کد خبر : 935
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۶:۱۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 706 بازدید

شخصیت افراد رای دهنده در استان لرستان چگونه است؟

  شخصیت افراد رای دهنده در استان لرستان چگونه است؟ ضمن احترام به همه مردم شریف استان لرستان که انصافا در تمام صحنه های انقلاب مخصوصاً در دوران دفاع مقدس حرف اول را زدند ،در یک برداشت شخصی به فکر افتادم نگاهی به شخصیت رای دهندگان در استان بیندازم و تقریبا با توجه به این […]

 

شخصیت افراد رای دهنده در استان لرستان چگونه است؟
ضمن احترام به همه مردم شریف استان لرستان که انصافا در تمام صحنه های انقلاب مخصوصاً در دوران دفاع مقدس حرف اول را زدند ،در یک برداشت شخصی به فکر افتادم نگاهی به شخصیت رای دهندگان در استان بیندازم و تقریبا با توجه به این صفات خارج از دخالت گرایش فردی خودم آنها را دسته بندی کرده باشم باتوجه به تجربه چندین دوره انتخابات بطور کلی میتوان رای دهندگان را در سه گروه دسته بندی نمود.

 

گروه اول :

 

افرادیکه دارای اصول دیدگاهی وتفکر ی ثابت البته بادر نظرگرفتن مقتضیات زمانی، که این افراد پایبند و معتقد به دیدگاه خود ودر این راستا ممکنه هزینه های زیادی هم پرداخته باشند و از مزایای اجتماعی بهره ای نبرده باشند هرچند این گروه اندکند اما دارای ثبات شخصیتی و بین همه گروهها محترم وهمیشه حرف برای گفتن دارند چون دارای شخصیتی حقیقی ،یک رو،پاک و آرام می باشند ودر بحث و ارائه نظرشون منطقی و بدون تخریب دیگران صحبت می کنند ویژگی دیگری که دارند هیچوقت به دنبال منافع شخصی و پست و موقعیت نبوده و نیستند بلکه به فکرمنافع عمومی و دلسوزی برای توسعه همه جانبه استان و منطقه می باشند.
در هردوره از انتخابات طرفدار هر کاندیدایی که باشند به راحتی نقاط ضعف وی را گوشزد می کنند و ملاحظه کاری و رودرواسی هم نمی کنند و درمقابل هر مسئولی به راحتی دفاع از حقوق خود ودیگران می کنند اگر هم صاحب موقعیتی شدند زیاد دوام نمی آورند چون می خواهند قانونی کار کنند و نه خط و باندی به همین دلیل چون خواسته های گرایشی نماینده یاطرفداران را رعایت نمی کنند موج اعتراض علیه آنهابالا می گیرد متاسفانه استان ما دچار فرهنگ ناخواسته ی بیماری شده که نیاز به معالجه دارد.

گروه دوم:

 

افرادی هستند که خط فکر مشخصی ندارند و متاسفانه آفتابگردانی و به روزند، منفعت طلب و همزمان با منابع منفعت در حال تغییرند اینها شخصیتی چندگانه دارند و هیچوقت شخصیت حقیقی از خود نشان نمی دهند متاسفانه شخصیتی دوگانه و متزلزلی دارند و اگه با یک دوربین مخفی رفتارهای روزانه آنها را مشاهده کنیم با چندین دیدگاه و خط فکر و چهره های رنگین از آنها مواجه می شویم اگه مسئول باشد بدتر ، اگه دیدگاه چپ حاکم بشه چپی هستند اگه اصول گرا حاکم بشه راست ی هستند و در هرزمان شعارهای آن حزب وگروه را بیشتراز رهبر گروه به رخ دیگران میکشند و متاسفانه رفتارهایی از خود نشان میدهندکه افراد فهیم غبطه می خورند و به حال این آنها می گریند غافل از اینکه نگاه مردم و منصفین بعنوان یک دوربین مخفی حقیقی تمام رفتارهای آنها را ثبت و ضبط می کند خدا که جای خود دارد…
اگه بصورت فردی با این افراد بنشینی و از تومطمئن باشند اولین کسانی هستند که از نظام و انقلاب و ولایت و … انتقاد میکنند و همه چیز را زیر سوال میبرند متاسفانه این یک بداخلاقی محض است که در یک جامعه اسلامی داره نهادینه میشود که مصلحین باید جامعه را از این وضعیت نجات دهند
راستی چرا ؟ چه عواملی باعث شد که افراد در عین حال که دارای پست و موقعیت و حقوق بالا اما همیشه در عذاب وجدان باشند و آرامش روحی نداشته باشند چرا شخصیت گرانبهای خود را اینقدر تحقیر میکنند مثلا اگه رئیس باشند ممکنه یه راننده یا خدمتگزار منتسب به نماینده یا مسئول رده بالاتر برایش تصمیم گیری بکنه وحاضرند هر باجی بدهند اما موقعیت از دست ندهند البته این افراد گاهی تقصیر ندارند این شرایطی که هست باعث میشه تا افراد برای بهره مندی از مزایای موجود دست به چنین حقارتی بزنند یک سوال از این افراد راستی وقتی در تنهایی با خدای خود خلوت میکنید ازخودتون بدتون نمی آید ؟ در مقابل همسر و فرزندان چه پاسخی می دهی ؟ فرزندت را چگونه و با کدام ثبات شخصیتی می خواهی تربیت کنی ؟

 

گروه سوم:

 

که زیاد هم هستند افراد باصداقت وکم سواد منتصبین به دو گروه قبل هستند که به رهبری آنها گرایش به دیدگاه خاصشون پیدا می کنند اینها نه اینکه دارای بینش نیستند ولی به احترام افراد دو گروه قبل دنباله روشان می باشنداینها بی تقصیرند اما متاسفانه با توجه به فرهنگ عشیره ای و قومی و قبیله ای بعضی مواقع اثرات شخصیتی گروه دوم روی آنها تاثیر می گذارد که این یک معضل فرهنگی بزرگ هست که باید علاج شود
راستی چرا فرهنگ بیمار گروه دوم گریبانگیر جامعه واستان ماشد؟ چه عواملی باعث این معضل بزرگ فرهنگی شد ؟ چه کسانی در این موضوع خواسته یا ناخواسته دست داشته و دارند ؟آیا اگر استان ماکه سرشار ازمنابع غنی در هرزمینه هست از محرومیت همه جانبه بیرون بیاد چنین بیماری از بین نمی رود؟ چرا کاندیدا های ما به جای اینکه با هم رقابت کنند و برنامه های برون رفت از محرومیت ارائه بدهند با وعده وعیدهای شخصی این بیماری واگیر دار را بین مردم شایع می کنند ؟چرا هر نامزدی و هوادارنش ازقبل فقط به دنبال تغییر پست افراد و جایگزین کردن هواداران خود می باشند ؟ چراجوانی که مدرک لیسانس یا فوق لیسانس دارد مجبور به ارائه شخصیتی چندگانه و خود را در ستادهای مختلف حتما نشان دهد تا اگر فلان کاندیدا برنده شد بعداً اورا در شرکتی قراردادی جای دهد ؟ چرا فلان فرد سر شناس به طور مثال با اینکه در جلسات آقای ….. جزء تصمیم گیرندگان اصلی هست با طرف دیگر تماس میگیرد و میگوید من ظاهری با فلانی هستم ؟
درپایان این یک برداشت شخصی دلسوزانه بود شاید هم اشتباه باشد ضمن احترام به همه دیدگاهها پذیرای هر نوع انتقاد سازنده از این برداشت شخصی و در راستای بهبود وضعیت بیمار فرهنگی که ناخواسته بر منطقه ما حاکم شد می باشم.

 

با سپاس

امین آزادبخت

mirmalas@gmail.com

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :