بزرگوار در خدمتش بودیم .باشنیدن شهادت فرزندش ایشانرا چون کوهی استوار یافتیم .بمثابه این حدیث شریف
«انما المومن کالجبل الراسخ لایحرکه الاواسخ » مومن در مقابل تند بادهای زندگی همچون کوه استوار است .
خانواده محترم ومعزز ومتدین هادیان وخواهر زاده های گرانسنگ ایشان سرداران زمانه آتش وخون وعرصه های سخت کار زار بادشمن
وبی ادعا وگمنام عصر آرامش را همگان می شناسند .خداوند حافظ ونگهدارشان باد .

وبلاگ گردان محبین در گفته :

آنهاا رفتند تا ما بمانیم و فرهنگ ایثار را به ما یاد داده تا ایثارگونه در خدمت جامعه باشیم. شهدا روز، تندیس و یادمانی را از ما نمی‌خواهند و ۸۰ درصد آنها در وصیت خود ما را به حفظ نظام و تداوم تبعیت از ولایت سفارش نموده‌اند. شهدا از ما عمل می‌خواهند، اینکه در پستی که هستیم با تمام توان کار کرده و نقش‌آفرین باشیم. تاریخ انقلاب نشان داده آنها که ایثارگونه خدمت کرده و در خدمت جامعه بوده‌اند به فوض عظیم شهادت دست یافته‌اند، زیرا آنها صدق داشته و با صداقت کار کرده‌اند.
خداوند مقام وجایگاه شهد عالی است عالی تر بفرما .
وبلاگ گردان محبین

علی مرادی در گفته :

درود خدا بر شهید اسماعیل هادیان شهید راه اعتقادات و تمامی شهیدانی که به فرمان امام خود به پا خاستند و در مقابل ظلم ایستادند.
یاد و خاطر ایشان و سالروز شهادتش گرامی باد.

با تشکر از زحمات سعید آقا بالنگ.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

درود بر روح سردار شهید داریوش مرادی
ممنونم آقای مرادی

عین علی در گفته :

سال 62تی57 ابوالفضل ع درمنطقه ی جفیر مستقر بود من هم ان زمان در اطلاعات مشغول خدمت بودم یک روز با موتور به مقر تیپ می رفتم در سه راهی جفیر از دور یک نفر که با پای لنگان که به طرف خط مقدم می رفت به سمتش رفتم نزدیک شدم اری او اشنا بود ان دلیرمرد که مجروحیتش در عملیات های گذاشته ارث می برد کسی نبود جز اسماعیل هادیان بااخلاص باصفا و متین کم حرف کنارش ایستادم سلامش کردم به احترامش پیاده شدم همدیگر را بغل کردیم ای دنیا چه بی رحم هستی که چه عزیزانی از ما گرفتی تعارفش کردم که سوار شو که برسانمت گفتند مزاحم نمی شوم یواش یواش می روم هرچند سخت است اما می رسم اخر بااصرار سوار شد و به خط مقدم رفتیم در انجا دوستانمان شهید علی مردان بودند دیداری تازه کردیم و خداحافظی به مقر برگشتم اسماعیل جان حرفم باشماست چطور دنیارا طلاق دادید ودست از لذتهای این دنیا کشیده بودید ساده گی وشجاعت از کی به ارث برده بودید راستی به ما بازماندگان بگوید با خدای متعال چه گفتید و چه عملی انجام دادید که از دوستان همجنس خود امثال مجتبی وحجت ووووو جدانشدید و ما بیچارگان در این دنیای فانی که گرد جاکش برتنمان سنگینی می کندمانده ایم اه حسرت که چه روزهای از دست داده ایم مارا دعا کنید واز خدا بخواهید که از قافله جا نمانیم

ن.آزادبخت در گفته :

دکتر کورش عزیز امید آنکه بیش از پیش در راه پاک شهیدان و عزت و شرف مردم عزیز کشورمان و تحقق آرمان ها و ارزش های خدایی شهید عزیزمان دکتر اسماعیل هادیان سربلند و کامیاب باشید. به راستی نام و یاد شهید هادیان و زدودن غبار مظلومیت از آن شهید شاخص و اندیشه ورز گرانسنگ کمترین وظیفه ای است که بایستی بدان پرداخت. او با تلاشهای خستگی ناپذیرش در اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان، فرماندهی پایگاه مقاومت شهید بهشتی و تلاش ستودنی در دو جبهه حوزه و دانشگاه و از همه بیشتر اخلاق علوی و رفتار آگاهانه، مسوولانه و ایفای نقش در حوزه های گوناگون فردی و اجتماعی می تواند و باید مایه عبرت و درس آموزی همگان به ویژه نسل جوان و نوپای این سرزمین مقدس قرار گیرد. بازشناسی و شناخت ژرف تر ابعاد روحی و روانی آن عزیز امروز پس از حدود سه دهه از عروج آن شهید مظلوم وظیفه ای است که نباید از آن دریغ داشت و به فراموشی سپرد از درگاه پروردگار همنشینی آن عزیز را بر سر سفره رضوان و رحمت حق و صبر و سربلندی برای پدر دین مدارش حاج ابراهیم هادیان بیش از پیش مسئلت می نماید.

فتحعلی شهبازی در گفته :

دکتر جان سلام سال هاست که از زیارت آن جناب محرومیم امید است میسر گردد. شهید هادیان تاب دوری مجتبی را نداشت و خیلی زود در بزم مستانه ی آن عزیز شریک شد و حال بر بی برگی ما می خندند و شاید می گریند

داریوش گراوند در گفته :

سلام بر شهدا سلام بر آنانکه بدون هیچ چشم داشتی از دنیای فانی ره صدساله را یک شبه طی نمودند ، سلام به روان پاک سرداران گمنام شهرم شهیدان حمید رضا ابراهیمی ، حسن رضا یوسف زاده ،علیمردان آزادبخت ، دکتر اسماعیل هادیان ، مرتضی حسن پور ، شهیدان سرتیپ نیا و دیگر شهدای شهرم کوهدشت خداوند بهتر می داند از یادتان غافل نبودم بعد از شهادت شما عزیزان روزها و شبها در تنهایی برایتان مویه کردم ، اما افسوس توان وامکان معرفیتان به نسلهای بعد از خود نداشتم . دستهایم توان نوشتن از شما فرشته های آسمانی را ندارد اشک چشمانم امانم نمی دهد بغض گلویم را می فشارد ….

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام آقای گراوند
اگر افتخار بدید و مدیریت وبلاگی از وبلاگهای شهدای کوهدشت رو بپذیرید خوشحال میشیم در خدمتون باشیم

وبلاگ گردان محبین در گفته :

برادر بزرگوار جناب گراوند جانشین گردان حضرت علی بن ابی طالب بوکان بودند . هیچگاه لحظاتی را که بر پیکر مطهر شهید یوسف زاده حاضر شد را فراموش نمی کنم .

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

سلام و صلوات خدا بر روح شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان
روحش شاد و یادش گرامی
…………………………………………
برای جانباز سرافراز و سربلند و مخلص بازمانده و یادگار شهداء دکتر کورش هادیان عزیز آرزوی توفیق سعادتمندی وتندرستی و طول عمر باعزت وبرکت از درگاه خداوند خواهان و خواستارم

رحیم جعفری در گفته :

سلام،شهید هادیان گلی بود که بوی صداقت وصراحت کلام وجسارت منطقی میداد، همیشه در مباحثه های جمعی جدی وبا جسارت بود عکسهای اردوی رامسر سال شصت را اگر دیده باشید تایید کننده این مطلب حقیر است در عین خلوص وصفا ومعنویت که جزءجوهره ذاتی او بود. 25 فروردین ونیمه شعبان آن سال روز ماندنی شهادت آن عزیز است که یقینا مدعو صاحب آن روز حضرت ولیعصر عج شد .یادش گرامی ویاد آورانش سعادتمند باد .تشکر از آقا سعید عزیز

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنونم حاج آقا

این همه عزیز واسه عزت کشور واقتدار نظام چه تلاشها کردند وبه شهادت رسیدند
برای شهادت لحظه شماری کردند وچه عزیزانی که تامرز شهادت رفتند .شهادت رقابت شده بود
ای کاش کمی به خود بیاییم وقیمت زیادی که واسه نظام واسلام دادیم قدر میدانستیم
به خدا به شهدا مدیون هستیم جان خود رادادند تاما باعزت زندگی کنیم .در مقابل ما آیا راهی که شهدا هموار کردند ادامه میدهیم …
روحشان شاد ویادشان گرامی

با سلام
آقای دکتر موفق ومؤید باشید
یا علی

مسعود یاراحمدی در گفته :

با عرض سلام و درود و خسته نباشید خدمت جناب آقای بالنگ عزیز. واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم همیشه به خودم میگفتم آیا کسی هست که بتونه دلاوریها و شجاعت های این شیرمردان بی ادعا رو به نحوی منعکس کنه و به نسل جدید معرفی کنه خدا وکیلی یه جورهایی این دلاورمردها داشتند فراموش میشدند. آفرین به شما جناب بالنگ عزیز که دین خودتان را به این شهیدان و رزمندگان این منطقه به طوری ادا کردید که واقعا زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. آقای بالنگ عزیز بنده حقیر در دوران دفاع مقدس بچه بودم و تا حدودی اتفاقات آن دوران در ذهنم هست یادم هست وقتیکه نیروهای کوهدشتی به جبهه اعزام میشدند محل اعزامشون مسجد صاحب الزمان بود یادم هست که خبر شهادت رزمندگان رو به خانواده هاشون میدادند باور کنید یه حال و هوای عجیبی بود یادم هست بمبارانهای هواپیماهای رژیم سفاک صدام ملعون رو. درود میفرستم به روح پاک شهیدان این مرزم و بوم که با خون خودشون امنیت رو واسه این مردم بیمه کردند. هم اکنون که سالها از این دوران میگذرد باید قدر یادگاران دفاع مقدس رو بدونیم جانبازان و رزمندگان و آزادگان سرافراز رو میگم بنده به نوعی با این عزیزان به سبب فامیلی سعادت دارم در خدمتون باشم دایی عزیزم حاج فتح اله اولادپور ” دایی پدرم جانباز سرافراز شیمیایی حاج کریم خاوری و …. گاهی ازشون میخوام که خاطره ای تعریف کنند یه طورهایی از گفتن خاطره سرباز میزدند میدونید که منظورم چیه .واقعا مصداق کجایند مردان بی ادعا در مورد همه رزمندهای عزیز صدق میکنه. در پایان از زحمات بی دریغ و صادقانه شما آقای بالنگ بزرگوار در معرفی شهیدان جانبازان و رزمندگان این منطقه تشکر میکنم امیدوارم که موفق و پیروز و سربلند باشید.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام آقای یاراحمدی
ممنونم از اینکه به بخش شهدای میرملاس سر میزنید حضورتون باعث خوشحالی و دلگرمی بنده است
اگر بتونید این خاطرات رو برامون مکتوب کنید ممنون میشیم
اجرتون با شهدا

مسعود یاراحمدی در گفته :

با عرض سلام. ممنونم جناب بالنگ بزرگوار شما نسبت به بنده لطف دارید برای من سر زدن به بخش شهدای میرملاس سعادت و افتخار بزرگیست. چشم حتما اگه تونستم در اولین فرصت مکتوب میکنم و براتون میفرستم.سربلند و پیروز باشید.

س.م.والی پور در گفته :

باعرض سلام. یادوخاطره ی دوست عزیزوگرانقدرم ، شهید دکتراسماعیل هادیان گرامی باد. واز آقای دکترکورش هادیان ، که دردرج این خاطره زحمت کشیده اند تقدیروتشکرمی شود. آقای دکترمشتاق دیدار.
آقای بالنگ دست گلت دردنکنه ، خداقوت

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنونم دایی جان

امین جمشیدی در گفته :

سلام دکتر عزیز

من به خاطر ارتباط بسیار نزدیکی که سالهاست با خانواده محترم شما بویژه عمود بزرگوارتان حاج ابراهیم دارم اوصافی که شما از این شهید بزرگوار بیان نموده اید را با منش خانواده آن شهید بزرگوار کاملا همسو می بینم بویژه پدر محترمشان که انصافا هر چه از بزرگواریشان گفته شود کم است
به قول شاعر :از کوزه همان برون تراود که در اوست

علی جوزی پور در گفته :

باعرض سلام ارادت خدمت همه عزیزانی که مهمترین دغدغه فکریشان یاد شهداست . جناب آقای دکتر کورش هادیان سلام و عرض ارادت ، در تکمیل نوشته شیوای شما باید عرض کنم شهدا رفتند تا بمانند زیرا عندربهم یرزقونند و نزد خدایشان روزی میگیرند آنها به مولایشان حسین ع پیوستند تا جاودانه شوند و برای همیشه حی و حاضر باشند شهدای عزیز ما با معرفت و شناختی که پیدا کرده بودند دریافتند ماندن بی معنی است و این عامل باعث شده بود که مرتب میخواندند الهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک !!!!!
و چنین شد که رفتن را برای ماندنی ابدی انتخاب نمودند روح همه شهدا و امام شهدا قرین رحمت حق باد
آمین یا رب ا لعالمین

بنده خدا در گفته :

سلام راستی صداقت شهدا کجا ما کجا دیروز یکی از مسعولین شهرستان رومشگان با خودرو اداره خانواده خود را سوار کرده وبه تفریح در پارک بلوران اورده بود بعد در کمال پررویی پیش نماز شد نماز ظهر بر گذار کرد این حرکت خیانت به خون این عزیزان است خواهش می کنم مواظب این گونه حرکات باشیم ودر نزد خداوند وشهدا شرمنده نباشیم باشد که الگو بهتری باشیم برای جوانان

محمدرضایی در گفته :

شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیك شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شكل است. شهادت مرگی از راه كشته شدن است، كه شهید آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبیر قرآن ((فی سبیل الله))انتخاب می كند. یعنی شهید در راهی كشته می شود كه هر دو ارزش آگاهانه و فی سبیل الله را داراست و چنین مرگی است كه به تعبیر پیامبر((ص)) شریفترین و بالاترین نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ)و علی(ع) آن را گرامی ترین نوع مردن می داند.(اَكْرُمُالمُوًتِ اَلْقُتْلُ) اسماعیل نیز این چنین بود لایق این اوصاف الهی.

از طرف خانواده شهید محمود رضایی در گفته :

با تشکر از دکتر هادیان و آرزوی توفیق سعادت و طول عمر با عزت و برکت از درگاه خداوند برای ایشان و خانواده ی محترم هادیان . و درود خدا بر شهید اسماعیل هادیان و درود خدا بر پدر بزرگوار ایشان که چون کوه استوار است و خداوند سالیان سال ایشان را در پناه خودش نگهدارد.
و با عرض خداقوت خدمت برادر عزیزم آقای بالنگ

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام و درود بر روح بلند شهید والامقام محمود رضایی
ممنونم از حضورتون آقای رضایی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :